نشانه های ظهور او

نویسنده : مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیرازی

حکومت مهدی

امیرالمؤمنین و نزول حضرت عیسی علیهماالسلام
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
امام امیرالمؤمنین علیه السّلام به تشریف فرمایی حضرت عیسی بن مریم علی نبینا و علیه السّلام در روزهای اول ظهور اشاره می فرمایند، آن هم در بیت المقدس روز جمعه:
ثم ان المهدی یرجع الی بیت المقدس فیصلی بالناس ایاماً فاذا کان یوم الجمعة وقد اقیمت الصلوة ینزل عیسی بن مریم فی تلک الساعة من السماء و علیه ثوابان احمر ان کانما یقطر من رأسه الدهن و هو رجل صبیح المنظر والوجه اشبه الخلق بابراهیم فیأتی المهدی و یصافحه و یبشره بالنصر فعند ذلک یقول له المهدی تقدم یا روح الله وصل بالناس فیقول عیسی بل الصلوة لک یا ابن رسول الله فعند ذلک یؤذن عیسی و یصلی خلف المهدی. (88)
مهدی ما به جانب بیت المقدس برمی گردد و چند روزی در آنجا با مردم نماز می خواند تا روز جمعه می رسد و مردم آماده نماز هستند که ناگهان حضرت عیسی بن مریم در همین ساعت از آسمان به زیر می آید، در حالتی که دو لباس قرمز به تن دارد و قطرات عرق از سر و صورتش مانند قطرات روغن می ریزد. مردی زیبا و خوش اندام است که شبیه ترین مردم به حضرت خلیل الرحمن (علیه السّلام) است پیش می آید و با حضرت بقیة الله مصاحفه می کند و بشارت به فتح و پیروزی می دهد. در این موقع حضرت مهدی علیه السّلام تعارف می فرماید به حضرت عیسی که جلو بایستید و با مردم نماز بخوانید. حضرت عیسی می فرماید: ای فرزند رسول خدا! بل الصلوة لک. کنایه از اینکه پیشوایی دیگر مخصوص به شماست. در این موقع حضرت عیسی اذان می گوید و حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء جلو می ایستد و جناب عیسی علیه السّلام به آن حضرت اقتدا می کند (اللهم عجل فرجه).
امام امیرالمومنین و نشانه های پیش از قیام
امام صادق(ع) از وجود مقدس حضرت امیرالمومنین سلام علیهما روایت می کنند که آن سرور فرمودند:
قال امیر المؤمنین علیه السلام لیاتین علی الناس زمان یظرف فیه الفاجر و یقرب فیه الماجن و یضعف فیه المنصف قال فقیل له متی ذاک یا امیر المؤمنین فقال (اذ اتخذت الامانه مغنما و الزکاه مغرماً و العباده استطاله و الصله منا قال فقیل له متی ذلک یا امیر المؤمنین فقال (ع)) اذا تسلطن النساء وسلطن الاماء و امر الصبیان . (89)
مسلماً زمانی بر مردم خواهد آمد که افراد فاجر و گناهکار را مورد احترام خاص قرار می دهند، سخن چین و بد زبان را مقرب خود می سازند و افراد با انصاف را ضعیف و ناتوان می شمارند . عرض کردند: یا امیر المؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت دیدید امانت را غنیمت می شمارند (خیانت به امانت می کنند)، دادن زکات را برای خود زیان و غرامت می پندارند، عبادت را بار و سنگینی بر دوش خود می دانند وصله کردن را با منت انجام می دهند . عرض کردند: یا امیر المؤمنین! کی خواهد شد؟ فرموند:) هرگاه دیدید زنان تسلط پیدا کردند (بر امور اجتماعی و سیاسی و غیره) و نیز هر وقت دیدید که اماء و کنیزان استیلا یافتند و نوجوانان به زمامداری رسیدند.
خواننده عزیز!
اگر دقت کنید تمام این علامتها در اجتماع ما در ابعاد مختلف دیده می شود.

نشانه های ظهور

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
عن السکونی عن ابی عبدالله علیه السّلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله سیأتی علی امتی زمان تخبث فیه سرائرهم و تحسن فیه علانیتهم طمعاً فی الدنیا لایریدون به ما عند الله عزوجل یکون امرهم ریاء، لا یخالطه خوف، یعمهم الله منه بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجاب لهم. (90)
سکونی از امام جعفر صادق علیه السّلام نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بر امت من زمانی بیاید که باطن آنها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آنها ریا است و از او نمی ترسند. خداوند نیز همه آنان را عقوبت خواهد کرد و هرچه دعا کنند، حتی دعای غریق، مستجاب نخواهد شد.
از این روایت چند علامت برای ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء - آن هم از زبان آورنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله - نقل کرده اند:
1. دلها مملو از خبائث و صفات رذیله می شود.
2. مردم تظاهر به خوبیها می کنند در حالی که دلشان از خوبیها خالی است.
3. هدف از این تظاهرات، فرورفتن در کثافات اخلاقی دنیا و تعینات آن است.
4. کارهای آنها اگرچه به صورت عبادت است اما برای غیر خدا انجام می شود (ریا).
5. توجهی به عالم آخرت نخواهند داشت و از خداوند نمی ترسند.
6. به جهت این صفات، خداوند آنها را عقاب می کند به بلاهای اجتماعی از قبیل جنگ، گرفتار ظلم شدن، گرانی، سلب برکت و...
7. در این موقع هرچه دعا کنند حتی دعای غریق هم مستجاب نخواهد شد. (91)رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی در مورد نشانه های ظهور مهدی روحی له الفداء می فرمایند:
سیأتی زمان علی امتی لایبقی من القرآن الا رسمه و لا من الاسلام الا اسمه یسمون به وهم ابعد الناس منه مساجدهم عامرة و هی خراب من الهدی فقهاء ذلک الزمان شرفقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنه و الیهم تعود. (92)
بزودی زمانی بر امت من فرا رسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نماند. آنان به نام مسلمان خوانده می شوند در حالی که دورترین مردم از اسلام اند، مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است. فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان اند فتنه از ایشان آغاز می شود و به آنان باز می گردد.
وجود مبارک منجی عالم بشریت حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم در این حدیث که در حقیقت آیینه ای است که دنیای اسلام و مردم آن را نشان می دهد و این خود معجزه ای است از آن بزرگوار، به چند علامت در ارتباط با ظهور فرزند عزیزش اشاره فرموده است:
1. محتوی و حقایق حیاتبخش قرآن، متروک و فقط اسمی از آن می ماند.
2. از اسلام نامی می ماند و قوانین جامع و کامل آن به حالت تعطیل در می آید و به انزوا سپرده می شود. (93)
3. تقریباً یک چهارم از جمعیت دنیا ادعای مسلمانی می کنند در صورتی که عملاً از اسلام بیگانه اند.
4. مساجدشان از نظر بنیان و جهات ظاهری آباد اما از لحاظ تقوا ویران است. مساجد مرکز غیبت، تهمت، ریختن آبروی مردم و بدعتها - البته به صورتهای مختلف - شده است.
5. فقها و دانشمندان بدترین دانشمندانی هستند که در زیر این آسمان بسر می برند. با تأملی کوتاه درباره عالم نماهای زمان خودمان و فسادی که در اجتماع کرده اند معنی روایت معلوم می شود.
6. تمام فتنه ها از ناحیه علمای سوء است و بازگشت آنها نیز به خودشان خواهد بود. اذا فسد العالم فسد العالمرسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید هرگاه دانشمندی راه فساد را در پیش بگیرد جهانی را به تباهی می کشد. زیرا مردم این دسته از افراد را الگو و سمبل دین می دانند.
خواننده گرامی!
ناگفته نماند که از نظر منطق و برهان، همیشه حساب مکتب، از اشخاص جداست.
امام صادق علیه السّلام به نقل از پدران مکرم خود ائمه معصومین سلام اللّه علیهم اجمعین می فرماید:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: (ان) الاسلام بدأ غریباً و سیعود غریباً کما بدأ فطوبی للغرباء. (94)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اسلام در ابتدا غریب و تنها بود و بزودی نیز همچون زمان پیدایش غریب و تنها خواهد شد. خوشا به حال تنهایان و غربا.
خواننده ارجمند!
اسلام عزیز ما در ابتدا بسیار غریب بود و فقط یک اقلیت از آن استقبال کردند. در آخرالزمان نیز چنان خواهد شد، کما اینکه اکنون نیز اینچنین است و با این همه امکانات نظامی، اقتصادی و انسانی که در جهان اسلام وجود دارد، مع الوصف، مسلمین در چنگال ستمگران و کفاری مانند اسرائیل بسر می برند. دلیل بر اثبات عرض ما وضع موجود دنیای اسلام است و در روایت بالا تحت عنوان نشانه های ظهور دولت حق، رسول اکرم صلی الله علیه و آله به غربت مجدد اسلام اشاره فرموده و در ضمن کلمه فطوبی للغرباء بشارت پیروزی اسلام را داده اند (البته بشارت ضمنی). آری، اسلام در ابتدای امر واقعاً غریب بود، درست مانند کسی که وارد شهری بشود، آشنایی نداشته باشد و پولی هم همراه نداشته باشد که بتواند خودش را اداره کند و زبانش هم با مردم آن شهر یکی نباشد، همچنانکه زبان اسلام زبان توحید بود در حالی که زبان مردم لسان کفر و الحاد و بت پرستی بود و پیامبر بزرگوار فرمودند در آخرالزمان هم این طور خواهد شد.
خواننده محترم!
ملاحظه می فرمایید زبان اسلام در دنیای ما نیز زبان صلح، عدالت، ایمان، امنیت و برادری است، در حالی که در جهان کنونی، اعمال مردم برخلاف این برنامه هاست.
از امام صادق علیه السّلام منقول است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
من ابغضنا اهل البیت بعثه الله یهودیا قیل یا رسول الله و ان شهد الشهادتین؟ قال نعم انما احتجب بهاتین الکلمتین عند سفک دمه او یؤدی الجزیة و هو صاغر ثم قال من ابغضنا اهل البیت بعثه الله یهودیا قیل و کیف یا رسول الله؟ قال ان ادرک الدجال آمن به. (95)
هر که ما اهل بیت را دشمن دارد خداوند (عزوجل) او را یهودی برانگیزد. سؤال شد: یا رسول الله! اگرچه شهادتین بگوید؟ فرمودند: بله، در نتیجه دو کلمه شهادت(اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله ) فقط جان او محفوظ می ماند و یا از پرداخت جزیه معارف می شود. سپس ادامه دادند: هر کسی که ما اهل بیت را دشمن بدارد خداوند او را یهودی برانگیزد. پرسیدند: چگونه ای رسول خدا؟ فرمودند: اگر زمان دجال را دریابد به او ایمان آورد.
در این روایت، پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله پس از اشاره به وظیفه مردم در ارتباط با اهل بیت علیهم السلام و نیز زیان دشمنی با خاندان گرامی اش، به خروج دجال که از علائم ظهور حضرت بقیة الله روحی له الفداء است، اشاره فرموده اند. بنابراین، زیان دشمنی با اهل بیت سلام اللّه علیهم اجمعین را می توان این گونه خلاصه کرد:
1. محشور شدن در روز قیامت با یهودیان.
2. حسرت و پشیمانی که در سایه قطع ارتباط با خاندان وحی دامنگیر انسان می شود.
3. از دست دادن نعمتهای ابدی خداوند.
4. مخلد بودن در آتش جهنم.
5. محرومیت از مصاحبت با ذوات مقدسه معصومین سلام اللّه علیهم اجمعین.
رسول مکرم صلی الله علیه و آله خبر از قیام مهدی روحی له الفداء می دهد و از آن حضرت به نام خاتمه دهنده به دین چنین می فرماید:
المهدی منا یختم الدین به کما فتح بنا... (و اخرج الحاکم فی صحیحه) یحل بامتی فی آخر الزمان بلاء شدید من سلطانهم لم یسمع بلاء اشد منه حتی لایجد الرجل ملجأ فیبعث الله رجلاً من عترتی اهل بیتی یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً یحبه ساکن الارض و ساکن السماء و ترسل السماء قطرها و تخرج الارض نباتها. (96)
همچنانکه دین به وسیله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدی (علیه السّلام) خاتمه می یابد... در آخرالزمان امت من در سایه زمامداری ستمگر به بلاهایی مبتلا می شوند که مانند آن را نشنیده اند و به اندازه ای عرصه بر مردم تنگ می شود که پناهگاهی برای خود پیدا نمی کنند. در این هنگام خداوند مردی از عترت و اهل بیت من بر می انگیزد که جهان را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد. از ویژگیهای او این است که اهل زمین و ساکنان آسمانها او را دوست می دارند و آسمان بارانهای خودش را می بارد و زمین برکاتش را در اختیار مردم قرار می دهد.
سیجی ء فی آخر الزمان اقوام تکون وجوههم وجوه الادمیین و قلوبهم قلوب الشیاطین امثال الذئاب الضواری لیس فی قلوبهم شی ء من الرحمة سفاکین للدماء و لا یرعون عن قبیح ان تابعتهم و ارواک و ان تواریت عنهم اغتابوک و ان حدثوک کذبوک و ان ائتمنتهم خانوک صبیهم عارم و شابهم شاطر و شیخهم لایامر بمعروف و لا ینهی عن منکر الاعتزاز بهم ذل و طلب ما فی ایدیهم فقر الحلیم فیهم غاو و الامر فیهم بالمعروف متهم المؤمن فیهم مستضعف و الفاسق فیهم مشرف السنة فیهم بدعة و البدعة فیهم سنة فعند ذلک یسلط الله علیهم شرارهم و یدعو خیارهم فلا یستجاب لهم. (97)
در آخرالزمان مردمانی بیایند که از نظر ظاهر، سیمای آدمیان را دارند، اما دلهایشان مانند قلبهای شیطانها است (پر از خودخواهی و تکبر و غرور و امثال اینها است). مانند گرگهای درنده دلشان خالی از رحمت و عطوفت انسانی باشد، قتل و خونریزی برای آنها یک امر بسیار ساده و بی اهمیت خواهد بود و از کارهای زشت دوری نمی کنند. اگر از آنها متابعت کنی تو را از خود می رانند و اگر از آنان فاصله بگیری تو را مورد غیبت و عیبجویی قرار می دهند؛ اگر با تو سخن گویند دروغ می گویند و اگر آن مردم را امین خویش قرار دادی به تو خیانت می کنند. بچه های آنها با ناز و نخوت زندگی می کنند و جوانانشان بی باک و از خود راضی اند چندان که مردم را از بی تربیتی خویش عاجز می کنند. پیروان آنها امر به خوبیها و نهی از بدیها نمی کنند. عزت جستن به وسیله آنها ذلت و خواری است، مطالبه موجودی آنها فقر و ناتوانی است. شخص عاقل در میان آنها گمراه به شمار می آید و امر به معروف کننده مورد تهمت و افترا قرار می گیرد. افراد با ایمان و صاحبان تقوا در میان ایشان ضعیف خواهند بود، اما افراد فاسق در میان آنها با شخصیت حساب می شوند. کارهای خوب و سنتهای الهی در میان این جمعیت بدعت محسوب می شود و از طرفی بدعت در میان آنها سنت به حساب می آید. در چنین زمانی که مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط می کند و دیگر دعاوی خوبان اجابت نخواهد شد.
شب معراج و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
در حدیث مبارکی که ابن عباس از زبان پرنور آورنده اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله نقل کرده به نشانه هایی در رابطه با قیام جهانی حضرت صاحب الامر علیه السّلام تصریح شده است که به نظر خوانندگان عزیز می رسد:
عن ابن عباس عن رسول الله صلی الله علیه و آله: فی حدیث ان الله اوحی الیه لیلة اسری به ان یوصی الی علی و اخبره با لائمة من ولده الی ان قال و آخر رجل منهم یصلی عیسی ابن مریم خلفه یملا الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً انجی به من الهلکة و اهدی به من الضلالة و ابری به الاعمی و اشفی به المریض فقلت الهی و سیدی متی یکون ذاک فاوحی الله عزوجل الی یکون ذلک اذا رفع العلم و ظهر الجهل و کثر القراءة و قل العمل و کثر القتل و قل الفقهاء و الهادون و کثر فقهاء الضلالة و الخونة و کثر الشعراء و اتخذ امتک قبورهم مساجد و حلیت المصاحف و زخرفت المساجد و کثر الجور و الفساد و ظهر المنکر و أمر امتک به و نهی عن المعروف و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و صار الامراء کفرة و اولیائهم فجرة و اعوانهم ظلمة ذووالرأی منهم فسقة و عند ثلاثة خسوف خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیرة العرب و خراب بصرة علی ید رجل من ذریتک تتبعه الزنوج و خروج رجل من ولد الحسین بن علی و ظهور الدجال یخرج من المشرق من سجستان و ظهور السفیانی. (98)
ابن عباس می گوید: در شب معراج مطالبی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله وحی شد که باید به وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام خبر داده شود و نیز به ائمه بعد از آن حضرت. بعد فرمودند که خداوند برای آخرین آنها نشانه هایی بیان فرمودند:
1. عیسی بن مریم پشت سر آن بزرگوار نماز می خواند.
2. زمین را پر از عدل و داد می کند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد.
3. بندگانم را به وسیله او (امام عصر) از هلاکت نجات می دهم.
4. گمراهان را به وسیله او هدایت می کنم.
5. نابینایان و بیماران را به وسیله او شفا می دهم.
عرض کردم خداوندا! آن کی خواهد شد؟ خطاب رسید:
6. هرگاه علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی به جای آن نشیند.
قرائت قرآن زیاد اما عمل به آن کم شود.
7. قتل و کشتار زیاد شود.
8. فقها و هدایت کنندگان واقعی کم شوند (اشاره است به وجود علمای ربانی).
9. علمای فاسق (بی عمل) و خیانتکار زیاد شوند (آنان که دین را به فکر خود معنی می کنند).
10. شعرا زیاد شوند.
11. امت شما قبرستانها را مساجد قرار دهند.
12. قرآنها را زینت کنند.
13. مساجد را مجلل بسازند.
14. جور و فساد زیاد شود.
15. منکرات ظاهر شود.
16. امت شما امر به منکر کنند.
17. پیروان شما نهی از معروف کنند.
18. مردها به مردها اکتفا کنند (لواط).
19. زنان به زنان قناعت کنند (مساحقه).
20. زمامداران کافر شوند.
21. دوستان حکمرانان گنهکاران باشند.
22. یاوران آنها ستمگران باشند.
23. صاحبان رأی و نظر از آنان فاسقان باشند.
24. سه خسف (99)در دنیا واقع شود: یکی خسف در مشرق، خسف دیگر در مغرب و خسف سوم در جزیرة العرب.
25. خراب شدن بصره به دست یکی از ذراری تو (سید) که زنگیها دنبالش را بگیرند.
26. قیام مردی از اولاد امام حسین علیه السّلام
27. ظهور دجال و قیامش از سجستان.
28. خروج سفیانی.
امام امیرالمؤمنین علیه السّلام و نشانه های پیش از قیام
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
امام صادق علیه السّلام از وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیها روایت می کنند که آن سرور فرمودند:
قال امیرالمؤمنین علیه السّلام لیأتین علی الناس زمان یظرف فیه الفاجر و یقرب فیه الماجن و یضعف فیه المنصف قال فقیل له متی ذاک یا امیرالمؤمنین فقال (اذ اتخذت الامانة مغنماً والزکاة مغرماً و العبادة استطالة والصلة مناً قال فقیل له متی ذلک یا امیرالمؤمنین فقال (علیه السّلام) ) اذا تسلطلن النساء و سلطن الاماء و امر الصبیان. (100)
مسلماً زمانی بر مردم خواهد آمد که افراد فاجر و گناهکار را مورد احترام خاص قرار می دهند، سخن چین و بد زبان را مقرب خود می سازند و افراد با انصاف را ضعیف و ناتوان می شمارند. عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت دیدید امانت را غنیمت می شمارند (خیانت به امانت می کنند)، دادن زکات را برای خود زیان و غرامت می پندارند، عبادت را بار و سنگینی بر دوش خود می دانند و صله کردن را با منت انجام می دهند. عرض کردند: یا امیرالمؤمین! کی خواهد شد؟ فرمودند:) هرگاه دیدید زنان تسلط پیدا کردند (بر امور اجتماعی و سیاسی و غیره) و نیز هر وقت دیدید که اماء و کنیزان استیلا یافتند و نوجوانان به زمامداری رسیدند.
خواننده عزیز!
اگر دقت کنید تمام این علامتها در اجتماع ما در ابعاد مختلف دیده می شود.
حضرت امام محمد باقر علیه السلام و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
فضل بن شاذان از ابی حمزه ثمالی چنین نقل می کند:
قلت لابی جعفر علیه السّلام خروج السفیانی من المحتوم؟ قال نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها من المحتوم و اختلاف بنی العباس فی الدولة من المحتوم و قتل النفس الزکیة محتوم و خروج القائم من آل محمد صلی الله علیه و آله محتوم، قلت: و کیف یکون النداء؟ قال ینادی من السماء اول النهار الا ان الحق مع علی وشیعته ثم ینادی ابلیس فی آخر النهار من الارض الا ان الحق مع عثمان وشیعته فعند ذلک یرتاب المبطلون. (101)
به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: خروج سفیانی حتمی است؟ فرمودند: آری، صیحه آسمانی نیز از علائم حتمی است، طلوع خورشید از مغرب حتمی است، اختلاف بین بنی عباس در رابطه با حکومت حتمی است، کشته شدن نفس زکیه حتمی است، قیام قائم آل محمد حتمی است. عرض کردم: ندای آسمانی چگونه است؟ فرمودند: اول صبح منادی از آسمان ندا می کند که حق با علی (علیه السّلام) و شیعیان اوست. آخر وقت همان روز منادی فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست. از شنیدن صدای دوم اهل باطل در شک می افتد (آری، آزمایش است).
ابوالجارود، یکی از اصحاب حضرت باقر علیه السّلام، می گوید آن حضرت با آگاهی کامل از آینده قیام حضرت مهدی علیه السّلام فرمودند:
اذا قام القائم علیه السّلام سار الی الکوفة فیخرج منها بضعة عشر الف نفس یدعون البتریة علیهم السلاح فیقولون له ارجع من حیث جئت فلا حاجة لنا فی بنی فاطمة فیضع فیهم السیف حتی یأتی علی آخرهم ثم یدخل الکوفة فیقتل بها کل منافق مرتاب و یهدم قصورها و یقتل مقاتلیها حتی یرضی الله عزوجل. (102)
زمانی که حضرت قائم علیه السّلام قیام کند، به کوفه تشریف فرما می شوند و بیش از ده هزار نفر از آنجا بیرون می آیند که آنها را بتریه می گویند. پس، به آن حضرت عرض می کنند: برگرد به همان مکانی که بوده ای، ما نیازی به فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) نداریم. پس، شمشیر را می کشد و همه آنها را می کشد. سپس وارد کوفه می شود و تمام افراد منافق و جنگجو را می کشد تا خداوند متعال راضی گردد.
جابر از امام باقر علیه السّلام در ارتباط با برنامه های دولت کریمه حضرت مهدی علیه السّلام چنین می فرماید:
اذا قام القائم علیه السّلام ضرب فساطیط و یعلم الناس القرآن علی ما انزل الله عزوجل فاصعب ما یکون علی من حفظه الیوم لانه یخالف فیه التألیف. (103)
هنگامی که قائم آل محمد قیام می کند، خیمه های خودش را برپا می سازد (گویا در کوفه باشد) و قرآن را به مردم یاد می دهد، چنانکه خداوند بر رسول گرامی نازل فرمود (از نظر ترتیب فرود آمدن در روزهای اول) و مردم را با قرآن این طور آشنا می کند. آن روز برای آنهایی که قرآن را قبلاً حفظ کرده اند بسیار مشکل است (از نظر ترتیب سوره ها و نازل شدن در گذشته).
به امام باقر علیه السّلام عرض شد:
ان اصحابنا بالکوفة جماعة کثیرة فلو امرتهم لاطاعوک و اتبعوک فقال یجی احدهم الی کیس اخیه فیاخذ منه حاجته؟ فقال لا فقال فهم بدمائهم ابخل... ثم قال ان الناس فی هدنة نناکحهم و نوارثهم و نقیم علیهم الحدود و نؤدی اماناتهم حتی اذا قام القائم جاءت المزایله و یأت الرجل الی کیس اخیه فیأخذ حاجته لایمنعه. (104)
اصحاب و شیعیان ما در کوفه زیاد هستند؛ اگر دستوری صادر بفرمایید از شما اطاعت می کنند. امام در جوابش فرمودند: آیا شیعیان ما دست در جیب یکدیگر می کنند و نیازمندیهای خودشان را برطرف می سازند؟ عرض شد: خیر. فرمودند: کسی که از انفاق مادیات در راه خداوند مضایقه می کند چگونه جانش را به فرمان ما در راه حق بذل می نماید؟ مردم در معرض امتحان هستند. ما با آنها ازدواج می کنیم، از آنها ارث می بریم، حدود الهی را بر آنها اقامه می کنیم و امانات آنها را به ایشان بر می گردانیم تا اینکه حضرت قائم علیه السّلام قیام کند. برادری آنچنان گسترش می یابد که مردم بدون اجازه دست در جیب یکدیگر می کنند و هرچه لازم داشته باشند برمی دارند (این است برنامه عملی حکومت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء).
محمد بن مسلم ثقفی می گوید از امام باقر علیه السّلام شنیدم که فرمودند:
القائم منصور بالرعب مؤید بالنصر تطوی له الارض و تظهر له الکنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر الله تعالی به دینه ولو کره المشرکون فلا یبقی فی الارض خراب الا عمر و ینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه فقلت له یا ابن رسول الله متی یخرج قائمکم قال اذا تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال و اکتفی الرجال بالرجال والنساء بالنساء و رکب ذوات الفروج السروج و قبلت شهادة الزور و ردت شهادة العدل واستخف الناس بالدماء و ارتکاب الزنا و الکل الربا و اتقی الاسرار مخافة السنتهم و خرج السفیانی من الشام والیمانی من الیمن و خسف بالبیداء و قتل غلام من آل محمد صلی الله علیه و آله بین الرکن و المقام اسمه محمد بن الحسن النفس الزکیة و جائت صیحة من السماء بان الحق فیه و فی شیعته فعند ذلک خروج قائمنا فاذا خرج اسند ظهره الی الکعبة و اجتمع الیه ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً و اول ما ینطق به هذه الایة: بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین.(105)ثم یقول انا بقیة الله و حجته و خلیفته علیکم فلا یسلم علیه مسلم الا قال السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه فاذا اجتمع له العقد و هو عشرة آلاف رجل خرج فلا یبقی فی الارض معبود دؤن الله عزوجل من صنم او غیره الا وقعت فیه نارفا حترق و ذلک بعد غیبة طویلة لیعلم الله من یطیعه بالغیب و یؤمن به. (106)
قائم ما به وسیله نیروهای مختلفی یاری می شود:
1. ترس و رعبی که در دلهای مردم جایگزین می شود.
2. نصرت و یاری خداوند بزرگ.
3. زمین در اختیار و زیر پای مبارکش و یاران عزیزش درنوردیده و جمع می شود.
4. گنجهای زمین خودشان را در اختیار آن حضرت قرار می دهند.
5. سلطنتش مشرق و مغرب زمین را فرا می گیرد.
6. دین مقدس اسلام بر تمام ادیان غلبه می یابد ولو اینکه دشمنان خدا راضی نباشند، و در زمین جایی غیرآباد دیده نخواهد شد.
7. حضرت عیسی بن مریم از آسمان نازل می شود و پشت سر آن حضرت نماز می خواند.
می گوید عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! این قیام کی خواهد بود و چه زمانی قائم شما قیام می کند؟ فرمودند:
1. هرگاه مردان شبیه به زنان و زنان مانند مردان شوند.
2. مردها به مردها اکتفا کنند و زنان به زنان (اشاره به لواط و مساحقه).
3. زنان سوار بر زینها شوند (سوار شدن بر اسب، اتومبیل و وسایط نقلیه دیگر).
4. شهادت دروغ و برخلاف واقع را بپذیرند.
5. گواهی مردان عادل و صاحبان تقوا را رد کنند.
6. قتل و خونریزی در میان مردم کوچک شمرده شود.
7. مردم مرتکب زنا شوند.
8. رباخواری در میان مردم رواج یابد.
9. مردم از زبان اشرار بترسند.
10. سفیانی از شام بیرون آید.
11. یمانی از یمن حرکت کند.
12. خسف و فرورفتگی در بیداء پدید آید.
13. جوانی از آل محمد صلی الله علیه و آله در میان رکن مقام کشته شود که نام عزیزش محمد بن حسن معروف به نفس زکیه است.
14. صیحه ای از آسمان بلند شود که حق با او و پیروان اوست.
در این هنگام قائم ما قیام می کند. پس، آنگاه که بیرون آمد به کعبه تکیه می دهد و سیصد و سیزده تن از یاران مخصوص آن حضرت اطرافش را می گیرند و اول سخنی که می فرمایند این آیه شریفه است: باقیمانده خدا بهتر است برای شما اگر به خدا ایمان دارید. سپس می فرماید من بقیة الله و حجت و جانشین خداوند در روی زمین هستم. پس، همه مسلمانان آن حضرت را با این عبارت سلام می کنند: سلام بر تو ای بقیة الله در روی زمین. پس، وقتی که آن عدد معین که ده هزار نفر باشد در خدمت آن حضرت اجتماع کردند از مکه بیرون می آیند و در کره زمین معبودی جز خداوند یکتا عبادت نخواهد شد، اساس بت پرستی و غیره از بین خواهد رفت و همه آنها در آتش غضب آن سرور خواهند سوخت. ای محمد بن مسلم! البته این قیام با این محتوی بعد از غیبت طولانی خواهد بود. برای اینکه خداوند عالم، بندگان مطیع و فرمانبردار خودش را به جهانیان معرفی کند و بشناساند.
علی بن مهزیار از حضرت ابوجعفر علیه السّلام حدیث می کند که آن جناب فرمودند:
کانی بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائماً بین الرکن و المقام بین یدیه جبرئیل ینادی البیعة لله فیملاها عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً. (107)

گویا می بینم قائم (آل محمد) را در روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده در حالی که جبرئیل(ع) در کنار ایشان است و فریاد می زند بیعت برای خداست (مردم دنیا! بیعت با حضرت مهدی روحی له الفداء، در حقیقت، بیعت با خداوند است) . آنگاه دنیا را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد .
یعقوب سراج از جابر روایت می کند که آن حضرت فرمودند:
یا جابر لایظهر القائم حتی یشمل (الناس ب)الشام فتنة یطلبون المخرج منها فلا یجدونه و یکون قتل بین الکوفة و الحیرة قتلا هم علی سواء و ینادی مناد من السماء. (108)
ای جابر! قائم ظاهر نمی شود مگر اینکه فتنه ای (مردم را) در شام فرا گیرد. مردم راه فرار از این فتنه را پیدا نمی کنند. بین کوفه و حیره کشتاری می شود که هر دو طرف از نظر دادن کشته مساوی هستند ( یا از لحاظ کمیت یا کیفیت) و منادی از آسمان ندا می دهد.
محمد بن مسلم از حضرت باقر العلوم علیه السّلام حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
توقعوا الصوت یأتیکم بغتة من قبل دمشق فیه لکم فرج عظیم. (109)
منتظر صدا که ناگهان از ناحیه دمشق می رسد، باشید. البته در این (صوت) برای شما فرجی عظیمی است.
خواننده عزیز!
آیا منظور از کلمه صوت صیحه آسمانی است؟ به ظاهر یا همین است یا قیام سفیانی. امید است صدای حیاتبخش جبرئیل علیه السلام باشد.
از حضرت باقر علیه السّلام در باب نشانه های ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء حدیث مفصلی نقل شده است که ما به بیان مختصری از آن بسنده می کنیم.
امام باقر علیه السّلام می فرمایند:
فینزل امیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یابیداء ابیدی القوم فیخسف بهم فلا یفلت منهم الا ثلاثة نفر یحول الله وجوههم الی اففیتهم و هم من کلب و فیهم نزلت هذه الایة یا ایها الذین اوتوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقاً لما معکم من قبل ان نطمس وجوهاً فنردها علی ادبارها.
قال و القائم یومئذ بمکة قد اسند ظهره الی البیت الحرام مستجیراً به فینادی یا ایها الناس انا نستنصر الله فمن اجابنا من الناس فانا اهل بیت نبیکم محمد و نحن اولی الناس بالله و بمحمد صلی الله علیه و آله فمن حاجنی فی آدم فانا اولی الناس بآدم و من حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح و من حاجنی فی ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم و من حاجنی فی محمد صلی الله علیه و آله فانا اولی الناس بمحمد صلی الله علیه و آله و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس بالنبیین الیس الله یقول فی محکم کتابه ان الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم.
فانا بقیة من آدم و ذخیرة من نوح و مصطفی من ابراهیم و صفوة من محمد صلی الله علیهم أجمعین الا فمن حاجنی فی کتاب الله فانا اولی الناس بکتاب الله الا فمن حاجنی فی سنة رسول الله صلی الله علیه و آله فانا اولی بسنة رسول الله صلی الله علیه و آله فأنشد الله من سمع کلامی الیوم لما بلغ الشاهد منکم الغائب و اسألکم بحق الله و حق رسوله صلی الله علیه و آله و بحقی فان لی علیکم حق القربی من رسول الله الا اعنتمونا و منعتمونا ممن یظلمنا فقد أخفنا و ظلمنا و طردنا من دیارنا و ابنائنا و بغی علینا و دفعنا عن حقنا و افتری اهل الباطل علینا فا الله الله فینا لاتخذلونا و انصرونا ینصرکم الله تعالی.
قال فیجمع الله علیه اصحابة ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً و یجمعهم الله له علی غیر میعاد قزعاً کقزع الخریف و هی یا جابر الایة التی ذکرها الله فی کتابه: اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً ان الله علی کل شیی قدیر.
فیبایعونه بین الرکن و المقام ومعه عهد من رسول الله صلی الله علیه و آله علیه و آله قد توارثة الابناء عن الاباء. و القائم یا جابر رجل من ولد الحسین یصلح الله له امره فی لیلة، فما اشکل علی الناس من ذلک یا جابر فلا یشکلن علیهم ولادته من رسول الله صلی الله علیه و آله ووراثته العلماء عالماً بعد عالم فان اشکل هذا کله علیهم فان الصوت من السماء لایشکل علیهم اذا نودی باسمه و اسم ابیه و امه. (110)
فرمانده لشکر سفیانی در زمین بیداء فرود می آید. ناگهان منادی از آسمان ندا می دهد: ای زمین بیداء! دشمنان خداوند را نابود کن. پس، زمین شکافته می شود و همه آن جمیعت را فرو می برد مگر سه نفر را که صورتهای آنها به عقب برمی گردد و اینها از طایفه کلب هستند و این آیه درباره آنها نازل شده است: ای کسانی که ایمان آورده اید! به قرآنی که فرستادیم ایمان آورید که تصدیق کننده تورات و انجیل شماست پیش از آنکه به رویتان از اثر ضلالت خط بطلان کشیم یا گونه ها را واژگون کنیم. (111)
امام باقر علیه السّلام می فرماید: قائم علیه السّلام آن روز در مکه است و پشت به خانه کعبه داده در حالی که پناه به کعبه برده است. پس ندا می دهد: ای مردم! ما از خداوند طلب یاری می کنیم. پس، هر کسی از مردم که دعوت ما را اجابت کرد باید بداند که ما از اهل بیت پیامبر شماها هستیم و من از همه مردم سزاوارتر هستم نسبت به خداوند بزرگ و پیامبر او. ای مردم! هر کسی که با من محاجه کند در مورد آدم علیه السّلام، باید بداند که من نسبت به آدم از همه برترم و هر کسی که در ارتباط با نوح با من محاجه کند، باید بداند که من نسبت به نوح از همه مقدم ترم و هر کسی که با من محاجه کند نسبت به ابراهیم، باید بداند که من اولی از همه هستم و آن کسی که نسبت به حضرت محمد صلی الله علیه و آله از همه برترم و هر کسی که در ارتباط با انبیاء با من محاجه کند، من اولی هستم از همه نسبت به انبیاء. آیا نمی بینی که خداوند در قرآن محکمش می فرماید: خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و دودمان عمران را بر عالمیان برگزیده است؟ (112)
پس، من باقیمانده از آدم و ذخیره از نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه ای هستم از وجود مقدس محمد صلی الله علیه و آله. آگاه باشید، هر کسی که با کتاب خدا با من به مجادله بپردازد، من اولی از همه هستم نسبت به قرآن خداوند، و هر کسی در ارتباط با سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با من محاجه نماید، من از همه سزاوارترم نسبت به آن بزرگوار. شما را به خدا سوگند می دهم آن افرادی که امروز سخنان مرا شنیدند آن را به غایبان برسانند. از شما سؤال می کنم به حق خداوند و حق رسول خدا صلی الله علیه و آله، به حق من بر شما که به جهت نزدیک بودن با رسول خدا بر شما دارم (فرزند او هستم) ما را یاری کنید نسبت به آن افرادی که به ما ظلم کردند. به درستی که ستمگران ما را از وطنمان دور ساختند و حق ما را غصب کردند و ما و فرزندانمان را آواره نمودند و درباره ما ستم روا داشتند و نگذاشتند که ما از حق خودمان استفاده کنیم و اهل باطل بر ما افترا بستند. بترسید از خدا، بترسید از خدا و ما را رها نسازید بلکه یاریمان کنید تا اینکه خداوند شما را یاری فرماید.
امام باقر علیه السّلام فرمودند: در این موقع خداوند سیصد و سیزده تن اصحاب خاص آن حضرت را مانند ابرهای پراکنده در فصل سوم از فصول چهارگانه که آن را خریف (پاییز) می نامند در خدمت آن حضرت حاضر می کند و این جریان (حضور اصحاب) - ای جابر! مصداق این آیه شریفه است: هر کجا باشید خداوند همه شما را به میعادگاه خواهد آورد، به درستی که خداوند بر هر چیز تواناست. (113)پس آن سیصد و سیزده تن بین رکن و مقام با آن حضرت بیعت می کنند (با مهدی آل محمد سلام الله علیه) و بااو عهدی است از رسول الله صلی الله علیه و آله که توسط پدران بزرگوارش به دست او رسیده است. ای جابر! قائم مردی است از فرزندان امام حسین (علیه السّلام) که خداوند امر قیامش را در یک شب اصلاح می کند. ای جابر! چگونه برای این مردم مشکل است باور کنند که او (قائم) فرزند رسول اکرم صلی الله علیه و آله است و مقام وراثت از آباء و اجدادش به او رسیده و او وراث علم همه آنهاست؟ ای جابر!
اگر پذیرفتن اینها بر مردم مشکل باشد اما صیحه آسمانی را نمی توانند نپذیرند که او (قائم آل محمد روحی له الفداء) را به اسم خودش و نام پدرش و اسم مادرش معرفی می کند (محمد فرزند حسن مادرش نرجس، دیگر نمی توانند او را رد و انکار کنند).
جابر بن یزید از حضرت از حضرت باقر علیه السّلام حدیث می کند درباره اصحاب حضرت مهدی علیه السّلام که امام باقر علیه السّلام فرمودند:
کانی باصحاب القائم علیه السلام و قد احاطوا بما بین الخافقین فلیس من شی ء الا و هو مطیع لهم حتی سباع الارض و سباع الطیر یطلب رضاهم فی کل شی ء حتی تفجر الارض علی الارض و تقول مربی الیوم رجل من اصحاب القائم علیه السّلام. (114)
گویی می بینم که یاران امام عصر علیه السّلام جهان را محاصره کرده اند و همه موجودات مطیع و فرمانبردار آنها هستند حتی درندگان صحرا و درندگان پرنده. موجودات مختلف عالم فقط خشنودی آنها را می خواهند. حتی بعضی از نقاط زمین مباهات می کند بر بعضی دیگر و می گوید امروز یکی از یاران قائم علیه السّلام بر روی من عبور کرد.
درباره قیام جناب سید حسنی از خراسان و تشرف ایشان به خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء، امام باقر علیه السّلام چنین فرموده است :
تنزل الرایات السود التی تخرج من خراسان الی الکوفة فاذا ظهر المهدی بمکة بعثت الیه بالبیعة. (115)
پرچمهایی که از خراسان حرکت کرده اند در سرزمین کوفه به اهتزاز در می آیند (پرچمدار و رهبر این قیام جناب سید حسنی است). وقتی حضرت مهدی علیه السّلام در مکه ظاهر شدند افرادی را خدمت آن حضرت می فرستد و آمادگی خودش را برای بیعت با آن حضرت اعلام می دارد.
راوی می گوید از حضرت ابوجعفر علیه السّلام در مورد حضرت قائم علیه السّلام پرسیدم فرمودند:
انه لایکون حتی ینادی مناد من السماء یسمع اهل المشرق و المغرب حتی تسمع الفتاة فی خذرها. (116)
امر قیام آن حضرت محقق نخواهد شد مگر اینکه منادی از آسمان صدا بلند کند که تمام مردم مشرق و مغرب حتی دختران پرده نشین نیز بشنوند.
ناجیه قطان از حضرت باقر علیه السّلام نقل می کند که شنیدم که آن حضرت می فرمودند:
ان المنادی ینادی ان المهدی من آل محمد فلان ابن فلان باسمه و اسم ابیه (یعنی محمد بن الحسن العسکری علیهما السلام) فینادی الشیطان ان فلانا و شیعته علی الحق یعنی رجلاً من بنی امیه. (117)
منادی از آسمان ندا سر می دهد که مهدی آل محمد (فلان پسر فلان است) که نام مبارک اصلی حضرت باشد و نیز شیطان فریاد می زند و نام یکی از بنی امیه را می برد که فلانی و پیروان او بر حق هستند.
خواننده عزیز!
امتحانی است برای مردم. خوشا به حال آن کسانی که صدای اول را می شنوند و متابعت می کنند و صدای دوم را رد می کنند.
امام باقر علیه السّلام در رابطه با فتنه ها (پیش از قیام حضرت بقیة الله روحی له الفداء) چنین می فرمایند:
تکون قبل المهدی فتنة تحصر الناس حصراً فلا تسبوا اهل الشام بل ظلمتهم فان الابدال منهم و سیر سل الله سبباً من السماء فیفرقهم حتی لوقاتلهم الثعالب غلبتهم ثم یبعث الله المهدی فی اثنی عشر الفاً ان قلوا و خمسة عشر الفاً ان کثروا و علامتهم انهم اذا هجموا صرخوا امت امت ثم یظهر فیرد الی المسلمین ألفتهم و نعمتهم. (118)
مردم پیش از قیام مهدی ما به فتنه ای بسیار مهم و کوبنده مبتلا می شوند. به همه مردم شام ناسزا نگویید بلکه ستمگران آنها را نفرین کنید؛ زیرا از میان آنها ابدال و صلحائی بر می خیزند. خداوند از آسمان چیزی بر آنها فرو می فرستد که آنچنان وحدت آنها را درهم می کوبد که اگر با ضعیف ترین حیوانات مانند روباه جنگ کنند شکست می خورند. آنگاه خداوند مهدی ما را با لشکری بین دوازده تا پانزده هزار نفر می فرستد که در وقت حمله رمزشان امت، امت (بمیران، بمیران) است. سپس پیروز می شوند و الفت و یگانگی و نعمتهای مسلمین را به آنها برمی گردانند (چه فتنه ای بالاتر از هجوم اسرائیل به سرزمینهای اسلام و کشتار بیرحمانه مردم؟).
امام باقر علیه السّلام درباره عصای حضرت موسی علیه السّلام که سرانجام فرعون و لشکریانش را در رود نیل غرق کرد و از بین برد چنین می فرمایند:
کانت عصاء موسی لادم فصارت الی شعیب ثم صارت الی موسی بن عمران علیه السّلام و انها لعندنا و ان عهدی بها انفاً و هی خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرتها و انها لتنطق اذا استنطقت اعدت لقائمنا یصنع بهاما کان یصنع موسی و انها لتروع و تلقف ما یافکون و تصنع ما تؤمربه، انها حیث اقبلت تلقف ما یافکون، یفتح لها شعبتان احداهما فی الارض و الاخری فی السقف و بینهما اربعون ذراعاً، تلقف ما یافکون بلسانها. (119)
این عصا (عصای موسی) روز اول به دست حضرت آدم بود، سپس به شعیب داده شد، بعد از شعیب به حضرت موسی بن عمران علیه السّلام اعطا شد و اکنون نزد ماست و اخیراً که آن را دیدم، درست مانند روزی که از درخت جدا شده باشد رنگش سبز و خرم بود. اگر فرمان سخن گفتن به او بدهیم حرف می زند. و این عصا برای قائم ما ذخیره شده است تا مثل موسی بن عمران در راه نشان دادن عظمت حق و نابودی دشمنان خدا از آن استفاده کند. از خصوصیات این عصا این است که دشمنان را می لرزاند و هرچه را جلوی آن بیندازند یا ببیند می بلعد و آنچه فرمانروای عالم هستی (به اذن خدا) بگوید اطاعت می کند و چون لب بگشاید فاصله بین آن از زمین تا سقف را که چهل ذراع است، می بلعد (هرچه بیندازند همه را می بلعد).
امام باقر علیه السّلام درباره تجهیزات لشکریان امام عصر روحی له الفداء و ساعت حرکت از مکه معظمه به طرف کوفه چنین فرموده اند:
اذا خرج القائم علیه السّلام من مکة ینادی منادیه الا لایحملن احد طعاماً ولا شراباً و یحمل مه حجر موسی بن عمران علیه السّلام و هو وقر بعیر فلا ینزل منزلاً الا انفجرت منه عیون فمن کان جائعاً شبع و من کان ظامئاً روی و رویت دوابهم فهو زادهم حتی ینزلوا النجف من ظهر الکوفة. (120)
ساعت اول حرکت، منادی از طرف آن سرور فریاد می زند که هیچ کس حق بار کردن مواد غذایی و آب آشامیدنی را ندارد و سنگ معروفی که حضرت موسی بن عمران علیه السّلام داشتند آن حضرت همراه خویش بر می دارند که حجم و قطر آن سنگ به اندازه بار یک شتر است. به هر منزلی که می رسند و سربازان و مرکبهای سواری آنها تشنه یا گرسنه می شوند چشمه هایی از آن سنگ خارج می شود. آنهایی که گرسنه اند از آن چشمه ها می خورند و سیر می شوند و افرادی که تشنه اند از آنها سیراب می شوند تا اینکه وارد نجف اشرف که در پشت کوفه واقع است، می شوند.
این است معنای ولایت تکوینی و تشریعی و این است آن حکومتی که تمام رژیمها را در هم می کوبد.
حضرت باقر علیه السّلام در ارتباط با نشانه های قیام حضرت بقیة الله روحی له الفداء می فرمایند:
آیتان بین یدی هذا الامر خسوف القمر لخمس و کسوف الشمس لخمس عشرة ولم یکن ذلک منذ هبط آدم علیه السّلام الی الارض و عند ذلک یسقط حساب المنجمین.(121)ع
در پیشاپیش ظهور مهدی ما دو نشانه بزرگ دیده می شود:
1. خسوف ماه در پنجم آن.
2. کسوف خورشید در پانزدهم ماه.
از وقتی که خداوند حضرت آدم را به این دنیا فرستاده چنین واقعه ای رخ نداده است. بنابراین، دیگر اعتباری برای منجمان باقی نخواهد ماند.
محمد بن مسلم از حضرت باقر علیه السّلام روایت می کند که آن حضرت فرمودند:
السفیانی و القائم فی سنة واحدة. (122)
سفیانی و قائم ما (علیه السّلام) در یک سال قیام می کنند.
مسلماً سفیانی در همان سال پیش از حضرت ولی عصر علیه السّلام خروج می کند. امام پنجم علیه السّلام بعد از اشاره به ندای آسمانی و فرورفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیداء (نزدیک مکه معظمه) چنین امر می فرمایند:
فاسعوا الیه ولو حبواً والله کانی انظر الیه بین الرکن و المقام یبایع الناس. (123)
به سوی حضرت بقیة الله بشتابید ولو از طریق خزیدن بر روی سینه باشد. به خدا سوگند، گویی می بینم بین رکن و مقام ایستاده و با مردم بیعت می کنند.
از حضرت ابی جعفر علیه السّلام نقل می کنند که فرمودند:
اذا رأیتم ناراً من المشرق شبه الهردی العظیم تطلع ثلاثة ایام او سبعة فتوقعوا فرج آل محمد صلی الله علیه و آله ان شاء الله عزوجل ان الله عزیز حکیم. ثم قال علیه السّلام الصیحة لایکون الا فی شهر رمضان لان شهر رمضان شهر الله و هی صیحة جبرئیل الی هذا الخلق. ثم قال ینادی مناد من السماء باسم القائم علیه السّلام فیسمع من بالمشرق و من بالمغرب لایبقی راقد الا استیقظ ولا قائم الا قعد و لا قاعد الا قام علی رجلیه فزعاً من ذلک الصوت فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فاجاب فان الصوت صوت جبرئیل الروح الامین.
و قال علیه السّلام الصوت فی شهر رمضان فی لیلة جمعة لیلة ثلاث و عشرین فلا تشکوا فی ذلک و اسمعوا و اطیعوا و فی آخر النهار صوت ابلیس اللعین ینادی الا ان فلاناً قتل مظلوماً لیشکک الناس و یفتنهم فکم ذلک الیوم من شاک متحیر قد هوی فی النار فاذا سمعتم الصوت فی شهر رمضان فلا تشکوا فیه انه صوت جبرئیل علیه السّلام و علامة ذلک انه ینادی باسم القائم و اسم ابیه علیهما السلام حتی تسمعه العذراء فی خدرها فتحرض اباها و اخاها علی الخروج.
قال علیه السّلام لابد من هذین الصوتین قبل خروج القائم صوت من السماء و هو صوت جبرئیل باسم صاحب هذا الامر و اسم ابیه و الصوت الثانی الذی من الارض و هو صوت ابلیس اللعین ینادی باسم فلان انه قتل مظلوماً یرید بذلک الفتنة فاتبعوا الصوت الاول و ایاکم والاخیر ان تفتنوا به. (124)
هرگاه دیدید که آتشی عظیم از جانب مشرق روشن شد و عمر آن سه روز یا هفت روز ادامه پیدا کرد، منتظر فرج آل محمد باشید (ظهور امام عصر روحی له الفداء)، البته اگر خداوند حکیم و مقتدر بخواهد. صیحه آسمانی حتماً در ماه رمضان است، زیرا ماه رمضان ماه خداوند است و این صیحه هم صدای جبرئیل علیه السّلام است که از طرف خداوند برای این مردم فرستاده می شود. منادی از آسمان حضرت قائم علیه السّلام را به اسم صدا می کند (محمد بن الحسن العسکری). پس هر کسی که در مشرق و مغرب زمین است این صدا را می شنود و به جهت ترسناک بودن این صدا، آن که در خواب است بیدار می شود و هر که ایستاده است می نشیند و آن کسی که نشسته است برمی خیزد و سرپا می ایستد. خداوند رحمت کند کسی که آن صدا را بشنود و عبرت بگیرد و عملاً این صدا را جواب بگوید (اطاعت کند از حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء). برای اینکه این صدا، صدای جبرئیل روح الامین است (پیام او از سوی خداوند برای جهانیان است).
امام علیه السّلام می فرماید: صدای آسمانی در شب بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود. برای شما تردیدی پیدا نشود، بشنوید و اطاعت کنید و در آخر روز ابلیس ملعون فریاد می زند: ای مردم! آگاه باشید که فلانی مظلوم کشته شده است. برای اینکه مردم در شک بیفتند و گرفتار امتحان بشوند. چه بسا اشخاصی که در آن روز به خاطر شنیدن این صدا سرگردان و در آتش غضب خداوند سرنگون خواهند شد. پس، وقتی که در ماه رمضان صدا را شنیدید (اینکه قائم آل محمد آمد) در آن شک نکنید و بدانید آن، صدای جبرئیل علیه السّلام است و علامت حقانیت آن صدا این است که حضرت قائم علیه السّلام را به نام پدرش ذکر می کند (یعنی ان شاءالله می گوید محمد بن الحسن العسکری علیهماالسلام آمد). این صدا چنان فراگیر است که حتی دختران پرده نشین نیز آن را می شنوند و پدر و برادر خود را ترغیب می کنند که از منزل بیرون بروید (و امام عصر را یاری کنید).
امام پنجم علیه السّلام می فرماید: دو صدا باید قبل از ظهور شنیده شود: یک صدا از آسمان که صدای جبرئیل است و صاحب این امر را به نام او و نام پدرش معرفی می کند (محمد بن الحسن العسکری علیهماالسلام)؛ صدای دوم صدای شیطان است که به نام فلانی است و می گوید او را مظلوم کشتند و می خواهد مردم را گمراه کند. پس، از صدای اول متابعت کنید؛ اما بترسید از اینکه صدای دوم (صدای شیطان) شما را به گمراهی کشاند.
زراره می گوید از حضرت باقر علیه السّلام پرسیدم: آیا ندای آسمانی حق است؟ فرمودند:
ای والله حتی یسمعه کل قوم بلسانهم. (125)
آری، به خدا قسم، حق است و به صورتی است که تمام مردم به زبان خودشان این ندا را می شنوند.
از امام باقر علیه السّلام روایت شده است که فرمودند:
فذکر آیتین قبل القائم لم یکونا منذ هبط آدم علیه السّلام ابداً و ذلک ان الشمس تنکسف فی النصف من شهر رمضان و القمر فی آخره فقال رجل یا ابن رسول الله لابل الشمس فی آخر الشهر و القمر فی النصف فقال له ابوجعفر علیه السلام انی لاعلم بما تقول ولکنهما آیتان لم تکونا منذ هبط آدم. (126)
در محضر امام باقر علیه السّلام بودیم. آن سرور دو علامت پیش از قیام حضرت قائم را ذکر کرده، فرمودند: از وقتی که حضرت آدم علیه السّلام به این دنیا آمد این دو آیت بزرگ هرگز دیده نشده است: اول کسوف خورشید است در نیمه ماه رمضان؛ دوم خسوف ماه است در آخر همان ماه رمضان. مردی در مجلس نشسته بود، عرض کرد: ای پسر پیامبر! اینطور نیست بلکه درست برعکس است؛ یعنی کسوف در آخر ماه و خسوف در وسط ماه پدید می آید. امام باقر علیه السّلام فرمودند: می دانم شما چه می گویید (از لحاظ برنامه های جاری همین است)، اما من می خواهم بگویم از اول تا قبل از قیام مهدی ما این کار نشده است و اختصاص به پیش از ظهور دارد.
ابی الجارود از حضرت باقر علیه السّلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
لاترون الذی تنتظرون حتی تکونوا کالمعزی المواة التی لایبالی الخابس این یضع یده منها لیس لکم شرف ترقونه ولاسناد تسندون الیه امرکم. (127)
آن چیزی را که منتظرش هستید (ظهور حضرت مهدی روحی له الفداء) نمی بینید مگر وضع شما به جایی برسد که مانند گوسفندانی شوید که گرفتار گرگهای درنده شده باشند، در حالی که چوپانی هم نداشته باشید و گرگها از هر جای بدن شما که بخواهند شروع به خوردن می کنند. از سوی دیگر، شرف و موقیعتی هم نداشته باشید که به آن تکیه کنید و نیز اسناد و مدارکی هم در اختیار شما نباشد که استناد به آنها کنید و سرانجام از خودتان دفاع نمایید.
جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت نموده است که آن حضرت فرمودند:
تنزل الرایات السود التی تخرج من خراسان الی الکوفة فاذا ظهر المهدی بعث الیه بالبیعة. (128)
پرچمهای سیاه از خراسان به جانب کوفه می آید (کنایه است از قیام جناب حسنی). پس، وقتی که مهدی ما (علیه السّلام) ظهور کرد امر به بیعت می کند.
بعضی از علائم مانند سفیانی و خروج او از حتمیات است؛ یعنی حتماً باید پیش از ظهور تحقق پیدا کند. لذا در روایت زیر از زراة بن اعین آمده است:
کنت عند ابی جعفر علیه السّلام فجری ذکر القائم علیه السّلام فقلت ارجوا ان یکون عاجلاً و لایکون سفیانی فقا لا والله انه لمن لمحتوم الذی لابدمنه. (129)
در خدمت حضرت باقر علیه السّلام بودیم، سخن از حضرت قائم علیه السّلام به میان آمد. عرض کردم: امیدوارم ظهور قائم بسیار نزدیک باشد بدون اینکه نیازی به سفیانی داشته باشد. فرمودند: به خدا نه اینچنین است؛ خروج سفیانی حتماً باید پیش از ظهور باشد.
حضرت امام صادق علیه السّلام و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
ابی بصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
لا یخرج القائم علیه السّلام الا فی وتر من السنین سنة احدی او ثلاث او خمس او سبع او تسع. (130)
قائم ما قیام نمی کند مگر در سالهای طاق: یک یا سه یا هفت یا نه.
محمد بن مسلم می گوید:
سمعت ابا عبد الله علیه السّلام یقول ان قدام القائم علیه السّلام بلوی من الله قلت و ما هو جعلت فداک فقرأ ولنبلونکم بشیی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین. (131)
شنیدم از امام صادق علیه السّلام که فرمودند: پیش از قیام قائم مردم دست به گریبان یک امتحان بزرگ خواهند بود. عرض کردم آن امتحان چیست؟ حضرت آیه بالا را تلاوت فرمودند: هر آئینه امتحان می کنیم شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کم شدن مال و ثروت و از بین رفتن جانها و میوه ها، و مژده بده به صبر کنندگان (به اینکه مهدی ما قیام می کند) . (132)
ابی بصیر نقل می کند که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ینادی باسم القائم علیه السّلام فی لیلة ثلاث و عشرین و یقوم فی یوم عاشوراء و هو الیوم الذی قتل فیه الحسین بن علی علیهما السلام لکانی فی یوم السبت العاشر من المحرم قائماً بین الرکن و المقام جبرئیل علیه السّلام عن یمینه ینادی البیعة لله فتصیر الیه شیعته من اطراف الارض تطوی لهم طیاً حتی یبایعوه فیملا الله به الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. (133)
در شب بیست و سوم منادی به اسم قائم علیه السّلام ندا می کند. و قیام آن حضرت در روز عاشورا است که حضرت امام حسین علیه السّلام و یارانش را کشتند. گویا می بینم (قائم را) که در روز شنبه دهم محرم (عاشورا) بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل علیه السّلام در طرف راست اوست و ندا می کند که بیعت برای خدا. شیعیان امام عصر روح له الفداء (شیعیان خاص) از اطراف و اکناف عالم می آیند و زمین زیر پای آنها به سرعت درنوردیده می شود. آنگاه امام زمان دنیا را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
در ارتباط با نشانه های ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء ابی بصیر از امام صادق علیه السّلام به چند علامت اشاره می فرماید:
1. ندای آسمانی در شب بیست و سوم است (ظاهراً بیست و سوم ماه مبارک رمضان).
2. قیام در روز عاشورا است.
3. جبرئیل در طرف راست آن حضرت می ایستد و فریاد می زند: بیعت برای خدا؛ یعنی بیعت با امام عصر بیعت کردن با خداست.
4. شیعیان (افراد خاص) با طی الارض خدمتشان می رسند.
5. زمین پر از عدل و داد می شود.
ابی بصیر، یکی از یاران برجسته امام صادق علیه السّلام از آن حضرت نقل می کند که فرمودند:
اذا قام القائم علیه السّلام هدم المسجد الحرام حتی یرده الی اساسه و حول المقام الی الموضع الذی کان فیه و قطع ایدی بنی شیبة و علفها علی باب الکعبة و کتب علیها هؤلاء سراق الکعبة. (134)
یکی از برنامه های روزهای اول امام عصر علیه السّلام عبارت است از:
1. مسجدالحرام را ویران می کنند و آن را به صورت اولیه بر می گردانند.
2. مقام حضرت ابراهیم علیه السّلام را نیز به جای اولش برمی گردانند (جنب خانه کعبه).
3. دست طایفه بنی شیبه را قطع می کنند و آن را بر درب کعبه می آویزند و این عبارت بر دیوار کعبه نوشته می شود: صاحبان این دستها که از بنی شیبه هستند به کعبه معظمه خیانت نمودند (دزدهای کعبه هستند).
ارشاد مفید می گوید:
اذا قام القائم علیه السّلام حکم بالعدل و ارتفع فی ایامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها ورد کل حق الی اهله ولم یبق اهل دین حتی یظهروا الاسلام و یعترفوا بالایمان اما سمعت الله سبحانه یقول: وله اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه یرجعون.
وقتی قائم آل محمد علیه السّلام قیام می کند برنامه هایش در چند اصل خلاصه می شود:
1. حکومت آن حضرت بر اساس عدل واقعی و همه جانبه است.
2. ظلم و ستم از سرتاسر گیتی برداشته می شود.
3. امنیت سرتاسر راهها و جاده ها را فرا می گیرد.
4. زمین برکات خودش را در اختیار مردم می گذارد.
5. حقوق همه مردم به آنها پس داده می شود (از غاصبان گرفته می شود).
6. اسلام دین همه جهانیان می شود و همه مردم به ایمان اعتراف می کنند.
آیا شنیده ای که خداوند می فرماید: آنچه در آسمانها و کرات بی شمار و در زمین است (از وجود مقدس امام عصر علیه السّلام) چه بخواهند و چه نخواهند باید اطاعت کنند؟ (135)
ابوخدیجه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
اذا قام علیه السّلام جاء بامر جدید کما دعی رسول الله صلی الله علیه و آله فی بدوا الاسلام الی امر جدید. (136)
هر زمان که قائم ما علیه السّلام قیام کند امر تازه ای (قانون جدیدی) می آورند، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در ابتدای اسلام چنین بودند (قرآن را آوردند).
خواننده عزیز!
معلوم می شود پیش از ظهور، احکام خداوند تغییر می کند؛ یعنی حلال، حرام و حرام، حلال می شود کما اینکه الان در دنیای اسلام شده است.
مفضل بن عمر از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که آن حضرت فرمودند:
یخرج مع القائم علیه السّلام من ظهر الکوفة سبعة و عشرون رجلاً خمسة عشر من قوم موسی علیه السّلام الذین کانوا یهدون بالحق و به یعدلون و سبعة من اهل الکهف و یوشع بن نون، و سلمان، و ابودجانة الانصاری، والمقداد و مالک الاشتر فیکونون بین یدیه انصاراً و حکاماً. (137)
در پشت کوفه (سهله) قائم ما بیرون می آید در حالی که بیست و هفت نفر مرد در خدمت او هستند: پانزده نفر از اقوام موسی که به حق گرویدند و بحق عدالت ورزیدند و هفت نفر از اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلمان و ابودجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر. پس این بیست و هفت تن در خدمت امام زمان علیه السّلام هستند و از یاران و فرمانروایان دولت آن بزرگوارند.
عبدالله بن عجلان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
اذا قام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم حکم بین الناس بحکم داود علیه السّلام لایحتاج الی بینة یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه و یخبر کل قوم بما استبطنوه و یعرف ولیه من عدوه بالتوسم. قال الله سبحانه و تعالی: ان فی ذلک لایات للمتوسمین و انها لبسبیل مقیم. (138)
قائم ما وقتی قیام می کند، بین مردم همانند حضرت داوود علیه السّلام حکم کند. احتیاج به شاهد و دلیل ندارد، خداوند احکام واقعی را به او الهام می کند. پس، به علم واقعی حکم می کند و از هرچه که مردم در دلهای خود پنهان کرده اند، آن حضرت خبر می دهد، دوستانش را از دشمنانش جدا می کند و می شناسد با فراست و هوشمندی که خداوند در دیدگان مقدسش قرار داده است. خداوند می فرماید: به راستی در این، نشانه هایی است برای هوشمندان، آنان که در راه راست پایدارند. (139)
از امام صادق علیه السّلام ده صفت و نشانه برای امام بیان شده است:
العصمة و النصوص و ان یکون اعلم الناس و اتقاهم لله و اعلمهم بکتاب الله و ان یکون صاحب الوصیة الظاهرة و یکون له المعجزة و الدلیل و تنام عینه و لاینام قلبه و لایکون له فی ء ویری من خلفه کما یری من بین یدیه. (140)
1. عصمت از گناه و خلاف اخلاق و دور از حق.
2. نص بر امامت او از طرف خداوند و پیامبر و امام قبل از او.
3. باید از همه مردم داناتر باشد.
4. از نظر تقوا و پرهیزکاری باید بر همه برتری داشته باشد.
5. به قرآن خداوند و احکام او از همه اعلم باشد (علوم و معارف بیکران قرآن در نزد او باشد).
6. از طرف امام قبل از او به عنوان وصی از لحاظ ظاهر هم معرفی شده باشد.
7. دارای معجزه باشد (کارهای خارج از عادت انجام دهد و در مقابل دشمن متکی به دلیل باشد).
8. چشمش به خواب برود اما قلبش بیدار باشد.
9. بدن مقدسش هیچگاه سایه ندارد.
10. همان گونه که از پیش رو همه چیز را می بیند از پشت سر نیز ببیند (هیچ عاملی نمی تواند بین او و عالم هستی و موجوداتش مانع گردد).
زراره از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که:
ینادی مناد باسم القائم علیه السّلام قلت خاص او عالم قال عام یسمع کل قوم بلسانهم قلت فمن یخالف القائم علیه السّلام و قد نودی باسمه قال لایدعهم ابلیس حتی ینادی فی آخر اللیل فیشکک الناس. (141)
منادی آن حضرت را به نام اصلی از آسمان صدا می کند. زراره می گوید عرض کردم: آیا همه مردم این صدا را می شنوند یا یک دسته خاص؟ فرمودند: همه مردم به زبان خودشان می شنوند. عرض کردم: پس چه کسی با توجه به اینکه به اسم حضرتش ندا داده شده است با ایشان مخالفت می کند؟ فرمود: شیطان هم ندایی سر می دهد که مردم پس از شنیدن آن تردید و تزلزل پیدا می کنند و از شر شیطان در امان نیستند و این موجب شک و تردید مردم می شود. (آری، مکتب آزمایش است. خداوند همه ما را در این آزمایش پیروز فرماید، آمین.)
ابن مغیره از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
الصیحة التی فی شهر رمضان تکون لیلة الجمعة لثلاث و عشرین مضین من شهر رمضان. (142)
صیحه آسمانی که در ماه رمضان واقع می شود حتماً در شب جمعه، بیست و سوم آن ماه خواهد بود.
از میمون بان نقل شده است که در خیمه اختصاصی حضرت صادق علیه السّلام در خدمت آن سرور بودیم. دامن خیمه را بالا زد و فرمود:
ان امرنا لو قد کان لکان ابین من هذه الشمس ثم قال ینادی مناد من السماء ان فلان بن فلان هو الامام باسمه و ینادی ابلیس من الارض کما نادی برسول الله لیلة العقبة.(143)ع
امر ما (ولایت و امامت) از این آفتاب روشن تر است و منادی از آسمان قائم ما را به نام خودش و پدرش معرفی می کند و شیطان در همان روز فریاد خود را بلند می کند، مانند شب عقبه که صدا بلند کرد (در آن شبی که رسول الله از جنگ تبوک مراجعت می فرمودند و از گردنه گذشتند، شیطان فریادش بلند شد). در روز قیام جهانی حضرت صاحب الامر علیه السّلام شیطان برای گمراه کردن مردم فریادش بلند می شود.
خواننده عزیز!
از خداوند بخواهیم که همه ما را در آن روز پرخطر از پیروان صدای اول قرار بدهد (پیروان حضرت مهدی نه ارتباع شیطان).
از امام صادق روایت شده است که فرمود:
لیس بین قیام القائم علیه السّلام و بین قتل النفس الزکیة الا خمس عشرة لیلة. (144)
بین قیام حضرت قائم علیه السّلام و شهادت نفس زکیه (145)بیش از پانزده شب نخواهد بود.
امام صادق علیه السّلام می فرماید:
لاتمضی الایام و اللیالی حتی ینادی من السماء یا اهل الحق اعتزلوا یا اهل الباطل اعتزلوا فیعزل هؤلاء من هؤلاء قال قلت اصلحک الله یخالط هؤلاء و هؤلاء بعد ذلک النداء قال کلا انه یقول فی الکتاب ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب. (146)
روزها و شبها تمام نمی شود تا اینکه ندا کننده ای از آسمان فریاد بزند: ای اهل حق! (صاحبان تقوا) کنار بروید، ای پیروان باطل! شما نیز از اهل حق جدا شوید. پس، این دو دسته از یکدیگر جدا می شوند. راوی می گوید عرض کردم: خداوند امر شما را اصلاح فرماید، بعد از این ندا آیا این دو دسته (حق و باطل) با یکدیگر مخلوط خواهند شد؟ فرمودند: هرگز مخلوط نشوند. مگر نه اینکه خداوند در قرآنش می فرماید: خداوند اهل ایمان را با مشرکان و بندگان دنیا مخلوط نخواهد گذاشت. آری، پاکان حتماً باید از ناپاکها جدا بشوند (147) ؟
حمران که یکی از اصحاب امام صادق علیه السّلام است از آن حضرت نقل می کند که فرمودند:
و ذکر هؤلاء عنده و سوء حال الشیعة عندهم فقال انی سرت مع ابی جعفر (المنصور) و هو فی موکبه و هو علی فرس و بین یدیه خیل و من خلفه خیل و انا علی حمار الی جانبه فقال لی یا با عبدالله قد کان ینبغی لک ان تفرح بما اعطانا الله من القوة و فتح لنا من العزة و لاتخبر الناس انک احق بهذا الامر منا و اهل بیتک فتغرینا بک و بهم قال فقلت و من رفع هذا الیک عنی فقد کذب فقال اتحلف علی ما تقول قال فقلت ان الناس سحرة یعنی یجبون ان یفسدوا قلبک علی فلا تمکنهم من سمعک فانا الیک احوج منک الینا فقال لی تذکر یوم سألتک هل لنا ملک فقلت نعم طویل عریض شدید فلا تزالون فی مهلة من امرکم و فسحة من دنیاکم حتی تصیبوا منا دماً حراماً فی شهر حرام فی بلد حرام؟ فعرفت انه حفظ الحدیث فقلت لعل الله عزوجل ان یکفیک فانی لم اخصک بهذا انما هو حدیث رویته ثم لعل غیرک من اهل بیتک ان یتولی ذلک فسکت عنی فلما رجعت الی منزلی اتانی بعض موالینا فقال جعلت فداک و الله لقد رأیتک فی موکب ابی جعفر و انت علی حمار و هو علی فرس و قد اشرف علیک یکلمک کانک تحته فقلت بینی و بین نفسی هذا حجة الله علی الخلق و صاحب هذا الامر الذی یقتدی به و هذا الاخر یعمل بالجور و یقتل اولاد الانبیاء و یسفک الدماء فی الارض بما لایحب الله و هو فی موکبه و انت علی حمار فدخلنی من ذلک شک حتی خفت علی دینی و نفسی قال فقلت لورأیت من کان حولی و بین یدی و من خلفی و عن یمینی و عن شمالی من الملائکة لاحتقرته و احتقرت ما هو فیه فقال الان سکن قلبی ثم قال الی متی هؤلاء یملکون؟ اومتی الراحة منهم؟ فقلت الیس تعلم ان لکل شی ء مدة قال بلی فقلت هل ینفعک علمک ان هذا الامر اذا جاء کان اسرع من طرفة العین انک لو تعلم ما لهم عندالله عزوجل و کیف هی کنت لهم اشد بعضاً ولو جهدت وجهد اهل الارض ان یدخلهم فی اشد ما هم فیه من الاثم لم یقدروا فلا یستفزنک الشیطان فان العزة لله و لرسوله و للمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون الا تعلم ان من انتظر أمرنا و صبر علی ما یری من الاذی و الخوف هو غداً فی زمرتنا فاذا رأیت الحق قد مات و ذهب اهله و رأیت الجور قد شمل البلاد و رأیت القرآن قد خلق و احدث فیه ما لیس فیه و وجه علی الاهواء و رأیت الدین قد انکفأ کما ینکفی الاناء و رأیت اهل الباطل قد استعلوا علی اهل الحق و رأیت الشر ظاهراً لاینهی عنه و یعذر اصحابه و رأیت الفسق قد ظهر و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و رأیت المؤمن صامتاً لایقبل قوله و رأیت الفاسق یکذب و لا یرد علیه کذبه و فریته و رأیت الصغیر یستحقر بالکبیر و رأیت الارحام قد و رأیت من یمتدح بالفسق یضحک منه و لا یرد علیه قوله و رأیت الغلام یعطی ما تعطی المرئة و رأیت النساء یتزوجن النساء و رأیت الثناء قد کثر و رأیت الرجل ینفق المال فی غیر طاعة الله فلا ینهی و لا یؤخذ علی یدیه و رأیت الناظر یتعوذ بالله مما یری المؤمن فیه من الاجتهاد و رأیت الجار یؤذی جاره و لیس له مانع و رأیت الکافر فرحاً لما یری فی المؤمن مرحاً لما یری فی الارض من الفساد و رأیت الخمور تشرب علانیة و یجتمع علیها من لایخاف الله عزوجل و رأیت الامر با المعروف ذلیلاً و رأیت الفاسق فیما لا یحب الله قویاً محموداً و رأیت اصحاب الایات یحقرون و یحتقر من یحبهم و رأیت سبیل الخیر منقطعاً و سبیل الشر مسلوکاً و رأیت بیت الله قد عطل و یؤمر بترکه و رأیت الرجل یقول ما لایفعله و رأیت الرجال یتسمنون للرجال و النساء للنساء و رأیت الرجل معیشته من دبره و معیشة المرأة من فرجها و رأیت النساء یتخذون المجالس کما یتخذها الرجال و رأیت التأنیث فی ولد العباس قد ظهر و اظهروا الخضاب و امتشطوا کما تمتشط المراة لزوجها و اعطوا الرجال الاموال علی فروجهم و تنوفس فی الرجل و تغایر علیه الرجال و کان صاحب المال اعز من المؤمن و کان الربا ظاهراً لایعیر و کان الزنا تمتدح به النساء و رأیت المراة تصانع زوجها علی نکاح الرجال و رأیت اکثر الناس و خیر بیت من یساعد النساء علی فسقهن و رأیت المؤمن محزوناً ذلیلاً محتقراً و رأیت البدع و الزنا قد ظهر و رأیت الناس یعتدون بشاهد الزور و رأیت الحرام یحلل و رأیت الحلال یحرم و رأیت الدین بالرأی و عطل الکتاب و احکامه و رأیت اللیل لایستخفی به من الجرأة علی الله و رأیت المؤمن لایتطیع ان ینکر الا بقلبه و رأیت العظیم من المال ینفق فی سخط الله عزوجل و رأیت الولاة یقربون اهل الکفر و یباعدون اهل الخیر و رأیت الولاة یرتشون فی الحکم و رأیت الولایة قبالة لمن زاد و رأیت ذوات الارحام ینکحن و یکتفی بهن و رأیت الرجل یقتل علی (التهمة و علی) الظنة و یتغایر علی الرجل الذکر فیبذل له نفسه و ماله و رأیت الرجل یعیر علی اتیان النساء و رأیت المرأة تقهر زوجها و تعمل ما لا یشتهی و تنفق علی زوجها و رأیت الرجل یکری امراته و جاریته و یرضی بالذنی من الطعام و الشرب و رأیت الایمان بالله عزوجل کثیرة علی الزور و رأیت القمار قد ظهر و رأیت الشرب تباع ظاهراً لیس علیه مانع و رأیت النساء یبذلن انفسهن لاهل الکفر و رأیت الملاهی قد ظهرت یمربها لایمنعها احد و لایجتری احد علی منعها و رأیت الشریف یستذله الذی یخاف سلطانه و رأیت اقرب الناس من الولاة من یمتدح بشتمنا اهل البیت و رأیت من یحبنا یزور و لایقبل شهادته و رأیت الزور من القول ینافس فیه رأیت القرآن قد ثقل علی الناس استماعه و خف علی الناس استماع الباطل و رأیت الجار یکرم الجار خوفاً من لسانه و رأیت الحدود قد عطلت و عمل فیها بالاهواء و رأیت المساجد قد زخرفت و رأیت اصدق الناس عند الناس المفتری الکذب و رأیت الشر قد ظهر والسی بالنمیمة و رأیت البغی قد فشا و رأیت الغیبة تستملح و یبشربها الناس بعضهم بعضاً و رأیت طلب الحج و الجهاد لغیر الله و رأیت السلطان یذل للکافر المؤمن و رأیت الخراب قد ادیل من العمران و رأیت الرجل معیشته من بخس المکیال و المیزان و رأیت سفک الدماء یستخف بها و رأیت الرجل یطلب الرئاسة لعرض الدنیا و یشهر نفسه بخبث اللسان لیتقی و تسند الیه الامور و رأیت الصلوة قد استخف بها و رأیت الرجل عنده المال الکثیر لم یزکه منذ ملکه و رأیت المیت ینشر من قبره و یؤذی و تباع اکفانه و رأیت الهرج قد کثر و رأیت الرجل یمسی نشوان و یصبح سکران لایهتم بما یقول الناس فیه و رأیت البهائم تنکح و رأیت البهائم تفرس بعضها بعضاً و رأیت الرجل یخرج الی مصلاة و یرجع و لیس علیه شی ء من ثیابه و رأیت قلوب الناس قد قست و جمدت اعینهم و ثقل الذکر علیهم و رأیت السحت قد ظهر ینافس فیه و رأیت المصلی انما یصلی لیراه الناس و رأیت الفقیه یتفقه لغیر الدین یطلب الدنیا و الرئاسة و رأیت الناس مع من غلب و رأیت طالب الحلال یذم و یعیر و طالب الحرام یمدح و یعظم و رأیت الحرمین من یعمل فیهما بما لا یحب الله لا یمنعهم مانع و لا یحول بینهم و بین العمل القبیح احد و رأیت المعازف ظاهرة فی الحرمین و رأیت الرجل یتکلم بشی ء من الحق و یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر فیقوم الیه من ینصحه فی نفسه فیقول هذا عنک موضوع و رأیت الناس ینظر بعضهم الی بعض و یقتدون باهل الشرور و رأیت مسلک الخیر و طریقه خالیاً لایسلکه احد و رأیت المیت یهزبه فلا یقزع له احد و رأیت کل عام یحدث فیه من البدعة و الشر اکثر مما کان و رأیت الخلق و المجالس لایتابعون الا الاغنیاء و رأیت المحتاج یعطی علی الضحک به ویرحم لغیر وجه الله و رأیت الایات فی السماء لایفزع لها احد و رأیت الناس یتسافدون کم تسافد البهائم لاینکر احد منکراً تخوفاً من الناس رأیت الرجل ینفق الکثیر فی غیر طاعة الله و یمنع الیسیر فی طاعة الله و رأیت العقوق قد ظهر و استخف بالوالدین و کانا من اسوء الناس حالاً عند الولد و یفرح بان یفتری علیهما و رأیت النساء قد غلبن علی الملک و غلبن کل امر لایؤتی الا ما لهن فیه هوی و رأیت ابن الرجل یفتری علی ابیه و یدعو علی والدیه و یفرح بموتهما و رأیت الرجل اذا مربه یوم ولم یکسب فیه الذنب العظیم من فجور او بخس مکیال او میزان او غشیان حرام او شرب مسکر کئیباً حزیناً یحسب ان ذلک الیوم علیه وضیعة من عمره و رأیت السلطان یحتکر الطعام و رأیت اموال ذوی القربی تقسم فی الزور و یتقامربها و یشرب بها الخمور و رأیت الخمر یتدوای بها و توصف للمریض و یستشفی بها و رأیت الناس قد استووا فی ترک الامر با المعروف و النهی عن المنکر و ترک التدین به ورأیت ریاح المنافقین و اهل النفاق دائمة و ریاح اهل الحق لاتحرک و رأیت الاذان بالاجر و الصلاة بالاجر و رأیت المساجد محتشیة ممن لایخاف الله مجتمعون فیها للغربیة و اکل لحوم اهل الحق و یتواصفون فیها شراب المسکر و رأیت السکران یصلی بالناس فهو لایعقل و لایشان بالسکر و اذا سکر اکرم واتقی و خیف و ترک لایعاقب و یعذر بسکره و رأیت من اکل اموال الیتامی یحدث بصلاحه و رأیت القضاة یقضون بخلاف ما امر الله و رأیت الولاة یأتمنون الخونة للطمع و رأیت المیراث قد وضعته الولاة لاهل الفسوق و الجرأة علی الله یأخذون منهم و یخلونهم و ما یشتهون و رأیت المنابر یؤمر علیها بالتقوی و لایعمل القائل بما یأمر و رأیت الصلاة قد استخف باوقاتها و رأیت الصدقة بالشفاعة لایردابها وجه الله و تعطی لطلب الناس و رأیت الناس همهم بطونهم و فروجهم لایبالون بما اکلوا و بما نکحوا و رأیت الدنیا مقبلة علیهم و رأیت اعلام الحق قد درست فکن علی حذر و اطلبت من الله عزوجل النجاة و اعلم الناس فی سخط الله عزوجل (و انما یمهلهم لامر یردابهم فکن مترقباً و اجتهد لیراک الله عزوجل) فی خلاف ما هم علیه فان نزل بهم العذاب و کنت فیهم عجلت الی رحمة الله و ان اخرت ابتلوا و کنت قد خرجت مما هم فیه عجلت الی رحمة الله و ان اخرت ابتلوا و کنت قد خرجت مما هم فیه من الجرأة علی الله عزوجل و اعلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین و ان رحمة الله قریب ما المحسنین. (148)
در خدمت آن بزرگوار سخن از موفقیت بنی عباس (در امر دنیا) و گرفتاری شیعیان به میان آمد، آن حضرت فرمودند: روزی همراه منصور (خلیفه عباسی) بودم در حالی که او سوار بر اسب بود و از طرفین راست و چپ او لشکریان فراوانی در حرکت بودند و من کنار وی سوار بر الاغی حرکت می کردم. منصور در عین حالی که به شوکت خود مغرور بود به من گفت: یا ابا عبدالله! سزاوار است که شما از قدرت و عزتی که خداوند به ما داده است خوشحال باشید و به مردم نگویید که شما اهل بیت احق و اولی هستید از ما در مورد خلافت، تا مانسبت به شما و دوستانتان بدبین بشویم. من به منصور گفتم: آن کسی که این سخن از زبان من به شما گفته است دروغ می گوید. منصور به من گفت: آیا سوگند می خوری که این حرف را نزده ای؟ به او گفتم: مردم دوست می دارند که فساد کنند و قلب شما را از ما پر از کینه سازند؛ به آنها گوش مسپارید. نیاز ما به شما بیش از احتیاج شما به ما است. (149)پس منصور به من گفت: به خاطر دارید یک روز از شما سؤال کردم که آیا ما (بنی عباس) به حکومت می رسیم؟ شما گفتید آری، حکومتی بس طولانی و پیوسته؛ شما همواره در وسعت از نظر دنیا و حکومت بر آن هستید تا اینکه دست شما به ریختن خون ما آن هم در ماه حرام آلوده بشود؛ در آن هنگام خداوند خشم می گیرد و سلطنت شما را نابود می کند. متوجه شدم حدیثی را که قبلاً به او گفته بودم حفظ کرده است؛ لذا به او گفتم: شاید خداوند تو را از این بلا حفظ کند و من نگفتم که تو خون ما را می ریزی؛ شاید کسی از خویشانت این کار را بکند. پس ساکت شد. وقتی به منزلم برگشتم یکی از دوستان ما به دیدن من آمد و گفت: قربانت گردم، دیدم همراه منصور سوار بر الاغی هستید و او سوار بر اسب است و طوری با شما صحبت می کرد که گویی برتر از شماست. پیش خودم گفتم این آقا حجت خداوند است و صاحب این امر و این دستگاه و حال آنکه منصور دشمن خداوند است و فرزندان انبیاء را می کشد و خون آنها را می ریزد و برخلاف رضای خداوند عمل می کند و سوار بر مرکب قدرت است و حال آنکه شما سوار بر الاغی هستید. شکی در دلم پیدا شد که چرا باید این طور باشد و ترسیدم که دینم از دستم برود. به آن دوست گفتم: اگر تو می دیدی که در طرف راست و چپ و جلوی رو و پشت سر من افواجی از ملائکه در حرکت هستند هر آینه سطوت و شوکت منصور در نظرت ناچیز می آمد. آن مردی شیعی به من (امام صادق علیه السّلام) گفت: اکنون دلم آرام گرفت. آنگاه گفت: یا ابن رسول الله! این حکومت باطل تا کی در دنیا خواهد بود و کی ما از دست این جباران راحت می شویم؟ به او گفتم: آیا نمی دانی که برای هر دولتی مدتی خواهد بود؟ گفت: چرا، می دانم. گفتم: آیا می دانی که این امر (حکومت ما) وقتی بخواهد بیاید زودتر از یک چشم به هم زدن خواهد آمد؟ به آن دوست گفتم: تو اگر آنچه را که خداوند بزرگ برای آنان مهیا کرده است می دانستی (کنایه از عذابهایی که خداوند برای آنها مقرر فرموده است) تعجب نمی کردی. تو و همه مردم اگر بکوشید و تمام قدرتها را روی هم انباشته کنید نمی توانید مانند آن عذابی که خداوند برای آنها خلق فرموده است آماده کنید. مراقب باش شیطان تو را فریب ندهد، زیرا عزت مخصوص خداوند و پیامبران و ایمان آورندگان است (مقصود از مؤمنان در این عبارت، ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین هستند) که البته منافقان این حقیقت را درک نمی کنند. آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما باشد (حکومت ما) و در مقابل اذیتها و ترسها صبر کند، فردا در عالم آخرت با ما نخواهد بود؟
(در اینجا امام علیه السّلام نشانه های ظهور را بیان می فرماید:)
هرگاه دیدی که حق و طرفداران آن از بین رفتند و دیدی که جهان پر از جور و ستم شد و دیدی که چیزهایی که در قرآن نیست به آن نسبت می دهند و چیزهایی به نام قرآن بیان می کنند که در آن نیست و بر طبق هوی و هوس خود توجیه می کنند و دیدی که دین موقعیت خود را از دست داده و دچار انقلاب شده است و دیدی که طرفداران باطل بر پیروان حق برتری یافته اند و دیدی که شر ظاهر شده است و کسی را از آن نهی نمی کنند و مجریان شر را معذور می دارند و دیدی که فسق (فساد اخلاقی) در اجتماعات رواج یافته است و دیدی که مردها به مردها اکتفا می کنند (اشاره به عمل شنیع لواط) و زنها به زنها (اشاره به مساحقه) و دیدی که افراد با ایمان خاموش نشسته اند و اگر حرف بزنند سخن آنها را رد می کنند و دیدی که دروغگو با شناختی که از او دارند در عین حال دروغش را رد نمی کنند و دیدی که افراد کوچک به بزرگترها احترام نمی گذارند و دیدی که مردم قطع رحم می کنند و با افرادی که به گناهان مباهات می ورزند با خنده برخورد می شود و حرف بد آنان را به ایشان برنمی گردانند و دیدی که پسر بچه ها مانند زنان خود فروشی می کنند و دیدی که عده ای از زنها با زنان ازدواج می کنند و دیدی که تعریف بیجا زیاد می شود و دیدی که مرد اموال خودش را در راه غیر مشروع به مصرف می رساند (قمار، شراب، ربا و...) و کسی او را نهی نمی کند و دیدی که مردم از مشاهده کارهای اهل ایمان به خدا پناه می برند و دیدی همسایه، همسایه خود را اذیت می کند و احدی او را باز نمی دارد (نگارنده سالهای این ابتلاء را داشتم) و دیدی که کفار از رنجی که اهل ایمان به خاطر شیوع فساد در زمین می برند خوشحال هستند و دیدی که علناً شرب خمر می شود و افرادی که از خداوند نمی ترسند مجلس شراب را گرم می کنند و دیدی کسی که امر به معروف می کند (امر به کارهای خوب و مفید) در بین مردم ذلیل و طرفداران فساد اخلاق در جامعه برومند و محترم هستند و دیدی که صاحب آیات (یعنی طرفداران و خوانندگان آیات قرآن و هر کسی که آنها را دوست بدارد) کوچک شمرده می شوند و دیدی که راه خیر منقطع و مسدود و راه بدیها و شرها باز و محل رفت و آمد مردم است و دیدی که زیارت خانه کعبه معطل و متروک مانده است (به خاطر مشکلاتی که در این راه به وجود آمده است) و دیدی که افراد به آنچه می گویند عمل نمی کنند و دیدی که مردها و زنها و دواها و اغذیه ای استعمال می کنند تا برای اعمال قبیحه فربه شوند و دیدی که مردها از راه خود فروشی (لواط) و زنها از راه زنا زندگی خود را تأمین می کنند (150)و دیدی که زنان برای خود مجلس و کنفراس تشکیل می دهند - چنانکه مردها دارای مجالس و محافل سیاسی هستند - و در سیاست اجتماعی دخالت می کنند و دیدی که از فرزندان عباس افرادی خود را مانند زنان می آرایند و اموال خود را در این راه صرف می کنند برای پیاده کردن برنامه های جنسی اعم از مرد یا زن، در این دوره از زمان صاحب مال در میان مردم از صاحب ایمان عزیزتر است و آشکارا رباخواری می شود و کسی سرزنش نمی کند و دیدی که زنان به عمل بد زنا ستوده می شوند و دیدی که زنان به شوهران خود رشوه می دهند تا بتوانند با مردان دیگر رابطه داشته باشند و دیدی که اکثر مردم و بهترین خانه ها آن خانه ای است که زنان را در فسق و گناهانشان کمک کنند و دیدی که مؤمن در اجتماع خوار و ذلیل زندگی می کند و دیدی که بدعت و زنا شیوع یافته است و دیدی که مردم به وسیله شهادت ناحق به یکدیگر تعدی می کنند و دیدی که مردم فعل حرام را حلال و حلال را حرام می شمارند (تغییر احکام) و دیدی که مردم دین را با رأی خودشان تطبیق می دهند و قرآن و احکام آن معطل مانده است و دیدی که برای انجام کارهای بد مردم انتظار شب را نمی کشند بلکه در روز انجام می دهند و دیدی که اهل ایمان در مقابل منکرات جز با قلبشان، توان انکار ندارند و دیدی که بخش عظیمی از مال صرف در غضب خدا می شود (مانند پولهای کلانی که خرج خرید اسلحه می شود و افراد مسلمان و غیر مسلمان را آتش می زنند و نابود می کنند) و دیدی که فرمانروایان به دشمنان خدا و کفار تقرب می یابند (مانند فرستادن هیأتهای به اصطلاح حسن نیت، بستن قراردادهای مختلف، دیدارهای سیاسی از کشورهای غیر مسلمان) و دیدی که زمامداران از اهل خیر دوری می جویند و دیدی که فرمانروایان در حکم دادن رشوه می گیرند و دیدی که به دست آوردن حکومت با پول انجام می شود و دیدی که با محارم خود ازدواج می کنند و به آنها اکتفا می کنند و دیدی که به مجرد تهمت و سوءظن افراد را می کشند (بدون تحقیق و بررسی) و ناگهان هجوم می آورند و مال و جان او را تصاحب می کنند (ممکن است در راه طغیان شهوت باشد که زنان هرجایی همه چیز مردها را می برند یا به وسیله حکام جور اموال مردم مصادره می شود و جانشان هم به مخاطره می افتد) یا اینکه در راه رسیدن به پسر بچه ها برای کار زشت از مال و جان می گذرند و دیدی که مردها را به خاطر تماس و آمیزش با زنان سرزنش می کنند و دیدی که بعضی از مردها از درآمد زنان خود در ارتباط با بی بند و باری و فجور امرار معاش می کنند در حالی که می دانند زن آنها فاسد است و به این وضع تن می دهند.
و دیدی که زنان بر مردان غالب می شوند و برخلاف رضای شوهر عمل می کنند و مردشان را از نظر زندگی اداره می کنند و دیدی که بعضی از مردها زنان و کنیزان خود را در اختیار اشخاص قرار می دهند و در مقابل به مختصری از خوراکیها و آشامیدنیها قناعت می ورزند و دیدی که ایمان به خداوند بزرگ (اظهار ایمان) با زور و جبر انجام می شود (یا از طرف اولیاء یا زمامداران) و دیدی که مردم علناً قمار می کنند و دیدی که علناً شراب خرید و فروش می شود و هیچ مانعی هم بر سر راه آن نیست و دیدی که زنان مسلمان خودشان را در اختیار کفار قرار می دهند و دیدی که گناهان در اجتماع آشکار می شود و مردم آنها را می بینند و کسی هم منع نمی کند و جرأت بر منع آنها در مردم نیست و دیدی که افراد با شخصیت ذلیل صاحبان قدرت می شوند و دیدی که نزدیکترین افراد به زمامداران آنهایی هستند که نسبت به ما اهل بیت بدگویی می کنند (یا به زبان و یا در عمل) و دیدی افرادی که نسبت به ما اظهار محبت می کنند مورد احترام نیستند و حرف آنها را نمی پذیرند و دیدی که مردم در گفتار خلاف حق با هم رقابت می کنند و دیدی که شنیدن آیات کریمه قرآن برای مردم سنگین اما شنیدن ساز و آواز آسان و شیرین است و دیدی که به خاطر زبان بد همسایه، همسایه دیگر او را اکرام می کند و دیدی که حدود الهی معطل مانده است و مردم آنها را طبق هوای نفسشان پیاده می کنند و دیدی که مساجد زینت داده می شود (از نظر ساختمان و رنگ آمیزی) و دیدی که راستگوترین مردم دروغگوترین افراد است (از نظر واقع) و دیدی که شر و سخن چینی در میان مردم ظاهر گشته است و دیدی که ستمگری در میان مردم شیوع یافته است و دیدی که غیبت کردن را سخنی خوشمزه و دلچسب می دانند و یکدیگر را به غیبت کردن بشارت می دهند و دیدی حج خانه خدا و جهاد را برای غیر رضای خدا انجام می دهند و دیدی که پادشاهان به خاطر دلجویی از کفار اهل ایمان را ذلیل می کنند و دیدی که خرابی بر عمران و آبادانی فزونی یافته است (اثر شوم جنگها) و دیدی که مردم روزی خود را با کم فروشی به دست می آورند و دیدی که خونریزی در جامعه سبک شمرده می شود و دیدی که مرد به خاطر رسیدن به ریاست دنیا بدزبانی می کند و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا مردم از او بترسند و دیدی که مردم نماز را سبک می شمارند (هر وقت که شد یا آخر وقت می خوانند) و دیدی کسی که دارای اموال فراوان است از اول زکات آن را نداده است و دیدی که نبش قبر می کنند و کفن مردگان را می فروشند و دیدی که هرج و مرج زیاد می شود (امنیت از مردم گرفته می شود) و دیدی که مردم شبانه سر سفره شراب می نشینند و صبح مست بر می خیزند و به فکر مردم نیستند و دیدی که با حیوانات معامله جنسی انجام می دهند (با آنها آمیزش می کنند) و دیدی که حیوانات بعضی، بعضی دیگر را می درند و دیدی که مردی برای نماز می رود و در برگشتن لباس ندارد (لباس او را می برند) و دیدی که قلبهای مردم سخت شده است و اشکشان جاری نمی شود (و یاد خدا بر آنها گران می آید) و دیدی که مردم در خوردن مال حرام با یکدیگر رقابت می کنند و دیدی که نمازگزار برای خوش آیند و خودنمایی به مردم نماز می خواند و دیدی که فقیه احکام دین را برای رسیدن به دنیا می آموزد (نه خدا) و دیدی که مردم طرفدار آن کسی هستند که قدرت در دست اوست و دیدی که طالب مال حلال را سرزنش و دوستدار حرام را تمجید و تکریم می کنند و دیدی در حرمین (مکه و مدینه) کارهای خلاف انجام می دهند و کسی جلوی آنها را نمی گیرد و دیدن آلات لهو و لعب را در حرمین به طور آشکار (مانند ساز و آواز، قمار و انواع گناهان دیگر) و دیدی به کسانی که حق را می گویند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، به عنوان نصیحت گفته می شود این موضوع به شما مربوط نیست و بهتر است دست بردارید و دیدی که مردم با هماهنگی یکدیگر به مردم بد اقتدا می کنند (یا پیروی) و دیدی که راه خیر و سعادت خالی مانده است و کسی بدان راه نمی رود و دیدی که مردگان را به مسخره می گیرند و زندگی ابدی ندارند (از خدا) و دیدی که هر سال بدعتها و فتنه های تازه به وجود می آید که بدتر از سال قبل است و دیدی که در میان مردم و در محافل عمومی تنها نسبت به اغنیا احترام می شود و دیدی که در مقابل فقیر و کمک به او مردم می خندند و برای غیر خدا به او رحم می کنند و دیدی که مردم از آیات و نشانه های آسمانی وحشت و ترسی ندارند (مانند سرخی در آسمان و ستاره دنباله دار در همین سال اخیر) و دیدی که مردم مانند بهائم سوار یکدیگر می شوند و کسی آنها را سرزنش نمی کند و دیدی که مردم در راه غیر رضای خداوند انفاق زیاد و در راه خدا انفاق کم می کنند و دیدی که فرزندان احترام پدر و مادر به جای نمی آورند و آنها را حقیر می شمارند و بدترین حالات را پدر و مادر دارند (نزد فرزندانشان) و از افترا زدن به پدر و مادر خوشحال می شوند (پسران و دختران) و دیدی که زنها بر کشورها و بر تمام امور غلبه می یابند (نخست وزیر می شوند، پادشاه می شوند، وکیل مجلس می شوند) و کارها بدون رضا و هوس زنان انجام نمی گیرد و دیدی که پسر به پدرش افترا می زند و به پدر و مادر نفرین می کند و انتظار مرگ آنها را می کشد و از این بابت خوشحال است (برای تقسیم ارث و غیره) و دیدی در هر روزی که بر مرد بگذرد و در آن روز مرتکب معصیتی مانند خوردن حرام و شرب مسکرات یا کم فروشی یا غش در معامله نشود، آن روز برای او روز سختی خواهد بود و دیدی که پادشاهان مواد غذایی را در اختیار خود قرار می دهند و دیدی که خمس آل محمد (سهم امام و سهم سادات) در راه باطل تقسیم می شود و با آن میخوارگی می کنند و دیدی که شراب را وسیله درمان امراض قرار می دهند (بعضی از پزشکان گاه به بیماران خود توصیه می کنند که برای شفای پاره ای امراض از شراب استفاده کنند) و دیدی که همه مردم در ترک امر به معروف و نهی از منکر هماهنگی پیدا کرده اند و دیدی که پرچم نفاق و منافقان به اهتزاز در آمده است اما از حق خبری نیست و دیدی که مؤذن برای اذان و نمازگزار (نماز استیجاری) برای نماز خواندن مطالبه پول می کنند (یا نماز میت و امثال آن) و دیدی که مساجد محل اجتماع، اما بیشتر برنامه های غیبت و خوردن گوشت مردم است و در مساجد وصف شراب و شرابخوار را می کنند و دیدی که آدم مست برای مردم نماز می خواند (پیشنماز می شود)
و هرگاه مشروب خورد مردم او را احترام می کنند و دیدی که اموال یتیم را می خورند ولی به صلاح و نیکی هم معروف هستند و دیدی که قضات بر خلاف آنچه خداوند فرموده است قضاوت می کنند و دیدی که زمامداران به جهت طمع، خیانتکاران را امین خویش قرار می دهند و دیدی که حکام اجتماع، میراث را به دست اهل فسق و فجور می دهند و آنها بر خدا جرأت پیدا می کنند و از این اموال می خورند و به هر نحو که بخواهند با آن عمل می کنند و دیدی که بر سر منبرها امر به تقوا می کنند اما گوینده خود به آن عمل نمی کند و دیدی که مردم نماز را در وقت خودش نمی خوانند و آن را سبک می شمارند و دیدی که زکات و صدقات دیگر را به وساطت افراد می دهند اما برای خدا نیست و قصد تقرب به خداوند را ندارند و دیدی که هّم و هدف مردم پر کردن شکم و ارضای غرایز جنسی است و از هر راهی باشد مانعی ندارد و دیدی که دنیا رو به آنها آورده و دیدی که نشانه های حق و درستی کهنه شده است، - ای حمران!- پس بر حذر باش و از پیشگاه خداوند بزرگ تقاضای رهایی کن و بدان که مردم گرفتار خشم خداوند هستند و به آنها مهلت داده شده در مقابل اوامری که به آنها شده است. پس، مواظب خویشتن باش و کوشش کن تا خداوند تو را برخلاف آنها ببیند و اگر در میان آنها باشی و عذاب خداوند نازل شود همانا به سوی رحمت واسعه الهی شتافته ای و اگر از آنها جدا شدی آنها گرفتار هستند و تو از جرأت بر خداوند در امان مانده ای. و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را می دهد و همانا رحمت خداوند نزدیک به نیکوکاران است.
مفضل بن عمر از اصحاب حضرت صادق علیه السّلام، از محل و کیفیت ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء و نشانه های آن سؤال کرد، می گوید:
یا سیدی فمن این یظهر و کیف یظهر قال یا مفضل یظهر وحده و یأتی البیت وحده و یلج الکعبة وحده و یجن علیه اللیل وحده فاذا نامت العیون و غسق اللیل نزل الیه جبرئیل و میکائیل علیهماالسلام و الملئکة صفوفاً فیقول له جبرئیل یا سیدی قولک مقبول و امرک جائز فیمسح علیه السّلام یده علی وجهه و یقول الحمدلله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنة حیث نشاء فنعم اجر العاملین.
و یقف بین الرکن و المقام فیصرخ صرخة فیقول یا معشر نقبائی و اهل خاصتی و من ذخرهم الله لنصرتی قبل ظهوری علی وجه الارض ائتونی طائعین فترد صیحته علیه السّلام علیهم و هم علی محاریبهم و علی فرشهم فی شرق الارض و غربها فیسمعونه فی صیحة واحدة فی اذن کل رجل فیجیئون نحوها و لایمضی لهم الا کلمحة بصر حتی یکون کلهم بین یدیه علیه السّلام بین الرکن و المقام فیأمر الله عزوجل النور فیصیر عموداً من الارض الی السماء فیستضیی به کل مؤمن علی وجه الارض و یدخل علیه نور من جوف بیته فتفرح نفوس المؤمنین بذالک النور و هم لایعلمون بظهور قائمنا اهل البیت علیه و علیهم السلام ثم یصبحون وقوفاً بین یدیه و هم ثلثمائة و ثلاثة عشر رجلاً بعدة اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله یوم بدر. (151)
ای مولای عزیزم! محل ظهور مهدی شما کجاست و چگونه ظاهر می شود؟ فرمودند: به تنهایی ظاهر می شود، به تنهایی وارد مسجد الحرام می شود، به تنهایی دست به دامن کعبه می زند، شب را به تنهایی در کنار بیت بسر می برد. چون مردم به خواب روند و شب فرا رسد جبرئیل و میکائیل و صفوف فرشتگان بر او وارد شوند. جبرئیل به آن حضرت عرض می کند که ای آقای من! گفتارت مقبول و فرمانت مطاع است. پس، آن حضرت دست بر چهره اش کشیده، می فرماید: ستایش خداوندی را که وعده لطف و رحمتش را بر ما محقق فرمود و ما را وارث همه سرزمین بهشت گردانید تا هر جای آن که بخواهیم، منزل کنیم، زیرا آن روز پاداش نیکوکاران بسیار نیکو خواهد بود. (152)آنگاه امام بین رکن و مقام می ایستد و فریاد می زند: ای یاران مخصوص من و ای کسانی که خداوند شما را برای نصرت و یاری من بر روی زمین ذخیره کرده است! با حالت اطاعت نزد من حاضر شوید. صیحه و فریاد امام در شرق و غرب به گوش آنها می رسد و آن صدای ملکوتی را می شنوند و به طرف امام حرکت می کنند و در چشم به هم زدنی بین رکن و مقام نزد امام حاضر می گردند. در این حال، خداوند متعال به نور امر می کند که به صورت عمودی از زمین تا آسمان بر آید و تمام ساکنان روی زمین را از پرتو خود روشن سازد. مؤمنان را این نور به شادی و سرور وا می دارد، زیرا از قیام قائم ما اهل بیت خبر ندارند، اما چون صبح شود آنها در محضر مقدس و در فرمان امام علیه السّلام قرار می گیرند و تعداد آنها سیصد و سیزده نفر - به عدد اصحاب پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز جنگ بدر - است.
عمر بن حنظله از امام ششم علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
خمس قبل قیام القائم من العلامات الصیحة و السفیانی و الخسف بالبیداء و خروج الیمانی و قتل النفس الزکیة. (153)
پیش از ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) پنج نشانه تحقق پیدا می کند:
1. صیحه آسمانی
2. خروج سفیانی
3. فرورفتگی در بیداء (زمینی است نزدیک مکه منوره)
4. خروج یمانی
5. کشته شدن نفس زکیه
فضل بن شاذان از ابی بصیر نموده است که او گفت:
قال ابو عبدالله علیه السّلام ان القائم صلوات الله علیه ینادی اسمه لیلة ثلاث و عشرین و یقوم یوم عاشورا یوم قتل فیه الحسین بن علی علیه السّلام. (154)
حضرت صادق علیه السّلام فرمودند که قائم آل محمد صلوات الله علیه در شب بیست و سوم ماه رمضان با ندای آسمانی معرفی می شود و روز عاشورا قیام می کند و آن روزی است که امام حسین علیه السّلام را شهید کردند.
یعقوب سراج به امام صادق علیه السّلام عرض می کند:
متی فرج شیعتکم؟ فقال: اذا اختلف ولد العباس و وهی سلطانهم و طمع فیهم من لم یکن یطمع و خلعت العرب اعنتها و رفع کل ذی صیصیه صیصیته و ظهر السفیانی و اقبل الیمانی و تحرک الحسنی خرج صاحب هذا الامر من المدینة الی مکة بتراث رسول الله صلی الله علیه و آله قلت و ما تراث رسول الله صلی الله علیه و آله؟ فقال سیفه و درعه و عمامته و برده و رایته و قضیبه و فرسه ولامته و سرجه. (155)
عرض کردم: یا ابن رسول الله! فرج شیعیان شما کی خواهد بود؟ فرمودند: وقتی که اولاد عباس در حکومت با هم اختلاف پیدا نمایند و افرادی طمع ریاست را پیدا کنند که نباید بکنند (شایستگی اجتماعی نداشتن) و عرب کیان خود را از دست بدهد، سفیانی خروج می کند و یمانی قیام می نماید و حسنی (منظور جناب سید حسنی است از خراسان) حرکت می کند. در این هنگام، صاحب این امر (امر ولایت) از مدینه به سمت مکه معظمه حرکت می کند در حالی که تراث رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه دارد. می گوید عرض کردم: تراث چیست؟ فرمودند: شمشیر، زره و عمامه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و برد آن حضرت و پرچم او و عصای آن سرور و اسب سواری با آلات جنگی و همه وسایل نبرد که جدش خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله داشتند، امام عصر ارواحنا له الفداء همه این مواریث را همراه دارد.
ابی بصیر از حضرت صادق علیه السّلام خبر می دهد که آن حضرت فرمودند:
علامة خروج المهدی کسوف الشمس فی شهر رمضان فی ثلاث عشرة و اربع عشرة منه. (156)
نشانه ظهور مهدی (علیه السّلام) کسوف خورشید در ماه مبارک رمضان است و وقت کسوف سیزدهم یا چهاردهم ماه رمضان خواهد بود.
زراره از امام صادق علیه السّلام درباره حق بودن صیحه آسمانی می پرسد، آن حضرت می فرمایند:
ای والله حتی یسمعه کل قوم بلسانهم. (157)
آری، به خدا سوگند حق است و تمام مردم به زبان مخصوص خودشان این صدا را می شنوند.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السّلام حدیث می کند که فرمودند:
ما یکون هذا الامر حتی لایبقی صنف من الناس الا وقد ولوا علی الناس حتی لایقول قائل انا لو ولینا لعدلنا ثم یقوم القائم با لحق و العدل. (158)
امر قیام مهدی ما محقق نخواهد شد مگر اینکه تمام اصناف مردم به حکومت برسند تا نتوانند بگویند اگر حکومت به دست ما داده می شد عدالت و حق را اجرا می کردیم. بعد از رسیدن همه طبقات به حکومت آنگاه مهدی ما ظاهر می شود و حق و عدالت را اجرا می کند.
موضوع امتحان و آزمایش شدن همه طبقات یکی از مقدمات و نشانه های قیام جهانی حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء است. لذا امام صادق علیه السّلام در این روایت به منصور می فرماید:
قال ابوعبدالله علیه السّلام یا منصور ان هذا الامر لایأتیکم الا بعد (ا) یأس لا و الله لا یأتیکم حتی تمیزوا لا والله لایأتیکم حتی تمحصوا ولا والله لایأتیکم حتی یشقی من شقی و یسعد من سعد. (159)
امر ولایت و حکومت ما آل محمد محقق نخواهد شد مگر بعد از اینکه آزمایشهایی به عمل آید:
1. به خدا سوگند، مهدی ما قیام نمی کند مگر بعد از مأیوس شدن همه از وجود مقدسش (آری، می گویند اگر بود، می آمد؛ پس چرا اینقدر طول کشیده است؟).
2. نه به خدا سوگند نمی آید مگر اینکه افراد از یکدیگر امتیاز پیدا کنند (خوبان از بدان مشخص شوند).
3. نه به خدا سوگند، قائم ما ظاهر نمی شود تا اینکه همه شناخته بشنوند (از نظر دینی و ولایت).
4. نه به خدا سوگند، آنگاه موعود اسلام ظهور می کند که افرادی که باید سعادتمند بشوند، به اختیار خودشان راه سعادت را برگزینند و آنهایی که دارای خبث باطن و سوء سریره هستند به اختیار خودشان راه شقاوت را در پیش گیرند.
آری، همه مردم باید قبل از حکومت جهانی سرور عالم حضرت مهدی ارواحنا له الفداء امتحان بشوند. سعادتمند آن افرادی هستند که در این آزمایش با معدلی خوب قبول می شوند.
از حضرت صادق علیه السّلام حدیث کرده اند که آن امام عزیز فرمودند:
ان لله مائدة بقرقیسا یطلع مطلع من السماء فینادی یا طیر السماء و یا سباع الارض هلموا الی الشبع من لحوم الجباین. (160)
از سوی خداوند متعال سفره ای گسترده می شود، گوینده ای از آسمان فریاد می زند: ای پرندگان آسمان و ای درندگان روی زمین! بیایید و شکم را از گوشت ستمگران و جباران عالم سیر کنید.
خواننده عزیز!
این بیان کنایه است از اینکه دیگر عمر ستمگران خاتمه یافته و امنیت و رفاه در زندگی برای همه موجودات آماده است.
امام صادق علیه السّلام درباره آینده عرب چنین اعلام خطر فرموده اند:
ویل لطغاة العرب من شر قد اقترب قلت کم مع القائم من العرب قال شی ء یسیر و عن غیبة النعمانی انه لایخرج مع القائم من العرب احد. (161)
وای بر سرکشان عرب از شری که نزدیک شده است. راوی می گوید عرض کردم: از اصحاب حضرت قائم چند نفر عرب هستند؟ فرمودند: ناچیز (بسیار کم). اما غیبت نعمانی می گوید از عرب در خدمت حضرت قائم کسی نیست.
(منظور اصحاب خاص هستند).
بنابر نقل الزام الناصب، امام صادق علیه السّلام در باب علائم قبل از ظهور امام عصر روحی له الفداء چنین فرمودند:
لایخرج القائم عجل الله تعالی فرجه من مکة حتی یکون مثل الحلقة قلت و کم الحلقة قال عشرة آلاف جبرئیل عن یمینه و میکائیل عن یساره ثم یهز الرایة المغلبة و یسیربها فلا یبقی احد فی المشرق و لا فی المغرب الا بلغها و هی رایة رسول الله صلی الله علیه و آله نزل بها جبرئیل یوم بدر ثم لفها و دفعها الی علی علیه السّلام حتی اذا کان یوم البصرة فنشرها امیرالمؤمنین علیه السّلام ففتح الله علیه ثم لفها فهی عندنا لاینشرها احد حتی یقوم القائم فاذا هو قام فنشرها لم یبق بین المشرق و المغرب الا بلغها و یسیر الرعب قدامها شهراً و عن یمینها شهراً و عن یسارها شهراً ثم قال یا محمد (صلی الله علیه و آله) انه یخرج موتوراً غضبان اسفاً لغضب الله علی هذا الخلق علیه قمیص رسول الله الذی کان علیه یوم احد و عمامة السحاب و درع رسول الله السابغة و سیف رسول الله ذوالفقار یجرد السیف علی عاتقه ثمانیة اشهر هرجاً فیبدا ببنی شیبة فیقطع ایدیهم و یعلقها فی الکعبة و ینادی منادیه هؤلاء سراق الله ثم یتناول المفقودین عن فرشهم و هو قول الله عزوجل اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً. (162)
مهدی ما عجل الله تعالی فرجه از مکه خارج نمی شود تا اینکه دارای حلقه باشد. راوی می گوید عرض کردم: میزان حلقه چیست؟ فرمودند: یک سپاه ده هزار نفری در حالی که جبرئیل علیه السّلام در طرف راست و میکائیل در طرف چپ آن حضرت در حرکت اند و پرچم رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به اهتزاز در می آورند و تمام مردم مشرق و مغرب از خبر قیام و به اهتزاز در آمدن آن آگاه می شوند و این پرچم مخصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که در روز بدر جبرئیل آن را از آسمان آورد. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن پرچم را پیچید و به علی علیه السّلام داد تا اینکه جنگ بصره پیش آمد و حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام پرچم را به اهتزاز درآورد و خداوند آن پیروزی درخشان را نصیبش فرمود و بعد از فتح بصره حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام آن پرچم را پیچیدند و الان در نزد ماست. و هیچ کس آن پرچم را نمی گشاید و به دست نمی گیرد مگر اینکه قائم ما قیام کند و آن را به اهتزاز درآورد و این پرچم و خبر برافراشته شدنش به شرق و غرب عالم می رسد و جهان را در سیطره خود قرار می دهد و از آن طرف در پیشاپیش آن به اندازه یک ماه مسافت و نیز از طرف راست و چپ آن موجی از خوف و ترس راه می افتد (البته دلهای مردم را پر می کند) و قلبها را مسخر می نماید. او ناراحت و غضبناک ظاهر می شود و برای این مردم که گرفتار غضب خداوند شده اند متأسف است، در حالی که پیراهن رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ احد و نیز عمامه مخصوص و زره آن حضرت را پوشیده و شمشیر جدش (ذوالفقار) را به دست گرفته است و این شمشیر را از غلاف بیرون می کشد و هشت ماه آن را به زمین نمی گذارد.
ابتدا بنی شیبه را از بین می برد و دستهای آنها را قطع می کند و به دیوار کعبه می آویزد و از طرف حضرت بقیة الله روحی له الفداء منادی ندا می کند که اینها دزدان دین خدا و حرم خدا هستند. سپس سیصد و سیزده تن یاران مخصوص شرفیاب می شوند که خداوند درباره شان فرموده است: همه شما را خداوند خواهد آورد. (163)
امام صادق علیه السّلام درباره جهانگیری حضرت ولی عصر و یاران عزیزش برنامه جالبی در این حدیث فرموده اند که شرح آن را به نظر خوانندگان عزیز می رسانیم تا مشکل بی اساس به نظر بعضیها در ارتباط با اینکه چگونه حکومت واحد جهانی به وجود می آید، حل بشود. امام صادق علیه السّلام در این حدیث می فرماید:
اذا قام القائم عجل الله تعالی فرجه بعث فی اقالیم الارض فی کل اقلیم رجلاً یقول عهدک فی کفک فاذا ورد علیک ما لاتفهمه و لاتعرف القضاء فیه فانظر الی کفک و اعمل بما فیها قال و یبعث جنداً الی القسطنطنیة فاذا بلغوا الی الخلیج کتبوا علی اقدامهم شیئاً و مشوا علی الماء فاذا نظر الیهم الروم یمشون علی الماء قالوا هؤلاء اصحابه یمشون علی الماء فکیف هو فعند ذلک یفتحون لهم ابواب المدینة فید خلونها فیحکمون فیها ما یریدون. (164)
وقتی قائم ما عجل الله تعالی فرجه قیام کند و جهان را مسخر اراده و حکومت خود قرار دهد، در هر قسمتی و قاره ای از دنیا کسی را به عنوان نمایندگی از طرف خودش معین می فرماید و فرمان کارش را به این مضمون صادر می کند: برنامه قضایی تو در کف دست تو است. پس، هرگاه مشکلی پیش آید که حکم خداوند را در آن امر نمی دانی به کف دستت نظر کن و آنچه را در کف دستت دیدی همان تکلیف تو است و به آن عمل کن. امام صادق علیه السّلام می فرماید: آنگاه حضرت قائم لشکری به قسطنطنیه می فرستد و وقتی که به دریا رسیدند عبارتی به کف پاهای خود می نویسند و روی آب راه می روند. مردم می گویند: اینها که اصحاب حضرت قائم هستند و روی آب راه می روند پس خود آن حضرت چه خواهد کرد. در این موقع چون شکست خود را قطعی می بینند دروازه های شهر را به روی آنها می گشایند. پس، آنها فرمانروایی را به دست می گیرند و هر فرمانی بخواهند صادر می کنند (این است معنی ولایت تکوینی و تشریعی).
از امام صادق علیه السّلام در رابطه به صیحه آسمانی حدیث می کنند که فرمودند:
انه قال العام الذی فیه الصیحة قبله الایة فی رجب قلت و ما هی قال وجه یطلع فی القمر و ید بارزة. (165)
پیش از آن سالی که ندای آسمانی بلند می شود در ماه مبارک رجب نشانه دیگری باید دیده شود. عرض کردم: آن چیست؟ فرمودند: صورتی در ماه پیدا می شود و دستی ظاهر می گردد که همه آن را می بینند.
امام صادق علیه السّلام در مقام بیان مواریث انبیاء این طور فرموده اند:
الواح موسی عندنا و عصا موسی عندنا و نحن ورثة النبیین. (166)
الواحی که خداوند به حضرت موسی علیه السّلام نازل فرموده نزد ماست (وظایف و تکالیف آسمانی از طرف خداوند) و نیز عصای حضرت موسی علیه السّلام که به وسیله دشمنان خداوند را به خاک مذلت می انداخت در نزد ما آل محمد است. بنابراین، ما خاندان رسالت وارث همه پیامبران هستیم.
خواننده عزیز!
اکنون آن الواح و عصای حضرت موسی علیه السّلام به دست وجود مقدسش حضرت بقیة الله روحی له الفداء است - اللهم عجل فرجه -.
امام صادق علیه السّلام درباره ساعت اول تشرف حضرت بقیة الله روحی له الفداء به مسجد الحرام می فرماید:
و الله لکأنی انظر الیه دخل مکة و علیه بردة رسول الله و علی رأسه عمامة صفراء و فی رجلیه نعل رسول الله المخصوفة و فی یده هراوته یسوق بین یدیه اعنزاً عجافاً حتی یصل بها نحو البیت لیس ثم احد یعرفه. و یصبح الناس فی مکة فیقولون من هذا الرجل الذی بجانب الکعبة و ما هذا الخلق الذی معه هذه الایة التی رأیناها الیلة ولم نر مثلها؟ فیقول بعضهم لبعض هذا صاحب العنیزات. (167)
به خدا سوگند، گویی با این چشم او را می بینم که داخل مکه شده است، در حالی که برد رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به تن کرده و عمامه زرد بر سر دارد و نعلین مخصوص رسول الله صلی الله علیه و آله را به پا کرده و نیزه آن حضرت را در دست دارد. در جلوی او تعدادی بزهای لاغر در حرکت اند و آنها را به سوی کعبه سوق می دهد در حالی که کسی آن حضرت را نمی شناسد.
مردم مکه صبحگاهان که برمی خیزند به یکدیگر می گویند: این مردی که در اطراف کعبه است، کیست؟ این افرادی که اطراف او را گرفته اند چه کسانی هستند؟ نشانه هایی ملاحظه کردیم که نظیرش را ندیده بودیم. اینها چیست و از کجاست؟ بعضی مردم به بعضی دیگر می گویند: این آقا صاحب بزهاست که دیروز وارد مکه معظمه شد.
امام صادق علیه السّلام می فرماید:
بخ بخ للطالقان. (168)
آفرین بر طالقان.
امام صادق علیه السّلام می فرماید:
اذا قام القائم عجل الله تعالی فرجه نزلت سیوف القتال علی کل سیف اسم الرجل و اسم ابیه. (169)
زمانی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه قیام می کند شمشیرهایی از آسمان فرود می آیند که خصوصیاتشان این است که نام جنگجو و نام پدرش با قلم قدرت روی لبه آنها نوشته شده است.
امام صادق علیه السّلام در کیفیت آمدن سیصد و سیزده تن یاران مخصوص حضرت مهدی روحی لتراب مقدمة الفداء چنین می فرمایند:
سیأنی الله بثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً فی مسجدکم هذا یعلم اهل مکة انهم لم یولدوا من آبائهم ولا اجدادهم علیهم سیوف مکتوب علی کل سیف اسم الرجل و اسم ابیه و نسبه. (170)
خداوند سیصد و سیزده تن یاران مخصوص حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه را در همین مسجد شما (مسجدالحرام) جمع می کند و مردم مکه با دیدنشان می دانند که ایشان از اهل مکه و از آباء و اجداد آنها نیستند. شمشیرهایی به دست دارند که روی لبه آنها اسامی صاحبانشان و نام پدرشان و نسب آنها نوشته شده است.
در این فرمان کوتاه امام صادق علیه السّلام شیعیان را برای شرکت در قیام جهانی حضرت ولی عصر علیه السّلام مکلف فرموده اند که در خود آمادگی رزمی ایجاد کنند اگر چه تهیه یک تیر باشد و می فرمایند: وقتی که خداوند این آمادگی را در شما ببیند امیدوارم به شما مهلتی مرحمت کند و ظهور آن سرور را درک نمایید:
لیعد احدکم لخروج القائم علیه السّلام ولو سهماً فان علم الله ذلک من نیته رجوت لان ینسأ فی عمره حتی یدرکه و یکون من اعوانه و انصاره. (171)
درباره قدرت سپاهیان حضرت بقیة الله روحی له الفداء امام ششم علیه السّلام می فرماید:
یخرج بجیش لو استقبل به الجبال لهدمها و اتخذ فیها طریقاً. (172)
لشکریان آن حضرت اگر با کوه روبرو شوند کوهها را درهم می کوبند و دل آنها را شکافته، مسیر خود قرار می دهند.
آری، با نیروی مادی و معنوی، ایجاد تونلها می کنند و بدون گذشت زمان و صرف وقت زیاد به هدفهای خود می رسند.
امام صادق علیه السّلام درباره آثار شکوهمند قیام حضرت بقیة الله روحی له الفداء چنین می فرمایند:
یعز الله به الاسلام بعد ذله و یحییه بعد موته و یضع الجزیة و یدعو الی الله بالسیف فمن ابی قتل و من نازعه خذل یظهر من الدین ما هو علیه الدین فی نفسه ما لو کان رسول الله صلی الله علیه و آله یحکم به یرفع المذاهب من الارض فلا یبقی الا الدین الخالص. (173)
1. عزت واقعی اسلام را بعد از ذلتش به آن برمی گرداند.
2. احکام و قوانین مرده اسلام را (از نظر ظاهر) حیات می بخشد.
3. جزیه از کفار برداشته می شود.
4. با شمشیر قیام می کند و مردم را به سوی خداوند می خواند و هرکس اجابت نکرد کشته می شود و هرکس با آن حضرت نبرد کند منکوب می شود.
5. در قیام جهانی حضرت صاحب الامر علیه السّلام قیافه واقعی اسلام که بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در زیر پرده ها پنهان مانده است، بطوریکه در زمان حیات آن حضرت بود، آشکار می گردد.
6. تمام مذاهب از سرتاسر جهان برچیده می شود.
7. تنها دین جهانی همه مردم دین مقدس اسلام، آن هم بر اساس رهبری اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین، خواهد بود.
امام صادق علیه السّلام در مورد چگونگی برخورد امام عصر روحی له الفداء با مردم - اعم از عرب و عجم و... - چنین می فرماید:
اذا خرج القائم لم یکن بینه و بین العرب و الفرس الا السیف لا یأخذها الا بالسیف و لا یعطیها الا السیف. (174)
قیام قائم ما بر اساس قدرت است و چون بنابر اصلاح جهان است دیگر مدارا کردن در این دولت وجود ندارد: با عرب و فارس و غیره با شمشیر برخورد می کند، با شمشیر می گیرد و آنچه بخواهد عطا کند نیز با شمشیر است (کنایه از اینکه تمام برنامه و برخوردها بر پایه قدرت است).
حضرت امام ششم علیه السّلام در این روایت تفاوت میان برخورد مردم زمان جاهلیت با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و برخورد مردم زمان ظهور را با حضرت بقیة الله روحی له الفداء بیان فرموده اند و شایسته است خوانندگان عزیز خوب دقت کنند تا ویژگیهای حکومت حضرت مهدی علیه السّلام را بیشتر درک کنند. امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس اشد مما استقبله رسول الله صلی الله علیه و آله من الجاهلیة فقیل له کیف ذلک فقال ان رسول الله اتی الناس و هم یعبدون الحجارة والصخور والعیدان و الخشب المنحوتة و ان قائمنا اذا قام اتی الناس و کلهم یتأولون علیه کتاب الله و یحتج علیه به ویقاتله علیه اما و الله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و القر. (175)
هنگامی که قائم ما قیام کند آنچه از مردم نادان می بیند به مراتب بیش از آن چیزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از مردم دوران جاهلیت دیدند. گفته شد: چگونه است آن؟ پس فرمودند: وقتی که جدم خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله به رسالت مبعوث شد مردم انواع بتهای سنگی و چوبی را پرسش می کردند (اینها کمتر نیاز به دلیل بر اثبات بطلان بت پرستی داشتند)؛ اما حضرت صاحب الامر آنگاه که قیام می کند همه مردم با تمسک به قرآن و تأویل کتاب خداوند (به نفع خودشان) با آن حضرت به مقابله می پردازند. قسم به خداوند که عدالت مهدی ما در تمام خانه های آنها وارد می شود چنانچه سرما و گرما داخل می شود (قدرت نفوذ معنوی ولایت را بیان می کند).
امام صادق علیه السّلام درباره آزمایشی که روزهای اول ظهور برای یاران مخصوص امام عصر علیه السّلام (سیصد و سیزده تن) پیش می آید چنین فرموده اند:
کانی انظر الی القائم علیه السّلام علی منبر الکوفة و حوله اصحابه ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً عدة اهل بدر و هم اصحاب الالویة و هم حکام الله فی ارضه علی خلقه حتی یستخرج من قبائه کتاباً مختوماً بخاتم من ذهب عهد معهود من رسول الله صلی الله علیه و آله فیجفلون عنه اجفال الغنم البکم فلا یبقی منهم الا الوزیر و احد عشر نقیباً کما بقوامع موسی بن عمران فیجولون فی الارض و لایجدون عنه مذهباً فیرجعون الیه و الله انی لاعرف الکلام الذی یقوله لهم فیکفرون به. (176)
گویی می بینم قائم ما علیه السّلام در کوفه بالای منبر نشسته و اصحاب مخصوص که سیصد و سیزده تن هستند، به عدد اصحاب بدر، در خدمت حضور دارند. ناگهان امام زمان علیه السّلام نامه ای با مهر طلایی از جیب قبای خود بیرون می آورد که البته عهدنامه ای است از رسول خدا صلی الله علیه و آله برای آن حضرت. چون مفاد عهدنامه را برای آنها می خوانند مانند گله گوسفند گرگ زده همه، بجز و زیر و یازده تن از نقبا به عدد نقبای بنی اسرائیل، بقیه همه آن سرور را رها کرده، در سرتاسر کره زمین سیر می کنند و چون مرجع و پناهی غیر از او نمی بینند دوباره برمی گردند. امام صادق علیه السّلام می فرماید: ای مفضل! به خدا سوگند، من می دانم که حضرت قائم علیه السّلام چه می فرماید که سبب فرار کردن آنها می شود.
مفضل بن عمر از حضرت صادق علیه السّلام درباره پیراهن یوسف علیه السّلام اینچنین می فرماید:
سمعته یقول أتدری ما کان قمیص یوسف علیه السّلام؟ قلت: لا. قال ان ابراهیم علیه السّلام لما اوقدت له النار اتاه جبرئیل بثوب من ثیاب الجنة فالبسه ایاه فلم یضره معها حر و لابرد فلما حضر ابراهیم الموت جعله فی تمیمة و علقه علی اسحق و علقه اسحق علی یعقوب فلما ولد یوسف علیه السّلام علقه علیه و کان فی عضده حتی کان من امره ما کان فلما اخرجه یوسف علیه السّلام بمصر من التمیمة وجد یعقوب علیه السّلام ریحه و هو قوله تعالی حکایة عنه انی لاجد ریح یوسف لولا ان تفندون فهو ذلک القمیص الذی انزل من الجنة قلت جعلت فداک فالی من صار هذا القمیص؟ قال الی اهله و هو مع قائمنا اذا خرج ثم قال کل نبی ورث علما او غیره فقد انتهی الی محمد صلی الله علیه و آله . (177)
از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرماید: می دانی پیراهن یوسف علیه السّلام چه بود؟ عرض کردم: نه. فرمودند: چون برای سوزاندن ابراهیم علیه السّلام آتش افروختند و خواستند آن حضرت را در آتش بیندازند، جبرئیل علیه السّلام برای او پیراهنی آورد و به تن او کرد که جلوی حرارت آتش و همچنین سردی هوا را می گرفت؛ لذا آتش حضرت ابراهیم علیه السّلام را نسوزانید. چون زمان وفاتش رسید آن را در یک جلد قرار داد و به بازو (یا گردن) اسحاق آویزان کرد و جناب اسحاق آن را به یعقوب داد و یعقوب این بازوبند را یا در هنگام ولادت یوسف علیه السّلام و یا وقت رفتن همراه برادرانش به صحرا به بازوی او بست. یوسف علیه السّلام بعد از آن سرگذشت بزرگ آن را از جلدش در مصر بیرون آورد. آنوقت یعقوب پیامبر در کنعان به فرزندانش گفت بوی یوسف را می شنوم اگر مرا متهم قرار ندهید (خرافات پیری یا غیر آن). و این است معنی آیه اگر مرا تخطئه نکنید من بوی یوسف را می شنوم (178)و این همان پیراهن است که جبرئیل از بهشت آورد. مفضل می گوید عرض کردم: آن پیراهن کجاست؟ فرمودند: در نزد اهلش و آن با مهدی ما است، وقتی که قیام کند. و بدان هر پیامبری که علم یا چیز دیگری داشته است همه آنها به جدم حضرت محمد صلی الله علیه و آله داده شده است.
امام صادق علیه السّلام درباره چگونگی قدرت حکومت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء توضیح می فرمایند که باید کوردلان توجه کنند تا بدانند چگونه حکومت واحد جهانی را بر اساس عدل و داد اجتماعی تشکیل می دهد و همه حکومتها و رژیمهای خون آشام را از بین می برد و پرچم مقدس قرآن و مکتب اهل بیت را در سرتاسر جهان به اهتزاز در می آورد. و اینک روایت و ترجمه اش:
انه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع الله تبارک و تعالی کل منخفض من الارض و خفض له کل مرتفع منها حتی یکون الدنیا عنده بمنزلة راحته فایکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها. (179)
هرگاه قائم ما قیام کند خداوند بزرگ تمام پستیها و بلندیهای زمین را برای او یکسان می کند تا همه چیز را ببیند و دنیا برای او درست مانند کف دستی می شود. آیا اگر یکی از شما مویی در کف دستش باشد می شود که آن را
نبیند؟
این است معنای قدرت بی نهایت و این است جلوه گاه حکومت واحد جهانی آن سرور بر اساس عدالت.
امام صادق علیه السّلام درباره برخورد بعضی از علما و پیروان آنها با امام عصر روحی له الفداء چنین می فرماید:
اعدؤاه مقلدة الفقهاء اهل الاجتهاد لما یرونه یحکم بخلاف ما ذهب الیه ائمتهم ولولا ان السیف بیده لافتی الفقهاء بقلته ولکن الله یظهره بالسیف والکرم فیطیعونه و یخافون فیتقبلون حکمه من غیر ایمان بل یضمرون خلافه اذا خرج فلیس له عدومبین الا الفقهاء خاصة هو والسیف اخوان. (180)
دشمنان روزهای اول قیام حضرت مهدی علیه السّلام مقلدان و پیروان فقها هستند؛ چون می بینند احکامی که از طرف آن حضرت صادر می شود برخلاف فتوای پیشوایان آنهاست. نه تنها مقلدان فقها دشمن امام عصر هستند بلکه خود فقها هم اگر آن حضرت قیام به شمشیر نکرده بودند و قدرت در دستشان نبود هر آینه فتوای کشتن آن سرور را صادر می کردند، اما چون آن حضرت با شمشیر برنده و دست بخشنده ظهور می کند، از روی ترس و به طمع مقام اظهار ایمان و پیروی از او می کنند و خلاف آن را در دل پنهان می دارند. هنگامی که خروج کند دشمن آشکاری بجز فقها ندارد. امام و شمشیر برادر هستند (کنایه از اینکه در همه جا و با همه کس از موضع قدرت سخن می گوید).
امام ششم علیه السّلام در هنگام ظهور حضرت بقیة الله روحی له الفداء به مردم هشدار می دهند:
یخرج علی فترة من الدین و من ابی قتل و من نازعه خذل یظهر من الدین ما هو الدین علیه فی نفسه ما لو کان رسول الله یحکم به. اعداؤه الفقهاء المقلدون یدخلون تحت حکمه خوفاً من سیفه و سطوته و رغبة فیما لدیه یبایعه العارفون بالله تعالی من اهل الحقائق عن شهود و کشف بتعریف الهی. (181)
مهدی ما در زمان فترت دین قیام می کند (زمان فترت دین به از اول غیبت صغری تا ساعت آخر غیبت کبرای آن حضرت گفته می شود؛ یعنی در این مدت دست مردم به رهبر واقعی آسمانی نمی رسیده است). هر کس دعوت و امر آن حضرت را نپذیرد حتماً کشته می شود و کسی که سر ستیز و مبارزه داشته باشد مخذول و منکوب خواهد شد. او چهره واقعی دین را ظاهر می کند که اگر رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود همان سیما را به عنوان دین به مردم نشان می داد. دشمنان او در آن زمان فقهایی هستند که مقلدانی دارند که از ترس شمشیر و برای رسیدن به مقام و جاه به آن حضرت اظهار ایمان می کنند. مردان حق و تربیت شدگان آغوش مقدس توحید که تا اندازه ای پرده از جلوی چشمشان بالا رفته است با حضرت بقیة الله روحی له الفداء بیعت می کنند.
خواننده عزیز!
ممکن است این تظاهر به ایمان به حضرت مهدی روحی له الفداء مربوط به روزهای اول باشد، چون امام دوازدهم باطن افراد را می بیند و بر حسب واقع با مردم برخورد می کند.
امام صادق علیه السّلام درباره برنامه های ابتدایی قیام حضرت قائم روحی له الفداء می فرماید:
انه اول قائم منا اهل البیت یحدثکم بحدیث لا تحتملونه فتخرجون علیه برمیلة الدسکر فتقاتلونه فیقتلکم و هی آخر خارجة تکون. (182)
امام مهدی علیه السّلام اولین قائم ما خاندان رسالت است که قیام می کند و به شما سخنی می گوید که تاب تحمل شنیدن آن را را ندارید. از این جهت، در مقابل او در تپه های دسکره خروج می کنید و با او می جنگید و او شما را طعمه شمشیر خود می سازد. و این آخرین جمعیتی است که در مقابل حضرت می جنگد.
دسکره در لغت به معنای قریه بزرگ و دهکده آمده، شاید این حدیث اسم مکانی در عراق باشد).
امام ششم علیه السّلام در تأویل آیههو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهرة علی الدین کله و لو کره المشرکون (183)(خدا آن کسی است که پیامبرش را با دین حق فرستاد تا اینکه بر همه ادیان و مذاهب غلبه پیدا می کند ولو اینکه مشرکان و کافران ناراحت باشند) می فرماید:
والله ما نزل تأویلها بعد ولا ینزل تأویلها حتی یخرج القائم علیه السّلام فاذا خرج القائم علیه السّلام لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالامام الا کره خروجه حتی ان لو کان کافراً و مشرکاً فی بطن صخرة لقالت یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله. (184)
به خدا سوگند هنوز تأویل این آیه نیامده است تا اینکه قائم ما ظهور کند. وقتی که قائم علیه السّلام ظهور کرد هیچ کافری به خداوند بزرگ و هیچ مشرکی نسب به امام نمی ماند مگر اینکه خروج حضرت مهدی علیه السّلام را دوست ندارند؛ اما آنچنان عرصه بر دشمنان خداوند تنگ می شود که اگر کافری یا مشرکی در شکاف کوهی پنهان شده باشد آن کوه فریاد می زند: ای سپاهیان حضرت مهدی! بیایید یک دشمن اینجاست؛ او را بیرون کنید و بکشید.
آری حکومت امام عصر روحی له الفداء حکومت خداوند است و درباره این حکومت فرموده اند:ولا یمکن الفرار من حکومتک (هیچ کس نمی تواند از حکومت خداوند بگریزد).
ابان بن تغلب از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که آن حضرت فرمودند:
اول من یبایع القائم علیه السّلام جبرائیل علیه السّلام فینزل فی صورة طیر ابیض فیبایعه ثم یضع رجلا علی البیت الحرام و رجلاً علی المسجد الاقصی و ینادی بصوت طلق ذلق تسمعه الخلائق اتی امرالله فلا تستعجلوه. (185)
اول کسی که با قائم ما بیعت می کند جبرئیل علیه السّلام است که به صورت پرنده سفیدی از آسمان به زیر می آید و با حضرت بقیة الله روحی له الفداء بیعت می کند. سپس یک پای خود را بر روی بام کعبه می گذارد و پای دیگر را بر روی بام بیت المقدس. آنگاه فریاد می زند که همه مردم صدایش را می شنوند و می گوید: امر خدا آمد، در آن شتاب نکنید.
امام ششم علیه السّلام در ارتباط با روزهای اول ظهور، از امام عصر علیه السّلام بیانی نقل فرمودند که خلاصه و جان این خطبه به فرمایش علامه مجلسی چنین است: من مجموعه ای از کمالات انبیاء و ائمه معصومین هستم و آنچه سبب شد که مردم از آنها متابعت کنند همه در وجود من جمع شده است. به گفته شاعر آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری. اکنون به متن و ترجمه فرمایش امام صادق علیه السّلام توجه فرمایید:
و سیدنا القائم مسنداً ظهره الی الکعبة و یقول یا معشر الخلائق الا و من اراد ان ینظر الی آدم و شیث فها اناذا آدم و شیث الا و من اراد ینظر الی نوح و ولده سام فها اناذا نوح و سام الا و من اراد ان ینظر الی ابراهیم و اسمعیل فها اناذا ابراهیم و اسمعیل الا و من اراد ان ینظر الی عیسی و شمعون فها اناذا عیسی و شمعون الا و من اراد ان ینظر الی محمد و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما فها اناذا محمد و امیرالمؤمنین الا و من اراد ان ینظر الی الحسن و الحسین فها اناذا الحسن و الحسین الا و من اراد ان ینظر الی الائمة من ولد الحسین فها اناذا الائمة.(186)ع
آقای ما قائم پشت به خانه کعبه می زند و مردم را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید: هر کسی بخواهد آدم و شیث را ببیند بیاید مرا ببیند. ای مردم! هر کس بخواهد نوح و پسر او سام را ببیند من نوح و سام هستم. آگاه باشید هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بیاید مرا ببیند. ای جهانیان! آن کسی که مایل باشد عیسی و شمعون را زیارت کند بداند که من عیسی و شمعون هستم. ای مردم دنیا! اگر کسی بخواهد محمد و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما را زیارت کند من محمد و امیرالمؤمنین هستم. ای مردم عالم! هر کسی بخواهد حسن و حسین را زیارت کند بیاید مرا ببیند، من حسن و حسینم. ای مردم! هر کسی که بخواهد ائمه معصومین از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را ببیند من همان ائمه از فرزندان حسین هستم.
خواننده عزیز!
تمام صفات و کمالات که در پیامبران و اوصیای آنها جمع شده و همه اوامری که خداوند بزرگ درباره آنها صادر فرموده که وجوب اطاعت از آنها و ترک نافرمانی این ذوات مقدسه زیربنای آن را تشکیل می دهد، همه اینها در وجود مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء جمع است و می توان گفت به عنوان مثال وجود عزیزش آیینه ای است که تمام فرستادگان خداوند در آن نمایان اند - اللهم عجل فرجه -.
عیسی بن اعین از حضرت صادق علیه السّلام نقل می کند که آن سرور فرمودند:
السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب و من اول خروجه الی آخرة خمسة عشر شهراً، ستة اشهر یقاتل فیها فاذا ملک الکور الخمس ملک تسعة اشهر لایرید علیها یوماً.(187)ع
خروج سفیانی از حتمیات است (باید واقع شود) و تمام مدت خروجش بیش از پانزده ماه نخواهد بود که شش ماه آن را می جنگد و چون بر پنج ایالت فرمانروایی پیدا کرد نه ماه بدون یک روز زیادتر حکومت می کند.
گفته شده است که پنج ایالت عبارتند از: دمشق، فلسطین، اردن، حمص و حلب.
عبدالله سنان از حضرت صادق علیه السّلام حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
النداء من المحتوم و السفیانی من المحتوم و قتل النفس الزکیة من المحتوم و کف تطلع من السماء من المحتوم و قال فزعة فی شهر رمضان توقظ النائم و تفزع الیقظان و تخرج الفتاة من خذرها. (188)
ندای آسمانی حتمی است، خروج سفیانی حتمی است، کشته شدن نفس زکیه حتمی است، پیدا شدن دستی در آسمان حتمی است و ترس و فزعی در ماه مبارک رمضان پیش می آید که افراد خوابیده را بیدار کند، آنهایی که بیدارند به فزع درآیند و دختران از پس پرده بیرون بیایند (البته از ترس).
امام صادق علیه السّلام به معلی بن خنیس که از اصحاب آن حضرت است فرمودند:
ان امر السفیانی من الامر المحتوم و خروجه فی رجب. (189)
خروج سفیانی از اموری است که حتماً باید قبل از ظهور واقع گردد و خروج او در ماه رجب است.
امام ششم علیه السّلام می فرمایند:
للقائم علیه السّلام خمس علامات السفیانی و الیمانی و الصیحة من السماء و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء. (190)
برای قائم ما پنج نشانه است:
1. خروج سفیانی
2. خروج یمانی
3. صیحه آسمانی
4. کشته شدن نفس زکیه
5. فرورفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء
حمران بن اعین از امام ششم علیه السّلام والصلوة حدیث کرده است که آن بزرگوار فرمودند:
من المحتوم الذی لابد ان یکون من قبل قیام القائم علیه السّلام خروج السفیانی و خسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة و المنادی من السماء. (191)
از علائمی که حتماً باید پیش از ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء در خارج محقق شود خروج سفیانی و فرورفتن در زمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه و ندای آسمانی است.
زرارة بن اعین می گوید: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمایند:
ینادی مناد من السماء ان فلاناً هو الامیر و ینادی مناد ان علیاً و شیعته هم الفائزون قلت فمن یقاتل المهدی علیه السّلام بعد هذا فقال علیه السّلام ان الشیطان ینادی ان فلاناً و شیعته هم الفائزون یعنی رجلاً من بنی امیة قلت فمن یعرف الصادق من الکاذب قال علیه السّلام یعرفه الذین کانوا یروون حدیثنا و یقولون انه یکون قبل ان یکون و یعلمون انهم هم المحقون الصادقون. (192)
منادی از آسمان فریاد می زد به اینکه فلان (حضرت مهدی روحی له الفداء) امیر بر مردم است و نیز منادی از آسمان می گوید که علی (علیه السّلام) و شیعیانش رستگارند. گفتم: پس از این دو ندای آسمانی دیگر چه کسی با حضرت مهدی علیه السّلام جنگ می کند؟ امام صادق علیه السّلام فرمودند: بعد از این دو ندا شیطان فریاد می زند که فلانی و پیروانش رستگارانند. منظور از فلانی یعنی مردی از بنی امیه. عرض کردم: چگونه راستگو از دروغگو تمیز داده می شود؟ (بین این دو برنامه چگونه می توان حق را شناخت؟). فرمودند: آنهایی که احادیث ما خاندان رسالت را خوانده اند، می دانند و می گویند از پیش به ما گفته شده که حق با صیحه اول و برنامه اول است و صدای دیگر صدای شیطان است و نباید از آن پیروی کرد.
مرحوم شیخ صدوق رضوان الله علیه از عبدالله بن عجلان نقل می کند که ایشان فرمودند:
ذکرنا خروج القائم علیه السّلام عند ابی عبدالله فقلت له کیف لنا ان نعلم ذلک فقال یصبح احدکم و تحت رأسه صحیفة علیها مکتوب طاعة معروفة. (193)
در خدمت امام صادق علیه السّلام شرفیاب بودیم، سخن از خروج حضرت قائم علیه السّلام به میان آمد. عرض شد: ما چگونه از روز قیام آگاهی پیدا کنیم؟ فرمودند: سر از خواب بر می دارد کسی از شما در حالی که می بیند ورقه ای زیر سر او گذاشته اند و روی آن نوشته شدهطاعة معروفة.
عبدالله بن سنان می گوید:
کنت عند ابی عبدالله علیه السّلام فسمعت رجلاً من همدان یقول له ان هولاء العامة یعیرونا و یقولون لنا انکم تزعمون ان منادیاً ینادی من السماء باسم صاحب هذا الامر و کان علیه السّلام متکأفغضب و جلس. ثم قال لاترووه عنی و ارووه عن أبی و لا حرج علیکم فی ذلک اشهد انی قد سمعت ابی علیه السلام یقول و الله ان ذلک فی کتاب الله عزوجل لبین حیث یقول ان نشاء ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین فلا یبقی فی الارض یومئذ احد الا خضع و ذلت رقبته لها فیومن اهل الارض اذا سمعوا الصوت من السماء الا ان الحق فی علی بن ابی طالب علیه السّلام و شیعته قال فاذا کان من لغد صعد ابلیس فی الهواء حتی یتواری عن الارض ثم ینادی الا ان الحق فی عثمان بن عفان و شیعته فانه قتل مظلوماً فاطلبوا بدمه قال علیه السلام فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت علی الحق و هو النداء الاول و یرتاب یومئذ الذین فی قلوبهم مرض، و المرض و الله عداوتنا فعند ذلک یتبرؤون منا و یتناولونا فیقولون ان المنادی الاول سحر من سحر اهل (هذا) البیت. (194)
در خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم، شنیدم مردی از اهل همدان به آن حضرت عرض کرد: دشمنان شما ما را سرزنش می کنند و می گویند شما گمان می کنید که منادی از آسمان به نام صاحب این امر (ولایت) صدا می زند؟ امام علیه السّلام همان گونه که تکیه داده بودند نشستند در حالی که آثار غضب از چهره مبارکشان نمایان بود. فرمودند: این مطلب را از من روایت نکنید بلکه از پدرم روایت کنید. به خدا قسم، شنیدم پدرم می فرمود این مطلب (صیحه آسمانی) در قرآن خداوند است آنجایی که می فرماید ااگر ما بخواهیم، از آسمان آیت قهر نازل گردانیم که همه به جبر گردن زیر بار ایمان فرود آورند. (195)در آن روز در سرتاسر کره زمین نمی ماند کسی مگر اینکه در مقابل این صیحه به زانو در می آید و گردنها کج می شوند. پس، وقتی که صیحه آسمانی بلند شد و حجت خداوند (حضرت مهدی روحی له الفداء) را معرفی کردند تمام ساکنان کره زمین ایمان می آورند. مضمون صدا این است که ای مردم دنیا! آگاه باشید که حق با علی بن ابی طالب علیه السّلام و پیروان اوست. فردای آن روز شیطان در میان زمین و آسمان فریاد می زند که حق با عثمان بن عفان و پیروان اوست؛ او مظلوم کشته شده است؛ پس انتقام خون او را بگیرید. آنگاه خداوند دوستان ما را بر ندای اول ثابت قدم می دارد (به دوستی امیرالمؤمنین علیه السّلام و فرزندانش)، اما آنهایی که دارای قلبهای بیمار هستند در وادی هلاکت سقوط خواهند کرد. و به پروردگار سوگند که امراض قلبی آنها غیر از دشمنی ما اهل بیت چیز دیگری نخواهد بود و می گویند صدای اول از سحر و جادوهای این خانواده بود (اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله اجمعین).
سدیر از امام صادق علیه السّلام حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
یا سدیر الزم بیتک و کن حلساً من احلاسه واسکن ماسکن اللیل و النهار فاذا بلغ ان السفیانی قد خرج فارحل الینا ولو علی رجلک قلت جعلت فداک هل قبل ذلک شی ء قال نعم و اشاربیده بثلاث اصابعه الی الشام و قال ثلاث رایات رایة حسنیة و رایة امویة و رایة قیسیه فبیناهم (علی ذلک) اذ قد خرج السفیانی فیحصدهم حصد الزرع ما رأیت مثله قط.(196)ع
ای سدیر! در خانه خودت قرار بگیر و مانند فرش منزل باش و ساکت بمان تا وقتی که سفیانی خروج می کند. به مجرد رسیدن خبر خروج سفیانی فوراً به سوی ما (مهدی ما) حرکت کن اگر چه با پای پیاده باشد. عرض کردم: آیا پیش از این جریان نشانه ای هست که دلیل بر تحقق خروج سفیانی باشد؟ فرمودند: آری. و با سه انگشت اشاره به شام فرمودند و توضیح دادند که سه پرچم در اهتزاز می آید:
1. پرچم حسنیه
2. پرچم امویه
3. پرچم قیسیه
در همین اثنا سفیانی خروج می کند و پیروان هر سه پرچم را مانند محصولات زراعی درو می کند و به کشتاری دست می زند که مانند آن را هیچگاه ندیده ای.
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
خروج الثلاثة الخراسانی والسفیانی والیمانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد و لیس فیها رایة باهدی من رایة الیمانی یهدی الی الحق. (197)
خروج خراسانی و سفیانی و یمانی هر سه در یک سال و در یک ماه و در یک روز است؛ اما هیچ پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست. آری، مردم را دعوت به حق می کند.
ابان بن تغلب از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
سیئاتی فی مسجدکم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً یعنی مسجد مکة یعلم اهل مکة انه لم یلد (هم) آباؤهم ولا اجدادهم علیهم السیوف مکتوب علی کل سیف. کلمة تفتح الف کلمة فیبعث الله تبارک و تعالی ریحاً فتنادی بکل واد هذا المهدی یقضی بقضاء داود و سلیمان علیهماالسلام لایرید علیه البینة. (198)
زود باشد که در مسجد شما (مکه معظمه) سیصد و سیزده نفر اجتماع می کنند. مردم مکه می دانند که اینها در مکه متولد نشده اند. شمشیرهایی به دست دارند و روی لبه هر شمشیر جمله ای نوشته شده است که هزار کلمه از آن گرفته می شود (در این جمله از روایت سری از اسرار بزرگ ولایت نهفته است که در ظهور معلوم می شود) . خداوند تبارک و تعالی بادی را مأمور می کند که در تمام دنیا فریاد بزند: ای مردم جهان! این است مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله که داوری می کند مانند سلیمان و داود علیهماالسلام و احتیاج به دلیل و برهان ندارد (قضاوت آن حضرت بر اساس واقع است).
حضرت امام رضا علیه السّلام و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
حسن بن محبوب از وجود مقدس حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السّلام حدیثی بیان کرده که ذیلاً به نظر خوانندگان عزیز می رسد:
انه قال لابد من فتنة صماء صیلم یسقط فیها کل بطانة و ولیجة و ذلک عند فقدان الشیعة الثالث من ولدی یبکی علیه اهل السماء و اهل الارض و کم من مؤمن متأسف حران حزین عند فقد الماء المعین کانی بهم اسرما یکونون وقد نودوا نداء یسمعه من بعد کما یسمعه من قرب یکون رحمة للمؤمنین و عذاباً للکافرین فقلت و ای نداء هو (قال علیه السّلام) ینادون فی رجب ثلاثة اصوات من السماء صوتاً منها الا لعنة الله علی الظالمین و الصوت الثانی ازفت الازفة یا معشر المؤمنین والصوت الثالث یرون بدناً بارزاً نحو عین الشمس هذا امیرالمؤمنین قد کر فی هلاک الظالمین (و فی روایة الحمیری) و الصوت بدن یری فی قرن الشمس یقول ان الله بعث فلاناً فاسمعوا له و اطیعوا و قالا جمیعاً فعند ذلک یأتی الناس الفرج و تود الناس لو کانوا احیاء و یشفی الله صدور قوم مؤمنین. (199)
امام علیه السّلام فرمودند: ناچار باید فتنه ای سخت و بزرگ و بلایی و بنیان کن دامن مردم را بگیرد که تمام سدهای دوستی و رابطه های خویشاوندی و اعتمادهای قومی و دوستی درهم کوبیده شود (پناهگاهی نباشد) و این سختیها و بلاها در وقتی است که شیعه سومین فرزندم را از دست بدهند (یعنی امام حسن عسکری وفات کند و حضرت مهدی علیه السّلام غایب باشد). پنهان بودن او چندان سنگین است که ساکنان آسمانها و نیز اهل زمین بر او و از فراق او گریه می کنند و چه بسیار افراد با ایمان که در این زمان در آتش هجران می سوزند و به آب گوارا (ماء معین) دست نمی یابند. گویی می بینم سرور و خوشحالی آنان را که در نتیجه شنیدن یک صدا به آنها دست می دهد. شنیدن این صدا برای آنهایی که نزدیک یا دورند یکسان است (همه می شنوند) و آن ندا رحمت است برای اهل ایمان و عذاب است برای کافران. عرض کردم: آن ندا چیست؟ فرمودند: سه صدا در ماه مبارک رجب شنیده می شود البته از آسمان:
اول. آگاه باشید که ستمگران از رحمت خداوند دور و ملعون اند.
دوم.ازفت الازفة یا معشر المؤمنین(نزدیک شد نزدیک شونده ای گروه مؤمنان!).
سوم. بدنی را در خورشید می بینند. گوینده آسمانی فریاد می زند: این است امیرالمؤمنین که به دنیا برگشته است برای هلاک کردن ستمگران (این بدن، وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام است).
روایت حمیری می گوید: صوت سوم از آسمان گوینده ای می گوید: ای مردم! خداوند فلان بن فلان (یعنی حجة بن الحسن العسکری) را مأمور فرموده است بر شما، واجب است او را اطاعت کنید. در این موقع برای همه مردم فرج می شود و آنهایی که از این دنیا رفته اند آرزو می کنند ای کاش زنده بودند. و خداوند دلهای مؤمنان را شفا می دهد.
امام رضا علیه السّلام و اجتماع شیعه در ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
والله لو ان قائمنا قام یجمع الله الیه شیعته من جمیع البلدان.
به خدا سوگند اگر مهدی ما قیام کند خداوند تمام شیعیانش را از سرتاسر جهان در اطراف او جمع می کند.
اباصلت می گوید: به حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام عرض کردم نشانه قائم چیست؟ فرمودند:
ما علامة قائمکم قال علامته ان یکون شیخ السن شاب المنظر حتی ان الناظر لیحسبه ابن اربعین سنة او مادونها و ان علاماته ان لایهرم بمرور اللیالی و الایام حتی یأتیه اجله.(200)ع
یکی از علائم قائم ما این است که بزرگ سن و جوان منظر است بطوریکه بیننده خیال می کند او چهل سال یا کمتر دارد و تا فرا رسیدن مرگ اثر پیری در او ظاهر نخواهد شد.
این است معنی خلیفة الله و فرمانروای عالم هستی که تمام قوانین و سنن طبیعی این جهان محکوم اراده او هستند.
بزنطی از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام در باب نشانه های ظهور حضرت بقیة الله روحی له الفداء نقل می کند که آن حضرت می فرمایند:
قبل هذا الامر السفیانی و الیمانی و المروانی و شعیب بن صالح و کف یقول هذا و هذا. (201)
در مقدمه قیام فرزندم حضرت مهدی (علیه السّلام) پنج علامت دیده می شود:
1. خروج سفیانی
2. قیام یمانی
3. خروج مروانی
4. شعیب بن صالح
5. بیرون آمدن دستی از آسمان بطوریکه افراد آن را به یکدیگر نشان بدهند.
حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و اصحاب ائمه و نشانه های ظهور
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
عمیره بنت نفیل از حضرت امام حسن یا از حضرت امام حسین علیهماالسلام نقل کرده است که فرمودند:
قالت سمعت الحسن (الحسین) بن علی سلام الله علیهما یقول لا یکون الامر الذی تنظرون (امر ظهور) حتی یبرأ بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضاً فقلت له ما فی ذلک الزمان من خیر فقال الحسین علیه السّلام الخیر کله فی ذلک الزمان یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله. (202)
امری که (به آن) چشم دوختید (ظهور مهدی ما) محقق نخواهد شد مگر بعد از به وجود آمدن نشانه های زیر:
1. بیزاری جستن مؤمن و مسلمان از برادر خویش.
2. آب دهان به صورت یکدیگر می اندازند.
3. بعضی شهادت بر کفر بعضی دیگر می دهند.
4. بعضی از مسلمانان دیگری را لعن می کنند.
می گوید عرض کردم: پس خیری در این زمان نخواهد بود؟ فرمودند: این طور نیست، تمام خیرات و خوبیها در این زمان است؛ چون قائم ما قیام می کند و تمام صفات مذمومه ذکر شده را از بین می برد - اللهم عجل فرجه-.
فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل می کند که فرمودند:
دعوة اهل بیت نبیکم فی آخر الزمان فالزموا الارض و کفوا حتی تروا قادتها فاذا خالف الترک الروم و کثرت الحروب فی الارض ینادی مناد علی سور دمشق ویل لازم من شر قد اقترب و یخرب حائط مسجدها. (203)
دعوت اهل بیت پیامبر شما در آخرالزمان است. ملازم خانه های خود باشید و از جای خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببیند. پس، هرگاه ترکها با رومیها درگیر شوند و جنگ و خونریزی در زمین بالا گیرد منادی بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که وای از شری که نزدیک شده است، و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.
شیخ الطائفه (طوسی) در کتاب غیبتش از سیعد بن جبیر نقل فرموده است:
السنة التی یقوم فیها المهدی تمطر اربعاً و عشرین مطرة یری آثرها و برکتها. (204)
در آن سالی که حضرت مهدی ارواحنا له الفداء قیام می کنند بیست و چهار ساعت باران می بارد و آثار و برکات آن بارانها دیده می شود.
محمد بن بشر از جناب محمد حنیفه نقل می کند که فرمودند:
قلت له قد طال هذا الامر حتی متی؟ (قال) فحرک رأسه ثم قال انی یکون ذلک ولم یعض الزمان یکون ذلک ولم یجفوا الاخوان انی یکون ذلک ولم یظلم السلطان انی یکون ذلک ولم یقم الزندیق من قزوین فیهتک ستورها و یکفر صدورها و یغیر سورها و یذهب بهجتها من فرمنه ادرکه و من حاربه قتله و من اعتزله افتقر و من تابعه کفر حتی یقوم باکیان باک یبکی علی دینه و باک یبکی علی دنیاه. (205)
به آن حضرت عرض کردم که قیام و دولت شما طول کشیده است. این امر کسی خواهد شد؟ پس، سر مبارک را تکان داده، فرمودند: هنوز اوضاع جهان دگرگون نشده و برادر درباره برادر جفا نکرده است. کجاست آن قیام و حال آنکه سلطان درباره رعیت ظلم نکرده است. کجاست آن حکومت و حال آنکه زندیقی از قزوین حرکت نکرده است که پرده های عصمت را بدرد و قلبها را انباشته از کفر کند، دیوارهای آن را تغییر دهد و طراوت و بهجت آن را از بین ببرد؟ کسی که از او فرار کند او را می گیرد و هر کسی با او بجنگد او را می کشد و کسی که خانه نشینی اختیار کند فقر او را فرا می گیرد و آن کسی که از او متابعت نماید کافر می شود. سرانجام کار به جایی می رسد که با یک چشم بر دنیای خود گریه کند و با چشم دیگر بر آخرت (کنایه است از کسی که بر دین و دیگری که بر دنیای خود خواهد گریست و ممکن است اشاره به قیام رضان و جنایات او باشد).
محمد بن مسلم خبر می دهد که:
ینادی مناد من السماء باسم القائم فیسمع ما بین المشرق الی المغرب فلایبقی راقد الا قام و لا قائم الا قعد و لا قاعد الا قام علی رجلیه من ذلک الصوت و هو صوت جبرئیل علیه السّلام الروح الامین. (206)
منادی، حضرت قائم آل محمد (ارواحنا له الفداء) را به اسم صدا می زند و معرفی می کند و همه مردم روی زمین از مشرق تا مغرب و آنچه بین ایندوست این صدا را می شنوند. آنهایی که خواب هستند بیدار می شوند و می ایستند و آن دسته ای که ایستاده اند می نشینند؛ افرادی که نشسته اند از هیبت این صدا بر می خیزند و می ایستند و این صدای جبرئیل روح الامین علیه السّلام است.
سید بن طاوس اعلی الله مقامه در کتاب خود به یکی از نشانه های ظهور حضرت بقیة الله روحی له الفداء تحت عنوان ستاره دنباله دار اما پرفروغ چنین اشاره فرموده اند:
یطلع نجم من المشرق قبل خروج المهدی له ذنب یضی ء لاهل الارض کأضاءة القمر لیلة البدر. (207)
قبل از خروج حضرت مهدی علیه السّلام ستاره دنباله دار طالع می شود که تمام ساکنان کره زمین از نور استفاده می کنند، مانند ماه شب چهارده که جهان را غرق در نور می سازد. این ستاره قبل از ظهور چنین است. (208)
سید بن طاوس اعلی الله مقامه از ابن شهر آشوب در ارتباط با ایوان کسری روایتی نقل می کند که مشروح آن به خاطر اهمیت فوق العاده اش در اختیار خوانندگان عزیز قرار می گیرد. امید است برای همه ما در تحکیم عقائدمان مؤثر باشد. البته به گفته سید بن طاوس ابن شهر آشوب این مطلب را در باب امامت حضرت قائم روحی له الفداء نقل فرموده است (در جلد هشتم از مناقب ). محمد بن علی نوشجانی خبر داده است که:
اخبر یزجرد بیوم القادسیه و انجلائها عن خمسین الف قتیل من الفرس فخرج یزدجرها رباً فی اهل بیته فوقف بباب الایوان فقال السلام علیک ایها الایوان ها انا ذا منصرف عنک و راجع الیک انا او رجل من ولدی لم یدن زمانه ولا آن اوانه قال سلیمان الدیلمی فسألت الصادق علیه السّلام عن معنی قوله او رجل من ولدی قال ذلک قائمکم السادس من ولدی وقد ولده یزجرد ابن شهریار من قبل ام علی بن الحسین علیه السّلام شهر بانو بنت یزجرد فهو ولده من الحسین علیه السّلام و فی هذا الحدیث آیات منها ان الصادق علیه السّلام اخبر ان القائم هو السادس من ولده کما جرت الحال علیه فلا بد ان یکون علم ذلک من جانب الله و عن آبائه الطاهرین والا کیف کان یعلم انه یکون له عقب متصل الی السادس من ولده و منها تصدق النقل لما تجدد للسادس من ولده علیه السّلام من اعتقاد انه القائم ولم یعتقد ذلک فی احد من آبائه قبله و منها بقاء الایوان الی الان وقد هدم جمیع دور کسری و آثارها و منها معرفة کسری بطریق النجوم او غیرها تحدید ذلک و تصدیق اهل بیت النبوة فی اعتقادهم ولله الحجة البالغة. (209)
یزدجرد پادشاه ایران در شکست با مسلمانان و کشته شدن پنجاه هزار سرباز ایرانی که منجر به گریختن یزدجرد و خانواده اش شد، می گوید: پس یزدجرد در حالی که خودش و اهل بیتش فرار می کردند آمد در ایوان پادشاهی مدائن ایستاد و گفت: سلام بر تو ای ایوان پادشاهی من! اکنون من ناگزیرم که از تو جدا بشوم و بروم، اما طولی نمی کشد که به سوی تو باز می گردم: یا خود من یا یکی از فرزندان من. سلیمان دیلمی می گوید از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: معنی کلام یزدجرد (یا خود من یا یکی از فرزندان من) چیست؟ حضرت فرمودند: این مردی از فرزندان من است و او قائم شماست که ششمین فرزند من است که از طرف مادر فرزند یزدجرد است؛ (چون) حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام نوه یزدجرد بوده و شهربانو دختر یزدجرد همسر حضرت امام حسین علیه السّلام است (بنابراین، حضرت بقیة الله روحی له الفداء از طرف مادر نوه یزدجرد می شود). مرحوم سید بن طاوس می فرماید: در این روایت آیاتی از قدرت خداوند است:
1. اینکه حضرت امام صادق علیه السّلام خبر داده که حضرت قائم فرزند ششم آن حضرت است لابد از طرف خداوند یا آباء گرامی اش به او گفته شده که حضرت قائم فرزند ششم شماست، والا از کجا می دانسته که از اعقاب او مردی به وجود می آید که نامش قائم است؟
2. از آیات قدرت خداوند اینکه تمام کاخها و قصرها و خانه های کسری ویران شده است فقط ایوان مانده است تا الان، آن هم ایوانی با آن ارتفاع که میان زمین و آسمان مانده است.
3. خبر داشتن کسری از طریق علم نجوم یا غیره از اینکه در آینده فرزندی از او به وجود می آید و برمی گردد به سمت ایوان مدائن (اتفاقاً مرکز سلطنت حضرت مهدی روحی له الفداء در عراق - مسجد سهله - خواهد بود).
4. دیگر اینکه ممکن است عالم غیب ناخودآگاه بر زبان یزدجرد جاری کرده باشد که در آینده چنین خواهد شد. به هر حال، حجتهای خداوند باید بر بندگانش به صورتهای مختلف تمام بشود تا راه بهانه ای برای کسی نماند.
نشانه های ظهور در کتب معتبر اهل سنت و جماعت
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
در این فصل روایات رسیده از وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله و اوصیای عزیزش را که در کتابها معتبر اهل سنت و جماعت، آن هم در معتبرترین آنها (صحاح سته) و کتابهای معتبر دیگر در باب علائم ظهور آمده است عنوان می کنیم تا خوانندگان عزیز بدانند که تنها علمای شیعه درباره علائم و نشانه های ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء کتاب ننوشته و نقل احادیث نکرده اند، بلکه حتی آنهایی که بر حسب ظاهر ولایت و امامت را از مسیر اصلی خودش تغییر داده و بزرگان آنها آنچه نباید بکنند، کرده اند (اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک)نیز درباره آن حضرت و نشانه های ظهور او روایات عدیده نقل کرده اند.
اینک به خواست خداوند و الطاف کریمانه امام مظلوم و عزیز ما، حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به سراغ کتابهای یاد شده می رویم و تا آنجایی که عنایت بشود در جمع روایات رسیده از پیشوایان معصوم سلام الله علیهم اجمعین پیگیری خواهیم کرد و امید است برای عموم مسلمانان راهنمای خوبی باشد.
امام عصر روحی له الفداء در کتابهای اهل سنت
محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابی طالب و کنیته ابوعبدالله و ابوالقاسم و هو الخلف الحجة صاحب الزمان القائم المنتظر و التالی و هو آخر الائمة. انبأنا عبدالعزیز بن محمود البزاز عن ابن عمر قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله یخرج فی آخر الزمان رجل من ولدی اسمه کاسمی و کنیته ککنیتی یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً فذلک هو المهدی. (210)
او محمد فرزند حسن فرزند علی فرزند محمد فرزند علی الرضا فرزند موسی فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب کنیه او ابوعبدالله و ابوالقاسم. او تنها بازمانده از حجتهای خداوند است و صاحب الزمان و قائم منتظر و آخرین امام معصوم. این خبر از زبان عبدالعزیز فرزند محمود پسر بزاز از فرزند عمر نقل شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: در آخرالزمان مردی از عترت و فرزندان من که اسمش مانند اسم من و کنیه او مانند کنیه من است زمین را پر از عدل و داد می کند همچنانکه پر از جور شده باشد و این است مهدی (آل محمد).
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و تعریف امام
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة. (211)
هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.
در این روایت بنیانگذار اسلام در ارتباط با شخصیت امام علیه السّلام به اصولی اشاره فرموده اند:
1. وجوب شناسایی امام در هر زمان.
2. امام باید معصوم از خطا باشد تا به جاهلیت گرایش نیابد.
3. امام باید به تمام احکام اسلام، اعم از واجب و حرام، آگاه باشد.
4. امام باید حتماً از طرف خداوند انتخاب شده و علم او علم خدایی باشد.
5. بدون شناخت امام بهره برداری از نعمتهای عالم آخرت میسر نیست.
6. نظام عالم هستی در سایه وجود امام باقی می ماند.
7. با این اوصاف، حکومت بر جهان حق مسلم امام است.
8. تنها امام معصوم است که با اتکا به قدرت بی نهایت خداوند، جهان را پس از پرشدن از ظلم و جور مملو از عدل و داد می کند.
9. نفی امامت امام غیر معصوم و مدعیان مهدویت.
10. برنامه کار و دولت امام آسمانی باید از طرف خداوند عالم تدوین شود و آن حضرت همان را در اجتماع پیاده کند.
در پایان، شایان ذکر است که منظور از این بحث (شناخت امام علیه السّلام) شناسایی آن حضرت از لحاظ کمالات روحی و جسمی است و نیز نحوه ارتباط آن سرور با خداوند بزرگ و کیفیت استیلای آن وجود مقدس بر عالم هستی و شکل پیاده شدن سلطنت آن امام عزیز و برنامه حکومت آن تنها یادگار رسول اکرم صلی الله علیه و آله، والا نه تنها بنده بی بضاعت، عاجز و از پا درآمده هستم بلکه به طور مسلم بزرگان ما نیز از بیان شناخت واقعی امام عاجزند. لذا رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! غیر از خدا و تو کس دیگری مرا نمی شناسد و نیز غیر از من و خداوند کس دیگری نمی تواند تو را بشناسد. البته شناخت ظاهری از لحاظ پدر و مادر و سایر مشخصات، عملی و ممکن است و همه می توانند و باید این شناخت را داشته باشند.

مهدی کیست

حضرت امیرالمؤمنین و تعریف امام علیه السّلام
برگرفته از کتاب : نشانه های ظهور
و انما الائمة قوام الله علی خلقه و عرفاؤه علی عباده لایدخل الجنة الا من عرفهم و عرفوه و لایدخل النار الا من انکرهم و انکره. (212)
و پیشوایان برای خلق پیرو (امر و نهی) خداوند هستند و او را به بندگانش می شناسانند. داخل بهشت نمی شود مگر کسی که آنها را بشناسد و ایشان هم او را بشناسند و داخل آتش نمی شود مگر کسی که منکر آنان باشد و ایشان هم او را از آن خویش ندانند.
امام امیرالمؤمنین در این خطبه کوتاه در اوصاف ائمه معصومین و فرستادگان خداوند با اشاره به سه اصل مسلم فرموده اند:
اول :
این ذوات مقدسه از طرف خداوند متعال مأمور قیام برای هدایت و ارشاد مخلوقات الهی هستند. نهایت اینکه برای هر کدام برنامه خاصی از طرف آفریننده جهان تدوین شده است که ناگزیر باید بر طبق آن عمل کنند (خانه نشینی، دست به شمشیر بردن، با دشمن صلح کردن، معارف عالیه اسلام را به زبان دعا به مردم رساندن، باب مکتب علوم اهل بیت را به روی افراد گشودن و تربیت هزاران شاگرد برجسته، در زندانها جان دادن و به وسیله مناجات مردم را متوجه مبدأ و معاد کردن) تا وقتی که ان شاءالله نوبت به حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء برسد و جهان را آباد و معمور فرماید و ریشه ظلم و بیدادگری را از بیخ و بن برکند و عدل و داد واقعی را در سرتاسر جهان پیاده کند و حکومت جهانی الله را در سرتاسر گیتی فرمانروایی بخشد.
دوم :
ائمه معصومین مرکز عرفان و شناسایی ذات حق در میان مردم هستند و اگر افراد جامعه بخواهند نسبت به عالم غیب عرفانی پیدا کنند و احکام و مقررات الهی را فرا بگیرند، تنها این ذوات مقدسه هستند که می توانند به آنها آگاهی بدهند، همان گونه که در زیارت مبارک جامعه کبیره می خوانیمالسلام علی محال معرفة الله. (سلام بر جایگاههای شناخت خدا).
سوم :
بهره برداری از بهشت و نعمتهای ابدی آن در گرو عرفان و شناسایی ائمه دوازده گانه سلام الله علیهم اجمعین و دور ماندن از جهنم و عذابهای دردناکش در سایه ایمان و اعتقاد به این ذوات مقدسه است.
به هر حال، وصول به سعادت ابدی در سایه پیروی و اطاعت از فرمان این عزیزان خواهد بود.
در روایت زیر به مناسبت آیه شریفهواستمع یوم الخ (213)از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمودند:
قال ینادی المنادی باسم القائم واسم ابیه علیهما السلام و الصیحة فی هذه الایة صیحة من السماء و ذلک یوم خروج القائم علیه السّلام. (214)
منادی از آسمان قائم ما را به اسم و نیز اسم پدرش معرفی می کند و صیحه در این آیه صیحه از آسمان است و آن روز، روز قیام مهدی ما است.
معاویة بن عمار از حضرت امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه 41 سوره رحمان (215)نقل می کند که فرمودند:
لو قام قائمنا علیه السّلام یعرف اعداؤنا بسیماهم فیاخذهم بنواصیهم واقدامهم یخبطهم هو و اصحابه بالسیف خبطاً. (216)
در هنگام قیام مهدی قائم ما دشمنان ما به وسیله صورتهایشان شناخته می شوند. آنگاه آن حضرت و یاران عزیزش آنها را دستگیر و منکوب خواهند ساخت.
عمر بن خنظله روایت می کند که ضمن خواندن آیه 4 سوره اشعرا (217) از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: نشانه های قیام قائم شما چیست؟ فرمودند:
خمس علامات لقیام القائم علیه السّلام الصیحة و خروج السفیانی والخسف و قتل النفس الزکیة و الیمانی قال فتلوت هذه الایة فقلت له أهی الصیحة قال نعم. (218)
برای قیام قائم ما پنج علامت است:
1. صیحه آسمانی (که البته تمام مردم کره زمین آن را می شنوند و به زبانهای مختلف ترجمه می شود تا همه مردم بدانند).
2. خروج سفیانی (که از نوادگان بنی امیه است).
3. خسف و فرورفتن (در زمین بیداء که ظاهراً فرورفتن لشکر سفیانی باشد). 4. کشتن نفس زکیه (در بین رکن و مقام که البته از دوستان خوب امام عصر روحی له الفداء است).
5. خروج یمانی.
می گوید: آیه بالا را خواندم و عرض کردم: این است صیحه؟ فرمودند: آری.
ابی سعید در حدیث زیر، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت به چند نشانه از مشخصات وجودی حضرت بقیة اللّه ارواحنا له الفداء چنین اشاره فرموده اند:
المهدی منی اجلی الجبهة اقنی الانف یملأ یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً (219)
1. مهدی از من است (بنابراین، حتماً باید از فرزندان آن حضرت باشد، و در نتیجه، مدعیان دروغگو رسوا خواهند بود).
2. پیشانی او (مهدی روحی له الفداء) گشاده است.
3. بینی او قلمی و کشیده است.
4. کره زمین را پر از عدل و داد می کند و چناچه از ظلم و جور پر شده باشد.
ابو داود، ابن ماجه، طبرانی و حاکم از ام سلمه نقل کرده اند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی من عترتی من ولد فاطمة. (220)
مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه علیهاالسلام خواهد بود.
بنابراین حدیث، مدعیان مهدویت که از فرزندان فاطمه علیهما السلام نباشد دروغگو خواهند بود. - لعنة الله علیهم -.
ابی سعید از رسول اکرم صلی الله علیه و آله حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
ابشرکم بالمهدی رجل من قریش (من عترتی) یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و زلازل فیملاً الارض قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً و یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض و یقسم المال صحاحاً فقال له رجل ما صحاحاً قال بالسویه بین الناس و یملأ قلوب امة محمد غنی و یسعهم عدله حتی انه یأمر منادیاً فینادی من له حاجة الی فما یأتیه احد الا رجل واحد یأتیه فیسأله فیقول ائت السادن حتی یعطیک. (221)
بشارت بدهم به شما به مردی از خاندانم که نام او مهدی است. در میان امت من برانگیخته می شود در حالتی که اختلاف فوق العاده ای در میان مردم به وجود آمده و ارکان اجتماع متزلزل است. او (مهدی من) جهان را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده باشد. در سایه حکومت عدل پرورش اهل آسمانها و ساکنان زمین راضی و خوشحال هستند، اموال بیت المال را بالسویه تقسیم می کنند (آری، در آن دولت تبعیض وجود ندارد)، قلبهای امت من پر از بی نیازی خواهد بود و عدل حکومتش سرتاسر دنیا را خواهد گرفت و چندان عدالت گسترش می یابد که منادی از طرف آن حضرت ندا می دهد که هر کس نیازی دارد به سوی ما بیاید تا احتیاج او تأمین شود. فقط یک نفر مراجعه می کند. پس، از او درخواست می کند. می فرماید: پیش خادم و پرده دار برو تا به تو بدهد.
احمد، نعیم بن حماد، حاکم و ابونعیم از ثوبان نقل می کنند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
اذا رأیتم الرایات السود قد اقبلت من خراسان فأتوها ولو حبواً علی الثلج فان فیها خلیفة الله المهدی. (222)
هنگامی که پرچمهای سیاه را که از خراسان می آیند مشاهده کردید به آن جمعیت ملحق شوید اگر چه روی برفها (با سینه) حرکت کنید؛ زیرا جانشین خداوند حضرت مهدی (روحی له الفداء) در آن لشکر خواهد بود.
حذیفه نقل می کند که پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی رجل من ولدی وجهه کالکوکب الدری. (223)
مهدی مردی از فرزندان من است که صورتش مانند ستاره درخشان است.
حذیفه می گوید که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی رجل من ولدی لونه لون عربی و جسمه جسم اسرائیلی علی خده الایمن خال کانه کوکب دری یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً یرضی فی خلافته اهل الارض و اهل المساء و الطیر فی الجور. (224)
مهدی مردی از فرزندان من است. اما نشانه های وجودی او:
1. از نظر رنگ و قیافه، عربی است.
2. از لحاظ جسم و قوای جسمی اسرائیلی است (اشاره به قدرت جسمی فوق العاده آن سرور است).
3. در سمت راست صورت مبارکش خال سیاهی است که مانند ستاره ای پرفروغ بر روی صفحه صورتش می درخشد.
4. برنامه کار دولتش: جهان را پر از عدالت می کند چناچه پر از جور شده باشد. به نحوی که در دوران خلافتش اهل زمین و اهل آسمان و پرندگان در فضا خشنود می شوند.
طبرانی در کبیر و ابونعیم از علی بن هلالی نقل می کند که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند:
والذی بعثنی بالحق ان منهما - یعنی من الحسن و الحسین - مهدی هذه الامة اذا صارت الدنیا هرجاً مرجاً و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و اغار بعضهم علی بعض فلا کبیر یرحم صغیراً ولا صغیر یوقر کبیراً بعث الله عند ذلک منهما من یفتح حصون الضلالة و قلوباً علفاً یقوم بالدین فی آخر الزمان کما قمت فی اول الزمان و یملأ الارض عدلاً کما ملت جوراً. (225)
دخترم! به آن خدایی که مرا مبعوث به رسالت فرموده مهدی از امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) است. (226)دخترم! آنگاه که دنیا از هرج و مرج پر شد و انواع فتنه ها جهان را فرا گرفت و عدم امنیت راه زندگی را بر مردم مسدود نمود، مردم اموال یکدیگر را به غارت بردند، بزرگسالان به کوچکتر از خود رحم نکردند و افراد کم سن و سال احترام بزرگان را رعایت ننمودند، در این موقع، خداوند از فرزندان امام حسن و امام حسین (سلام الله علیهما) مهدی این امت را مأمور به قیام می فرماید و کاخهای ضلالت و گمراهی (شرک و کفر و نفاق) را درهم می کوبند و خلاصه به عمر تمام مکتبهای ضد خدایی و ضد ولایی خاتمه می دهد و قلبهای غافل از حق را مسخر می کند و دین را در آخرالزمان برپا می دارد (احکامش را در سرتاسر گیتی اجرا می کند) - چنانچه من به دوران جاهلیت دین مقدس اسلام را در تاریکترین محیطها (شبه جزیرة العرب) برپا داشتم - و جهان را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و جور شده باشد.
طبرانی از عوف بن مالک روایت کرده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
تجی فتنة غبراء مظلمة ثم یتبع الفتن بعضها بعضاً حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی (علیه السّلام) فان ادرکته فاتبعه و کن من المهتدین. (227)
فتنه ای بس تاریک جهان را دربر می گیرد، آنگاه فتنه ها یکی پس از دیگری در دنیا پدید می آیند و مردم از آنها متابعت می کنند تا آنکه مردی از فرزندان من که او را مهدی (علیه السّلام) می گویند قیام کند. پس، اگر زمان او را درک کردی فرمانش را اطاعت کن تا از هدایت شوندگان حق باشی.
در روایت زیر که از رسول معظم صلی الله علیه و آله نقل شده است، آن حضرت ضمن اشاره به قیام سید حسنی که مبدأ حرکتشان از خراسان است، چنین امر فرموده اند:
فلا یبقی اهل بیته حتی یبعث الله رأیة من المشرق سوداء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله حتی یأتوا رجلاً اسمه کاسمی فیولیه امرهم فیویده الله و ینصره. (228)
پس، باقی نماند اهل بیتش تا اینکه خداوند برانگیزد پرچم سیاهی را از مشرق. هر کس او را یاری کند خداوند را نصرت نموده و هرکس او را رها سازد (یاری اش ننماید) خداوند او را خوار می کند. صاحب پرچم سیاه خود را به کسی می رساند که همنام من است (حضرت محمد بن الحسن العسکری روحی له الفداء). آنگاه آن حضرت آنان را زیر پرچم ولایتش جای می دهد و خداوند هم او را تأیید می فرماید و نصرت می دهد.
سعید بن مسیب از بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و آله حدیث می کند که فرمودند:
تخرج من المشرق رایات سود لبنی العباس ثم یمکثون ماشاء الله ثم تخرج رایات سود صغار تقاتل رجلاً من ولد ابی سفیان و اصحابه من قبل المشرق یؤدون الطاعة للمهدی.(229)ع
پرچمهای سیاه از مشرق ظاهر می شوند که مربوط به اولاد عباس هستند. آنها حکومت را به دست می گیرند و مدت زمامداری آنها آنچه خداوند بخواهد می شود (اشاره به قیام علیه بنی امیه و به حکومت رسیدن بنی عباس به دست ابومسلم خراسانی و طول دوران زمامداری آنها و نیز اشاره به قیام جناب سید حسنی است). سپس پرچمهای سیاه کوچک دیگری ظاهر می شوند که با سفیانی و لشکریانش مبارزه می کنند و مردم را به فرمانبرداری از حضرت ولی عصر (علیه السّلام) فرا می خوانند .
(ممکن است اشاره به لشکریان جناب سید حسنی باشد که روزهای اول کم اند) . ابی سعید خدری گفته است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
المهدی منی اجلی الجبهة افنی الانف یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. (230)
مهدی از من است. پیشانی اش گشاد و پرفروغ و بینی اش کشیده و قلمی خواهد بود. صفحه گیتی را پس از انباشته شدن از ظلم و جور، از عدل و داد پر می کند.
صالح فرزند ابی خلیل از دوستش نقل می کند که ام سلمه همسر رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:
یکون اختلاف عند موت الخلیفة فیخرج رجل من اهل المدینة هارباً الی مکة فتأتیه ناس من اهل مکة فیخر جونه و هو کاره فیبایعونه بین الرکن والمقام و یبعث الیه بعث من الشام فیخسف بهم بالبیداء بین مکة والمدینة فاذا رأی الناس ذلک اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق فیبایعونه ثم ینشأ رجل من قریش اخواله کلب فیبعث الیهم بعثاً فیظهرون علیهم و ذلک بعث کلب والخیبة لمن لم یشهد غنیمة کلب فیقسم المال و یعمل فی الناس بسنة نبیهم صلی الله علیه و آله وسلم. (231)
هنگام مرگ خلیفه اختلافی به وجود می آید و مردی از اهل مدینه به سوی مکه می گریزد و جمعی از مردم مکه بین رکن و مقام با او بیعت می کنند. آنگاه جمعیتی از شام به خلاف او قیام می کنند و به طرف مکه به حرکت درمی آیند. پس، در زمین بیداء بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و چون مردم از این جریان آگاه می شوند برجستگان شام و نیز جمعی از مردم عراق به سوی او می آیند و با او بیعت می کنند و مردی از طایفه کلب به سوی کسانش می فرستد. پس جمعتی به سوی آنها می آیند و درگیری بین آنها پیدا می شود و آنان شکست می خورند و در این پیروزی هرکس که از غنائم طایفه کلب نصیبی نداشته باشد زیان کرده است و اینان به روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در میان مردم عمل می کنند و اموال و غنائم را بین مردم تقسیم می نمایند.
مسلم از ابی نضره نقل می کند:
کنا جالساً عند جابربن عبدالله فقال یوشک اهل العراق ان لا یجبی الیهم قفیز ولا درهم قلنا من این ذاک؟ قال من قبل العجم یمنعون ذلک ثم قال یوشک اهل الشام ان لایجبی الیهم دینار ولا مدی قلنا من این ذاک قال من قبل الروم ثم سکت هنیئة ثم قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یکون فی آخر امتی خلیفة یحثی المال حثیاً و لایعده عداً قیل لابی نضرة وابی العلاء اتریان انه عمر! بن عبدالعزیز قالا لا. (232)
در خدمت جابرن عبدالله انصاری نشسته بودم . فرمود: در آینده به اهالی عراق درهم و دیناری نخواهد رسید . عرض شد: چرا؟ فرمود: عجم ممانعت خواهد کرد . سپس فرمود: از طرف رومیها . آنگاه مکثی فرمود و گفت: رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرموند: در آخر الزمان خلیفه ای بر جهان حکم می راند که اموال را بدون حساب و شمارش می دهند . شنوندگان به ابی نضره و ابی علاء گفتند: آیا احتمال می دهید که این خلیفه با این اوصاف عمر بن عبدالعزیز باشد؟ هر دو گفتند: نه، چنین نیست . ثوبان درباره آینده دنیا از زبان بنیانگذار اسلام صلی الله علیه و آله چنین می گوید:
یقتتل عند کنزکم ثلاثة کلهم ابن خلیفة ثم لایصیر الی واحد منهم ثم تطلع الرایات السود من قبل المشرق فیقتلونکم قتلاً لم یقتله قوم ثم ذکر شیئاً لا احفظه فقال فاذا رأیتموه فبایعوه ولو حبواً علی الثلج فانه خلیفة الله المهدی. (233)
سه نفر در کنار کعبه می جنگند که تمامشان فرزند یک خلیفه هستند (کنز راکنایه از کعبه گرفته اند). آنگاه حکومت به هیچ کدام از آنها نمی رسد؛ سپس پرچمهای سیاه از جانب شرق به اهتزاز درمی آید و نبرد سختی درمی گیرد (که مانند آن دیده نشده است). چون این پرچمها را مشاهده کردید با صاحب آن (فرمانده) بیعت کنید حتی اگر روی برفها راه بروید ولو با سرزانو یا سینه. زیرا آن فرمانده نماینده و جانشین خدا مهدی منتظر است.
عبدالله می گوید:
بینا نحن عند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اذا اقبل فتیة من بنی هاشم فلما رآهم رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم اغرورقت عیناه و تغیر لونه فقلت ما نزال فی وجهک شیئاً نکرهه فقال انا اهل بیت اختار الله لنا الاخرة علی الدنیا و ان اهل بیتی سیلقون بعدی بلاء و تشدیداً و تطریداً حتی یأتی قوم من قبل المشرق معهم رایات سود فیسئلون الخیر فلا یعطونه فیقاتلون فینصرون فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه حتی یدفعوها الی رجل من اهل بیتی فیملؤها قسطاً کما ملؤوها جوراً فمن ادرک ذلک منکم فلیأتهم ولو حبواً علی الثلج. (234)
همینطوری که در خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بودیم ناگهان عده ای از بنی هاشم (البته از جوانان) بر آن حضرت وارد شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نگاهی به آنها فرمودند و چشمان مبارکشان
پر از اشک شد و رنگ صورت شریفشان تغییر کرد. عرض کردم: یا رسول الله! همیشه در رخسار شما حالتی را می بینم که ما ناراحت می کند (در حقیقت، سؤال از علت تغییر قیافه و ناراحتی بوده است). در جواب فرمودند: ما اهل بیتی هستیم که خداوند عالم آخرت را بر دنیا برای ما اختیار فرموده است. بعد از من خاندانم گرفتار مصائب و بلایا و سختیها خواهند شد (قتل، اسارت، زندان، تبعید و خانه نشینی) تا اینکه مردمی از جانب مشرق بیایند در حالی که پرچمهای سیاه به دست دارند و از مردم می خواهند که از کارها و مردم بد دوری گزینند و به سوی خوبیها روی آورند. آنها را اجابت نمی کنند. سرانجام می جنگند تا پیروز می شوند. آنگاه مردم اعلام آمادگی برای قبول خیرات و خوبیها می کنند، اما آنها نمی پذیرند تا اینکه می آیند و پرچم پیروزی را به یکی از مردان خاندان من می دهند و او جهان را پر از عدل و داد می کند پس اینکه از ظلم و جور انباشته شده باشد. پس، هر کس از شما آن زمان را درک کرد به سراغ آنها برود ولو به نحو سینه خیز روی برف باشد.
خواننده عزیز!
ممکن است فرمایش رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اشاره به قیام جناب سید حسنی باشد که از خراسان با یارانش حرکت می کند و جمع کثیری از دشمنان اهل بیت را به هلاکت می رساند و خدمت امام عصر روحی له الفداء می رسد و با یارانش تسلیم آن حضرت می شوند و اسلام واقعی پیاده می شود و جهان از عدالت لبریز می گردد- اللهم عجل فرجه -.
عبدالله بن عباس روایت کرده است از رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمودند:
ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی لأثناعشر اولهم اخی و آخرهم ولدی قیل یا رسول الله و من اخوک قال علی بن ابی طالب قیل فمن ولدک قال المهدی الذی یملؤها قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً والذی بعثنی بالحق بشیراً (و نذیراً) لولم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی فینزل الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب. (235)
جانشینان من و اوصیای من و حجتهای خداوند بر مردم بعد از من دوازده نفرند که اول آنها برادرم آدم است و آخرین آنان فرزندم خواهد بود. عرض شد: یا رسول الله! برادر شما کیست؟ فرمودند: علی بن ابی طالب. عرض شد: فرزندتان کیست؟ فرمودند: مهدی که جهان را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه از ظلم و جور پر شده باشد. آنگاه اضافه می فرمایند: به حق آن خداوندی که مرا به راستی و حق مبعوث فرموده است برای راهنمایی بشر و بشارت دادن آنها به نعمتهای ابدی خداوند و ترساندنشان از عذابهای او،
که اگر از عمر دنیا جز یک روز نماند پروردگارم آن روز را آنقدر طولانی می کند تا اینکه فرزندم مهدی در آن روز قیام کند و عیسی بن مریم روح الله از آسمان به زیر آید و پشت سر او نماز بخواند و جهان به نور پروردگارش روشن گردد و حکومت فرزندم شرق و غرب عالم را فراگیرد.
ابو نعمیم به سند خودش از ثوبان نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
اذا رأیتم الرایات السود من خراسان فاتوها و لو حبواً علی الثلج فان فیها خلیفه الله المهدی. (236)
هرگاه دیدید که از جانب خراسان پرچمهایی به رنگ سیاه به اهتزاز در آمد، از آنها استقبال کنید و لو اینکه پای پیاده بلکه با سر زانو روی برفها راه بروید؛ زیرا حجت و جانشین خداوند در این جمعیت است و آن حضرت مهدی (علیه السلام) است.
حضرت جواد الائمة علیه السلام درباره نشانه های ظهور و روز اول آن چنین فرموده است:
قال ینادی مناد من السماء باسم المهدی فیسمع من بالمشرق و المغرب حتی لا یبقی راقد الا استیقظ. (237)
منادی از آسمان به نام حضرت مهدی فریاد می زند و اهل مشرق و مغرب همه آن صدا را می شنوند. حتی افرادی که در خواب هستند از شنیدن آن بیدار می شوند.
خواننده عزیز!
با قدرت بی نهایت خداوند صدا به زبانهای مختلف ترجمه می شود و اهل هر زبانی آن را می شنود.
امّ سلمه بانوی حرم رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است که آن حضرت فرمودند:
یبایع لرجل من امتی بین الرکن و المقام کعدة اهل بدر فتاتیه عصب العراق و ابدال الشام فیاتیهم جیش من الشام حتی اذا کانوا بالبیداء خسف بهم ثم یسیر الیه رجل من قریش اخوا له کلب فیهزمهم الله تعالی قال و کان یقال ان الخائب یومئذ من خاب من غنیمة کلب. (238)
در بین رکن و مقام (کنار کعبه معظمه) با مردی از امت من بیعت می شود.
بیعت کنندگان به تعداد اهل بدر هستند (یعنی سیصد و سیزده نفرند). پس، جمعیتی نیرومند از عراق و برجستگانی از شام خواهند آمد و در این موقع لشکری از شام می آید که چون به سرزمین بیداء می رسد (نزدیک مکه مکرمه) در این سرزمین همه جمعیت فرو می روند. آنگاه مردی از قریش با اقوامش از قبیله کلب می آید. خداوند آنها را از بین می برد و در آن روز مغبون کسی است که از غنائم بنی کلب محروم بماند.
ابی سعید خدری در ارتباط با سالهای قبل از ظهور حضرت بقیةالله ارواحنا له الفداء از آورنده اسلام صلی الله علیه و آله حدیثی نقل نموده است که آن حضرت می فرماید:
ستکون بعدی فتن منها فتن الاطلاس یکون فیها هرب و حرب ثم من بعدها فتن اشد منها کلما قیل انقطعت تمادت حتی لایبقی بیت من العرب الا دخلته و لا مسلم الا وصلته حتی یخرج رجل من عترتی. (239)
زود است که بعد از من فتنه هایی بر پا می شود (اطلاس). در این فتنه هرج و مرج و نبرد به چشم می خورد. بعد از این، فتنه هایی سنگین تر و شدیدتر به وجود خواهد آمد که مردم پیوسته انتظار تمام شدن آن را می کشند، اما متأسفانه ادامه خواهد داشت تا اینکه خانه ای در دنیای عرب نماند مگر اینکه این فتنه داخل آن خانه شود. بعلاوه، شعاع این فتنه چندان وسیع است که هر مسلمانی در هر کجا که باشد دچار آن فتنه خواهد شد تا اینکه مردی از دودمان من قیام کند.
ابی هریره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
یخرج رجل یقال له السفیانی فی عمق دمشق و عامة من تبعه من کلب فیقتل حتی یبقر بطون النساء و یقتل الصبیان فتجمع لهم قیس فیقتلها حتی لایمنع ذنب تعلة و یخرج رجل من اهل بیتی فی الحرم فیبلغ السفیانی فیبعث الیه جنداً من جنده (او من اجناده) فیهزمهم فیسیر الیه السفیانی بمن معه حتی اذا جاز ببیداء من الارض خسف بهم فلاینجو الا المخبر عنهم. (240)
مردی از شام به نام سفیانی خروج می کند و تمام افرادی که از او متابعت می کنند از طایفه کلب هستند. پس، کشتار می کنند؛ حتی شکم زنها را می درند و بچه ها را می کشند. آنگاه طایفه قیس با او جنگ می کنند و همگی کشته می شوند و کسی که بتواند مقاومت کند نمی ماند. در این هنگام مردی از خاندان من در مکه مکرمه قیام می کند و خبر قیامش به سفیانی می رسد.
پس، از لشکریان خود جمعیتی را به جنگ او می فرستد و خود با لشکریانش به طرف مکه معظمه حرکت می کند. وقتی که به سرزمین بیداء (در نزدیکی مکه مکرمه) می رسند به امر خداوند، زمین آنها را فرو می برد و نمی ماند از آن لشکر مگر خبردهنده ای (که خبر نابودی لشکر را به مکه معظمه یا شام می رساند).
یکی از مهاجران قبطیه از امّ سلمه همسر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که ایشان فرمودند:
لیخسفن بقوم یغزون هذا البیت ببیداء من الارض فقالت امّ سلمة یا رسول الله ارایت ان کان فیهم الکاره فقال (ص) یبعث کل رجل علی نیته. (241)
همانا گروهی که عازم نبرد با خانه کعبه هستند در سرزمین بیداء فرو می روند. امّ سلمه عرض می کند: یا رسول الله! آیا امکان دارد که یک نفر در میان این مردم مجبور باشد؟ فرمودند: هر کسی بر اساس نیتی که دارد (در پیشگاه خداوند) محشور می شود.
خواننده محترم!
البته منظور از نبرد با خانه کعبه یعنی جنگ با حضرت بقیةالله روحی له الفداء و مراد از این لشکر، لشکر سفیانی است.
از حذیفه روایت شده است که حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله فرمودند:
تکون وقعه بالزوراء قالوا یا رسول الله و ما الزوراء قال مدینه بالمشرق بین انهار سکنها شرار خلق الله و جبابرة من امتی تقذف باربعة اصناف من العذاب بالسیف و الخسف و القذف و المسخ. (242)
فاجعه ای بس بزرگ در زوراء پیاده می شود. عرض کردند: زوراء کجاست؟ فرمودند: شهری است در مشرق و در اطرافش نهرهایی قرار گرفته است. ساکنان آن از ستمگران امت من و بدترین مخلوقات روی زمین هستند که به وسیله چهار نوع از بلا عذاب می شوند:
1. کشتار به وسیله شمشیر
2. فرو رفتن در زمین
3.پرتاب کردن و درهم کوبیدن
4.مسخ شدن.
پیامبر بزرگ اسلام فرمودند:
اذا خرجت السودان طلبت العرب ینکشفون حتی یلحقوا ببطن الارض او قال ببطن الاردن فبینماهم کذلک اذا خرج السفیانی فی ستین و ثلاثمائة راکب حتی یاتی دمشق فلا یاتی علیهم شهر حتی یبایعه من کلب ثلثون الفاً فیبعث جیشاً الی العراق فیقتل بالزوراء مائة الف و یخرجون الی الکوفه فینهبونها صالح فیستنفذ ما فی ایدیهم من سبی اهل الکوفة و یقتلهم و یخرج جیش آخر من جیوش السفیانی الی المدینة فینهبونها ثلاثة ایام ثم یسیرون الی مکة حتی اذا کانوا بالبیداء بعث الله تعالی جبرئیل علیه السلام فیقول یا جبرئیل عذبهم فیضربهم برجله ضربة یخسف الله عزوجل بهم فلا یبقی منهم الا رجلان فیقدمان علی السفیانی فیخبرانه بخسف الجیش فلا یهوله ثم ان رجالاً من قریش یهربون الی قسطنطنیة فیبعث السفیانی الی عظیم الروم ان ابعث بهم فی المجامع فیبعث بهم الیه فیضرب اعناقهم علی باب المدینه بدمشق.
قال حذیفة حتی انه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق بالثوب علی مجلس مجلس حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه و هو فی المحراب قاعداً فیقوم رجل من المسلمین فیقول و یحکم اکفرتم بعد ایمانکم ان هذا لا یحل فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق و یقتل کل من شایعه علی ذلک فعند ذلک ینادی مناد من السماء یا ایها الناس ان الله عزوجل قد قطع عنکم مدة الجبارین و المنافقین و اشیاءهم و ولاکم خیر امة محمد صلی الله علیه فالحقوا به بمکة فانه المهدی.
قال حذیفة فقام عمر بن الحصین فقال یا رسول الله کیف لنا حتی نعرفه قال هو رجل من ولدی کانه من رجال بنی اسرائیل علیه عباءتان قطوانیتان کان وجهه الکوکب الدری فی اللون فی خده الایمن خال اسود بن اربعین سنة فیخرج الابدال من الشام و اشباههم و تخرج الیه النجباء من مصر و عصائب اهل الشرق و اشباههم حتی یاتوا مکة فیبایع له بین الرکن و المقام ثم یخرج متوجها الی الشام و جبرئیل علی مقدمته و میکائیل علی ساقته فیفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز کلها فیقدم الشام فیذبح السفیانی تحت الشجرة التی اغصانها الی بحیرة طبریة و یقتل کلباً.
قال حذیفة قال رسول الله صلی الله علیه و سلم فالخائب من خاب یوم کلب و لو بعقال قال حذیفة یا رسول الله یحل قتالهم و هم موحدون فقال رسول الله صلی الله علیه و سلم یا حذیفة هم یومئذ علی ردة یزعمون ان الخمر حلال و لا یصلون. (243)
هرگاه سودان برای دست یافتن به عرب حرکت کرد و در زمین اردن، در این موقع، سفیانی قیام می کند و در حالی که سیصد و شصت هزار سوار در اختیار او هست، می آید تا به شهر شام می رسد و در بین راه تمام شهرها با او بیعت می کنند، از جمله سی هزار تن از طایفه کلب با او بیعت می نمایند. پس، سفیانی لشکری به عراق می فرستد و در زوراء (ظاهراً بغداد باشد) صد هزار تن از جمعیت آن شهر را می کشد. آنگاه از آنجا به سمت کوفه می رود و کوفه را خراب می کند. در این موقع، پرچمهایی از مشرق حرکت می کنند و رهبری آنها را مردی به نام شعیب بن صالح به عهده دارد که با سفیانی درگیری پیدا می کند و اسرای کوفه را نجات می دهد. بعد از این جریان، لشکر دیگری از جانب سفیانی به سمت مدینه حرکت می کند و سه روز آنجا را مورد تعدی و تجاوز قرار می دهد . آنگاه به سمت مکه حرکت می کنند تا اینکه به سرزمین بیداء می رسند. جبرئیل علیه السّلام از طرف خداوند مأموریت پیدا می کند و با اشاره به زمین، تمام این جمعیت را فرو می برد مگر دو نفر که خودشان را به سفیانی می رسانند و او را از هلاکت لشکریانش آگاه می سازند. مقارن این وضع، عده ای از قریش به قسطنطنیه می گریزند و سفیانی از پادشاه روم می خواهد که آنها را تسلیم وی کند. او هم این کار را می کند و پناهندگان را تسلیم سفیانی می نماید و او همه آنها را در ابتدای شهر در دمشق گردن می زند.
حذیفه گفت: سرانجام کار به جایی می رسد که زنها در مسجد جامع دمشق حرکت می کنند و محافلی تشکیل می دهند و در حالی که سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یک نفر بلند می شود و فریاد می زند:ای مردم! این عمل حرام است، مگر کافر شده اید؟ به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر کسی که متابعت از این شخص بکند او را می کشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند:ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمکاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند (حکومت باطل و اهل آن واژگون شد). خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد صلی الله علیه و آله معین فرموده که در مکه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی کنید و نامش مهدی است.
حذیفه گوید: عمر بن حصین برخاست و عرض کرد: یا رسول الله! مشخصات او را برای ما بیان فرمایید تا او را بشناسیم. حضرت فرمودند: او مردی از فرزندان من است که از نظر جسم و قوای جسمانی مانند اسرائیلیان است. دو عبای سفید پوشیده است، صورتش مانند ستاره درخشان می درخشد، در طرف راست صورتش خالی سیاه است و از لحاظ سن به مرد چهل ساله ای می ماند. مردانی از شام به نام ابدال و پیروانشان و نیز نجبا و یاران آنها از مصر و جمعیتی از مشرق حرکت می کنند تا اینکه به مکه معظمه می رسند و در بین رکن و مقام با آن حضرت بیعت می کنند. در این موقع، مهدی ما به طرف شام حرکت می کند در حالتی که جبرئیل علیه السّلام پیشاپیش او و میکائیل به دنبال او در حرکت اند. موجودات آسمان و زمین - اعم از حیوانات دریایی، پرندگان و چرندگان - از حکومت و قیام او خوشحال هستند. در دولت او نهرهای آب زیاد می شود و زمین برکات خود را مضاعف می کند و تمام گنجهای نهفته آشکار می گردد. او با لشکریانش به شام می رسند و سفیانی را در زیر درختی که شاخه های آن به طرف دریاچه طبریه است سر می برند و طایفه بنی کلب را می کشند.
حذیفه گوید: حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: چه روز بدی است روز کلب. حذیفه عرض کرد: یا رسول الله! چگونه می شود با آنها جنگید و حال آنکه آنها مسلمان اند؟ پیامبر فرمود: اینها در آن روز مرتد هستند و گمان می کنند مشروبات الکلی حلال است و نماز نمی خوانند.
حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام خبر از قیام سفیانی و آمدنش به کوفه می دهد و نیز می فرماید:
اذا خرجت خیل السفیانی الی الکوفه بعث فی طلب اهل خراسان و یخرج اهل خراسان فی طلب المهدی فیلتقی هو والهاشمی برایات سود علی مقدمته شعیب بن صالح فیلتقی هو والسفیانی بباب اصطخر فیکون بینهم ملحمة عظیمه فتظهر رایات السود و تهرب خیل السفیانی فعند ذلک یتمنی الناس المهدی و یطلبونه. (244)
در این موقع سفیانی از کوفه قصد حمله به خراسان دارد و مردم خراسان در طلب حضرت مهدی (علیه السّلام) به حرکت در می آیند و با سید هاشمی ملاقات می کنند در حالی که پرچمهای سیاه در اهتزاز است (رایات جنات سید حسنی). پیشاپیش سپاه، شعیب بن صالح قرار گرفته است و در جایی به نام اصطخر نبرد شدیدی در می گیرد که لشکریان سفیانی از بین می روند و آنگاه مردم تمنای دیدار حضرت مهدی (علیه السّلام) را دارند.
نعیم بن حماد در کتاب فتن با سند صحیح از علی علیه السّلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند:
والفتن اربع فتنة السراء و فتنة الضراء و فتنة کذا فذکر معدن الذهب ثم یخرج رجل من عترة الرسول علیه الصلوة و السلام یصلح علی یدیه امرهم. (245)
فتنه (فتنه های آخر الزمان) بر چهار قسم است: فتنه سراء، فتنه ضراء و فتنه کذا(ممکن است اشاره به فتنه های عقیدتی باشد). آنگاه اشاره به معدن طلا فرمودند. در این هنگام، مردی از آل رسول صلی الله علیه و آله قیام می کند و امور مردم به دست پرقدرتش اصلاح خواهد شد.
نعیم بن حماد از علی علیه السّلام نقل می کند که فرمودند:
و اذا نادی مناد من السماء ان الحق فی آل محمد (صلی الله علیه و آله) فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس و یشربون حبه و لا یکون لهم ذکر غیره. (246)
هرگاه منادی از آسمان (جبرئیل علیه السّلام) ندا در داد که حق با آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، در این هنگام، مهدی این خاندان ظاهر می شود که همه مردم او را می بینند و محبت نسبت به آن سرور در دلهای مردم متمرکز می شود بطوریکه یادی از غیر آن حضرت نمی کنند.
ابی اسحاق از امام امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت می کند که فرمودند:
نظر الی ابنه الحسین فقال ان ابنی هذا سید کما سماه النبی صلی الله علیه و آله سیخرج من صلبه رجل یسمی باسم نبیکم یشبهه فی الخلق و لا یشبهه فی الخلق ثم ذکر قصة یملا الارض عدلاً. (247)
آن حضرت نگاهی به حضرت امام حسین (علیه السّلام) کردند و فرمودند: این فرزند من سید و آقاست چنانکه جدش او را سید خوانده است (شاید اشاره به حدیث الحسن و الحسین سید اشباب اهل الجنة باشد). بزودی خداوند از نسل او مردی را بوجود می آورد که همنام (محمد) و از نظر ظاهر و قیافه شبیه پیامبر شماست اما از نظر اخلاق با او فرق می کند(ممکن است اشاره به اختلاف برنامه کار باشد که وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله مأمور به ظاهر بود، اما حضرت مهدی علیه السّلام چون باید جهان را اصلاح کند مأمور به واقع است).
سپس داستانی را که زمین را پر از عدل می کند، ذکر کرد.
هلال بن عمرو از امام امیرالمؤمنین علیه السّلام حدیث می کند که آن سرور فرمودند:
قال النبی صلی الله علیه و آله یخرج رجل من وراء النهر یقال له الحارث بن حراث علی مقدمته رجل یقال له المنصور یواطی ء او یمکن لآل محمد کما مکنت قریش لرسول الله صلی الله علیه و آله وجب علی کل مؤمن نصره او قال اجابته. (248)
از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم مردی از وراءالنهر که او را حارث بن حراث می گویند قیام می کند. در پیشاپیش او مردی در حرکت است که نامش منصور است (یکی از نامهای مبارک آقا حضرت مهدی روحی له الفداء منصور است) و زمینه را برای حکومت آل محمد آماده می سازد چنانچه قریش نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همین معامله را کردند (آماده ساختن زمینه پیشرفت). فرمودند: بر هر مسلمانی واجب است او را یاری کند (یا دعوتش را اجابت نماید).
محمد بن صامت می گوید:
قلت لأبی عبدالله الحسین بن علی علیهما السلام اما من علامة بین یدی هذا الامر - یعنی ظهور المهدی علیه السّلام - فقال بلی قلت و ما هی قال هلاک بنی العباس و خروج السفیانی والخسف بالبیداء قلت جعلت فداک اخاف ان یطول هذا الامرقان انما هو کنظام الخرز یتبع بعضه بعضاً. (249)
از حضرت امام حسین علیه السّلام پرسیدم: آیا برای ظهور حضرت مهدی علیه السّلام نشانه هایی هست؟ فرمودند: آری. عرض کردم: چیست؟ فرمودند: هلاکت بنی عباس، قیام سفیانی (از شام) و فرو رفتن در سرزمین بیداء (نزدیکی مکه معظمه لشکریان سفیانی به زمین فرو می روند). عرض کردم: فدایت شوم، می ترسم این امر به طول انجامد. فرمودند: این سه نشانه منظم یکی بعد از دیگری خواهد آمد.
بخاری در کتاب خودش از عوف بن مالک از حضرت امام حسین علیه السّلام روایت کرده که آن حضرت فرمودند:
اذا هدم حائط مسجد الکوفة مما یلی دار عبدالله بن مسعود (او دار عبدالملک) فعند ذلک زوال ملک القوم و عند زواله خروج المهدی. (250)
هرگاه دیوار مسجد کوفه که در جنب خانه عبدالله بن مسعود (یا خانه عبدالملک است) خراب شد، در این هنگام، سلطنت دشمنان ما (کنایه از انقراض بنی العباس یا دیگران) ساقط می شود و در این زمان است که مهدی ما قیام می کند
(اللهم عجل فرجه) .






...................) Anotates (.................
1) د9د -د8د فصلت/ 53.

2) د9د -د8د بقره / 156.

3) د9د -د8د آل عمران/ 7.

4) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 250.

5) د9د -د8د انعام / 37.

6) د9د -د8د در باب دابة الارض بعضی گفته اند منظور، حضرت امیرالمؤمنین سلام اللّه علیه است و بعضی دیگر برآنند که منظور، حضرت بقیة الله روحی له الفداء است.

7) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 181.

8) د9د -د8د انعام / 65.

9) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 182.

10) د9د -د8د یونس / 51.

11) د9د -د8د سباء / 50.

12) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 185.

13) د9د -د8د معارج / 1.

14) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 188.

15) د9د -د8د بصائر الدرجات، ص 147.

16) د9د -د8د اصول کافی، ج 1 / ص 192.

17) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 192.

18) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 193.

19) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 264.%%

20) د9د -د8د همان مأخذ، ج 2، / ص 17.

21) د9د -د8د همان مأخذ، ج 1 / ص 239.

22) بحار النوار ج 52 / ص 190 .
23) البته در بعضی روایات دعای یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک به نام دعای غریق ذکر شده .
24) بحار الانوار ج 52 / ص 190
25) د9د -د8داین آیینه در مقابل اسلام و کشورهای به اصطلاح مسلمان قرار بده مسلماً غیر از اسم و رسم از قرآن و اسلام چیز دیگری نمی بینی
26) همان ماخذ ج 52 / ص 191
27) د9د -همان مأخذ، ج 52 / ص 192 .
28) د9د -الامام المهدی عند اهل السنه، ج 2، مشارق الانوار، ص 29 .
29) د9د -نوائب الدهور، ج 1 / ص 150 .
30) د9د -اثباه الهداه، ج 7 / ص 390 و 391 .
31) د9د -فرورفتگی زمین
32) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 275.

33) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 291.

34) د9د -د8د انعام / 65.

35) د9د -د8د مؤمنون / 115.

36) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 262 - 264.

37) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 54.

38) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 106.

39) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 21.

40) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 52.

41) د9د -د8د الملاحم والفتن، ص 100.

42) د9د -د8د یکی از نامهای حضرت مهدی روحی له الفداء.

43) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 131. طبق روایات زیادی مراد از دابة الارض حضرت علی علیه السلام است (ناشر).

44) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 146.

45) د9د د8د نوائب الدهور، ص 166.

46) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 170.

47) د9د -د8د نوائب الدهور، ص 168.

48) د9د -د8د هود / 15.

49) د9د -د8د شوری / 20.

50) د9د -د8د کهف / 110.

51) د9د -د8د زخرف / 67.

52) د9د -د8د نساء / 135.

53) د9د -د8د لیل / 20.

54) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2، ص 150 - 152.

55) د9د -د8د آنگاه آیاتی از قرآن تلاوت فرمودند از سوره تبارک. طالبان به شرح آیات مراجعه نمایند.

56) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 450.

57) د9د -د8د همان مأخذ، ص 451.

58) د9د -د8دهمان مأخذ، ص 452.

59) د9د -د8د همان مأخذ، ص 453 و 454.

60) د9د -د8د همان مأخذ، ص 467.

61) د9د -د8د بحار، ج 53، ص 10.

62) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 429.

63) د9د -د8د همان مأخذ، ص 554.

64) د9د -د8د الامام المهدی (عج) من المهد الی الظهور، ص 365.

65) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 266.

66) د9د -د8د اختصاص مفید، ص 207.

67) د9د -د8د با این تفاوت که جناب ایوب تقریباً هفت سال در مصائب و بلاها صبر کرد، اما حضرت مهدی ارواحنا له الفداء بیش از یکهزار و صد و چهل و چند سال در مقابل همه مصائب و سختیها و هجوم دشمنان و تبلیغات مسموم منافقان و معاندان صبر کرده اند تا زمانی که خداوند فرمان ظهورشان را امضاء فرماید.

68) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 193.

69) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 414.

70) د9د -د8د اشاره به شخصیت مادر مکرمه حضرت بقیة الله، حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها، فرموده اند.

71) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 278.

72) د9د -د8د کمال الدین، ج 2، ص 654.

73) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 59.

74) د9د -د8د همان مأخذ، ص 35.

75) د9د -د8د قابل توجه اینکه خطبه مزبور با تفاوتهایی نقل شده است، از جمله در خود الزم الناصب (ج 2 / ص 213 و سپس در ص 232). ضمناً در مورد ترجمه، آنچه که به ذهن نزدیکتر می آمد ذکر شد و ممکن است معانی دیگری هم از آن بتوان استفاده کرد، که حتماً نیز چنین است و ما به خاطر عدم اطاله کلام آنها را ذکر نکرده، این کار را به خود خوانندگان پژوهشگر واگذار نمودیم. همچنین، باید متذکر این نکته شد که خطبه مورد بحث دارای مضامین بسیار عالی است و گویا اصلاً طوری القاء شده که احتمالات مختلف در آن مطرح و ملحوظ گردد، و به اصطلاح، استعمال لفظ در اکثر از معنی که نزد محققان صحیح است در اینها انجام شده، یعنی هر فقره چندین معنی دارد.

76) د9د -د8د الزم الناصب، ج 2 / ص 181.

77) د9د -د8د شاید هم کلمه مزبور شقاق به ضم شین باشد به معنای مرضی که در پای چارپا پیدا می شود و او را از رفتن و دویدن بازمی دارد، که کنایه از این است که اگر در جایی به مانعی برخورد کردند، با خونریزی هم که شده است خود را از آن مانع عبور می دهند و هیچ ابایی از هیچ کاری ندارند.

78) د9د -د8د روضة کافی، ج 2 / ص 359 - 362.

79) د9د -د8د روزگارهایی، ص 459.

80) د9د -د8د توبه / 33.

81) د9د -د8د روزگارهایی، ص 461.

82) د9د -د8د همان مأخذ و صفحه.

83) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 275.

84) د9د -د8د روزگار رهایی، ص 429.

85) د9د -همان مأخذ، ص 471 .
86) د9د -طرطوس از شهرهای بندری سوریه است .
87) د9د -استانبول فعلی .
88) د9د -د8د روزگارهایی، ص 554.

89) د9د -بحار الانوار، ج 52 / ص 265 .
90) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 190.

91) د9د -د8د البته در بعضی روایات دعای (یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک)به نام دعای غریق ذکر شده.

92) د9د -د8د بحار الانوار، ج 52 / ص 190.

93) د9د -د8د این آیینه را در مقابل دنیای اسلام و کشورهای به اصطلاح مسلمان قرار بده، مسلماً غیر از اسم و رسم از قرآن و اسلام چیز دیگری نمی بینی.

94) د9د -د8د همان مأخذ ج 52 / 191.

95) د9د -د8د همان مأخذ، ج 52 / ص 192.

96) د9د -د8د الامام المهدی عند اهل السنه، ج 2؛ مشارق الانوار، ص 29.

97) د9د -د8د نوائب الدهور، ج 1/ ص 150.

98) د9د -د8د اثباة الهداه، ج 7 / ص 390 و 391.

99) د9د -د8د فرورفتگی زمین

100) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 265.

101) د9د -د8د ارشاد مفید، ج 3، ص 347.

102) د9د -د8د همان مأخذ، ص 358.

103) د9د -د8د همان مأخذ، ص 360.

104) د9د -د8د تاریخ ما بعد الظهور، ص 762.

105) د9د -د8د هود / 86.

106) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 392.

107) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 274.

108) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 279.

109) د9د -د8د همان مأخذ، ص 279.

110) د9دد8د غیبت نعمانی، ص 280.

111) د9د -د8د نساء / 47.

112) د9د -د8د آل عمران / 34.

113) د9د -د8د بقره / 148.

114) د9د -د8د الامامة و التبصرة، ص 131.

115) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 56.

116) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 257.

117) د9د -د8د همان مأخذ، ص 264.

118) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 453.

119) د9د -د8د اصول کافی، ج 1، ص 231.

120) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 458.

121) د9د -د8د الامام المهدی علیه السّلام من المهد الی الظهور، ص 390.

122) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 426.

123) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 184.

124) د9د -د8د همان مأخذ، ص 186.

125) د9د -د8د همان مأخذ، ص 187.

126) د9د -د8د همان مأخذ، ص 189.

127) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 189.

128) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 217.

129) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 249.

130) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 353.

131) د9د -د8د همان مأخذ، ص 352.

132) د9د -د8د بقره / 155.

133) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 353.

134) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 517.

135) د9د -د8د آل عمران / 83.

136) د9د -د8د ارشاد مفید، ص 359.

137) د9د -د8د همان مأخذ، ص 361.

138) د9د -د8د همان مأخذ، ص 361.

139) د9د -د8د حجر / 75 و 76.

140) د9د -د8د اثباة الهداة، ج 7 / ص 403.

141) د9د -د8د همان مأخذ، ص 397.

142) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

143) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

144) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 271.

145) د9د -د8د نفس زکیه طبق روایات معتبر جوانی است از آل محمد که پیش از ظهور در بین رکن و مقام در کنار خانه کعبه شهید می شود.

146) د9د -د8د آل عمران / 179.

147) د9د -د8د نوائب الدهور، ج 1، 78.

148) د9د -د8د بحار الانوار، ج 52، ص 254 - 260.

149) د9د -د8د این عبارت یا از باب تقیه است یا جهت امتحان و آزمایش منصور؛ والا حجت خداوند که تمام عالم هستی به امر خداوند متعال در دست اوست چگونه نیاز به دشمن خدا دارد؟

150) د9د -د8د در انگلستان عمل شنیع لواط قانونی اعلام شده و مسأله همجنس بازی فوق العاده شایع است و نیز در بعضی از کشورهای اروپایی دیگر - مانند فرانسه - عمل لواط شایع است و خودفروشان خودشان را عرضه می دارند.

151) د9د -د8د بحارالانوار، ج 53 / ص 7.

152) د9د -د8د زمر/ 74.

153) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 267.

154) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

155) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 270.

156) د9د -د8د همان مأخذ، ص 272.

157) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

158) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

159) د9د -د8د الامامة و التبصرة، ص 130.

160) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2 / ص 163.

161) د9د -د8د همان مأخذ، ص 159.

162) د9د -د8د همان مأخذ، ص 164.

163) د9د -د8د بقره / 148.

164) د9د -د8د الزام الناصب، ج 2 / ص 287.

165) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 252.

166) د9د -د8د روزگارهایی، ص 458.

167) د9د -د8د همان مأخذ، ص 458.

168) د9د -د8د همان مأخذ، ص 429.

169) د9د -د8د همان مأخذ، ص 430.

170) د9د -د8د همان مأخذ، ص 430.

171) د9د -د8د همان مأخذ، ص 431.

172) د9د -د8د همان مأخذ، ص 513.

173) د9د -د8د همان مأخذ، ص 514.

174) د9د -د8د همان مأخذ، ص 515.

175) د9د -د8د همان مأخذ، ص 515.

176) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 390 (چاپ جدید، ص 672، ح 25).

177) د9د -همان مأخذ، ص 391 (چاپ جدید، ص 674، ح 28) .
178) د9د -د8د یوسف / 94.

179) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 392 (چاپ جدید، ص 674، ح 29).

180) د9د -د8د روزگارهایی، ص 515.

181) د9د -د8د همان مأخذ، ص 516.

182) د9د -د8د همان مأخذ، ص 516.

183) د9د -د8د توبه / 33.

184) د9د -د8د کمال الدین صدوق، ج 2 / ص 387 (چاپ جدید، ص 670، ح 16).

185) د9د -د8د روزگارهایی، ج 1 / ص 506.

186) د9د -د8د الامام المهدی علیه السّلام من المهد الی الظهور، ص 516.

187) د9د -د8د اثبات الهداة، ج 7 / ص 430.

188) د9د -د8د همان مأخذ، ص 423.

189) د9د -د8د همان مأخذ، ص 396.

190) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 185.

191) د9د -د8د همان مأخذ، ص 188.

192) د9د -د8د همان مأخذ، ص 188.

193) د9د -د8د همان مأخذ، ص 189.

194) د9د -د8د همان مأخذ، ص 187.

195) د9د -د8د شعرا / 4.

196) د9د -د8د بحارالانوار، ج 52 / ص 270 و 271.

197) د9د -د8د همان مأخذ، ص 210.

198) د9د -د8د همان مأخذ، ص 286.

199) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 268.

200) د9د -د8د اثباة الهداه، ج 7 / ص 398.

201) د9د -د8د مکیال المکارم، ج 2 / ص 186.

202) د9د -د8د غیبت نعمانی، ص 206.

203) د9د -د8د غیبت طوسی، ص 268.

204) د9د -د8د همان مأخذ، ص 269.

205) د9د -د8د همان مأخذ، ص 269.

206) د9د -د8د همان مأخذ، ص 274.

207) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 46.

208) د9د -د8د در سال تألیف این کتاب ستاره مذکور در کره زمین دیده شد، حتی با چشمهای غیر مسطح.

209) د9د -د8د الملاحم و الفتن، ص 200،

210) د9د -د8د تذکرة الخواص، ص 138.

211) د9د -د8د الامام المهدی عند اهل السنة، ج 1 / ص 12.

212) د9د -د8د شرح ابن الحدید، ج 9 ص 152.

213) د9د -د8د و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب. یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج (ق / 41 و 42).

214) د9د -د8د ینابیع المودة (چاپ بمبئی)، ص 439.

215) د9د -د8د یعرف المجرمون بسیماهم فیوخذ بالنواصی و الاقدام (رحمان / 41).

216) د9د -د8د ینابیع المودة، ص 439.

217) د9د -د8د ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین.

218) د9د -د8د ینابیع المودة، ص 426.

219) د9د -د8د الحاوی للفتاری، جزء دوم، ص 355.

220) د9د -د8د مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه علیهماالسلام خواهد بود.

221) د9د -د8د همان مأخذ، ص 355.

222) د9د -د8د همان مأخذ، ص 364.

223) د9دد8د همان مأخذ، ص 368.

224) د9د -د8د همان مأخذ، ص 368.

225) د9د -د8د همان مأخذ، ص 368.

226) د9د -د8د اشاره به اینکه همسر حضرت سجاد علیه السّلام دختر حضرت امام حسن است. بنابراین، امام زمان روحی له الفداء از طرف پدر از حضرت امام حسین و از طرف مادر از امام حسن علیهما السلام است. آری نوشته اند که مادر مکرمه حضرت باقر علیه السّلام ام عبدالله دختر حضرت امام حسن علیه السّلام بوده است.


227) د9د -د8د الحاوی الفتاری، جزء دوم، ص 369.

228) د9د -د8د همان مأخذ، ص 371.

229) د9د -د8د همان مأخذ، ص 372.

230) د9د -د8د سنن ابی داود (مختصر)، جزء 6 / ص 160.

231) د9د -د8د همان مأخذ، ص 161.

232) د9د -د8د تذکرة القرطبی، ص 609 و صحیح مسلم، ج 4 / ص 2234.

233) د9د -د8د النهایة ابن اثیر، ص 300 و 301 .

234) د9د -د8د همان مأخذ، ص 300.

235) د9د -د8د فرائدالمسطین ج 2 / ص 312.

236) د9د -د8د فصول المهمه، فصل دوازدهم، ص 295.

237) د9د -د8د عقد الدرر،ص 137.

238) د9د -د8د همان مأخذ، ص 70.

239) د9د -د8د همان مأخذ، ص 51.

240) د9د -د8د همان مأخذ، ص 73.

241) د9د -د8د همان مأخذ، ص 74.

242) د9د -د8د همان مأخذ، ص 81 تا 84.

243) د9د -د8د همان مأخذ، ص 81 تا 84.

244) د9د -د8د الحاوی، ص 372.

245) د9د -د8د همان مأخذ، ص 369.

246) د9د -د8د همان مأخذ، ص 371.

247) د9د -د8د سنن ابی داود (مختصر)، جزء 6، ص 162.

248) د9د -د8د همان مأخذ، ص 162.

249) د9د -د8دعقدالدرر، ص 49.

250) د9د -د8د همان مأخذ، ص 51.