قرآن باب معرفت الله، مجموعه بیانات و نوشته های حضرت امام خمینی (قدس سره) در باب قرآن

نویسنده : مساجد ششگانه جنوب تهران

مقدمه

هر که قرآن را شمار و میزان خود سازد خدا او را سعادتمند گرداند و هر که قرآن را پیشوای خود گرداند و بآن اقتداء کند و آخرین پناهگاه خود نماید خدا او را بسوی بهشت پر نعمت و خوشی دلنشین و پایدار پناه می دهد.
حضرت رسول اکرم (ص)
یکی از توطئه های شوم دشمنان اسلام جدا کردن مسلمین از قرآن کریم است که بچندین شیوه برای رسیدن باین هدف متوسل شدند. از جمله این شیوه ها، تبلیغات دروغین در مورد قرآن با عناوین مکفی نبودن قرآن برای اداره امور مسلمین، تأویلها و تفسیرهای یک بعدی و انحرافی و خلاف واقع آیات قرآن که متأسفانه خیلی ها را در دام انداخت. از طرفی با جدا کردن دین از سیاست، قرآن کریم را از زندگی و شئونات مختلف آن خارج کرده آن را مهجور نمودند.
و قرآن که کامل است و اتصال مادیات ته معنویات و تنظیم دنیا و سعادت آخرت، همچنان در غربت، تا خداوند با انقلاب اسلامی و انفاس قدسیه حضرت امام رضوان الله علیه مقدمه خروج قرآن را از مهجوریت فراهم آورد. در پیغام معظم له بزائران بیت الله الحرام در سال 1365 امام امت در یک بند بطور مفصل به اهمیت و جایگاه خاص قرآن کریم اشاره فرموده و بخصوص علماء و فلاسفه و دانشمندان و اهل سیر و سلوک و متخصصین فنون مختلف را دعوت نمودند تا کمر همت بسته و قلم بدست گرفته و یافته های خود را از دریای مواج قرآن کریم بزبانهای مختلف برای عموم مطرح کنند و آنرا از مهجوریت خارج و توطئه دشمنان را خنثی سازند.
در بیانات دیگر و نوشته های حضرت امام (ره) ره محتوا و مطالب، نحوه و فضیلت تلاوت، آداب باطنی و حجابهای مانع ادراک نور قرآن و اینکه قرآن چگونه کتابی است اجمالاً و تفضیلاً اشاره فرموده اند.
جمع این مطالب و نوشته ها از یکطرف شأن و عظمت قرآن کریم را روشن می سازد و از طرف دیگر انگیزه و شوق وصف ناپذیری را برای انس و تلاوت و تدبر و زندگی با قرآن کریم ایجاد می نماید لذا به عنوان لبیک بدعوت حضرت امام قدس سره لازم دیدیم این مجموعه را در اختیار سایر علاقمندان و مشتاقان قرار دهیم، چرا که خطاب حضرت امام سلام الله علیه را فراگیر دیدیم و در حد وسع، خودمان را مسئول یافتیم که در حد ایجاد کشش و انگیزه و شوق باین تکلیف عمل کنیم و سایر ابعاد دعوت شدگان و اهلشان بسپاریم.
در ابتدای مقدمه اشاره ای به توطئه دشمنان در جدا کردن مسلمین از قرآن کریم شد، دریغ است که کلام نور امام را در این خصوص نیآوریم و مقدمه را نیز به عطر پیام رسان فجر خورشید و مجدد اسلام و زداینده غبار توطئه ها از دو ثقل قرآن و عترت معطر نسازیم.
و ذکر این نکته لازم است که حدیث ثقلین متواتر بین جمیع مسلمین است و کتب اهل سنت از صحاح شش گانه تا کتب دیگر آنان با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بطور متواتر نقل شده است و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند و اگر عذری برای جاهلان بی خبر باشد برای علماء مذاهب نیست.
اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم. مسائل اسف انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد پس از شهادت حضرت علی (ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دریافت کرده بودند و ندای انی تارک فیکم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت قرآن را که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و هست از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهی که یکی از آرمان های این کتاب مقدس بوده و هست خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردند تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است. و هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی ها و انحراف ها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشری از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی (ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیده علم الاسماء را از شر شیاطین و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حکومت را به دست اولیاءالله، معصومین علیهم صلوات الاولین والاخرین، بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار بجائی رسید که نقش قرآن به دست حکومت های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی آورد و از سیاست که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن میگفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده و کلمه آخوند سیاسی موازن با آخوند بی دین شده بود و اکنون نیز هست.
و اخیراً قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حکومتهای منحرف خارج از تعلیمات اسلامی که خود را به دروغ به اسلام بسته اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند ما همه دیدیم قرآنی را که محمد رضا خان پهلوی طبع کرد و عده ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند و می بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و عمال تبلیغات مذهب ضد قرآنی می کند و وهابیت این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می کند و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها می دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می کند.
ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می کشاند، نجات دهد. و ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی هاست.
ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.
ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان علیهم الاف التحیات والسلام که به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند. ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ما است ما به مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفات حسین بن علی علیهماالسلام و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.
ما مفتخریم که باقرالعلوم بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهمالسلام، مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ماست.
و ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است که فقه ما که دریای بی پایان است یکی از آثار اوست و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین علیهم صلوات الله و متعهد به پیروی آنانیم.
ما مفتخریم که ائمه معصومین ما صلوات الله و سلامه علیهم در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است در حبس و تبعید بسر برده و عاقبت در راه براندازی حکومت های جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم که می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می کنند.
خداوندا، تو از درون و برون همه آگاهی، بر ما ترحم فرما و لسان صدق و نیت خالص و توفیق عمل و معرفت و عبودیت خودت و پیوند با آنچه امر بپیوستن با آنها و گسستن از آنچه امر بدوری از آنها فرموده ای عطا فرما.

فصل اول: قرآن چگونه کتابی است؟

قرآن، کتاب انسان ساز

و قرآن کریم که در رأس همه مکاتب و تمام کتب است، حتی سایر کتب الهیه، آمده است که انسان را بسازد، انسان بالقوه را انسان بالفعل و موجود بالفعل کند. تمام دعوت انبیا هم حسب اختلاف مراتبشان، تمام دعوتها هم برای همین معناست که انسان را انسان کند، انسان بالقوه را انسان بالفعل کند و تمام علوم و تمام عبادات و تمام معارف الهیه و تمام احکام عبادی و همه این چیزهائی که هست، همه اینها برای این معناست که انسان ناقص را انسان کامل کند قرآن کتاب انسان سازی است، کتابی است که با این کتاب اگر کسی توجه به آن بکند تمام مراتبی که از برای انسان هست، این کفایت دارد و همه مراتب را به آن نظر دارد.(1)
ما قرآن را نخواندیم نمی دانیم، منطق قرآن را نمی دانیم. باید قرآن بخوانیم، قبل از همه چیزها بخوانید قرآن چه می گوید تکلیف ما و وظیفه ما را قرآن تعیین می کند، وظیفه ما را با سلطان، قرآن تعیین می کند، قصه خواسته خدا بگوید؟! قصه سرایی می خواسته بکند؟!
قصه حضرت موسی را آن همه تو قرآن تکرار می کند، اگر می خواست قصه بگوید خوب قصه گو یکی می گوید بس است، دیگر چند دفعه می گوید؟ آنهمه قرآن پافشاری می کند و در هر چند صفحه اش موسی را پیش می آورد و مخالفت با فرعون برای این که بگوید آقا بفهم. آن همه قرآن از - عرض بکنم - مقاتله، از قتال با کفار و از قتال با کذا و اینها ذکر می کند، می خواهد قصه بگوید؟ خوب قصه یک دفعه گفت بس است دیگر، مگر قرآن کتاب قصه است؟ قرآن کتاب انسانسازیست، کتاب انسان متحرک است، کتاب آدم است و کتابی است که آدمی که باید از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حرکت بکند، یک همچو کتابی است که هم معنویات انسان را درست می کند و هم حکومت را درست می کند، همه چیز تو قرآن هست و در سنت نبی و اخبار ما.
مطالعه باید بکنیم ببینیم که ما تکلیفمان چیست، قرآن با ما چه گفته، باید چه بکنیم، هی ما قرآن را خواندیم که فرعون کذا و کذا، موسی کذا و کذا، تدبر نکردیم که خوب آن چیزی گفته برای چه گفته، برای اینکه تو هم مثل موسی باشی نسبت به فرعون عصرت.(2)
در هر صورت انبیا آمدند که همه مردم را آدم کنند، علم انبیا علم آدم سازی است. قرآن هم یک کتاب آدم سازی است، نه کتاب طب است، نه کتاب فلسفه است، نه کتاب فقه است، نه کتاب - عرض می کنم - سایر علوم است. هر چه در قرآن هست اگر کسی مطالعه کند درست، می بیند آن چیزی که در قرآن است آن جنبه الوهیتش است، همیشه هر چیزی طرح شده به جنبه الوهیت طرح شده است، همه چیز در آن است اما به جنبه الوهیتش اسلام برای خدمت به خدا آمده است. انبیا خدمه خدا هستند و برای خدا آمده اند و برای توجه دادن همه موجودات اینجا و همه انسانهای اینجا به خدای تبارک و تعالی.(3)
آن چیزی که به اسلام بیشتر از همه چیز ضرر زده است عدم تربیت صحیح است، تحقق پیدا نکردن تهذیب و اخلاق اسلامی است. اگر شما در طول تاریخ اسلام بلکه همه انبیا توجه کنید و البته توجه دارید، آنقدری که اسلام از این اشخاص منحرف و غیر مهذب صدمه خورده است و تمام ادیان صدمه دیده اند، از هیچ چیز دیگر ندیده اند اصل اساس آن چیزی که به مکتب های توحیدی ضرر رسانده است و مانع شده است از اینکه رشد پیدا کنند، همین غیر مهذب بودن بود، گاهی از طرف اشخاصی که علم دارند و مهذب نیستند و بیشتر هم از طرف اشخاصی که جاهل بودند، که مهذب نبودند. و معلوم نیست که آنقدری که از طرف عالم غیر مهذب اسلام صدمه دیده است، از طرف جاهل غیر مهذب با اینکه عددشان زیاد است صدمه دیده است...
تمام مکتب های انحرافی را اشخاص دانشمند و ملا ایجاد کردند، چه آن چیزهائی که مذهب سازی بوده است، آنها هم اشخاص عالمی بودند که مذهب درست کردند، مذهب های انحرافی، و چه مکتب های سیاسی که آنها هم از جانب اشخاص دانشمند و عالم بوده است. و آنقدری که به مکتب های توحیدی از این سنخ جمعیت که عالم بودند و همه جور علمی هم شاید می دانستند، صدمه خورده است، از هیچ طایفه ای نخورده است از این طرف قرآن هم که کتاب زنده الهی است، این هم آنقدری که دنبال این بوده است که تهذیب کند مردم را، دنبال چیزهای دیگر نبوده است اصلاً می شود گفت که قرآن برای همین مقصد آمده است، برای اینکه بشر به این مطلب از همه چیز بیشتر احتیاج داشتند قرآن کتابی است که برای انسان سازی، از تمام مراحلی که انسان طی می کند، قرآن در همه مراحلش دعوت دارد و راه دارد و تمام قصه هائی که در قرآن نقل شده است، گاهی هم تکرار شده است، برای این بوده است که مسأله اهمیت داشته است و این قصه ها راهنمای مردم بوده است و برای تهذیب بوده است. قرآن کتاب احکام نیست. کلیات را، کلیات احکام را، اصولش را ذکر فرموده است آن. قرآن کتاب دعوت است و کتاب اصلاح یک جامعه است...
ما نباید همه مسائل را حالا دنبال مسائل سیاسی قرار بدهیم، باید همه مسائل را دنبال مسائل اسلامی و خصوصاً این وجهه تهذیب مردم شما ملاحظه می فرمایید که لحن قرآن در این باب از همه ابواب دیگر لحنش زیادتر و بیشتر تأکید در آن دارد، چندین آیه قسم هست و بعدش قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها او به ما می فهماند که اساس مسائلی که همه چیز به آن درست می شود، آن تهذیب است و اساس همه مسائلی که انحرافی است، این عدم تهذیب است و دسی در نفس انسان است، دسی شیطان است بنابر این باید ما سرلوحه همه امورمان را این قرار بدهیم.(4)