پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

مروان توسط همسرش کشته شد

و بالجمله مروان به مدت نه ماه و اندکی خلافت نمود و حضرت امیر علیه السّلام این مدت اندک را اینگونه بیان نمود: او را حکومتی است همانند لیسیدن سگ بینی خود را! و سرانجام به دست همسر خود فاخته مادر خالد بن یزید کشته شد، زیرا مروان پیمان اولیه خود را مبنی بر اینکه خالد بن یزید بعد از او خلیفه باشد نقض کرده و ولایتعدی را در فرزند خود عبدالعزیز پذیرفته بود، فاخته همسر مروان که خلافت فرزندش را بر باد دید، سمی را در شیر ریخت و به مروان داد، مروان با خوردن شیر، زبانش از کار افتاد و به حالت احتضار درآمد، فرزندان او اطراف او جمع شدند، مروان با انگشت به همسر خود اشاره می کرد یعنی او مرا کشت ولی آن زن برای اینکه رسوا نشود می گفت: پدرم فدای تو باد! چقدر مرا دوست می داری که وقت مردن هم به یاد من هستی و سفارش مرا به اولاد خود می کنی!(210)

خلافت چهار برادر از پسران مروان

قسمت دوم پیشگوئی حضرت در آن سخن، مربوط به اولاد مروان است، حضرت خبر داد که چهار نفر از آنان به حکومت رسند، و هیمنگونه نیز شد زیرا چهار نفر از اولاد عبدالملک پسر مروان، به ترتیب به خلافت رسیدند بنامهای ولید و سلیمان و یزید و هشام که روزگار امت در زمان ایشان سپاه و حالشان تباه شد و گویند: اتفاق نیفتاده است که چهار برادر خلافت کرده باشند به جز ایشان، و همین مطلب را تأیید می کند خوابی که مروان دید و آن این بود که در محراب پیامبر صلی اللّه علیه و آله وسلم چهار مرتبه بول می کرد ابن سیرین که در تعبیر خواب شهرت دارد تعبیر کرد که چهار نفر از اولاد تو خلیفه می شوند و در محراب پیامبر صلی اللّه علیه و آله وسلم می ایستند.
برخی نیز احتمال داده اند منظور حضرت از اولاد مروان، چهار پسر او باشند، عبدالملک که خلیفه شد، و عبدالعزیز که والی مصر شد و بشر که والی عراق گردید و محمد که والی جزیره بود.(211)

پیشگوئی حضرت در مورد حکومت عبدالملک بن مروان

امیرالمؤمنین علیه السّلام در ضمن خطبه ای که از آینده خبر می داد و در نهج البلاغة آمده است فرمود:
گویا می بینیم او را (عبدالملک) که در شام بانگ می زند (لشکر فراهم می کند) و با پرچمهایش در اطراف کوفه می گردد (عراق را به تصرف آورد) و به آن دیار هجوم آورد همانند هجوم شتر سرکش بدخو، زمین را از سرها فرش نماید (بسیار کشتار کند) و دهانش (چون درندگان) گشاده و گامش در زمین سنگین است (سپاهیان فراوان دارد) جولان او دور و دراز و حمله اش سخت خواهد بود.
به خدا قسم شما را در اطراف زمین پراکنده می کند تا اینکه نماند از شما مگر اندکی همچو سرمه در چشم، همواره در این حال (سخت) خواهید بود تا اینکه عقلهای پنهان عرب به نزد آنها برگردد (سر عقل آیند) پس روشهای پاینده و نشانه های آشکار و پیمان نزدیک را که اتمام نبوت بر آن است، پای بند شوید و بدانید که شیطان راههای خود را برای شما هموار می کند تا به دنبال او گام بردارید.(212)
شارح نهج البلاغة گوید: این سخنان حضرت در مورد عبدالملک بن مروان و حکومت او در شام و تسلط او بر عراق و کشتاری که در ایام عبدالرحمن و کشتن مصعب در میان عرب واقع شد می باشد.(213)