سیمای مؤمن در قرآن و حدیث

نویسنده : ابوالفضل بهشتی

شکرگزاری

بر اساس کتاب مفردات راغب، شکرگزاری، همان تصور نعمت و اظهار آن است که نقطه مقابل آن کفر، یعنی فراموشی نعمت و پوشاندن آن می باشد.
شکر دارای مراحل و معنای گسترده ای است که به دو قسم تقسیم می شود:
الف) شکر در برابر خدا، بدین معنا که انسان نهایت خضوع را در برابر او به جا آورد و از هر گونه مخالفت او بپرهیزد.
ب) شکرگزاری در برابر مخلوق، در این جا درباره قسم اول بحث می شود.
طبق بعضی روایات، خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که ای موسی! حق شکر مرا به جای آور، عرض کرد: چگونه؟ در حالی که هر شکری کنم در برابر آن نعمت تازه ای به من داده ای! خداوند فرمود:
یا موسی الان شکرتنی حین علمت أن ذلک منی.(167)
اکنون شکر مرا به جای آوردی، چون می دانی که همین توفیق نیز از من است.
درباره شکرگزاری در برابر خالق، نفس تصور عجز، خود یکی از راه های ادای حق شکر خداست.
به گفته سعدی:
از دست و زبان که بر آید - کز عهده شکرش به در آید؟
همین اظهار عجز، مرحله ای از شکر الهی است. وانگهی شکر در برابر خدا دارای مراحل و انواع مختلفی است از جمله:
1. شکر قلبی، که عبارت است از تصور نعمت های الهی در قلب و خشنودی باطنی به آن.
2. شکر زبانی، که انسان با زبان خود به حمد و سپاس الهی بپردازد.
3. شکر عملی، که عبارت است از ترک گناه و انجام آنچه خداوند واجب کرده است و عالی ترین مظاهر شکر، عبادت خالصانه و اظهار بندگی در برابر خداست.
قرآن مجید در توصیف اهل ایمان پس از بر شمردن صفاتی چند می فرماید: ...الحامدون(168)، در برابر نعمت های مادی و معنوی پروردگار سپاس می گویند. و پیامبر صلی الله علیه و آله در کلامی شیوا در وصف اهل ایمان می فرماید: شکورا، شکرگزارند.(169)
و هم چنین امام صادق (علیه السلام) در معرفی مؤمنان می فرماید:
شکورا عند الرخاء.(170)
اهل ایمان، در نعمت و آسایش سپاسگزارند.
مؤمنان در همه حال روح شکرگزاری دارند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
عجبا لامر المؤمن، ان أمره کله له خیر، و لیس ذلک لاحد الا للمؤمن ان أصابته سراء شکر و کان خیرا له و ان أصابته ضراء فکان خیرا له،
کار مؤمن عجیب است که کار او همه برایش خیر است و هیچ کس جز مؤمن چنین نیست، اگر سختی به او رسد، شکر کند و برای او نیک باشد و اگر مرض به او رسد، صبر کند و برای او نیک باشد.
پیشوایان معصوم (علیهم السلام) پیوسته در حال بندگی و شکرگزاری در برابر پروردگار بودند، آنها این اصل را محور همه امور و سنگ زیرین رشد و تعالی و کمال می دانستند. عبادتشان برای کسب بهشت و خوف از دوزخ نبود، بلکه ذات پاک خدا را سزاوار آن می دانستند و به عنوان شکر در برابر نعمت هایش، او را عبادت می کردند عبادتی پاک و خالص و مستمر همیشگی. امیر مؤمنان (علیه السلام) در اقسام عبادت و عبادت کنندگان فرمود:
ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عبادة التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبید، و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عبادة الاحرار.(171)
گروهی خدا را از روی میل به بهشت پرستش می کنند که این عبادت سوداگران و تجارت پیشگان است و گروهی خدا را از روی ترس از آتش دوزخ عبادت می کنند که این عبادت بردگان است و گروهی خدا را برای شکر نعمت هایش می پرستند و عبادت می کنند که این عبادت آزادگان است.

دو اثر ارزشمند شکرگزاری

1. ازدیاد نعمت های الهی، که قرآن مجید می فرماید:
لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.(172)
اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.
شکر نعمت نعمتت افزون کند - کفر نعمت از کفت بیرون کند
2. کسب فضایل اخلاقی و دوری از زشتی ها، شخص سپاسگزار و شکرگزار برای آن که از نعمت های الهی سپاسگزاری کند در اطاعت اوامر و ترک نواهی خدا می کوشد و به همین وسیله صفات عالیه و ملکات فاضله ای چون تقوا، عدالت، عزت نفس و... را کسب می کند و نیز رذایل اخلاقی مانند: فسق، ظلم، تملق و...را از خود دور می نماید. در روایتی از امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: شکر هر نعمتی، پرهیز از گناهان است.

مذمت کفران نعمت

در نکوهش کفران نعمت همین بس که خداوند عذاب دردناکی بر آن قرار داده است و در روایتی از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل فرموده است که عقوبت و عذاب کفران نعمت، زودتر از سایر گناهان نازل می شود(173)