فهرست کتاب


چشم به راه مهدی

جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 12- جنگهای خونین

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
در منابع دینی، از جنگ های خونین و کشتارهای بزرگ نیز، به عنوان نشانه های ظهور یاد شده است(367). گویا این جنگها بین اهل باطل، بر سر رقابتهای مادی و سیاسی روی می دهد که در نهایت، بدون پیروزی هیچ یک از دو گروه و پس از بر جای گذاشتن. انبوهی از کشته ها، پایان می یابد. بروز چنین فاجعه ای بزرگ، نتیجه طبیعی فساد زمین و فراگیر شدن ظلم و جور است. از برخی روایات، استفاده می شود که در منطقه قرقیسا جنگ عظیمی بین بنی عباس و مردانی رخ می دهد که نوجوانان زورمند، فرسوده و پیر می گردد و لاشه های کشته های بر روی هم انباشته می گردد. از قرائن و شواهد برمی آید که این خون ریزیهای بزرگ، در همان واقعه خروج سفیانی و آشوبهای آن زمان است و حادثه جداگانه ای نیست.
این احتمال نیز وجود دارد که منظور از این روایات، در هم کوبیدن مستکبران و دشمنان حق و عدالت باشد که در زمان ظهور و به دست مهدی(ع) انجام می شود، بنابراین از وقایع دوران ظهور است، نه نشانه ظهور.

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 13- خروج یأجوج و مأجوج

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
در برخی روایات، خروج یأجوج و مأجوج از نشانه های ظهور، دانسته شده(368) که با دقت در این روایات، روشن می شود که ارتباطی به مسأله ظهور ندارند، بلکه بیشتر آنها، ناظر به برپایی قیامت هستند. دو موردی که در قرآن از خروج یأجوج و مأجوج یاد شده هم(369)، هیچ دلالتی بر این قضیه ندارد.
این، افزون بر ضعف سند روایات این باب و ضعف دلالت و نارسایی و گاه تناقض آنهاست.

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 14- طلوع خورشید از مغرب

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
از جمله نشانه های ظهور که در روایات به آن اشاره شده، طلوع خورشید از مغرب است، وقوع چنین پدیده ای، اگر معنای ظاهری آن مراد باشد، مستلزم در هم ریختن و از هم پاشیدن نظم جهان و تغییر در حرکت منظومه شمسی خواهد بود و این، با اصول حاکم بر نظام طبیعت، ناسازگاری دارد. به طور قطع حضرت مهدی (ع)، بر روی همین زمین، حکومت جهانی خویش را تشکیل می دهد(370).
بر این اساس تحقق این نشانه به گونه معجزه، چنانکه برخی پنداشته اند، میسر نیست، زیرا معجزه در محدوده نظام حاکم بر طبیعت و جهان صورت می گیرد(371).
به نظر می رسد، منظور از طلوع خورشید از مغرب، حضرت مهدی است.
فیض کاشانی در توضیح روایاتی در این زمینه می نویسد:
و کأنه کنی بطلوع الشمس من مغربها فی الحدیث عن ظهوره (ع) کما یظهر من بعض الاخبار(372) .
گویا، طلوع خورشید از مغرب، کنایه از ظهور حضرت مهدی(ع) است، همان گونه که از برخی اخبار هم استفاده می شود.
همان گونه که مرحوم فیض اشاره کرده، از برخی روایات نیز این مطلب استفاده می شود. در ذیل رویات صعصعه، که این حادثه را به عنوان نشانه ظهور معرفی می کند، جمله ای است که روشنگر این معناست. صعصعة در پاسخ فردی که از منظور امیرالمؤمنین(ع) از جمله لا تسألونی عما یکون بعد ذلک... پرسیده بود، گفت:
ان الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم هو الثانی عشر من العترة التاسع من ولد الحسین بن علی(ع) و هو الشمس الطالعة من مغربها(373).
کسی که حضرت عیسی (ع)، پشت سروی نماز می گزارد، دوازدهمین نفر از خاندان پیامبر(ص) و نهمین نفر از فرزندان حسین بن علی است و هم اوست خورشیدی که از غروبگاهش طلوع می کند.
بر این اساس، طلوع خورشید از مغرب، معنای کنایی دارد و در حقیقت تشبیه شده است ظهور حضرت مهدی(ع) به طلوع خورشید از غروبگاهش. همان گونه که خورشید، پس از آن که چهره در نقاب شب فرو می کشد، دوباره پرده های سیاهی را می درد و طلیعه روشن آن از کرانه های افق پرتوافشانی می کند، حضرت مهدی(ع) نیز، پس از طی دوران محنت و محرومیت و سپری شدن روزگار غیبت و انتظار، ظهور می کند بسان خورشیدی، جهان فتنه عدالت و بستوه آمده از ظلم و ستم و بی عدالتی را با پرتو حیاتبخش عدالت، زنده و روشن می کند.