پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

خبر دادن حضرت از حمله مغولان و تاتار

در نهج البلاغه است که حضرت امیر علیه السّلام فرمود:
گویا می بینیم آنها را که گروهی هستند که چهره هایشان مانند سپر (پهن و گرد) و چکش خورده است (پرگوشت و ضخیم و نشانه دار) لباسهای دیبا و ابریشم می پوشند و اسبهای نیکو یدک می کشند، هرکجا (که وارد شوند) خونریزی بسیار سخت واقع می شود به گونه ای که مجروحین بر روی کشته ها راه روند و گریخته کمتر از اسیر باشد (اکثراً مخالفین آنها کشته یا اسیر شوند و راه فراری ندارند.) (202)
شارح نهج البلاغه ابن ابی الحدید گوید: این خبر غیبی که امیرالمؤمنین علیه السّلام داده است ما آن را با چشم خود دیدیم و در زمان ما واقع شد، مردم از اول اسلام منتظر آن بودند تا آنکه قضا و قدر آن را به عصر ما کشاند.
ایشان مردمانی بودند که از دورترین نقاط مشرق خروج کردند، لشکر ایشان از آنجا تا شام و عراق پیشروی کرد و در میان شهرها و سرزمینها(ئی که اشغال می کردند) کارهائی انجام دادند (و جنایاتی مرتکب شدند) که از اول خلقت آدم تا زمان ما در هیچ تاریخی سابقه ندارد. اگر بابک خرمی بیست سال حکومت ستمگرانه داشت، لیکن سختی آن فقط در یک منطقه و آن آذربایجان بود اما این گروه تمامی مشرق را تصرف کردند و جنایات آنها به شهرهای ارمنستان و شام و عراق رسید.
چه نسبتی است میان بخت النصر که یهود را کشت و بیت المقدس را خراب کرد و بنی اسرائیل را در شام نابود نمود و میان این گروه که مسلمانان و غیر مسلمانان را کشتند.
ابن اثیر مورخ معروف گوید: برای نگارش واقعه چنگیز چند سال از آن دست کشیدم و مردد بودم! چه کسی می تواند نابودی اسلام و مسلمین را بنویسد و آن را ذکر کند، ای کاش مادر مرا نزائیده بود و ای کاش من قبل از این مرده بودم و به دست فراموشی سپرده می شدم. (203)

در این مکان در آینده نهری ایجاد می شود

امیرالمؤمنین با عده ای از اصحاب به خارج از کوفه حرکت می کرد که فرمود: آیا اگر به شما خبر دهم که روزگاری نمی گذرد تا اینکه در این مکان نهری ایجاد شده و در آن آب جاری می شود آیا مرا تصدیق می کنید؟ اصحاب گفتند: آیا چنین چیزی خواهد شد؟
حضرت فرمود: آری به خدا قسم گویا نهری را می بینم در این مکان که در آن آب جاری است و کشتیها حرکت می کنند و مردم از آن استفاده می برند، و همانگونه شد که حضرت خبر داد. (204)

پیشگوئی حضرت در مورد عمر طولانی مردی و ایجاد شهر بغداد

مردی بنام حسن بن ذکردان که دارای عمری طولانی بود و 325 سال از عمرش می گذشت، گوید: من امیرالمؤمنین را در شهر خودم در خواب دیدم و سپس به طرف مدینه (به شوق دیدار حضرت) حرکت کردم و در آنجا به دست حضرت مسلمان شدم و مرا حسن نامید، احادیثی از آن حضرت شنیدم از جمله روزی به حضرت گفتم:
یا امیرالمؤمنین برایم دعا کن حضرت فرمود: ای فارسی عمر تو طولانی خواهد شد، و حرکت خواهی کرد به طرف شهری که مردی از پسران عمویم عباس (منصور عباسی) بنا می کند و در آن زمان بغداد نامیده می شود ولی به آن شهر نمی رسی و قبل از رسیدن به آن شهر در زمینی بنام مدائن وفات خواهی کرد!
و همانگونه شد که حضرت خبر داده بود زیرا حسن بن ذکردان همان شب که داخل مدائن شد فوت نمود (205) و در یک پیشگوئی دیگر حضرت امیر علیه السّلام از بغداد به عنوان زوراء نام برده فرمود: شهری ایجاد می شود که نامش زوراء خواهد بود میان دو رود دجله و فرات، ساختمانهای آن از گچ و آجر برافراشته و با طلا و نقره زینت شود.(206)