فهرست کتاب


داستانهای بحارالانوار جلد 4

محمود ناصری‏

37

جنیان در محضر ائمه علیه السلام

سعد اسکافی می گوید:
حضور امام باقر علیه السلام رفته بودم، چون اجازه ورود خواستم، امام فرمود:
عجله نکن! گروهی از برادران شما پیش من هستند، سخنی دارند.
من در بیرون منزل ماندم طولی نکشید عده ای بیرون آمدند با قیافه مخصوص، شبیه یکدیگر، گو اینکه از یک پدر و مادرند، لباس ویژه ای به تن دارند، به من سلام کردند و من جواب سلام را دادم.
پس از آن وارد محضر امام شدم، گفتم:
فدایت شوم! اینها که از حضورتان بیرون آمدند، نشناختم، چه کسانی بودند؟
فرمود: اینها برادران دینی شما از طایفه جنیان هستند.
گفتم: اجنه ها نیز به حضور شما می آیند؟
فرمود: آری، آنان نیز می آیند همانند شما از مسائل حلال و حرام می پرسند.(49)

38