فهرست کتاب


داستانهای بحارالانوار جلد 4

محمود ناصری‏

9

زندن شدن مردگان

روزی یکی از دشمنان اسلام به نام ابی پسر خلف قطعه استخوان پوسیده ای را نزد پیامبر اسلام آورد. (به خیال خود می تواند سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را درباره معاد، با آن باطل کند.) و آن را در دست خود نرم کرد و در فضا پراکنده ساخت و گفت:
کدام قدرتی می تواند این استخوان های پوسیده و خاک شده را از نو زنده کند! و کدام عقل آن را باور کند؟
خداوند متعال به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد که در پاسخ او بگوید:
همان خدایی که در ابتدا این استخوان ها را از خاک آفریده و زندگی به آن داده است، می تواند بار دیگر این استخوان های پوسیده پراکنده را جمع کرده و زنده نماید.
و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قل من یحی العظام و هی رمیم قل یحیها الذی انشأها اول مرة و هو بکل خلق علیم.
ابی پسر خلف می گوید: چه کسی می تواند این استخوان های پوسیده را زنده کند؟
ای پیامبر ما! به او بگو همان کسی آن را زنده می کند که بار اول آن را آفریده و حیات و زندگی داد و او به هر آفریده شده آگاه است.(10)

10