متن و ترجمه کمال الدین و تمام النعمه جلد1

نویسنده : شیخ صدوق مترجم : منصور پهلوان‏

مقدمه مترجم

در بین کتابهای حدیث که از پیشینیان به دست ما رسیده، کمتر کتابی است که از شهرتی به سان کمال الدین برخوردار باشد: در این کتاب که از دیدگاه مکتب تشیع در موضوع غیبت و طول عمر امام مهدی علیه السلام نوشته شده، بسیاری از نصوص و احادیث مربوط به این مبحث با ترتیبی خاص به همراه براهینی متین درج گردیده است.
مؤلف کتاب، شیخ فقیهان و رئیس محدثان شیعی، ابو جعفر محمد بن علی بن - حسین بن بابویه قمی - م 381 - معروف به شیخ صدوق است که اکثر علمای امامیه کلام او را به مانند نص منقول و خبر مأثور می دانند (بحار 10 / 405).
در این مقدمه به اختصار به معرفی شیخ صدوق و کتاب کمال الدین و تمام النعمه پرداخته ایم.

مؤلف کتاب

ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی مشهور به صدوق، شیخ و فقیه علمای امامیه نزیل ری و وجه طایفه حقه در خراسان بوده است (نجاشی 389)؛
شیخ طوسی در اسانید کتاب الاستبصار با لقب عماد الدین از وی یاد کرده (4/327 و 332)؛ و ابن ادریس او را صدوق نامیده است (السرائر 288)؛ خطیب بغدادی به اجلال از وی یاد کرده (تاریخ بغداد 3 / 89)؛ و ذهبی او را رئیس الامامیه نام نهاده است (سیر اعلام النبلاء)؛ و ابن شهر آشوب (معالم العلماء 99) و علامه حلی (المعتبر 7) از وی ستایشها کرده اند.
سید بن طاووس می گوید بر عدالت وی جمله علمای امامیه اتفاق دارند (فلاح السائل 11 و فرج المهموم 129)؛ و از ناحیه مقدسه با صفات فقیه خیر و مبارک وصف گردیده است (الفوائد الرجالیه 3 / 293)؛ پس از سال 305 ه ق (الفوائد الرجالیه 3 / 301) به دعای امام مهدی علیه السلام (کمال الدین 503) به دنیا آمد و در قم نزد مشایخی همچون پدرش علی بن حسین بن بابویه -م 329 ق-؛ و محمد بن حسن بن أحمد بن ولید؛ و محمد بن علی ماجیلویه؛ و أحمد بن علی بن ابراهیم قمی به تحصیل پرداخت (ثواب الاعمال 15 و 17 و 40...) استعداد و نبوغ او در فراگیری علوم زبانزد محافل علمی قم گردید (الغیبه طوسی 118. و 195) آنگاه به ری که در آنزمان پایتخت آل بویه بود رفت و در آنجا اقامت گزید (کمال الدین / 3) و از محضر مشایخی همچون احمد بن محمد بن صقر صائغ؛ و محمدبن ابراهیم بن اسحاق طالقانی استماع حدیث کرد (الخصال 429 و معانی الأخبار 359).
شیخ صدوق در سال 352 ه ق با کسب اجازه از رکن الدوله امیر آل بویه عازم مشهد شد (عیون اخبار الرضا 2 / 284) و در نیشابور از مشایخ بزرگ آن شهر همچون عبدالواحد بن محمد بن عبدوس نیشابوری و حاکم ابو علی حسین بن أحمد بیهقی و أبو طیب حسین بن أحمد رازی استماع حدیث کرد (همان 1/12 و 81 و 2 / 240) آنگاه به ری بازگشت و در اواخر سال 353 ه ق راهی سفر حج شد و مناسک را به جای آورد و از آنجا عازم عراق گردید و با مشایخی همچون ابو علی أحمد بن أبی جعفر بیهقی (همان 2 / 59) و ابوالقاسم حسن بن محمد سکونی و محمد بن بکران نقاش و أحمد بن ابراهیم فامی (الخصال / 115 و التوحید / 232 و عیون 1 / 117) و حافظ محمد بن عمر بن جعابی و حسن بن محمد بن یحیی علوی (الامالی / 386 و کمال الدین / 505) دیدار کرد و در همین سفر دانشمندانی چون شیخ مفید - م 412 - از وی اجازه روایت دریافت کردند.
شیخ صدوق در بغداد با علمای سایر مذاهب مناظرات علمی و کلامی داشته است (همان / 16) نجاشی ورود صدوق را به بغداد در سال 355 هق دانسته است و می- گوید با وجود کمی سن او شیوخ طایفه از وی استماع حدیث کردند (الرجال 389).
آنگاه در بازگشت از عراق به همدان درآمد و از مشایخی همچون قاسم بن محمد ابن عبدویه همدانی و أحمدبن زیادبن جعفر همدانی و أبوالعباس فضل بن فضل بن عباس کندی استماع حدیث کرد (الخصال 106 و 259 و 320 و کمال الدین 369) سپس به موطن خود ری وارد شد.
شیخ صدوق تا سال 367 ه ق که عازم مشهد گردید در ری به سر برد. در سال 368 در نیشابور می زیست و مجالس 27 تا 93 وی که در کتاب الامالی گزارش شده در آنجا بوده است (487) آنگاه عازم ماوراء النهر گردید (همان 521 تا 536). در سرخس با ابونصر محمد بن أحمد سرخسی (الخصال 197) و در مرو با أحمد بن حسین آبی (کمال الدین 433 و 476) و در مرو رود بامحمد بن علی ابن شاه و أبویوسف رافع بن عبدالله (الخصال 320 و 410 و 592) و در بلخ با حسین بن محمد اشنانی و محمد بن سعید سمرقندی (التوحید 68 و 96) و در سمرقند با عبدوس بن علی جرجانی و عبدالصمد بن عبدالشهید انصاری (الخصال 45 و عیون 2 / 8) دیدار کرد و از آنان حدیث شنید.
شیخ صدوق در سفری به فرغانه که در جنوب شرقی ازبکستان واقع است با جمعی از مشایخ همچون اسماعیل بن منصور قصار (الخصال 268) و محمد بن عبدالله بن طیفور دامغانی (علل الشرایع 63) دیدار کرد و حتی به برخی از قرای فرغانه چون اخسیکت و جبل بوتک سفر کرد (کمال الدین 473) و سفری نیز به ایلاق که در اطراف تاشکند است داشته و از محضر مشایخی چون حاکم بکربن علی حنفی (همان 292) و علی بن عبدالله فقیه اسواری (همان 642) استفاده کرده است. ملاقات شیخ صدوق با شریف محمد بن حسن علوی معروف به نعمه و تألیف کتاب فقیه من لا یحضره الفقیه برای وی در همین شهر واقع شده است (من لا یحضره الفقیه 1 / 2 و 3).
در بازگشت از سفر فرغانه و ایلاق شیخ صدوق در نیشابور اقامت گزید و به ترویج اعتقادات شیعی پرداخت. تألیف کتاب کمال الدین در این دوران واقع شده و در مقدمه آن آرزوی خود را برای بازگشت به ری بیان کرده است (3) آنگاه به ری بازگشت و تا پایان عمر در آنجا بود. وفات این عالم بزرگوار در سال 381 ه ق در ری روی داد و آرامگاه وی در آنجا معروف و زیارتگاه شیعیان است.
تألیفات شیخ صدوق بالغ بر سیصد مجلد کتاب و رساله بوده است که برخی از آنها اکنون در دسترس است. خود شیخ در سال 368 ق در ایلاق تألیفات خود را 245 رساله دانسته است (فقیه من لا یحضره الفقیه 1 / 2 و 3) و نجاشی غالب آنها را معرفی کرده است (389 و 392).
برخی از این تألیفات به شیوه کلامی نگاشته شده است مانند کتاب اعتقادات و کتاب ابطال الغلو و التقصیر و بخشی از کتاب الأمالی که شامل مناظرات وی با پیروان سایر مذاهب در حضور رکن الدوله است (نجاشی 392) و برخی دیگر از تألیفات وی جنبه فقهی دارد که جامعترین آنها کتاب فقیه من لا یحضره الفقیه اوست که به شیوه اخباریان متقدم قم در مقام فتوا به نقل عباراتی از احادیث با حذف سلسله سند پرداخته است.
کتاب من لا یحضره الفقیه او یکی از کتب اربعه حدیثی شیعه است در طی قرون و اعصار مدار بحث و فحص فقها و علما و مرجع همگان بوده است (الدرایه) اما بی تردید غالب تألیفات شیخ صدوق به شیوه محدثین نگاشته شده است و به حق او را رئیس محدثان شیعه لقب داده اند.
برخی از تألیفات حدیثی موجود شیخ صدوق عبارتند از: التوحید، کتاب من لا یحضره الفقیه، الأمالی، علل الشرایع، عیون أخبار الرضا، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، الخصال، کمال الدین و تمام النعمه و معانی الأخبار و غیره. علامه مجلسی در صدر منابع و مآخذ خود در تألیف بحارالأنوار از کتب فوق نام می برد و شهرت و صحت انتساب آنها را مانند کتب اربعه می داند (بحارالانوار 1 / 26) شیخ صدوق به عنوان یک محدث بسیاری از آثار پیشینیان را ضبط کرده و آنها را به آیندگان تحویل داده است. او نه تنها ناقل احادیث بلکه همچنان که شیخ طوسی می گوید نقاد احادیث و عالم به رجال بوده است (الفهرست 157) و بسیاری از علمای رجال مراسیل وی را مانند مسانیدش می دانند (روضات الجنات 6 / 133 و تنقیح المقال 3 / 154) و علامه مجلسی معتقد است که اکثر اصحاب امامیه کلام او و پدرش را مانند نص منقول و خبر مأثور می دانند (بحار 5 / 405).

معرفی کتاب

کمال الدین و تمام النعمه نام کتابی است که شیخ صدوق علیه الرحمه در اواخر عمر خود تألیف کرده است.