داستانهای بحارالانوار جلد 4

نویسنده : محمود ناصری

85

حاضر جوابی

روزی عقیل (برادر علی علیه السلام) به مجلس معاویه وارد شد و عمروبن عاص نیز در کنار معاویه بود.
معاویه به عمرو عاص گفت: اکنون با مسخره کردن عقیل تو را به خنده می آورم. عقیل پس از ورود سلام کرد.
معاویه گفت:
خوش آمدی، ای کسی که عمویش ابولهب است.
عقیل در پاسخ گفت:
آفرین بر کسی که عمه اش حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد است.
هر دو راست گفته بودند، چون ابولهب عموی عقیل و زن او (ام جمیل) عمه معاویه بود.
معاویه ساکت نشد و بار دیگر گفت:
درباره عمویت چه فکر می کنی؟ او اکنون در کجاست؟
عقیل در جواب گفت:
وقتی به جهنم رفتی، طرف چپت را نگاه کن! ابولهب را خواهی دید که روی عمه ات حمالة الحطب افتاده، آن وقت ببین آیا در میان آتش جهنم شوهر بهتر است، یا زنش؟
معاویه گفت:
به خدا سوگند! هر دو شان بد هستند.(108)

86