فهرست کتاب


چشم به راه مهدی

جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 2. خسف در بیداء

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
واژه خسف، به معنای فرو رفتن و پنهان شدن است(304) و بیداء، نام سرزمینی است بین مکه و مدینه. ظاهراً منظور از خسف در بیداء آن است که سفیانی، با لشکری عظیم، به قصد جنگ با مهدی(ع) عازم مکه می شود، در بین مکه و مدینه و در محلی که به سرزمین بیداء معروف است، به گونه معجزه، به امر خداوند، در دل زمین فرو می روند.(305)
این حادثه، در روایات بسیاری از عامه و خاصه، به عنوان نشانه ظهور بیان شده در شماری از آنها بر حتمی بودن آن نیز تأکید شده(306) است. صاحب منتخب الاثر، پس از ذکر این نشانه تصریح می کند که روایات آن، به حد تواتر می رسد.(307) اینک، دو نمونه از آن روایات:
علی(ع) در تفسیر آیه شریفه و لوتری اذفزعوا فلافوت و اخذمن کان قریب.(308)
قبیل قائمنا المهدی یخرج السفیانی.... و یاتی المدینه جیشه حتی اذا انتهی الی البیداء خسف الله. به(309)
در آستانه ظهور قائم ما، مهدی(ع) خروج می کند... سپاه وی، به سوی مدینه حرکت می کند و چون به سرزمین بیداء می رسند، خداوند آنها را در کام زمین فرو می برد.
یا می فرماید:
و یخرج رجل من اهل بیتی فی الحرم فیبلغ السفیانی، فیبعث الیه جنداً من جنده فیهزمهم فیسیر الیه السفیانی بمن معه، حتی اذا
جاوزوا بیداء من الارض، خسف بهم، فلاینجوا منهم الا المخبر عنهم.(310)
مردی از خاندان من، در سرزمین حرم قیام می کند، چون خبر ظهور وی به سفیانی می رسد، وی، سپاهی از لشکریان خود را برای جنگ، به سوی او می فرستد، ولی (سپاه مهدی) آنان را شکست می دهد، آنگاه خود سفیانی با لشکریان همراه، به جنگ وی می روند و چون از سرزمین بیداء می گذرند، در زمین فرو می روند و جز یک نفر، که خبر آنان را می آورد همگی هلاک می شوند.
گر چه حادثه خسف در منطقه بیداء و در مورد لشکر سفیانی واقع می شود، ولی در برخی روایات، غیر از خسف در بیداء، از خسف در مشرق و خسف در مغرب نیز یاد شده است.(311) و این نشانگر آن است که در سایر نقاط زمین نیز، چنین حوادثی رخ می دهد و به امر خداوند دشمنان مهدی (عج)، بدین وسیله نابود می گردند.

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 3. خروج یمانی

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند. این نشانه، در منابع عامه نیست. ولی در مصادر شیعه، روایات فراوان در این باره وجود دارد، به گونه ای که برخی آنها را مستفیض دانسته اند.(312) و همان گونه که قبلاً اشاره کردیم، خروج یمانی از نشانه های حتمی و متصل به ظهور است.
امام صادق(ع) می فرماید:
خروج الثلاثه، الخراسانی و السفیانی و الیمانی فی سنه واحده فی شهر واحد، فی یوم واحد و لیس فیها رایه بأهدی من رایه الیمانی یهدی الی الحق.(313)
قیام خراسانی و سفیانی و یمانی، در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود و در این میان، هیچ پرچمی به اندازه یمانی، دعوت به حق و هدایت نمی کند.
و در روایت دیگری می خوانیم:
والیمانی من المحتوم(314)
در برخی روایات، افزون بر قیام یمانی و خراسانی، از قیام مصری همزمان با قیام آنان، خبر داده شده است.(315) گرچه تصریح نشده که پرچمدار مصری نیز، همچون یمانی و خراسانی دعوت به حق می کند، ولی به نظر می رسد که وی نیز، همزمان با آنان، در آن سوی دنیای اسلام، به حمایت از امام بر می خیزد.
بنابراین، خروج یمانی، اجمالاً از نشانه های حتمی ظهور است، هر چند جزئیات و چگونگی قیام وی روشن نیست، خروج خراسانی و مصری نیز، گرچه در برخی روایات در کنار یمانی آمده اند، ولی حتمی بودن آنان مسلم نیست.

شماری از نشانه های حتمی و غیر حتمی: 4. قتل نفس زکیه

برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدی
نفس زکیه، یعنی فرد بی گناه، پاک، کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.
حضرت موسی در اعتراض به کار خضر می فرماید:
اقتل نفساً زکیه بغیر نفس(316)
آیا جان پاکی را بی آن که قتلی انجام داده باشد، می کشی؟
گویا در آستانه ظهور مهدی (عج)، درگیر ودار مبارزات زمینه ساز انقلاب مهدی (ع)، فردی پاکباخته و مخلص، مخلصانه در راه امام(ع) می کوشد و مظلومانه به قتل می رسد. فرد یاد شده، از اولاد امام حسن مجتبی است که در روایات، گاهی از او به عنوان: نفس زکیه، سید حسنی یاد شده است.
قتل نفس زکیه، چنانکه قبلاً یاد کردیم از نشانه های حتمی و متصل به ظهور است. هر چند در منابع عامه، نامی از آن برده نشده، ولی در منابع شیعه، روایات آن فراوان و بلکه متواتر است(317) از این روی، در اصل تحقق چنین حادثه ای به عنوان علامت ظهور، شکی نیست، هر چند جزئیات آن و نیز زمان و مکان تحقق آن و ویژگیهای مقتول، مشکل است.
برخی(318) احتمال داده اند که مراد از نفس زکیه، محمد بن عبدالله بن حسن، معروف به نفس زکیه است که در زمان امام صادق(ع) در منطقه احجاز زیت در نزدیکی مدینه کشته شد.
این احتمال درست نیست، به چند دلیل:
1. لازمه اش این است که پیش از تولد مهدی (ع)، بلکه پیش از آن که امامان(ع) از آن خبر دهند، این نشانه رخ داده باشد.
2. در روایات تصریح شده که نفس زکیه، بین رکن و مقام کشته می شود و حال آن که محمد بن عبدالله بن حسن، در منطقه احجار زیت در نزدیکی مدینه کشته شده است.
3. همان گونه که پیش از این اشاره کردیم، برابر روایات قتل نفس زکیه، از نشانه های حتمی و متصل به ظهور است، حال آن که محمدبن عبدالله، سالها پیش از تولد مهدی(ع) به قتل رسیده است.
امام باقر(ع) می فرماید:
لیس بین قیام القائم(ع) و قتل النفس الزکیه اکثر من خمس عشر لیله.(319)
بین ظهور مهدی(ع) و کشته شدن نفس زکیه، بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.
محمد بن عبدالله بن حسن، معروف به نفس زکیه، در زمان امام صادق (ع) و در سال 145 ه.ق. به قتل رسیده و از آن هنگام تا به حال، بیش از ده قرن می گذرد و نمی تواند علامت متصل به ظهور باشد.
به نظر می رسد، اموری چون همنامی وی و پدرش با پیامبر اکرم(ص) و پدر گرامی ایشان، شباهت ظاهری، بودن وی از خاندانی شریف و بزرگوار امام حسن مجتبی (ع)، وجود برخی نشانه ها، چون داشتن خالی سیاه بر روی کتف راست، قیام وی در شرایط سخت و در اوج خشونت بنی امیه و از همه مهمتر، شیطنتها و تحریفهای بنی عباس، سبب گشته بود که مردم به اشتباه بیفتند و گروهی او را مهدی تصور کنند.
علاوه بر این، از برخی قرائن استفاده می شود که خود نفس زکیه و پدرش عبدالله محض، که شیخ بنی هاشم در آن عصر به شمار می رفت و نیز برادرش ابراهیم، به ایجاد و تقویت این شبهه در بین مردم دامن می زدند و چنین وا می نمودند که گویا مهدی ایشان، همان مهدی موعود است. آنان می خواستند از این راه، در رسیدن به قدرت و پیروزی انقلاب خویش و در هم شکستن بنی امیه کمک بگیرند. امام صادق(ع) در همان هنگام، آنان را از این کار بازداشت.(320)