پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

اینجا محل کشتگان عاشق است

حضرت باقر علیه السّلام فرمود: امیرالمؤمنین با مردم حرکت کرد تا به اطراف زمین کربلا رسیدند حضرت در محلی که به آن مقدفان گویند طواف کرده فرمود:
اینجا دویست پیامبر و دویست سبط پیامبر شهید شده اند.
و اینجا محل کشته شدن عاشقان شهیدی است که نه پشتیبان بر آنها سبقت گرفته اند و نه آیندگان به آنها خواهند رسید.(353)
و در روایت دیگری فرمود: خوشا به حال تو ای خاک که خونهای دوستان بر تو ریخته می شود.(354)

آه آه، خاندان ابوسفیان از من چه می خواهند

عبدالله بن عباس گوید: هنگامیکه در راه صفین امیرالمؤمنین علیه السّلام به نینوا رسید با صدای بلند مرا صدا زد و فرمود: ای پسر عباس آیا این مکان را می شناسی؟ عرض کردم: نه، فرمود: اگر این زمین را مثل من بشناسی از آن عبور نمی کنی مگر اینکه مثل من گریان خواهی شد، آنگاه حضرت مدتی طولانی به شدت گریست و به گونه ای که محاسن شریفش خیس شد و دانه های اشک بر سینه او می ریخت و ما نیز با آن حضرت گریان شدیم.
سپس دیدیم حضرت از عمق جان ناله می زد و می فرمود: آه آه خاندان ابوسفیان از من چه می خواهند؟
آل حرب که حزب شیطانند و اولیاء کفر از من چه می خواهند؟ سپس حضرت خطاب به فرزند خود امام حسین علیه السّلام نموده فرمود:
ای ابا عبدالله صبر کن، که پدرت نیز تحمل می کند مثل آنچه به تو می رسد، سپس حضرت آب طلبید، وضو گرفته نماز خواند، دوباره سخنان خود را تذکر داده سپس چشمان مبارکش مختصری به خواب رفت، وقتی بیدار شد فرمود:

خوابی که حضرت امیر علیه السّلام در سرزمین کربلا دید

ای ابن عباس آیا آنچه را که الان در خواب دیدم به تو بگویم؟ عرض کردم: خیر است یا امیرالمؤمنین مقداری خوابیدید؟ فرمود:
دیدم گویا مردانی از آسمان فرود آمدند با پرچمهای سفید و شمشیرهای براق که بر کمر داشتند، و اطراف این زمین را خط کشیدند، سپس دیدم گویا شاخه های این درختان بر زمین آمد، زمین به لرزه افتاد و دریائی از خون نمایان شد.
و دیدم که گویا حسین من که فرزندم و پاره تن من و مغز من است در این دریای خون غرق است و یاری می طلبد ولی کسی به او جواب نمی دهد.
گویا آن مردان سفید که از آسمان آمدند ندا می کردند: ای خاندان پیامبر صبر کنید، البته شما به دست بدترین مردم کشته می شوید و اینک بهشت مشتاق شماست. سپس آنها مرا تسلیت دادند و گفتند:
ای اباالحسن بشارت باد تو را، خداوند چشم تو را روشن گرداند آنگاه که مردم در مقابل پروردگار عالمیان برخیزند، و از خواب بیدار شدم.
سپس حضرت افزود: سوگند به آنکه جانم به دست اوست، صادق مصدق ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم به من خبر داد که هنگام رفتن برای (سرکوبی) شورشیان به این سرزمین عبور خواهم کرد و اینکه این زمین کرب و بلا است، در این زمین هفده نفر از اولاد من و فاطمه علیهما السلام دفن می شوند و این زمین در آسمانها به کرب و بلا معروف است همچنانکه مدینه و مکه و بیت المقدس شهرت دارد و یاد می شود، سپس فرمود: