فهرست کتاب


داستانهای بحارالانوار جلد 4

محمود ناصری‏

طولانی ترین روز عمر انسان

شخصی محضر امام زین العابدین رسید و از وضع زندگیش شکایت نمود.
امام علیه السلام فرمود:
بیچاره فرزند آدم هرگز روز گرفتار سه مصیبت است که از هیچکدام از آنها پند و عبرت نمی گیرد. اگر عبرت بگیرد دنیا و مشکلات آن برایش آسان می شود.
مصیبت اول اینکه، هر روز از عمرش کاسته میشود. اگر زیان در اموال وی پیش بیاید غمگین می گردد، با اینکه سرمایه ممکن است بار دیگر باز گردد ولی عمر قابل برگشت نیست.
دوم: هر روز، روزی خود را می خورد، اگر حلال باشد باید حساب آن را پس بدهد و اگر حرام باشد باید بر آن کیفر ببیند.
سپس فرمود:
سومی مهمتر از این است.
گفته شد، آن چیست؟
امام فرمود:
هر روز را که به پایان می رساند یک قدم به آخرت نزدیک شده اما نمی داند به سوی بهشت می رود یا به طرف جهنم.
آنگاه فرمود:
طولانی ترین روز عمر آدم، روزی است که از مادر متولد می شود. دانشمندان گفته اند این سخن را کسی پیش از امام سجاد علیه السلام نگفته است.(43)

34

انقلاب درونی

راوی می گوید:
در شام بودم اسیران آل محمد را آوردند، در بازار شام، درب مسجد، همانجایی که معمولاً سایر اسیران را نگه می داشتند، باز داشتند، پیر مردی از اهالی شام جلو رفت و گفت:
سپاس خدای را که شما را کشت و آتش فتنه را خاموش کرد و از این گونه حرفهای زشت بسیار گفت. وقتی سخنش تمام شد، امام زین العابدین به او فرمود:
آیا قرآن خوانده ای؟
گفت: آری، خوانده ام
امام: آیا این آیه را خوانده ای؟ قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی : بگو ای پیامبر! در مقابل رسالت، پاداشی جز محبت اهل بیت و خویشانم نمی خواهم.
پیر مرد: آری، خوانده ام
امام: اهل بیت و خویشان پیامبر ما هستیم.
آیا این آیه را خوانده ای؟ و آت ذا القربی حقه : حق ذی القربی را بده!
مرد: آری، خوانده ام.
امام: مائیم ذوالقربی که خداوند به پیامبرش دستور داده، حق آنان را بده.
مرد: آیا واقعاً شما هستید؟
امام: آری، ما هستیم.
آیا این آیه را خوانده ای؟ و اعلموا انما غنمتم من شیی ء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی (44): بدانید هر چه به دست می آورید پنچ یک آن از آن خدا و پیامبرش و ذی القربی است.
مرد: آری، خوانده ام.
امام: ما ذوالقربی هستیم.
آیا این آیه را خوانده ای؟ انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا (45): همانا خداوند اراده کرده که هرگونه آلودگی را از شما اهل بیت دور کند و پاکتان سازد.
مرد: آری، خوانده ام.
امام: آنها ما هستیم.
پیر مرد پس از شنیدن سخنان امام علیه السلام دستها را به سوی آسمان بلند کرد و سه مرتبه گفت:
خدایا! توبه کردم، پروردگارا از کشندگان خاندان پیامبر تو محمد صلی الله علیه و آله بیزارم، من با این که قبلاً قران را خوانده بودم ولی تاکنون این حقایق را نمی دانستم.(46)