پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

قاتل تو بدبخت ترین امت است

راوی گوید: در یکی از بیماریها حضرت علی علیه السّلام را عیادت کردم و به ایشان گفتم: یا امیرالمؤمنین از این بیماری بر شما نمی ترسم، فرمود: به خدا قسم من (نیز) بر جان خود نگران نیستم زیرا از صادق مصدق (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم که می فرمود:
همانا ضربتی بر این مکان - و اشاره به سر خود نمود- زده می شود به گونه ای که محاسن تو از خون سرت رنگین گردد، قاتل تو بدبخت ترین این امت است همچنانکه پی کننده ناقه صالح بدبخت ترین قوم ثمود بود.(448)

یکی دو شبی بیش نیست

در آخرین رمضان عمر امیرالمؤمنین علیه السّلام حضرتش شبی را نزد فرزندش حسن علیه السّلام و شبی را نزد فرزند دیگرش حسین علیه السّلام و شبی را نزد (دامادش که شوهر حضرت زینب علیهما السلام بود) عبدالله بن جعفر افطار می کرد و در هر شب از سه لقمه بیشتر نمی خورد، یکی از فرزندانش حسن یا حسین علیهم السلام در این مورد سؤال کردند (که چرا بیشتر غذا تناول نمی فرمائی؟) فرمود:
می خواهم فرمان پروردگارم در حالی بیاید که من گرسنه باشم سپس فرمود: یکی دو شبی بیش نیست.(449)

امشب همان شبی است که به من وعده داده شده است

امیرالمؤمنین علیه السّلام در آن شبی که ضربت خورد، تمام شب را بیدار بود، بسیار از اتاق بیرون می آمد و به آسمان نگاه می کرد و می گفت:
به خدا قسم دروغ نگفتم و به من خبر دروغ نداده اند، امشب همان شبی است که به من وعده داده شده است، آنگاه دوباره به اندرون باز می گشت.
چون طلوع فجر (وقت نماز صبح) شد، حضرت کمر خود را محکم کرد و در حالی که این شعر را زمزمه می کرد.
bb اشدد حیازیک للموت فان الموت آتیکا - و لا تجزع من الموت اذا حل بوادیکا.bbb
یعنی: سینه خود را برای مرگ محکم کن که مرگ به سراغت خواهد آمد، و چون مرگ تو را دریافت از آن بی تابی مکن.
و چون حضرت می خواست از خانه خارج شود مرغابی هائی به دنبال حضرت فریاد می زدند! اهل خانه مشغول دور کردن آنها شدند که حضرت فرمود:
اینها را رها کنید، فریادهائی است که به دنبال آن ناله هاست،(450) آنگاه به مسجد رفت و شد آنچه شد.