داستانهای ما جلد سوم

علی دوانی

رباعی

در ماتم شمس از شفق خون بچکید - مه چهره بخست و زهره گیسو ببرید
شب جامه سیاه کرد در ماتم و صبح - برزد نفسی سرد و گریبان بدرید
و شعرای متأخرین اتفاق دارند که هیچ شاعری از متقدمین و متأخرین در مرثیه اکابر، مثل این رباعی نگفت، الا امیر شاهی سبزواری که در فوت میرزا بایسنقر این رباعی گفته، والحق گوهری قیمتی سفته و آن اینست:

رباعی

در ماتم تو دهر بسی شیون کرد - لاله همه خون دیده در دامن کرد
گل جیب قبای ارغوانی بدرید - قمری نمد سیاه در گردن کرد.
در تذکره عرفات می نویسد: این قطعه را خواجه شمس الدین در وقت قتل خود گفته است:
هر تیر که از قبضه تقدیر برون شد - کی شاید از آن تیر به تدبیر حذر کرد
انصاف فلک بین که در این مدت نزدیک - چه شور برانگیخت ز بیداد و چه شر کرد
گردون چه بود چیست ستاره چه بود مهر - فرمان خدا بود و حوالت به قدر کرد
هر ظلم که بر اهل جهان کردم از این پیش - پیش آمد و احوال مرا هر چه بتر کرد(31)

علامه حلی و سید موصلی

محیط نامساعد در دگرگون ساختن آدمی زاد تأثیر به سزائی دارد. چه بسا افرادی که در محیط سالم خانه و خانواده ای ریشه دار و اصیل به سر می برند، ولی بر اثر تماس با افراد نااهل و دخول در اجتماع فاسد، روحیه خود را از دست داده و همرنگ جماعت می شوند!
بهترین نمونه آنها پسر نوح پیغمبر است که به واسطه نشست و برخاست با بدان خاندان نبوتش گم شد. نمونه دیگر هم جعفر کذاب پسر امام دهم شیعیان است، که چون از همنشینی با برادرش امام حسن عسکری احتراز جست و یا نااهلان سامره و درباریان فاسد و بیدادگر خلیفه عباسی آمد و رفت برقرار نمود، رنگ محیط به خود گرفت و شخصیت خانوادگی خویش را از دست داد و در میان شیعیان به علت دعوی جانشینی امام
یازدهم معروف به جعفر کذاب شد!
سلطان خدابنده که در زبان مغولی به وی اولجایتو می گفتند، نوه هلاکوخان مغول است. وی به سال 710 در سلطانیه قزوین به سلطنت رسید. سلطان محمد مانند برادرش غازان خان مسلمان سنی بود.ولی چون دید مذاهب چهارگانه اهل تسنن در مسائل اعتقادی و فقهی اختلاف نظر بسیار و تشتت آراء دارند، نزدیک بود بکلی از مذهب اسلام دست بکشد، و به کیش بودائی که مذهب رسمی مغولان و نیاکانش بود باز گردد.
در آن میان به اشاره یکی از امرای شیعی مذهب خود به نام طرمطاز متوجه شد که مذاهب اسلام منحصر به چهار مذهب: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی نیست، بلکه مذهب شیعه که اهل تسنن آن را از نظر دور داشته اند، نه تنها یکی از مذاهب گرانمایه اسلامی و قدیمترین آنهاست بلکه حقیقت اسلام را باید در مذهب شیعه جستجو کرد. زیرا شیعه پیرو خاندان پیغمبر اسلام است و طبق معمول حقایق خانه را باید از اهل خانه پرسید و از آنها شنید.
امیر طرمطاز ضمناً به عرض شاه رسانید که امروز علامه حلی در شهر حله عراق سرآمد مجتهدین شیعه و نابغه نامی این طایفه است، خوب است شاه او را نیز به دربار بخواند تا از نزدیک حقایق اسلامی را از زبان او که ترجمان مذهب شیعه است، بشنود، و گمان نبرد که دین اسلام منحصر در چهار مذهب اهل تسنن است.
سلطان محمد خدابنده علامه حلی را به سلطانیه دعوت نمود، و با علما و دانشمندان چهار مذهب مواجهه داد، هنگام مباحثه علامه بر تمامی آنان غلبه یافت. شاه و تمام درباریان به مذهب شیعه گرویدند، و اسامی ائمه معصومین را بر سکه ها ضرب نمودند و در خطبه ها قرائت کردند، و بر در و دیوار مساجد نوشتند.
روزی علامه حلی در مجلس سلطان محمد طبق معمول با علمای مذاهب اهل تسنن بحث و مناظره می نمود. در پایان بحث و مناظره و بیان حقیقت مذهب شیعه امامیه، علامه خطبه بلیغی مشتمل بر ستایش خداوند و درود بر پیغمبر خاتم و ائمه طاهرین علیهم السلام ایراد نمود.
چون به نام ائمه اطهار رسید بر آن ذوات مقدس درود فرستاد و گفت: اهل تسنن بر پیغمبر درود می فرستند.
سیدی از علمای موصل که پیرو مذهب تسنن و مردی ناصبی و دشمن خاندان پیغمبر بود! نیز در مجلس شاه حضور داشت. سید موصلی ساکت نشسته بود و به سخنان علامه حلی پیشوای دانشمندان شیعه گوش می داد.
همین که علامه به نام ائمه اطهار رسید و بر آنان صلوات فرستاد. سید موصلی برآشفت و چون بهانه خوبی به دست آورده بود، رو کرد به علامه و گفت شما شیعیان چه دلیلی دارید که بر غیر پیغمبران الهی هم جایز است درود بفرستید؟ علامه بدون درنگ فرمود: دلیل ما این آیه قرآن است که خداوند می فرماید: کسانی که هر گاه مصیبتی به آنها می رسد می گویند: ما از آن خدائیم و به سوی او بازگشت می کنیم، درود و رحمت خداوند بر آنان باد، و آنها راه یافتگان هستند(32)
سید موصلی با عصبانیت گفت: کدام مصیبت به خاندان پیغمبر و امامان شما رسیده است که طبق این آیه شایسته درود الهی باشند؟ علامه فرمود: کدام مصیبت سختتر و دردناکتر از این است که مانند تو فرزند نااهلی از میان آنها پیدا شود که بیگانگان (خلفای سه گانه ابوبکر و عمر و عثمان) را بر آنها مقدم داشته و برتر بداند، تا جائی که حاضر نباشد فضائل پدران پاکزاد خود را بشنود؟!
حاضران مجلس همگی از پاسخ به موقع علامه خندیدند و به حاضر جوابی و لطف سخن علامه حل آن دانشمند هوشمند آفرین گفتند، و به ریشخند سید موصلی پرداختند.
یکی از دانشمندان مجلس شعر زیر را به مناسبت حال ناسید موصلی سرود و چه نیکو گفته است:
- اگر سید علوی از لحاظ مذهب پیرو شخصی ناصبی باشد، فرزند پدرش نیست. - سگ از او بهتر است، زیرا سگ حالت پدرش را حفظ می کند.(33)