فهرست کتاب


داستانهای بحارالانوار جلد 4

محمود ناصری‏

36

فرمان امام باقر علیه السلام

ابوبصیر می گوید:
امام باقر علیه السلام از شخصی که از آفریقا آمده بود حال یکی از شیعیانش را پرسید، فرمود:
حال راشد چطور است؟
آن مرد گفت:
هنگامی که حرکت کردم او صحیح و سالم بود و به شما نیز سلام رساند.
امام فرمود:
خداوند رحمتش کند!
مرد: مگر راشد مرد؟
امام: آری!
- کی مرده است؟
- دو روز پس از حرکت تو.
- عجب، راشد نه مرضی داشت و نه مبتلا به دردی بود!
- مگر هر کس می میرد با مرض و علت خاصی می میرد؟
ابوبصیر می گوید: پرسیدم:
راشد چگونه آدمی بود؟
امام فرمود:
یکی از دوستان و علاقمندان ما بود.
سپس فرمود:
شما فکر می کنید که چشمهای بینا و گوشهای شنوا همراه شما نیست؟
- اگر چنین فکر کنید، بد فکر کرده اید. به خدا سوگند! چیزی از کارهای شما بر ما مخفی نیست، تمامی اعمالتان پیش ما حاضر است و ما همیشه متوجه رفتار شما هستیم. سعی کنید خودتانرا به کارهای خوب عادت دهید و جزو خوبان باشید و با همین نشانه نیک هم شناخته شوید و من فرزندان خود و همه شیعیانم را به کارهای نیک فرمان می دهم.(48)

37