فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

درسی از علی علیه السلام

فضه مسؤولیت داشت غذای حضرت را که در منزل آماده می شد، به ایشان برساند و به این ترتیب با وی همراه بود. از این روی چندین بار که اشخاص مختلف حضرت را در حال خوردن غذای ساده بعد از خستگی ناشی از کشاورزی می دیدند، به فضه اعتراض می کردند و او که در مقابل این سؤالها قرار می گرفت، خود بهتر از دیگران به مقام والای امیرمؤمنان وصی و برادر رسول بزرگ خدا پی می برد.
عمرو بن حریث یکی از اشخاصی است که به فضه اعتراض کرد و...امیرمؤمنان در پاسخ او فرمود: یا عمرو لقد حانت هذه - و مدیده الی محاسنه - و خسرت هذه ان ادخلها النار من اجل الطعام و هذا یجزنی(27)
حضرت علی علیه السلام فرمود: عمرو وقت این رسیده - و دستش را به محاسنش کشید - و ادامه داد: اگر این محاسن به سبب طعام بسوزد، زیان کرده است و همین غذا مرا کفایت می کند.

عدالت فاطمه علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام هرگز در حق فضه بی عدالتی روا نداشت. به وی فرصت عبادت می داد و از تمام امتیازها بهره مندش می ساخت. در این باره پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به فاطمه علیهاالسلام توصیه کرده بود به این صورت که انجام کارهای خانه یک روز بر عهده فاطمه علیهاالسلام و روز دیگر بر عهده فضه باشد. با این روش هر یک می توانستند به استراحت، عبادت و کارهای مورد علاقه شان بپردازند. در نوع انتخاب کارهای خانه نیز فاطمه علیهاالسلام، فضه را آزاد گذاشته بود و کار بر زمین مانده را دختر رسول خدا انجام می داد. در این خانه عموماً کارها به دو بخش داخلی و خارجی خانه تقسیم شده بود. کارهایی مانند: آرد کردن جو و گندم روشن کردن تنور نان و غذا پختن، شستن لباس، نگهداری کودکان از کارهای داخل خانه بود و اموری مانند تهیه هیزم، رساندن غذای حضرت علی علیه السلام در نخلستان، از امور بیرون منزل به حساب می آمد. و این نیز مطلب نمونه ای است از عدل الهی که در خانه اهل بیت علیهم السلام جاری بود.

نوبت کار

قطب راوندی می نویسد: روزی سلمان فارسی به خانه فاطمه علیهاالسلام آمد. دید حضرت در کنار آسیاب نشسته و به آرد کردن جو برای خانواده اش، مشغول است و از کثرت کار، دست فاطمه زهرا علیهاالسلام مجروح شده و خون آن بر دسته آسیاب لخته بسته است. در همان حال فرزند کوچکش حسین علیه السلام در گوشه خانه از گرسنگی بی تاب و رنگ پریده شده است. سلمان پرسید: ای دختر رسول خدا دست های شما از آسیاب کردن مجروح شده است. خادمه تان حاضر است، چرا این کار را به او نمی سپارید؟
فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من وصیت کرده است خدمت خانه یک روز با او و روز دیگر با من باشد، دیروز نوبت او بود.
سلمان گفت: من بنده آزاد شده شما هستم. بگذارید جو را آرد کنم یا حسین علیه السلام را ساکت سازم. فرمود: من بهتر می توانم حسین را آرام کنم. شما جو را آرد کنید.
سلمان مشغول کار کردن شد. دقایقی بعد هنگام نماز فرا رسید و سلمان به سوی مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله روانه شد. در مسجد علی علیه السلام را دید و از آنچه دیده بود، او را مطلع کرد. علی علیه السلام که از ناراحتی اشک بر گونه هایش جاری شده بود، بی درنگ از مسجد خارج و به سوی خانه روانه شد.
لحظه ای بعد دیدند که علی علیه السلام تبسم کنان به مسجد برگشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: چه شد گریان رفتی و خندان برگشتی؟ فرمود: دخلت علی فاطمه علیهاالسلام و هی مستقبلة لقفاها و الحسین نائم علی صدرها و قدامها رحی تدور من غیر ید نزد فاطمه رفتم. دیدم حسین علیه السلام بر سینه مادر خوابیده و آسیاب، بی آنکه دستی دیده شود، خود به خود می گردد.
پیامبر صلی الله علیه و آله تبسمی کرد و فرمود: یا علی اما علمت ان لله ملائکة سیارة فی الارض یخدمون محمداً و ال محمد الی ان تقوم الساعة ای علی! مگر نمی دانی خداوند در زمین فرشتگانی دارد که می گردند و همیشه به محمد و آل محمد خدمت می کنند؟(28)