پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

سید محمد نجفی یزدی

او نمی میرد تا فرمانروای امت شود

امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین در میان لشکر خود متوجه غوغائی شد، مردم به جنب وجوش آمده بودند، حضرت از علت آن سؤال نمود، گفتند: معاویه کشته شده است. حضرت فرمود: نه، قسم به آنکه جانم به دست (قدرت) اوست او نمی میرد تا اینکه امیر این امت شود و همه با او بیعت کنند.
عرض کردند: (اکنون که می دانید او پیروز خواهد شد) چرا با او می جنگید؟ فرمود: تا عذری باشد میان من خداوند (یعنی انجام وظیفه و اتمام حجت بر مردم و روشن شدن حق را باطل و طرفداران آن دو).
در روایت دیگری سواری از شام خبر مرگ معاویه را آورد، او را نه نزد حضرت آوردند، حضرت فرمود: آیا خودت شاهد مرگ معاویه بودی؟ با کمال تعجب گفت: آری خاک هم بر او ریختیم! حضرت فرمود:
دروغ می گوید، گفتند: از کجا فهمیدید که دروغ می گوید؟ فرمود: او نمی میرد تا اینکه چنین و چنان کند و مقداری از کارهای معاویه را حضرت بیان کرد، گفتند: پس چرا با او می جنگید؟ فرمود: برای (اتمام) حجّت. (181)

معاویه نمی میرد تا آنکه صلیب برگردن آویزد

علامه مجلسی - قدس سرّه - روایت کند که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: پسر هند (یعنی معاویه) نمی میرد تا اینکه صلیب برگردن خود آویزان کند و همچنان شد که حضرت فرموده بود.
علامه مجلسی - ره - سپس از مناقب نقل می فرماید که: این روایت را احنف بن قیس و ابن شهاب زهری و اعثم کوفی و ابوحیان و ابوالثلاج نیز نقل کرده اند. (182)
صاحب حدیقة الشیعة از کتاب مصابیح نقل کرده است که پیامبر اکرم علیهم السلام فرمود: یموت معاویة علی غیر ملتی؛ معاویه می میرد بر دینی غیر از دین من.
احنف بن قیس گوید: من وقتی از امیرالمؤمنین علیه السلام شنیدم که می فرمود: معاویه بر دین اسلام نخواهد مرد، در دلم این امر می خلید که این مسأله چگونه خواهد بود؟ تا آنکه به حسب اتفاق به شام رفتم، شنیدم که معاویه رنجور است، رفتم به عیادت او، دیدم روی به دیوار خوابیده است، به سینه او دست زدم، دستم به بتی خورد که در گردن آویخته بود.
معاویه متوجه من شد وقتی مرا گریان دید گفت: (چرا گریه می کنی) من امروز حالم بهتر است، گفتم: گریه من به این جهت است که از علی بن ابی طالب شنیدم می فرمود: معاویه در حالی می میرد که بت در گردن اوست.
معاویه گفت: دکتر به من دستور داده و به من گفته است این بت نیست، در گردن خود بیاویز که برایت سودمند است، احنف گوید: از نزد معاویه بیرون آمدم هنوز به خانه نرسیده بودم که آوازه مرگ معاویه از هر طرف بلند شد قاضی القضا اهل سنت نیز گفته است: معاویه در حالی مرد که از بت توقع شفاعت داشت و دیگری از آنها بنام مأمونی در کتاب خود، حدیث آویزان کردن بت را در هنگام مرگ توسط معاویه، مورد اتفاق دانسته است.(183)

با این سستی پس از من به ذلت همگانی می رسید

مردم کوفه و عراق بعد از جریان صفین و حکمین، نسبت به جنگ به خاطر خسارات و تلفات سنگینی که به آنها وارد آمده بود از جنگ رویگردان شدند و سستی و زبونی و دنیاطلبی را پیش گرفتند و هر چه حضرت امیر علیه السّلام آنها را به جنگ با معاویه و سرکوب او تشویق می نمودند تأثیری نداشت مگر برای اندکی، به همین جهت است که حضرتش از مردم کوفه به سختی گلایه نمود و آنها را از عاقبت این سستی بر حذر داشت.
در یکی از سخنان خویش فرمود: با کدام رهبر بعد از من خواهید جنگید، از کدام خانه بعد از خانه خود دفاع می کنید؟ بدانید که شما (با این سستی) بعد از من به ذلت همگانی مبتلا شده و با شمشیر برنده و روش زشت مواجه می شوید، به گونه ای که ستمگران این اعمال را بعنوان یک سنت (طولانی) اجرا خواهند نمود.(184)
و تاریخ نشان داد که شیعیان عراق بعد از حضرت دچار چه سختیها و شکنجه های دردناک گردیدند.