فهرست کتاب


بیدارترین سردار

حسین استاد ولی‏

2- صلح از دیدگاه اعتقادی

شیعه بنابر همین عقیده و اعتقاد، می داند که کار امام بی حکمت نیست گرچه به فلسفه آن پی نبرد و از این رو تسلیم امام خویش است. و اگر احیاناً از اصحاب امامان اعتراضاتی شده دلیل بر کوتاهی معرفت و بینش سطحی آنان درباره امام بوده است که گاه امام را در سطح یک فرمانده لشکر می شناخته اند.
با توجه به مطالب بالا، صلح امام حسن علیه السلام از دیدگاه اعتقادی شیعه کاملاً حل شده و پذیرفتنی است. ولی در عین حال شیعه معتقد است که این صلح از نظر فقهی و تجربی - سیاسی آن روز نیز موضع گیری به حقی بوده و اگر هر فرد آگاه و با تجربه و دوراندیش دیگری هم بود همین شیوه را پیش می گرفت و این صلح را چیزی به دور از پیروزی در جنگ نمی دانست.

3- صلح از دیدگاه فقهی

کسانی که از محتوای مجموع احکام و مقررات اسلامی آگاهی ندارند و اسلام را تنها از یک زاویه مطالعه می کنند در مجموع به راه افراط و تفریط می روند و راه اعتدال اسلام را درنمی یابند. برخی چنین می پندارند که اسلام در هر شرایطی صد در صد طرفدار صلح و صفا و بی طرفی و سکون و آرامش است و با هر گونه اقدام انقلابی و مسلحانه و حماسی میانه ای ندارد، از این رو شهادت امام حسین علیه السلام را زیر سؤال می برند. و برخی به عکس، می پندارند که اسلام دینی انقلابی و حماسی محض است و در هر شرایطی طرفدار خون و شهادت است، از این رو به صلح امام حسن علیه السلام اعتراض دارند و در آن چون و چرا می کنند.
در صورتی که اسلام مطلقاً نه دین جنگ است نه دین صلح بلکه هم دین جنگ است و هم دین صلح، تا مصلحت چه باشد. بنابراین شخص ژرف نگر هیچ تناقضی میان روش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام نمی بیند و دو روحیه مختلف در این دو امام بزرگوار مشاهده نمی کند و معتقد می شود که اگر امام حسین در شرایط امام حسن قرار داشت صلح می کرد چنانچه کرد، و ده سال بعد نیز تا پایان عمر معاویه بر آن وفادار ماند. و اگر امام حسن در شرایط امام حسین قرار داشت تن به شهادت می داد و تا آخرین قطره خون خویش می جنگید چنانکه فرازهایی پس از صلح پیش آمد که امام آمادگی شهادت را نشان داد... .
اساساً در فقه اسلام در مسائل مربوط به جهاد، مسأله ای به نام هدنه یا مهادنه وجود دارد یعنی آتش بس و پیمان عدم تعرض برای مدتی معین (و این همان صلح است، نه به معنای آشتی و دست برداشتن از مواضع اعتقادی و اساسی و مصالح کلی، که این را یک فرد عادی در امور شخصی خود نیز نمی پذیرد چه رسد به امام آن هم در امور دینی و اجتماعی). این قرارداد میان دو گروه دیگر درگیر بنا به صلاحدید حاکم معصوم یا جانشین حقیقی وی منعقد می گردد. با بیان این حکم روشن می شود که اسلام به صلح یا جنگ و شهادت به دیده وسیله می نگرد نه هدف؛ آنچه از نظر اسلام هدف است مصلحت اسلام و مسلمین است و جنگ و صلح وسیله ای است برای دستیابی به آن، حتی قرآن کریم گاهی آشکارا فرمان پذیرش صلح می دهد(45).
بدین خاطر در تاریخ اسلام پیش از صلح امام حسن علیه السلام به مواردی از صلح پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بر می خوریم. روش پیامبر اسلام و به تبع آن حضرت، مسلمانان، در طول سیزده سال بعثت در مکه، روش مسالمت آمیز بوده است و طبق دستور قرآن کریم اجازه جهاد مسلحانه نداشتند(46) و تنها به دعوت اکتفا می کردند و بر آزار و شکنجه مشرکان صبر می نمودند، تا آنکه در مدینه پس از تشکیل حکومت و رسیدن به قدرت اجازه می یابند(47) باز می بینیم پیامبر اسلام در مدینه با برخی از قبایل یهود قرارداد صلح می بندد(48) و حتی در حدیبیه علی رغم تمایل اصحابش با مشرکان مکه پیمان صلح برقرار می کند تا آنجا که اعتراض بعضی از آنها را در پی می آورد.
علی علیه السلام نیز در دوران محرومیت و خانه نشینی 25 ساله خویش در حکومت خلفا (11 - 35) دست به شمشیر نمی برد و با تحمل رنج و مشکلات فراوان، بسان کسی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد با شرایط زمانه به سر می برد(49) و حتی در قضیه یورش بر خانه عثمان و کشتن وی شرکت نمی کند بلکه به آرام کردن مخالفان می پردازد و می خواهد کار را از راه مسالمت آمیز حل کند، تا آنجا که مورد اعتراض برخی از آنان قرار می گیرد. نیز در فرمان حکومتی به مالک اشتر دستور می دهد: تا آنجا که ممکن است به صلح بگذران....
از این شواهد تاریخی و نظایر فراوان آن پی می بریم که آنجا که مصلحت اسلام و مسلمین اقتضا می کند باید دندان بر جگر گذاشت و صبر کرد که چنین صبری شاید دشوارتر از جنگ باشد. و معلوم می شود که جنگ و شهادت در همه شرایط مطلوب اسلام نیست.

5- صلح از دیدگاه سیاسی - تجربی

گفتیم علاوه بر آنکه شیعه در هر شرایطی تسلیم حکم امام معصوم است گر چه فلسفه آن را نداند، ولی صرف نظر از علم امامت، صلح امام حسن علیه السلام از دیدگاه سیاسی - تجربی نیز کاملاً عاقلانه و آگاهانه و از روی دوراندیشی صحیح بوده است و هر سیاستمدار منصف آگاه از آن شرایط، آن را تأیید می کند.
با مطالعه تاریخ چند ماهه آغاز حکومت امام مجتبی علیه السلام روشن می شود که صلح بر امام تحمیل شد نه آنکه خود به استقبال آن شتافت. یعنی شرایط داخلی و خارجی کشور پهناور اسلامی آن را ایجاب می کرد.