پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

نسبت علم موسی و خضر با علوم امیرالمؤمنین علیه السلام

وقتی حضرت موسی علیه السلام از نزد خضر برگشت و آن حوادث عجیب مثل سوراخ کردن کشتی و تعمیر دیوار و کشتن آن نوجوان به وقوع پیوست،
برادر او هارون از موسی در مورد دانش خضر پرسید.
حضرت موسی علیه السلام فرمود: این امر، دانشی است که نداشتن آن ضرر ندارد ولی حادثه ای عجیب تر روی داد! هارون پرسید: چه حادثه ای؟ حضرت موسی علیه السلام گفت:
من و خضر کنار دریا ایستاده بودیم که پرنده ای شبیه به چلچله ظاهر شد، با منقار خود قطره ای آب برداشت و به طرف مشرق پرتاب کرد! بار دوم قطره ای دیگر برداشت و آن را به طرف مغرب انداخت، بار سوم آن را به طرف جنوب و بار چهارم به طرف شمال پرتاب کرد! و در دفعه پنجم به طرف آسمان و دفعه ششم به خشکی و دفعه هفتم به دریا انداخت و سپس پرکشید و پرواز کرد.
ما دو نفر حیرت زده ماندیم و سر این کار را نفهمیدیم تا اینکه خداوند فرشته ای را به صورت آدمی فرستاد و به ما گفت:
چرا شما را متحیر می بینم؟ گفتیم: در کار این پرنده متحیریم، گفت: منظور او را نمی دانید؟ گفتیم: خدا بهتر می داند، گفت: این پرنده با عملش می گوید: به حق آنکه شرق و غرب زمین را آفرید و آسمان را بر پا داشت و زمین را به حرکت آورد و بگستراند، بطور قطع خداوند در آخر الزمان پیامبری را خواهد فرستاد که نامش محمد صلی الله علیه وآله است، او را وصیی است بنام علی علیه السلام که علم شما دو نفر روی هم در مقابل دانش آن دو همانند این قطره است در مقابل این دریا (33)

از من بپرسید از تمامی حوادث تا قیامت

سلمان فارسی گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
علم منایا (تاریخ و کیفیت نابودی افراد) و علم بلایا (بلاهائی که بر افراد یا جوامع نازل می شود) و علم وصایا (سفارشهای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله) و علم انساب (پدر و مادر و اجداد هر کسی) و همچنین فصل الخطاب (داوریها یا حقایق) و میلاد اسلام و کفر (تاریخ مسلمان و کفار) نزد من است.
منم آن صاحب میسم (میسم وسیله ای است آهنی که حیوان را با آن علامت می گذارند و گویا منظور حضرت این است که ولایت حضرت، علامت ایمان و انکار آن علامت کفر است، و شاید هم این معنی در آخرت به صورت محسوس در چهره افراد ظاهر گردد)
منم آن فاروق اکبر (جداکننده بزرگ حق از باطل) و دولت دولتها، از من بپرسید از تمامی حوادثی که تا روز قیامت به وقوع خواهد پیوست و از هر آنچه قبل از من انجام گرفته و از آنچه اکنون در زمان من واقع می گردد تا آنگاه که خداوند عبادت می شود.(34)
و چون از حضرتش در مورد علم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سؤال شد فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به تمامی آنچه پیامبران می دانستند و به هر آنچه بوده و هست را تا قیامت عالم بود، سپس فرمود:
سوگند به آنکه جانم به دست اوست من می دانم علم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را و آنچه بوده و آنچه هست میان من تا قیامت.(35)

علوم اولین و آخرین پیش من است

بعد از کشته شدن عثمان و به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و بیعت مردم با ایشان، امیرالمؤمنین علیه السلام در حالی که عمامه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را بر سر نهاده و ردای حضرت را بر دوش انداخته بود بیرون آمد و بر فراز منبر قرار گرفت، پس از حمد و ثنای خداوند و تمجید از پیامبر صلی الله علیه وآله و موعظه و انذار مردم، خود را بر منبر مستقر کرد و فرمود:
ای مردم از من بپرسید قبل از اینکه مرا نیابید، از من بپرسید که علوم اولین و آخرین پیش من است، بدانید که سوگند به ذات حق: اگر جایگاهی برایم فراهم شود، هر آینه میان اهل تورات بر طبق تورات آنها، و میان اهل انجیل (مسیحیان) به حکم انجیل آنها و میان اهل زبور (پیروان حضرت داوود) به حکم زبور آنها و میان اهل فرقان (مسلمانان) به حکم فرقان (یعنی قرآن) داوری خواهم کرد! آن چنان که همه آنها (تصدیق کنند) و بگویند: پروردگارا علی همانطور قضاوت کرد که تو فرموده ای.
به خدا سوگند من به قرآن و حقائق آن از تمامی مدعیان علم قرآن، داناترم، و اگر نبود یک آیه در کتاب خداوندیمحو الله ما یشاء و یثبت؛(36) خداوند هر چه را خواهد محو می کند و هر چه را خواهد برقرار می دارد من شما را به تمامی حوادث تا قیامت خبر میدادم! سپس فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بپرسید قبل از اینکه مرا نیابید سوگند به خداوندی که دانه را شکافت و خلائق را آفرید، اگر از آیه قرآن سوال کنید به شما خواهم گفت که در چه وقت نازل شده، درباره چه کسی است، به شما می گویم که ناسخ آن کدام است، منسوخش چیست، خاص آن کدام است و عامش چیست، و به محکم آن و متشابه آن، آیات مکی و مدنی آن. به خدا قسم هیچ گروهی نیست که گمراه گردد یا هدایت شود مگر اینکه من می شناسم رهبر آنها را و کسانی که آنها را تحریک می کنند و منادی آنها را تا روز قیامت.(37)