فهرست کتاب


فضه همراز زهرا علیهاالسلام

محمد عابدی میانجی‏

ستارگان نوبه

اطلاعی دقیق از زندگی شخصیت های بزرگ و تاریخی اهل نوبه در دست نیست با این حال نشانه هایی از زنان و مردان وارسته ای می توان یافت که از این دیار سر بر آورده اند و صفحات زرینی را از تاریخ بشریت و اسلام به خود اختصاص داده اند. اطلاعات ما به شخصیت هایی بر می گردد که بعد از فضه نوبیه در این منطقه ظهور کرده اند. از جمله به مادر تکتم، امام رضا علیه السلام و فاطمه معصومه علیهاالسلام می توان اشاره کرد. مادر امام رضا علیه السلام با نام های اروی، نجمه، و سمانه نیز خوانده می شد و نام نجمه برای وی در خانه امام کاظم علیه السلام انتخاب شد. هنگامی که به خانه حضرت راه یافت، معلوم شد که از نظر عقل و هوش از بهترین بانوان است حمیده، مادر موسی بن جعفر علیه السلام می گوید: وقتی نجمه به خانه ما آمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود: ای حمیده! نجمه را به پسرت موسی ببخش. به زودی بهترین فرد روی زمین از او متولد خواهد شد. من به این دستور عمل کردم و امام رضا علیه السلام به دنیا آمد.(3)
حمیده از این بانوی نوبه ای همواره به خوبی یاد می کرد و به پسرش امام کاظم علیه السلام می گفت: پسرم! تکتم! بانویی است که هرگز بهتر از او را ندیده ام، وی را همسر تو کردم و نیکی در حق او، به تو سفارش می کنم.(4)
او اهل عبادت و مناجات بود.(5) و توفیق یافت مادر هشتمین امام شیعیان(6) و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام شود. بعد از تولد امام رضا علیه السلام امام کاظم علیه السلام نامش را طاهره کنیه اش را ام البنین و لقبش را شقراء گذاشت.
در مجمع البحرین می خوانیم: امام او را با این عبارت توصیف کرد پدرم فدای پسر نوبیه پاکیزه. زیرا مادرش اهل نوبه بود.(7)
احتمال دارد وی فرزندان دیگری نیز به دنیا آورده باشد که ابراهیم یکی از آنها است.(8)

فضه کیست؟

فضه صورتی گندم گون و نمکین داشت گرم و شیرین سخن می گفت. از چهره ای مهربان، قلبی غمخوار، قریحه ای دلپذیر و ذوقی ظریف برخوردار بود(9) و استعدادهای شگرفی که از خود بروز داد، اصالت نسب او را می نمایاند. فضه اهل نوبه بود. به این دلیل که امام صادق علیه السلام از وی به این لقب نوبیه یاد می کند.(10)
درباره اینکه فضه چگونه به مدینه راه یافت، احتمال هایی وجود دارد؛ از جمله اینکه؛ وی در جنگ به غنیمت گرفته شد. در تحلیل این احتمال، باید گفت: در سال های اول و دوم بعد از هجرت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هر چند جنگ هایی در نقاط دور دست، مانند نوبه و...روی نداد، اما با مخالفان نزدیک مدینه، نبردهایی صورت گرفت که به جنگ با یهودیان یثرب در سال اول و درگیری با کاروان قریش، و جنگ بعد از آن در سال دوم و چندین سریه و غزوه دیگر، می توان اشاره کرد. در این جنگ ها احتمال دارد عده ای اسیر شده باشند و فضه یکی از آنها باشد.
احتمال دوم این است که وی هدیه زمامداران دیگر کشورها است. چه در سال های مختلف پیامبر اسلام نمایندگانی به شهرهای مختلف اعزام می کرد؛ حتی پادشاه روم گاه هدایایی برای پیامبر صلی الله علیه و آله می فرستاد. همچنین رابطه حضرت با پادشاه حبشه نیز که زمانی مهاجران را در کشور خود جای داده بود، مناسب بود؛ البته این نکته را باید افزود در همین دوران کنیزان دیگری نیز از اهل نوبه در مدینه حضور داشتند، از جمله عایشه و حطب و..که هر یک کنیزی از نوبه ای ها در اختیار داشتند.(11)
مطالعه منابع تاریخی نیز گویای همین امر است که تجارب برده از نوبه، حتی به صورت سازمان یافته نیز صورت می گرفت.(12) البته امکان دارد این کنیزها از نوبه و سرزمینهای اطراف توسط تاجران برده جمع آوری و به مناطق داخلی یا نزدیک حجاز آورده شده و آنگاه در جنگ های بین مسلمانان با یهودیان یا مشرکان به دست مسلمانان افتاده باشند.

ورود فضه به مدینه(13)

انسان های دلباخته از نقاط مختلف به شوق دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه می آمدند و چون مهر پیامبر جانشان را نوازش می داد، حاضر به
ترک او نمی شدند. آنان سرپناهی نداشتند و محتاج غذا و امکانات اولیه زندگی بودند. پیامبر صلی الله علیه و آله بخشی از فرصتش را برای تهیه حداقل امکانات مورد نیاز مهاجران غریب به کار می برد. حضرت آنان را در کنار مسجد جای داد و از غنیمت ها و...برای تأمین نیازهایشان به آنها پرداخت می کرد.
مهاجرانی که به اصحاب صفه(14) مشهور بودند، عموماً فقیر و به کمکهای مستقیم رسول خدا صلی الله علیه و آله وابسته بودند. دلیل اصلی این امر، نداشتن زمین و زراعت بود که سرمایه اصلی آن روز به شمار می رفت. همین معضل اقتصادی مهاجران مکه را نیز گرفتار کرده بود که با همیاری و ایثار مردم مدینه (انصار) مشکل آنان بر طرف شد و اختلاف محسوسی بین آنها به چشم نمی خورد؛ اما این کمک ها درباره مهاجران غریب که بدون سر و صدا و تک تک وارد شهر می شدند، دیده نشد. خانواده رسول خدا، خصوصاً حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز با رنج و سختی امور خانه را اداره می کردند. تا آنجا که بر اساس روایتی دستان فاطمه زهرا علیهاالسلام پینه بسته بود و هر روز بیشتر از قبل قوایش به تحلیل می رفت.(15)
گاه شب را با آسیاب کردن به صبح می رساند و علی علیه السلام رنجور از زخم مشکی که تا شب بر دوش کشیده بود، به خانه می آمد و حسن و حسین را در آغوش می کشید و از آنان پرستاری می کرد. با این همه، عزت نفس فاطمه علیهاالسلام مانع از آن بود که به وضع سخت زندگی اعتراضی کند. از این روی هر گاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حال و روز دخترش سؤال می کرد، فاطمه علیهاالسلام ابراز رضایت می نمود، تا اینکه روزی امیرمؤمنان در حین کار از ورود تعدادی اسیر به مدینه اطلاع یافت. خود را به فاطمه علیهاالسلام رساند و از آمدن اسیران خبر داد. آن دو لحظه ای اندیشیدند. آنگاه فاطمه علیهاالسلام نزد پدر آمد، اما بی آنکه سخنی از نیاز بر زبان آورد، به خانه بازگشت. وقتی خود را در مقابل امیرمؤمنان علیه السلام دید، فرمود: از هیبت آن بزرگوار قدرت سخن گفتن از من گرفته شد. این بار هر دو با هم به نزد پیامبر آمدند و این بار علی علیه السلام پیش قدم شد. او از سختی کار خانه برای فاطمه و کار بیرون برای خود حکایت گفت و در نهایت خدمتکاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله برای فاطمه علیهاالسلام درخواست کرد.(16)
اشک در چشمان رسول خدا حلقه زد و فرمود:(17) ای فاطمه! قسم به حق کسی که مرا به رسالت فرستاد، چهار صد نفر در مسجد بدون غذا و لباس هستند، اگر نمی ترسیدم با دادن خدمتکار، ثواب و اجر اخروی شما از بین برود، هر چه می خواستی می دادم.
ای فاطمه! من نمی خواهم اجر و پاداش تو را با دادن خادمه ای از تو جدا کنم...
آنگاه فرمود: از چیزی با خبرتان می کنم که از خادم برایتان بهتر است، وقتی می خواهید بخوابید، سی و چهار مرتبه الله اکبر سی و سه بار سبحان الله، و سی و سه بار الحمدلله بگویید.
بر اساس روایتی دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله پس از شنیدن درخواست آنان از خانه خارج شد. در همان حال آیه ای نازل شد. و اما تعرضن عنهم ابتغاء رحمة من ربک ترجوها فقل لهم قولاً میسوراً(18). آیا برای رسیدن به رحمت خدای خود که امیدش را داری، از آنها روی برگرداندی؟ با آنها به نرمی سخن بگوی.
در پی نزول این آیه که به صراحت به رضایت الهی از تقاضای فاطمه علیهاالسلام تاکید می کرد، دل نگرانی رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز از نابودی اجر و ثواب تحمل سختی ها از بین رفت. و این بار پیامبر صلی الله علیه و آله با گشاده رویی به جمع اسیران آمد و بانویی را که نمکین صورت و از اهالی سرزمین نوبه بود، برای همکاری با فاطمه علیهاالسلام برگزید و خود نام فضه را برایش انتخاب کرد و آنگاه او را به خانه فاطمه علیهاالسلام روانه ساخت.
و به این ترتیب فضه زندگی افتخارآمیز خود را در کنار دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله را آغاز کرد.