گزیده حیاه القلوب در تاریخ پیامبران

نویسنده : علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه

احوال بنی اسرائیل بعد از بیرون آمدن از دریا

علی بن ابراهیم روایت کرده است که چون بنی اسرائیل از دریا بیرون آمدند، در بیابانی فرود آمدند، گفتند: ای موسی! ما را هلاک کردی، از آبادانی به بیابانی آوردی! نه سایه هست و نه درختی و نه آبی.
پس حق تعالی ابری بر ایشان فرستاد که در روز سایه بر ایشان می افکند و شب من بر ایشان نازل می شد، و بر گیاه و سنگ و درخت می نشست که غذای ایشان بود، و در پسین مرغ های بریان بر خوان های ایشان می افتاد می خوردند، چون سیر می شدند مرغ به امر خدا زنده می شد پرواز می کرد!
موسی علیه السلام سنگی داشت که در میان لشکر می گذاشت و عصا را بر آن می زد دوازده چشمه از آن جاری می شد، و به سوی هر سبطی یک چشمه جاری می شد و ایشان دوازده سبط بودند.
چون مدتی بر این حال ماندند گفتند: ای موسی! ما صبر نتوانیم نمود بر یک طعام، پس دعا کن پروردگار خود را که بیرون آورد برای ما از آن چه می رویاند زمین از سبزی و خیار و فوم و عدس و پیاز. فرمود:
فرو روید به سوی مصر و یا شهری از شهرها، بدرستی که در آنجا برای شما هست آن چه سؤال کردید.
به سند معتبر از امام محمد باقر علیه السلام منقول است که حق تعالی امر فرمود موسی را که ببر بنی اسرائیل را به ارض مقدسه که کفار را از آنجا بیرون نمایند و خود در آنجا ساکن شوند - و بنی اسرائیل در آن وقت ششصد هزار نفر بودند - پس موسی علیه السلام به ایشان فرمود: ای قوم من! داخل شوید در ارض مقدسه که خدا برای شما نوشته و مقدر فرموده است، و مرتد مشوید.
گفتند: ای موسی! در ارض مقدسه گروهی چند هستند که جبارانند و ما تاب مقاومت آن ها نداریم، هرگز ما داخل آن شهر نمی شویم تا آن ها بیرون روند از آن شهر، پس اگر بیرون روند از آن شهر ما داخل می شویم.
پس گفتند دو شخص از آن ها که از خدا می ترسیدند و خدا بر ایشان انعام کرده بود به توفیق طاعت و فرمانبرداری - یعنی یوشع بن نون وکالب بن یوفنا که دو پسر عم موسی علیه السلام بودند: ای بنی اسراییل! داخل شوید بر جباران - یعنی عمالقه - از دوازده شهر ایشان، هر گاه داخل شهر شوید پس شما غالبید بر آن ها، بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید به خدا.
گفتند: ای موسی! ما هرگز داخل این شهر نمی شویم تا آن جباران در شهر هستند، پس برو تو و پروردگارت و جنگ کنید، بدرستی که ما این جا نشسته ایم.
موسی علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! من مالک نیستم مگر جان خود و برادرم را، پس جدایی بیفکن میان ما و میان گروه فاسقان.
حق تعالی فرمود: چون قبول نکردند که داخل ارض مقدسه شوند پس بر ایشان حرام است داخل شدن آن زمین تا چهل سال که حیران خواهند بود در زمین، پس اندوهناک مباش بر گروه فاسقان.(51) تا این جا ترجمه آیات بود.
پس حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود: در چهار فرسخ از زمین چهل سال حیران ماندند به سبب آن که بر خدا رد کردند، و راضی نشدند که داخل آن شهر شوند.
چون شام می شد منادی ایشان ندا می کرد: شام شد باز کنید، پس روانه می شدند و رجز خوانان راه می رفتند تا سحر، پس حق تعالی زمین را امر می فرمود ایشان را بر می گردانید و می رسانید به همان منزلی که بار کرده بودند؛ چون صبح می شد خود را در همان منزل سابق می دیدند و می گفتند: دیشب راه را خطا کردیم! باز شب دیگر روانه می شدند و صبح در جای خود بودند. پس چهل سال بر این حال ماندند. حق تعالی من و سلوی برای آن ها می فرستاد و با ایشان سنگی بود که در هر کجا فرود می آمدند موسی عصای خود را بر آن می زد دوازده چشمه از آن جاری می شد و به سوی هر سبطی یک چشمه جاری می شد، چون به موضع دیگر نقل می کردند آب ها برمی گشت داخل سنگ می شد! و سنگ را بر چهار پا بار می کردند و روانه می شدند. همه در آن صحرای تیه مردند، مگر یوشع بن نون و کالب بن یوفنا که ابا نکردند از داخل شدن ارض مقدسه، و موسی و هارون نیز در تیه به رحمت الهی واصل شدند.
در احادیث بسیار از امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که حق تعالی بر ایشان نوشته و مقدر کرده بود که داخل ارض مقدسه شوند، چون نافرمانی کردند بر آن ها حرام کرد و مقدر فرمود که فرزندانشان داخل شوند، پس آن ها همه در صحرای تیه مردند و فرزندان ایشان با یوشع بن نون و کالب بن یوفنا داخل شهر شدند، و خدا هر چه را می خواهد محو می کند و هر چه را می خواهد اثبات می کند و نزد اوست ام الکتاب .

مواعظ و حکمت ها

در حدیث حسن از امام محمد باقر علیه السلام منقول است که در تورات نوشته است که
ای موسی! از من بترس در پنهان امر خود تا عیب های تو را از مردم بپوشانم، در خلوت های خود مرا یاد کن، و نزد خواهش ها (52) و لذت های خود مرا به خاطر آور تا تو را یاد کنم نزد غفلت های تو و تو را از لغزش نگاه دارم، و غضب خود را نگاه دار از آن ها که من تو را بر ایشان مسلط گردانیده ام تاغضب خود را از تو بازدارم.
به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که حق تعالی مناجات نمود با موسی علیه السلام که ای پسر عمران! دروغ می گوید کسی که دعوی می کند که مرا دوست می دارد، و چون شب می شود به خواب می رود، آیا نیست چنین که هر دوستی خلوت دوست خود را می خواهد؟! ای پسر عمران! اینک من مطلعم بر دوستان خود، چون شب ایشان را فرو می گیرد چشم و دل ایشان را از غیر خود به سوی خود می گردانم، و عقوبت خود را در برابر دیده های ایشان ممثل (53) می کنم، به عنوان مشاهده با من مخاطبه می کنند و به نحو حاضران با من سخن می گویند. ای پسر عمران! ببخش از دل خود به من خشوع و از بدن خود خضوع و از دیده های خود آب دیده ها در تاریکی شب، و مرا دعا کن که مرا اجابت کننده و نزدیک خواهی یافت.
به سند معتبر منقول است که از جمله مناجات حق تعالی با موسی آن بود که ای موسی! در هنگامی که مرا دعا کنی خائف و هراسان باش، و روی خود را نزد من بر خاک گذار، و سجده کن از برای من به بهترین اعضای بدن خود، خاضع باش برای من در وقتی که ایستاده ای، و راز بگو با من در وقت مناجات با ترس از دلی ترسناک، به تورات خود را زنده معنوی بدار، در تمام عمر خود تعلیم نما به نادانان ستایش مرا، به یاد ایشان بیاور نعمت های مرا، بگو به ایشان که اینقدر نمانند در گمراهی و نافرمانی من که وقتی می گیرم سخت می گیرم و عذاب من دردناک است.
بر تو باد به نماز که آن منزلت عظیم نزد من دارد و آن را عهد محکمی نزد من هست که هر که آن را چنان چه باید به درگاه من بیاورد او را بیامرزم، و ملحق گردان به نماز آن کاری را که از جمله شرایط قبول نماز است که آن زکات قربان است، از پاکترین و نیکوترین مال. و طعام خود بده که من قبول نمی کنم مگر چیزی را که حلال و نیکو باشد و به محض رضای من بدهند، مقرون گردان با زکات احسان و نیکی با خویشان خود را بدرستی که منم خداوند رحمان و رحیم. و رحم و خویشی را من آفریده ام و مقرر گردانیده ام به رحمت خود تا به سبب آن به یکدیگر مهربانی کنند بندگان من، و رحم را در قیامت سلطنتی خواهم داد، هر که قطع رحم کرده باشد رحمت خود را از او قطع خواهم کرد، هر که پیوند با رحم کرده باشد و نیکی به خویشان خود کرده باشد رحمت خود را به او پیوند خواهم کرد، چنین می کنم با هر که امر مرا ضایع گرداند.
ای موسی! گرامی دار سؤال کننده (54) را هر گاه به نزد تو آید یا به جوابی نیکو یا به دادنی اندک، زیرا که می آید به نزد تو کسی که نه از آدمیان است و نه از جنیان بلکه ملکی چندند از ملائکه خداوند رحمان که تو را امتحان کنند که چگونه صرف می کنی آن چه را به تو عطا کرده ام و چگونه شکر آن را ادا می کنی و چگونه مواسات(55) می کنی با برادران مؤمن در آن چه به تو بخشیده ام، و خاشع شو برای من به گریه و تضرع و صدا بلند کن به ناله خواندن تورات، بدان که من تو را به درگاه خود می خوانم مانند خواندن آقایی که غلام خود را بخواند برای این که او را به شریف ترین منازل برساند و او را نزد خود بلند مرتبه گرداند، و این از فضل و احسان من است بر تو و بر پدران گذشته تو.
ای موسی! مرا فراموش مکن در هیچ حال و شاد مشو به بسیاری مال؛ زیرا که فراموشی من دل را سنگین می کند، و با بسیاری مال بسیاری گناهان می باشد.
ای موسی! رحم کن بر کسی که از تو پست تر است در میان خلق من، حسد مبر بر کسی که از تو بلندتر است؛ زیرا که حسد حسنات را می خورد چنان چه آتش هیزم را می خورد.
ای موسی! آن چه برای رضای من کرده شود، اندک آن بسیار است؛ آن چه از برای غیر من کرده شود، بسیار آن اندک است.
ای موسی! حسنه را ده برابر جزا می دهم، گناه را یک برابر، باز آنقدر گناه می کنند که این یک برابر زیادتی می کند و هلاک می شوند.
به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که هر جا که در قرآن یا ایها الذین امنوا واقع شده است، در تورات به جای آن یا ایها المساکین است، یعنی: ای گروه مسکینان و بیچارگان.
در حدیث معتبر از امام محمد باقر علیه السلام منقول است که موسی علیه السلام مناجات کرد که پروردگارا! کدام یک از بندگان را بیش تر دشمن می داری؟ فرمود: آن که در شب مانند مردار در رختخواب افتاده است و روز خود را به بطالت می گذراند.
در حدیث معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که روزی حضرت موسی علیه السلام اصحاب خود را موعظه می کرد، ناگاه مردی برخاست و پیراهن خود را درید. پس حق تعالی وحی فرمود: ای موسی! بگو دلش را برای من بشکافد، و آن چه نمی خواهم از دلش بیرون کند، جامه چاک نمودن چه فایده دارد؟

قصه های حضرت عیسی