فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

ورود فضه به مدینه(13)

انسان های دلباخته از نقاط مختلف به شوق دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه می آمدند و چون مهر پیامبر جانشان را نوازش می داد، حاضر به
ترک او نمی شدند. آنان سرپناهی نداشتند و محتاج غذا و امکانات اولیه زندگی بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله بخشی از فرصتش را برای تهیه حداقل امکانات مورد نیاز مهاجران غریب به کار می برد. حضرت آنان را در کنار مسجد جای داد و از غنیمت ها و...برای تأمین نیازهایشان به آنها پرداخت می کرد.
مهاجرانی که به اصحاب صفه(14) مشهور بودند، عموماً فقیر و به کمکهای مستقیم رسول خدا صلی الله علیه و آله وابسته بودند. دلیل اصلی این امر، نداشتن زمین و زراعت بود که سرمایه اصلی آن روز به شمار می رفت. همین معضل اقتصادی مهاجران مکه را نیز گرفتار کرده بود که با همیاری و ایثار مردم مدینه (انصار) مشکل آنان بر طرف شد و اختلاف محسوسی بین آنها به چشم نمی خورد؛ اما این کمک ها درباره مهاجران غریب که بدون سر و صدا و تک تک وارد شهر می شدند، دیده نشد. خانواده رسول خدا، خصوصاً حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز با رنج و سختی امور خانه را اداره می کردند. تا آنجا که بر اساس روایتی دستان فاطمه زهرا علیهاالسلام پینه بسته بود و هر روز بیشتر از قبل قوایش به تحلیل می رفت.(15)
گاه شب را با آسیاب کردن به صبح می رساند و علی علیه السلام رنجور از زخم مشکی که تا شب بر دوش کشیده بود، به خانه می آمد و حسن و حسین را در آغوش می کشید و از آنان پرستاری می کرد. با این همه، عزت نفس فاطمه علیهاالسلام مانع از آن بود که به وضع سخت زندگی اعتراضی کند. از این روی هر گاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حال و روز دخترش سؤال می کرد، فاطمه علیهاالسلام ابراز رضایت می نمود، تا اینکه روزی امیرمؤمنان در حین کار از ورود تعدادی اسیر به مدینه اطلاع یافت. خود را به فاطمه علیهاالسلام رساند و از آمدن اسیران خبر داد. آن دو لحظه ای اندیشیدند. آنگاه فاطمه علیهاالسلام نزد پدر آمد، اما بی آنکه سخنی از نیاز بر زبان آورد، به خانه بازگشت. وقتی خود را در مقابل امیرمؤمنان علیه السلام دید، فرمود: از هیبت آن بزرگوار قدرت سخن گفتن از من گرفته شد. این بار هر دو با هم به نزد پیامبر آمدند و این بار علی علیه السلام پیش قدم شد. او از سختی کار خانه برای فاطمه و کار بیرون برای خود حکایت گفت و در نهایت خدمتکاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله برای فاطمه علیهاالسلام درخواست کرد.(16)
اشک در چشمان رسول خدا حلقه زد و فرمود:(17) ای فاطمه! قسم به حق کسی که مرا به رسالت فرستاد، چهار صد نفر در مسجد بدون غذا و لباس هستند، اگر نمی ترسیدم با دادن خدمتکار، ثواب و اجر اخروی شما از بین برود، هر چه می خواستی می دادم.
ای فاطمه! من نمی خواهم اجر و پاداش تو را با دادن خادمه ای از تو جدا کنم...
آنگاه فرمود: از چیزی با خبرتان می کنم که از خادم برایتان بهتر است، وقتی می خواهید بخوابید، سی و چهار مرتبه الله اکبر سی و سه بار سبحان الله، و سی و سه بار الحمدلله بگویید.
بر اساس روایتی دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله پس از شنیدن درخواست آنان از خانه خارج شد. در همان حال آیه ای نازل شد. و اما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة من ربک ترجوها فقل لهم قولاً میسوراً(18). آیا برای رسیدن به رحمت خدای خود که امیدش را داری، از آنها روی برگرداندی؟ با آنها به نرمی سخن بگوی.
در پی نزول این آیه که به صراحت به رضایت الهی از تقاضای فاطمه علیهاالسلام تاکید می کرد، دل نگرانی رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از نابودی اجر و ثواب تحمل سختی ها از بین رفت. و این بار پیامبر صلی الله علیه و آله با گشاده رویی به جمع اسیران آمد و بانویی را که نمکین صورت و از اهالی سرزمین نوبه بود، برای همکاری با فاطمه علیهاالسلام برگزید و خود نام فضه را برایش انتخاب کرد و آنگاه او را به خانه فاطمه علیهاالسلام روانه ساخت.
و به این ترتیب فضه زندگی افتخارآمیز خود را در کنار دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را آغاز کرد.

بخش دوم: در محضر سه معصوم

مشارکت در خدمت

برخی از نویسندگان سعی دارند، ثابت کنند در آن زمان که فضه به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام راه یافت، همه فقرای مدینه از جمله اصحاب صفه به تمکن مالی رسیده بودند، بنابراین بخشیدن خادمه به فاطمه زهرا علیهاالسلام به معنای نادیده گرفتن حقوق دیگر فقرا نبود. صاحب نخبة البیان می نویسد: آنچه که معروف است، فاطمه خادمه ای به نام فضه داشته که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را به او بخشیده بود و این بعد از زمانی است که فرزندان و کارهایش بیشتر از قبل شد و از طرف دیگر پیروزی و غنایم افزونتر گشت. رسول خدا بر آنچه از خیبر و بنی قریظه و نضیر و غیر آن به دست آمد، مسلط شد به این ترتیب دنیا به مسلمانان رو کردد و اهل صفه و ضعفای مدینه از فقر و فلاکت نجات پیدا کردند؛ زیرا رسول خدا از این اموال به آنها بخشید و آنان به وسعتی که خدا عنایت کرده بود، روی آوردند. پیامبر صلی الله علیه و آله در این وقت برای دخترش نیز گشایشی ایجاد کرد...(19) دیدگاه حاضر در صدد رفع این شبهه است که خاندان عترت در عین نیازمندی اقشار وسیع مردم، چگونه تقاضای خادم می کردند، و با این توجیه تقاضای خدمتکار بعد از رفع نیازهای عمومی خواهد بود؛ اما حقیقت این است که هیچ دلیلی بر این ادعا نیافتیم. که گویای تمکن مالی عموم مردم از جمله اصحاب صفه آن هم در این حد فراگیر باشد.
در هر صورت به نظر می رسد با ورود این بانوی نوبه ای استراحت و راحتی نیز همچون کار و تلاش بین او و فاطمه علیهاالسلام تقسیم شد؛ لذا فاطمه علیهاالسلام می فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش کرد، کار خانه یک روز با من و روز دیگر با او (فضه) باشد.(20)
به این ترتیب پیامبر به فضه در مقابل خدمت حق حیات، حق استراحت، حق عبادت داد. به عبارت دیگر، او نیز انسانی آزاد شد که هم کار می کرد و هم ثمره کار خود را می چید. لذا این گونه به خدمت گیری نه تنها روح رفاه طلبی و برتری جویی نداشت، بلکه نوعی تعامل و روشی برای یاری رسانی طرفینی بود. روشی که با اجرای عدالت جلوی هر نوع برتری جویی و استثمار را می گرفت.
به این ترتیب به نظر می رسد، ورود فضه نوبیه به خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام با عنوان مشارکت صورت پذیرفت. در تأیید این تحلیل کافی است به متن حدیث امام صادق علیه السلام توجه کنیم که می فرمود:(21) رسول خدا برای فاطمه علیهاالسلام خادمه ای استخدام کرد که نامش فضه نوبیه بود و خدمت را تقسیم کردند.