فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

مشارکت در خدمت

برخی از نویسندگان سعی دارند، ثابت کنند در آن زمان که فضه به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام راه یافت، همه فقرای مدینه از جمله اصحاب صفه به تمکن مالی رسیده بودند، بنابراین بخشیدن خادمه به فاطمه زهرا علیهاالسلام به معنای نادیده گرفتن حقوق دیگر فقرا نبود. صاحب نخبة البیان می نویسد: آنچه که معروف است، فاطمه خادمه ای به نام فضه داشته که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به او بخشیده بود و این بعد از زمانی است که فرزندان و کارهایش بیشتر از قبل شد و از طرف دیگر پیروزی و غنایم افزونتر گشت. رسول خدا بر آنچه از خیبر و بنی قریظه و نضیر و غیر آن به دست آمد، مسلط شد به این ترتیب دنیا به مسلمانان رو کردد و اهل صفه و ضعفای مدینه از فقر و فلاکت نجات پیدا کردند؛ زیرا رسول خدا از این اموال به آنها بخشید و آنان به وسعتی که خدا عنایت کرده بود، روی آوردند. پیامبر صلی الله علیه و آله در این وقت برای دخترش نیز گشایشی ایجاد کرد...(19) دیدگاه حاضر در صدد رفع این شبهه است که خاندان عترت در عین نیازمندی اقشار وسیع مردم، چگونه تقاضای خادم می کردند، و با این توجیه تقاضای خدمتکار بعد از رفع نیازهای عمومی خواهد بود؛ اما حقیقت این است که هیچ دلیلی بر این ادعا نیافتیم. که گویای تمکن مالی عموم مردم از جمله اصحاب صفه آن هم در این حد فراگیر باشد.
در هر صورت به نظر می رسد با ورود این بانوی نوبه ای استراحت و راحتی نیز همچون کار و تلاش بین او و فاطمه علیهاالسلام تقسیم شد؛ لذا فاطمه علیهاالسلام می فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش کرد، کار خانه یک روز با من و روز دیگر با او (فضه) باشد.(20)
به این ترتیب پیامبر به فضه در مقابل خدمت حق حیات، حق استراحت، حق عبادت داد. به عبارت دیگر، او نیز انسانی آزاد شد که هم کار می کرد و هم ثمره کار خود را می چید. لذا این گونه به خدمت گیری نه تنها روح رفاه طلبی و برتری جویی نداشت، بلکه نوعی تعامل و روشی برای یاری رسانی طرفینی بود. روشی که با اجرای عدالت جلوی هر نوع برتری جویی و استثمار را می گرفت.
به این ترتیب به نظر می رسد، ورود فضه نوبیه به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام با عنوان مشارکت صورت پذیرفت. در تأیید این تحلیل کافی است به متن حدیث امام صادق علیه السلام توجه کنیم که می فرمود:(21) رسول خدا برای فاطمه علیهاالسلام خادمه ای استخدام کرد که نامش فضه نوبیه بود و خدمت را تقسیم کردند.

خانه نور

فضه برگزیده رسول خدا از چنین رویدادی بی اندازه خوشحال بود و از اینکه توفیق همکاری و همیاری با دختر پیامبر بزرگ اسلام را یافت، در پوست خود نمی گنجید. خوشحالی او آنگاه افزونتر شد که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله او را مورد لطف مخصوص خود قرار داد و نام (فضه) را برایش انتخاب کرد. فضه با خوشحالی و خیالی آسوده، مسیر خانه فاطمه علیهاالسلام را در پیش گرفت. و لحظه ای بعد خود را در آنجا یافت. خانه فاطمه کنار خانه رسول خدا و در مجاورت مسجدالنبی بود و روزنه ای بین آن دو بود که هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله از خانه خود بیرون می آید از طریق این روزنه از حال دخترش مطلع می شد. فضه، خانه ای گلی و محقری را پیش روی خود می دید که مانند دیگر خانه های مدینه بود و آنگاه که به درون خانه پای گذاشت، سادگی خانه او را مبهوت ساخت و عجیب تر اینکه فاطمه و دو فرزندش حسن و حسین علیهماالسلام در نهایت سادگی می زیستند. اینک فضه مقصود خود را یافته بود. الفت و پیوندی معنوی بین آن دو از همان لحظه آغازین بر قرار شد که تا لحظه شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ادامه یافت.

زهد علوی

در این خانه، زهد علی علیه السلام و عدالت فاطمه علیهاالسلام دو اصلی بود که از همان روز نخست، فضه را مجذوب اهل بیت علیهم السلام کرد. او می دید که چگونه منسوبین و بستگان درجه اول پیامبر صلی الله علیه و آله از کوچکترین امتیازی محرومند. آری! فضه از همان روز به این حقیقت پی برد. دیوارهای کوتاه، اتاق کوچک، ظروف گلی، زیراندازهای نخ نما و لباس های ساده...همه فضه را غرق در حیرت کرده بود.
حافظ رجب برسی در کتاب مشارق الانوار در این باره داستانی را بیان می کند که در هیچ یک از کتب دیگر از آن یاد نشده است.(22) روشن ترین دلیل را محمد علی عالمی در کتاب خود پیغمبر و یاران یادآور می شود و می نویسد: تا اول قرن نهم که برسی این کتاب را نوشته است، از این مطالب خبری نیست و در کتابی قبل از آن یافت نشده است. اصل داستان او که از آن پس بارها در کتب دیگر نقل شده، چنین است:
وقتی فضه به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمد، در آنجا غیر از آسیاب، سپر و شمشیر چیز دیگری ندید. او دختر پادشاه هند بود و مقداری از اکسیر به همراه داشت. قطعه ای مس برداشت و به شکل شمش درآورد. دارو به آن زد و به صورت طلا شد. وقتی پیش امیر مؤمنان آمد، طلا را رو به رویش گذاشت. علی علیه السلام وقتی آن را دید، فرمود: آفرین فضه! اما اگر آن را ذوب می کردی، رنگش بهتر و قیمتش بالاتر می شد. فضه با شگفتی پرسید: ای آقا! مگر شما هم این صنعت را می شناسید؟
فرمود: بله و این کودک هم (بلد است.)
فضه پرسید: این کودک هم؟
فرمود: بله. آنگاه به حسین علیه السلام اشاره کرد و او جلو آمد و مانند پدر توضیح داد.(23)
به هر روی این روایت از قرن نهم به بعد در کتاب های مختلفی تکرار شد و توهمات زیادی پیرامون زندگی فضه به وجود آورد. از جمله اینکه برخی او را دختر پادشاه هند دانسته اند.(24)
گروهی بر ضعف این مطلب تاکید کرده اند و البته ما برای اثبات مقام زهد امیرمؤمنان علیه السلام نیازی به چنین روایاتی نداریم؛ و روایاتی دیگر که فضه نیز در آنها حضور دارد و گویای مقام زهد امیرمؤمنان است، به تعداد زیادی در کتب مختلف نقل شده است.
فضه ارتباط گسترده ای با خاندان اهل بیت مخصوصاً علی علیه السلام داشت. و علاوه بر یاری رسانی در امور منزل، به امیرمؤمنان علیه السلام نیز کمک می کرد. گاه آب وضوی حضرت را حاضر می کرد و زمانی کارهای شخصی او را انجام می داد. غذای حضرت را که در منزل تهیه می شد، در دستمالی می پیچید و به خدمت ایشان به محل کارش در نخلستان ها می برد. در این بین گاه اتفاقاتی روی می داد که نمونه هایی از آنها را می خوانیم: