پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

تحولات طبیعی و شهادت سید الشهدا علیه السّلام

این عباس گوید: آنها را برداشته و جداً محافظت کردم، تا آنکه یکروز دیدم خون تازه از آن می چکد، گریان شدم نشستم و گفتم: به خدا حسین کشته شد، به خدا قسم علی در هیچ به من دروغ نگفت و خبر نداد به چیزی مگر آنکه واقع شد چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به او خبرهائی می داد که از دیگران پنهان می داشت.
حیران شدم و از منزل بیرون آمدم، هنگام طلوع فجر بود، به خدا سوگند هوای مدینه چنان تیره و تار شده بود که مثل دود بود و چشم جایی را نمی دید، خورشید طلوع کرد، دیوارهای مدینه را دیدم که گویا خون تازه بر آنها بود، با حالت گریان نشستم و گفتم: به خدا قسم حسین کشته شد، صدائی از طرف بیت (خانه خدا یا خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم می گفت:
ای خاندان رسول صبر کنید، که فرزند بتول کشته شد، روح الامین به زمین آمد و با صدای بلند گریه کرد و آن وقت روز دهم محرم روز عاشورا بود، بعد از آنکه خبر رسید معلوم شد که حضرت در همان روز شهید شده است، این حدیث را به اشخاصی که با حسین علیه السّلام بودند گفتم: آنها نیز گفتند: به خدا قسم که ما نیز شنیدیم آنچه تو شنیدی و نمی دانیم گوینده آن که بوده است شاید خضر علیه السّلام بوده.(355)

قبر سیدالشهداء زیارتگاه خواهد بود

امیرالمؤمنین علیه السّلام در یک پیشگوئی در مورد قبر سیدالشهداء فرمود: گویا می بینم قصرها و ساختمانهائی که در اطراف قبر حسین علیه السّلام برافراشته، و کاروانهائی که از کوفه به سوی قبر حسین علیه السّلام بیرون می آید، روزها و شبها نگذرد تا اینکه از اطراف زمین مردم به سوی آن جناب آمده و این مطلب، هنگام انقراض حکومت بنی مروان است.(356)

وقتی چنین شد مبادا جفا کنید

امیر المؤمنین علیه السّلام در بیرون کوفه فرمود: پدر و مادرم فدای حسین مقتول باد، به خدا قسم گویا می بینم انواع وحشیان (بیابان) را که گردنهای خود را بر قبر او دراز کرده بر او از شب تا صبح گریه و نوحه می کنند!
پس چون زمان به اینجا رسید مبادا که بر او جفا کنید(357) (شاید منظور حضرت این باشد که وقتی جانوران درنده به مصائب حضرت گریه می کنند شما از نوحه و عزاداری دریغ مکنید.)