فهرست کتاب


داستانهای بحارالانوار جلد 4

محمود ناصری‏

معجزه ای از امام باقر علیه السلام

ابو بصیر از ارادتمندان خاص امام باقر علیه السلام بود و از هر دو چشم نابینا شده بود. می گوید:
به امام باقر علیه السلام عرض کردم:
شما فرزندان پیامبر خدا هستید؟
فرمود: آری.
ابوبصیر: پیامبر خدا وارث همه انبیا بود. آیا هر چه آنها می دانستند پیغمبر هم می دانست؟
امام: آری.
ابوبصیر: آیا شما می توانید مرده را زنده کنید و کور و بیمار مبتلا به پیسی را شفا دهید و از آنچه مردم می خورند و در خانه هایشان ذخیره می کنند خبر دهید؟
امام: آری، با اجازه خداوند.
در این موقع حضرت به من فرمود:
نزدیک بیا!
نزدیک رفتم، به محض این که دست مبارکش را بر صورت و چشمم کشید، بیابان، کوه، آسمان و زمین را به خوبی دیدم.
سپس فرمود:
آیا دوست داری همین گونه بینا باشی تا نظیر سایر مردم در قیامت به حساب و کتاب الهی کشیده شوی و یا مانند اول کور باشی و به طور آسان وارد بهشت گردی؟
عرض کردم:
مایلم به حال اول برگردم.
آنگاه امام علیه السلام دست مبارکش را بر چشمم کشید، دوباره نابینا شدم.(47)

36

فرمان امام باقر علیه السلام

ابوبصیر می گوید:
امام باقر علیه السلام از شخصی که از آفریقا آمده بود حال یکی از شیعیانش را پرسید، فرمود:
حال راشد چطور است؟
آن مرد گفت:
هنگامی که حرکت کردم او صحیح و سالم بود و به شما نیز سلام رساند.
امام فرمود:
خداوند رحمتش کند!
مرد: مگر راشد مرد؟
امام: آری!
- کی مرده است؟
- دو روز پس از حرکت تو.
- عجب، راشد نه مرضی داشت و نه مبتلا به دردی بود!
- مگر هر کس می میرد با مرض و علت خاصی می میرد؟
ابوبصیر می گوید: پرسیدم:
راشد چگونه آدمی بود؟
امام فرمود:
یکی از دوستان و علاقمندان ما بود.
سپس فرمود:
شما فکر می کنید که چشمهای بینا و گوشهای شنوا همراه شما نیست؟
- اگر چنین فکر کنید، بد فکر کرده اید. به خدا سوگند! چیزی از کارهای شما بر ما مخفی نیست، تمامی اعمالتان پیش ما حاضر است و ما همیشه متوجه رفتار شما هستیم. سعی کنید خودتانرا به کارهای خوب عادت دهید و جزو خوبان باشید و با همین نشانه نیک هم شناخته شوید و من فرزندان خود و همه شیعیانم را به کارهای نیک فرمان می دهم.(48)