پیشگوئیهای امیر المؤمنین علیه السلام

نویسنده : سید محمد نجفی یزدی

علوم بیکران امیرالمؤمنین از زبان حضرت

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، اگر بخواهم هر کدام از شما را به تمامی کارهایتان و رفت و آمدتان خبر دهم، خواهم داد ولی می ترسم که به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله درباره من کافر شوید.
بدانید که من این اخبار را به عده ای که از این نظر مصون هستند خواهم داد.
و سوگند به آن خدائی که پیامبر صلی الله علیه وآله را به حق به پیامبری برگزید و از میان مردم انتخاب کرد، من جز سخن راست نمی گویم، تمامی اینها را او (پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله) به من سپرده است، جایگاه هلاکت هر هلاک شونده و نجات هر نجات یابنده و به سرانجام این امر و (خلاصه) هیچ مسأله ای نماند که بر سرم بگذرد مگر اینکه در گوش من نهاد و به من تعلیم نمود.
ای مردم: به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی تشویق نمی کنم مگر اینکه خودم به آن سبقت می گیرم و از هیچ معصیتی شما را دور نمی کنم مگر اینکه خودم زودتر از شما از آن دوری می کنم (30)
و در روایت دیگری می فرمود: سلونی عن اسرار الغیوب فأنی وارث علوم الانبیاء و المرسلین؛ از من در مورد اسرار پنهانی بپرسید که من وارث علوم همه انبیاء و مرسلین هستم.(31)
عبایة بن ربعی گوید: حضرت علی علیه السلام بسیار می فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بپرسید قبل از اینکه مرا نیابید، به خدا سوگند که هیچ زمین سبز و یا خشکی نیست و نه گروهی که صد نفر را گمراه کند و یا صد نفر را هدایت کند مگر اینکه من می شناسم جلودار آن و محرک آن و سخنگوی آن را تا قیامت.(32)
علامه امینی رضوان الله علیه این جمله را از حضرت امیر علیه السلام نقل می کند که فرمود:
سلونی و الله لا تسسألونی عن شی ء یکون الی یوم القیامة الا اخبرتکم؛ از من بپرسید که به خدا سوگند از هیچ حادثه ای تا قیامت نمی پرسید مگر آنکه به شما خبر خواهم داد.
مدارک از اهل سنت به نقل الغدیر ج 6 ص 193: ابو عمر در جامع بیان العلم ج 1، ص 114، محب الطبری فی الریاض ج 2، ص 198، تاریخ الخلفاء للسیوطی، ص 124، الاتقان، ج 2، ص 319، تهذیب التهذیب، ج 7، ص 338، فتح الباری، ج 8، ص 485، عمدة القاری، ج 9، ص 167، مفتاح السعادة، ج 1، ص 400.

نسبت علم موسی و خضر با علوم امیرالمؤمنین علیه السلام

وقتی حضرت موسی علیه السلام از نزد خضر برگشت و آن حوادث عجیب مثل سوراخ کردن کشتی و تعمیر دیوار و کشتن آن نوجوان به وقوع پیوست،
برادر او هارون از موسی در مورد دانش خضر پرسید.
حضرت موسی علیه السلام فرمود: این امر، دانشی است که نداشتن آن ضرر ندارد ولی حادثه ای عجیب تر روی داد! هارون پرسید: چه حادثه ای؟ حضرت موسی علیه السلام گفت:
من و خضر کنار دریا ایستاده بودیم که پرنده ای شبیه به چلچله ظاهر شد، با منقار خود قطره ای آب برداشت و به طرف مشرق پرتاب کرد! بار دوم قطره ای دیگر برداشت و آن را به طرف مغرب انداخت، بار سوم آن را به طرف جنوب و بار چهارم به طرف شمال پرتاب کرد! و در دفعه پنجم به طرف آسمان و دفعه ششم به خشکی و دفعه هفتم به دریا انداخت و سپس پرکشید و پرواز کرد.
ما دو نفر حیرت زده ماندیم و سر این کار را نفهمیدیم تا اینکه خداوند فرشته ای را به صورت آدمی فرستاد و به ما گفت:
چرا شما را متحیر می بینم؟ گفتیم: در کار این پرنده متحیریم، گفت: منظور او را نمی دانید؟ گفتیم: خدا بهتر می داند، گفت: این پرنده با عملش می گوید: به حق آنکه شرق و غرب زمین را آفرید و آسمان را بر پا داشت و زمین را به حرکت آورد و بگستراند، بطور قطع خداوند در آخر الزمان پیامبری را خواهد فرستاد که نامش محمد صلی الله علیه وآله است، او را وصیی است بنام علی علیه السلام که علم شما دو نفر روی هم در مقابل دانش آن دو همانند این قطره است در مقابل این دریا (33)

از من بپرسید از تمامی حوادث تا قیامت

سلمان فارسی گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
علم منایا (تاریخ و کیفیت نابودی افراد) و علم بلایا (بلاهائی که بر افراد یا جوامع نازل می شود) و علم وصایا (سفارشهای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله) و علم انساب (پدر و مادر و اجداد هر کسی) و همچنین فصل الخطاب (داوریها یا حقایق) و میلاد اسلام و کفر (تاریخ مسلمان و کفار) نزد من است.
منم آن صاحب میسم (میسم وسیله ای است آهنی که حیوان را با آن علامت می گذارند و گویا منظور حضرت این است که ولایت حضرت، علامت ایمان و انکار آن علامت کفر است، و شاید هم این معنی در آخرت به صورت محسوس در چهره افراد ظاهر گردد)
منم آن فاروق اکبر (جداکننده بزرگ حق از باطل) و دولت دولتها، از من بپرسید از تمامی حوادثی که تا روز قیامت به وقوع خواهد پیوست و از هر آنچه قبل از من انجام گرفته و از آنچه اکنون در زمان من واقع می گردد تا آنگاه که خداوند عبادت می شود.(34)
و چون از حضرتش در مورد علم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سؤال شد فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به تمامی آنچه پیامبران می دانستند و به هر آنچه بوده و هست را تا قیامت عالم بود، سپس فرمود:
سوگند به آنکه جانم به دست اوست من می دانم علم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را و آنچه بوده و آنچه هست میان من تا قیامت.(35)