فهرست کتاب


چهل داستان

اکبر زاهری

هیئت نمایندگی نجران از مباهله منصرف می شوند:

هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده وارد مشورت شدند. به اتفاق آراء تصویب کردند که هرگز وارد مباهله نشوند، حاضر شدند که هر ساله مبلغی به عنوان جزیه (مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن حکومت اسلامی موظف است از جان و مال آنان دفاع کند. پیامبر (ص) رضایت خود را اعلام کرد و قرار شد هر سال در برابر پرداخت مبلغ جزئی، از مزایای حکومت اسلامی برخوردار گردند. سپس پیامبر فرمود: عذاب سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه (همدیگر را لعنت کردن) و مباهله (همدیگر را نفرین کردن) وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده، از آتشی که در بیابان افروخته می شد، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران کشیده می شد.

پیک اسلام در سرزمین روم (31)

قیصر، پادشاه روم با خدا پیمان بسته بود که هرگاه در نبرد با ایران، پیروز گردد، به شکرانه این پیروزی بزرگ، از مقر حکومت خود (قسطنطنیه) به زیارت بیت المقدس پیاده برود. او پس از پیروزی به نذر خود جامه عمل پوشانید و پیاده رهسپار بیت المقدس گردید.
دحیه کلبی مأمور شد که نامه رسول خدا را به قیصر روم برساند، او سفرهای متعددی به شام داشت و به نقاط مختلف شام کاملاً آشنا بود. قیافه گیرا، صورت زیبا و سیرت نکوی وی شایستگی همه جانبه او برای انجام این وظیفه خطیر ایجاب نمود. وی پیش از آن که شام را به قصد قسطنطنیه ترک کند در یکی از شهرهای شام یعنی شهر بصری (بصری مرکز استانداری استان حوران بود که از مستعمرات قیصر روم به شمار می رفت) اطلاع یافت که قیصر روم عازم بیت المقدس است، لذا فوراً با استانداری بصری (حارث بن ابی سمر) تماس گرفت و مأموریت خطیر و پراهمیت خود را به او ابلاغ کرد. مؤلف طبقات می نویسد: پیامبر اسلام (ص) دستور داده بود، که نامه را به حاکم بصری بدهد و او نامه را به قیصر برساند. شاید این دستور از این نظر بود، که پیامبر شخصاً از مسافرت قیصر آگاهی داشت و یا از این جهت که شرایط و امکانات دحیه محدود بوده و مسافرت تا قسطنطنیه خالی از اشکال و مشقت نبوده است. در هر صورت، سفیر پیامبر اسلام با حاکم بصری تماس گرفت. استاندار، عدی بن حاتم را خواست و او را مأمور کرد تا همراه سفیر پیامبر (ص) به سوی بیت المقدس بروند و پیام نامه پیامبر (ص) را به حضور قیصر روم برسانند. ملاقات سفیر با قیصر در شهر حمص بود. او وقتی می خواست به حضور قیصر برسد، کارپردازان سلطان به او گفتند: باید در برابر قیصر سر به سجده بگذاری و در غیر این صورت به تو اعتنا نکرده و نامه تو را نخواهد گرفت. (دحیه) سفیر خردمند پیامبر اسلام گفت: من برای کوبیدن این سنتهای غلط رنج این همه راه را بر خود هموار کرده ام، من از طرف صاحب رسالت، محمد (ص) مأمورم به قیصر ابلاغ کنم، که بشر پرستی باید از میان برود و جز خدای یگانه کسی مورد پرستش واقع نگردد، حال با این مأموریت و با این عقیده و اعتقاد چگونه می توانم، تسلیم نظریه شما شوم و در برابر غیر خدا سجده کنم؟ منطق نیرومند، صلابت و استقامت سفیر باعث اعجاب کارکنان دربار قرار گرفت. یک نفر از درباریان خیراندیش، به دحیه گفت: شما می توانی نامه را روی میز مخصوص سلطان بگذاری و برگردی و کسی جز قیصر دست به نامه های روی میز نمی زند و هر موقع قیصر، نامه را خواند شما را به حضور می طلبد. دحیه از راهنمایی آن مرد تشکر کرد، نامه را روی میز گذارد و بازگشت. قیصر، نامه را گشود ابتدای نامه که با بسم الله شروع شده بود، توجه قیصر را جلب کرد و گفت: من از غیر سلیمان (ع) تاکنون چنین نامه ای را ندیده ام. سپس مترجم ویژه عربی خود را خواست تا نامه را بخواند و ترجمه کند. او نامه پیامبر (ص) را چنین ترجمه کرد: نامه ای است از محمد فرزند عبدالله به هرقل بزرگ روم (قیصر) درود بر پیروان هدایت. من تو را به آیین اسلام دعوت می کنم، اسلام آور تا در امان باشی. خداوند به تو پاداش می دهد، (پاداش ایمان خود و پاداش ایمان کسانی که زیر دست تو هستند) و اگر از آیین اسلام روی گردانی گناه الیسیان (کارمند دربار) نیز بر گردن توست. ای اهل کتاب ما شما را به یک اصل مشترک دعوت می کنیم: غیر خدا را نپرستیم، کسی را انباز (شریک) او قرار ندهیم، بعضی از ما بعضی دیگر را به خدایی نپذیرد، هرگاه ای محمد آنان از آیین حق سر بر تاختند بگو: گواه باشید که ما مسلمانیم. ترجمه آیه 65 از سوره آل عمران.

سرگذشت فدک فاطمه (س) (32)

سرزمین آباد و محصول خیزی که در نزدیکی خیبر قرار داشت، فاصله آن با مدینه حدود 140 کیلومتر بود و پس از دژهای خیبر، نقطه اتکاء یهودیان حجاز بشمار می رفت را قریه فدک می نامیدند. پیامبر (ص) پس از آن که نیروهای یهودیان در خیبر و وادی القری و تیما در هم شکست و خلائی را که در شمال مدینه احساس می شد، با نیروی نظامی اسلامی پر نمود. برای پایان دادن به قدرتهای یهود در این سرزمین، که برای اسلام و مسلمانان کانون خطر و تحریک بر ضد اسلام به شمار می رفتند، سفیری به نام محیط، پیش سران فدک فرستاد، یوشع بن نون که ریاست دهکده را به عهده داشت، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد و ساکنان آنجا متعهد شدند که نیمی از محصول را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارند و از این به بعد زیر لوای اسلام زندگی کنند، بر ضد مسلمانان دست به توطئه نزنند و حکومت اسلام در برابر این مبلغ، امنیت منطقه آنها را تأمین نماید. سرزمینهایی که در اسلام به وسیله نبرد و جنگ و قدرت نظامی گرفته می شود، متعلق به عموم مسلمانان است. اداره آن به دست فرمانروای اسلام می باشد. ولی سرزمینی که بدون هجوم نظامی و اعزام نیرو به دست مسلمانان می افتد، مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وی می باشد و در اختیار این نوع سرزمینها با اوست. می تواند ببخشد، می تواند اجازه دهد و یکی از آن موارد این است که از این املاک و اموال نیازمندیهای مشروع نزدیکان خود را به وجود آبرومندی برطرف سازد. روی این اساس پیامبر اسلام (ص) فدک را به دختر گرامی خود حضرت زهرا(س) بخشید. چنان که شواهد بعدی گواهی می دهد، منظور پیامبر از بخشیدن این ملک دو چیز بود:
1 - زمامداری مسلمانان پس از فوت پیامبر اسلام طبق تصریح مکرر پیامبر، با امیرمؤمنان بود و چنین مقام و منصبی به هزینه سنگینی نیاز داشت، علی (ع) برای حفظ این مقام و منصب، می توانست از درآمد فدک حداکثر استفاده را بنماید، گویا دستگاه خلافت از این پیش بینی مطلع شده بود که در همان روزهای نخست فدک را از دست خاندان پیامبر (ص) بیرون آورد.
2 - دوران پیامبر که فرد کامل آن یگانه دختر وی حضرت فاطمه (س) و نور دیدگانش حضرت حسن (ع) و حضرت حسین (ع) بود، باید پس از فوت پیامبر (ص) به صورت آبرومندی زندگی کنند به همین منظور پیامبر (ص) فدک را به دختر خود بخشید.
محدثان و مفسران شیعه و گروهی از دانشمندان سنی می نویسند:
یعنی پیامبر و خویشاوندی خاصی که با حضرت رسول دارید، خدا به پیامبر خود دستور داده که حق شما را بپردازد. خلاصه گفتار آنکه در این که این آیه در حق حضرت زهرا (س) و فرزندان وی نازل گردیده میان علماء اسلام اتفاق نظر است در این که هنگام نزول این آیه، پیامبر فدک را به دختر گرامی خود بخشید، میان جامعه دانشمندان شیعه اتفاق نظر وجود دارد و برخی از دانشمندان سنی نیز با آن موافق می باشند. پس از درگذشت پیامبر اکرم (ص)، روی اغراض سیاسی و از روی ظلم و بی عدالتی برخی از خلفاء، دختر گرامی پیامبر حضرت فاطمه (س) از ملک مطلق خود محروم گردید. عمال و کارگران او را از سرزمین فدک اخراج نمودند.
ولی آن حضرت در صدد برآمد که از طرق مختلف و شیوه های گوناگون از حق شرعی و قانونی خود دفاع کند و در برابر ظالم با تمام قدرت و جدیت ایستادگی و مقاومت نماید.