پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

حسین علیه السّلام الگوی بشریت در همه تاریخ

امام صادق علیه السّلام روایت کند که حضرت علی علیه السّلام به فرزند برومندش حسین علیه السّلام عرض کرد: فدایت گردم، حال من چگونه است؟ فرمود: تو می دانی آنچه را دیگران به آن جاهلند زود باشد که عالم از دانش خود سود برد.
ای پسرک من بشنو و ببین قبل از آنکه واقع شود قسم به آنکه جانم به دست اوست بنی امیه خون تو را می ریزند اما نمی توانند تو را از دین منحرف کنند و از یاد پروردگارت به فراموشی اندازند.
امام حسین علیه السّلام پاسخ داد: قسم به آنکه جانم به دست اوست کافی است که مرا به آنچه خدا فرو فرستاده اقرار کنم، من سخن پیامبر و پدرم را تصدیق می کنم.(362)
bbهمتش نازم که کرد از دین به پا آنسان علم - کاسمان افتد گر از پا آن علم برپاستی
دین یزدان سنت احمد طریق مرتضی - تا ابد از همت مردانه اش برپاستی
او چو قلب و عالم امکان چو اعضا لاجرم - قلب در انسان همی فرمانده اعضاستی
پا ز مستی بر بساط چرخ مینایی زند - هر که را از عشق آن شد باده در میناستی
بایدش تا جان و سر بازد به سودای حسین - در حقیقت هر که را با حق سر سوداستی
عرش باشد صورتی از بارگاه او بلی - صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی
با ولای او غم امروز و فردا را مخور - زانکه او یار تو هم امروز و هم فرداستی
عقل را گفتم چه می گویی تو در حق حسین - گفت من خود مات و حیرانم خدا داناستی (363)bbb

پیشگوئی حضرت امیر علیه السّلام در مورد مختار

امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: همانگونه که گروهی از بنی اسرائیل فرمانبرداری کردند و محترم شدند و گروهی دیگر نافرمانی کرده و عذاب شدند، شما نیز چنین خواهد کرد. کسانی که این سخن را می شنیدند گفتند: یا امیر المؤمنین نافرمانبردار ما کیست؟ فرمود: آنانکه دستور دارند ما اهل بیت را احترام کنند و حقوق ما را بزرگ شمارند اما خیانت کرده و نافرمانی نمودند و حق ما را انکار کردند و اولاد پیامبر را خواهند کشت.
گفتند: یا امیرالمؤمنین این خبر واقع خواهد شد؟ فرمود بله خبر حقی است که واقع می شود. و این دو پسر من و حسن و حسین را به زودی خواهند کشت. و زود است که ستم کنندگان در دنیا به شمشیرهای برخی از مردم که خدا برای انتقال از آنها بخاطر نافرمانیشان برگزیده به پلیدی رسند همچنانکه بنی اسرائیل رسیدند.
پرسیدند: آن مرد کیست؟ فرمود که جوانی است از طایفه ثقیف بنام مختار بن ابی عبیدة.
حضرت سجاد علیه السّلام فرمود: وقتی حضرت این سخن را فرمود (مختار هنوز متولد نشده بود) پس از چندی متولد شد، در ادامه حدیث آمده است.

آوردن سر عبیداللّه و شمر ملعون نزد حضرت سجاد علیه السّلام

از امام سجاد علیه السّلام سؤال شد ای فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم علی بن ابی طالب قیام مختار را ذکر نمود اما وقت قیام را مشخص ننمود، حضرت فرمود: می خواهید به شما خبر دهم؟ گفتند: آری، فرمود: سه سال بعد از این گفتار من، سر عبیدالله بن زیاد و شمر را در فلان روز خواهند آورد و ما در مقابل آندو سر غذا خواهیم خورد.
چون موعد معین فرا رسید حضرت با اصحاب خود بر سر سفره بودند به آنها فرمود:
ای برادران خود را پاکیزه دارید، شما در حالی غذا می خورید که ستمکاران بنی امیه نابود می شوند. پرسیدند: در کجا؟ حضرت ضمن معرفی آن جایگاه فرمود: به همین زودی در فلان روز دو سر را خواهند آورد، در روز مقرر حضرت بعد از نماز می خواست غذا میل نماید که دو سر را آوردند، همین جا که چشمان مبارکش به آن دو سر ملعون افتاد به سجده رفت و گفت: سپاس مخصوص خداوندی است که مرا زنده داشت تا این را به من نشان داد، آنگاه به غذا خوردن پرداخت و گاهی به آندو سر نظر می نمود.
خدمتکاران با دیدن آن دو سر از پختن حلوا غافل شده بودند، یکی گفت: چرا حلوا آماده نکرده اید؟ حضرت فرمود:
حلوائی شیرین تر از نگاه به این دو سر نمی خواهیم سپس امام سجاد از قول امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: و آنچه برای کافرین و فاسقین (از عذاب) در نزد خداوند است سنگین تر و دائمی تر است.(364)