فهرست کتاب


بیدارترین سردار

حسین استاد ولی‏

نتیجه

نتیجه آنکه داستان ازدواجها و طلاقهای مکرر آن امام مظلوم افسانه ای بیش نیست که به دست دشمنان سرسخت و مغرض مطرح شده و جیره خواران اموی و عباسی بدان دامن زدند، و جاهلان و غافلان از روی ساده لوحی باور داشتند.
نکته آخر اینکه: تا قبل از روی کار آمدن منصور عباسی، این مسأله مطرح نبود، حتی معاویه با آن دشمنی سرسختانه خود، هرگز برای تضعیف و تحقیر امام حسن علیه السلام از چنین حربه ای استفاده نکرد، و اگر چنین چیزی وجود داشت بی تردید معاویه و عمروعاص و دیگر جیره خواران آنان نخستین کسانی بودند که از این وسیله بهره می بردند.
همه اینها صرف نظر از اعتقاد ما درباره امامان معصوم است که همیشه غرق اندیشه و جذبه الهی بودند و سرگرمی به عبادت و دعا و مسجد و تدریس و مسافرت و جنگ و جهاد آنان را از بسیاری از مباحات نیز باز می داشت. علاوه آنکه این گونه اعمال با هیچ اصول اخلاقی سازگار نیست حال آنکه امام مجتبی علیه السلام تندیس اخلاق الهی بود.
اتهاماتی دیگر نیز بر آن حضرت وارد کرده اند که در آغاز این فصل برشمردیم و پاسخگویی به آنها از اندازه این مقال بیرون است.
تنها نگاهی سطحی به تاریخ زندگی آن حضرت که سراسر شور و حماسه و کرامت نفس و عقل و تدبیر و توجه به خدا و انجام وظیفه امامت و رهبری امت اسلامی بود، در رد این اتهامات کافی است و نیز نظری به منشأ و مصدر این شایعات که از گلوی چه کسانی طنین انداز شده ساختگی بودن آنها را روشن می سازد.
و باید خاطرنشان ساخت که امام حسین علیه السلام کمترین مخالفتی با آن حضرت در امر صلح نداشت، و اگر به فرض محال داشت مجاز نبود که اظهار کند زیرا که امام حسن علیه السلام امام او بود. علاوه آنکه امام حسین تا ده سالی که معاویه پس از شهادت امام حسن زنده بود هیچ اقدام مسلحانه ای نکرد و هرگاه در این زمینه با حضرتش مذاکره می شد می فرمود: تا معاویه هست کاری نمی توان کرد.

کارنامه ده ساله امامت

دوران امامت امام مجتبی علیه السلام از 21 رمضان 40 ه. ق تا زمان شهادت آن حضرت یعنی 28 صفر 50 ه.ق به مدت ده سال بود که حدود 6 تا 8 ماه آن را همراه با خلافت و مسؤولیت سیاسی مسلمانان سپری نمود، و بقیه را در مقام حساس امامت و رهبری فکری و معنوی مردم پشت سر نهاد.
چند ماه حکومت آن حضرت بر سر مقدمات جنگ با معاویه گذشت و در نهایت به صلح (آتش بس) انجامید. پس از قرارداد صلح تا به امروز امام مجتبی علیه السلام هم از سوی برخی دوستان خود مورد اعتراض واقع شده و هم از سوی دشمنان و هم منتقدان سیاسی. خوشبختانه شخص امام مجتبی و سپس امامان پس از وی،
این مسأله را کاملاً روشن ساخته و جای تردیدی در صحت و مصلحت آن به جای ننهاده اند. ولی حقیقت این است که اگر کسی یک نگاه حتی سطحی به تاریخ ده ساله امامت آن حضرت به ویژه چند ماه آغازین آن بیندازد بدون هر گونه توضیحی مسأله صلح برای او حل خواهد شد.
ما در این بخش، این رویداد تاریخی را از دیدگاه اعتقادی، فقهی و سیاسی - تجربی بررسی می کنیم و در هر مورد به اشاره ای کوتاه بسنده می نماییم.

1- امام از نظر شیعه

شیعه اعتقاد دارد که امام جانشین حقیقی پیامبر صلی الله علیه و آله است و بار مسئولیت آن حضرت را به دوش دارد، از این رو مانند او معصوم است یعنی از خطا و اشتباه عمدی و سهوی به دور است و آنچه می گوید و عمل می کند به امر الهی است تو مطابق با دستورالعملی است که در اختیار دارد(41). امام دارای همه کمالات انسانی در حد اعلای آن است، یعنی عاقل ترین، داناترین، عادلترین، آگاهترین، شجاعترین و .. مردم است و امامان همه در این صفات یکسانند (42). از امام معصوم باید مانند پیامبر بی چون و چرا اطاعت کرد(43) و در هیچ کاری بر او پیشی نجست، همان گونه که از خدا و پیامبر نباید جلوتر افتاد.(44)