فهرست کتاب


بیدارترین سردار

حسین استاد ولی‏

4- آیه تطهیر:

پس از آنکه آیه تطهیر نازل شد(13)، و گواهی به پاکی و عصمت اهل بیت داد، پیامبر صلی الله علیه و آله برای آنکه افراد اهل بیت خود را مشخص نماید تا دیگران خود را در زیر این عنوان قرار ندهد، علی و فاطمه و حسن و حسین علیه السلام را در کنار خود نشانید، آن گاه عبایی را که بافت خیبر بود بر سر خود و آنان کشید و عرضه داشت: بارالها، اینان اهل بیت و خاندان منند، پس هر گونه پلیدی را از آنان دور بدار و آنان را به شایستگی پاکیزه دار.
در اینجا نیز مشاهده می کنیم که امام مجتبی علیه السلام به عنوان یکی از افراد خاص اهل بیت پیامبر معرفی می شود و طبق آیه فوق عصمت او تضمین می گردد.(14)

نزد پیامبر صلی الله علیه و آله:

محبوبیت امام مجتبی علیه السلام در کودکی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله برای همه کس مشهود بود. پیامبر او را پاره تن، نور دیده، میوه دل و گل خوشبوی بوستان نبوت می نامید. پیوسته او را فرزند خود می خواند و می فرمود: همه فرزندان مادران به پدرشان نسبت می برند جز اولاد فاطمه، که آنان به من نسبت می برند. از عمق دل به او عشق می ورزید، دست او را می گرفت، بر روی دامن خود می نشاند و به مردم می گفت: هر که این فرزند مرا دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. خداوند دوست بدارد کسی را که حسن مرا دوست بدارد.
و گاه می فرمود: خداوند مرا به دوستی حسن و حسین فرمان داده است. و گاه می فرمود: من در جنگم با هر کس که با تو در جنگ باشد.
به هنگام گریه او، سر از پا نشناخته، از منبر به زیر می آمد، او را در آغوش می گرفت و آرام می کرد، آن گاه به منبر باز می گشت. او را در آغوش می گرفت و می بویید و می بوسید و به او می گفت: تو آقا، فرزند آقا، و برادر آقایی.
او در کودکی در سجده نماز بر دوش پیامبر می نشست و آن حضرت از شدت مهر به او سر از سجده برنمی داشت تا خود فرود آید، و گاه به نهایت نرمی و عطوفت او را از دوش خود فرود می آورد. گاهی دیگر او را بر دوش می نشاند و می فرمود: چه خوب مرکبی است مرکب تو، و چه خوب سواری هستی تو!
پیامبر در مراقبت و تربیت او سخت می کوشید. گاهی او را بر دامن می نشاند و او را تشویق می کرد که از سینه مبارکش بالا برود و راه رفتن را بیاموزد و می گفت: حزقة، حزقة، ترق عین بقة (کودک کوچک و نوپای من، از سینه ام بالا برو ای کودک ریز نقش من).
گاه او را با برادر کوچکش حسین علیه السلام به کشتی گرفتن وا می داشت و در حین کشتی او را تشویق می کرد، و می فرمود: من حسن را تشویق می کنم، زیرا جبرئیل حسین را تشویق می کند.
پیامبر صلی الله علیه و آله او و حسین را دو گوشواره عرش خدا می نامید و زینت جهان آفرینش می دانست. درباره آن دو بزرگوار می فرمود: حسن و حسین امامند، خواه قیام کنند و خواه دست از قیام بردارند.(15) و می فرمود: حسن و حسین دو آقای جوانان بهشتی اند.
مردی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله خطایی مرتکب شده بود، خود را از بیم پنهان کرد. روزی امام حسن و امام حسین را در راهی تنها دید، آنان را بر دوش گرفت و نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول الله، من به خداوند و این دو کودک شما پناه آورده ام.
پیامبر خندید و به او فرمود: برو، تو آزادی....
پیامبر تا آنجا به شخصیت او ارج می نهاد که در کودکی، امضای او را پای برخی قراردادها می نهاد و بدین وسیله شایستگی او را برای امامت و خلافت روشن می ساخت. هنگامی که هیئتی از طائف به نام هیئت ثقیف آمدند و قراردادی جهت عدم تعرض بسته شد پیامبر امام حسن را فرمود تا پای قرارداد را امضا کند. و نیز در صلح حدیبیه که پیامبر در زیر درختی از مسلمانان یبعت مجدد گرفت، دو کودک خردسال او حسن و حسین هم بیعت کردند و پیامبر فرمود: از افراد خردسال کسی با ما بیعت نخواهد کرد مگر کسی که از ما خاندان باشد.(16)

نزد امیر مؤمنان علیه السلام:

هنگامی که ابن عباس مردم را به بیعت با آن حضرت فراخواند، مردم سخن او را پذیرفته، گفتند: راستی که چقدر حسین بن علی نزد ما محبوب است! بی شک او سزاوار خلافت است.(17)