فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

الیوم الموعود

یکی از نامهای قیامت الیوم الموعود است که در قرآن کریم به آن سوگند یاد شده است.(395)
پروردگار متعال در آیات شریفه قرآن به فرا رسیدن قیامت وعده فرموده است، و با اعلان این حقیقت به انسان اخطار کرده است.
انما توعدون لات و ما أنتم بمعجزین:(396) بدانید همانا آنچه که وعده برپائیش به شما داده شده است (یعنی قیامت) یقینا فرا خواهد رسید، و شما هرگز نمی توانید از وقوع آن جلوگیری کنید.
کافران کوردل که هرگز نمی خواستند زیر بار حقایق بروند، وعده قیامت را به استهزاء گرفته و از روی انکار می پرسیدند متی هذا الوعد(397) بلکه در نهایت بی اعتنایی، اظهار بی خبری از ماهیت قیامت می کردند و می گفتند:
ما ندری ما الساعة:(398) نمی دانیم قیامت چیست؟
قرآن کریم پاسخ این پرسش آنان را به گونه های مختلف داده است. لکن در اکثر این موارد به یک مطلب در پاسخ تکیه شده است. و آن این است که وعده قیامت تخلف ناپذیر بوده و زمان فرا رسیدن آن برای مردم قابل پیش بینی است.
از این پرسش در سوره یس چنین پاسخ داده شده است:
ما ینظرون الا صیحة واحدة تأخذهم و هم یخصمون فلا یستطیعون توصیة و لا الی أهلهم یرجعون:(399) چیزی جز یک صاعقه نمی بینند که در حال اشتغال به امور زندگی، ناگهان آنان را به کام نیستی فرو می برد و هیچ توانی برایشان جهت رسیدن به خود یا خانواده باقی نمی گذارد.
در سوره انبیاء نیز چنین پاسخ فرمود:
لو یعلم الذین کفروا حین لا یکفون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم و لا هم ینصرون بل تأتیهم بغتة فتبهتهم فلا یستطیعون ردها و لا هم ینظرون:(400) اگر کفار می دانستند آن لحظه ای را که آتش از هر جهت آنان را فرا گرفته و هیچ قدرت دفاع از خود ندارند، (هرگز تو را به استهزاء نمی گرفتند و طلب عذاب نمی کردند) بلکه (صاعقه مهیب قیامت) ناگهان آنان را فرا گرفته و در آن هنگام توان دفع آن را نداشته و به هیچ وجه مهلت داده نمی شوند.
چون قیامت ز گرد راه رسد - روز موعود حق فرا رسد
ر چنین وضع و حال هول انگیز - در چنین روز سخت و حادثه خیز
نیست عذری که اعتذار کنم - بکجا روم چکار کنم
ست در دامن که آویزم - با چه قوت ز جای برخیزم
کی توانم شدن ز بند خلاص - چه گریزم که لات حین مناص

الواقعة

اذا وقعت الواقعة لیس لوقعتها کاذبة:(401) به یاد هنگامی باش که آن حادثه قطعی - یعنی قیامت - برپا شده و هیچ تخلفی در رخداد آن نیست.
کلمه واقعة به معنای حادثه و رخداد ناگوار است مصدر آن کلمه وقوع بوده و در اصل به معنای سقوط و افتادن(402) است لذا در مورد ریزش باران و افتادن پرنده - از بلندی به روی زمین - استعمال شده است. و نیز این لفظ در مواردی به کار برده می شود که امکان ترمیم و جبران نباشد. لذا در قرآن کریم در موارد نزول عذاب غیر قابل دفع اطلاق گردیده است. فرمود:
وقع القول علیهم بما ظلموا فهم لا ینطقون:(403) عذاب حتمی بر آنان نازل گردید و قدرت تکلم و عذر از آنان سلب شد.
و قیامت نیز چنین است زیرا با فرا رسیدن آن زمین و ماه و ستارگان فرو ریخته و کوهها درهم کوبیده شده و همه عالم بر سر انسان خراب می شود و هیچ امکان دفع آن برای بشر نیست.
در سوره حاقه(404) خصوصیات واقعه رستاخیز چنین بیان شده است:
فاذا نفخ فی الصور نفخة واحدة و حملت الارض و الجبال فدکتا دکة واحدة فیومئذ وقعت الواقعة و انشقت السماء فهی یومئذ واهیة:
هنگامی که برای بار اول در صور دمیده شود در اثر لرزش شدید زمین کوهها از جای کنده شده و درهم کوبیده می شوند در آن روز واقعه قیامت رخ می دهد و آسمان شکافته گردیده و نظام فلک از هم گسسته می شود.
بنابراین در نامگذاری قیامت به الواقعة اولا: فروپاشی نظام عالم و سقوط کواکب و ریزش کوهها و ثانیا: حتمیت و غیر قابل دفع بودن منظور شده است.

یوم الوعید

و نفخ فی الصور ذلک یوم الوعید:(405) (در طلیعه قیامت) صور دمیده می شود، آن وقت روز وعده عذاب (کافران و گنهکاران) است.
کلمه وعید در خصوص وعده عذاب استعمال می شود در مقابل کلمه وعد که در هر یک از وعده پاداش و عذاب استعمال می شود.(406)
در قرآن کریم نیز کلمه وعید به معنای وعده عذاب آمده است. در سوره ابراهیم - آیه چهل و پنجم - می خوانیم:
و ما أنت علیهم بجبار فذکر بالقرآن من یخاف وعید: (ای پیامبر) تو بر مردم سلطه نداری که آنان را به زور وادار به انجام دستورات دین کنی بلکه مامور هستی کسی را که از وعده عذاب من بیم دارد با بیان آیات قرآن تذکر دهی.
در این آیه شریفه از کاربرد فعل یخاف می فهمیم که مقصود از وعید وعده عذاب است. زیرا وعده نعمت و ثواب ترس ندارد.
و قیامت زمان عذاب کافران و گنهکاران است و با فرا رسیدن آن زمان سختی و بدبختی آنان فرا می رسد. و وعده پروردگار - که در دنیا آن را به استهزاء می گرفتند - فرا می رسد.
شاهد دیگر اینکه بعد از ذکر این نام در آیات بعد سختیها و عذابهای کفار در قیامت ترسیم شده است.
بنابراین در نامگذاری قیامت به یوم الوعید وعده عذاب منظور شده است.
در اینجا مباحث جلد دوم کتاب برهان قاطع به پایان رسید. با شکر و سپاس بی نهایت پروردگارم از حضرت احدیتش توفیق ایمان راسخ و ثبات قدم در نشر معارف اسلام و عمل به آن را مسألت دارم.
و الحمد لله و الصلواة و السلام علی محمد و آله الاطهار. اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من موالیه و الذابین عنه و اطل عمر قائدنا السید الخامنه ای حتی ظهور المهدی
15 / 12 / 1371 ه ش.
برابر دوازده رمضان / 1413 ه ق.
احقر الطلاب: علی اکبر سیفی.

...................) Anotates (.................
1) کما اینکه فرمود: ارضیتم بالحیوة الدنیا من الاخره توبه /38 که در این آیه شریفه موصوف کلمه الاخره به قرینه ابدال مقدر بوده و در اصل من الحیوة الاخره بود.
2) عنکبوت /20.
3) قصص /83.
4) غافر /39
5) تفسیر کبیر ج 27 ص 68 قال بعض العارفین لو کانت الدنیا ذهبا فانیا و الاخره خزفا باقیا لکانت الاخره خیرا من الدنیا فکیف و الدنیا خزف فان و الاخره ذهب باق.
6) عنکبوت /64
7) روم /7
8) ق /22
9) عنکبوت /20 توضیح آن قبلا گذشت.
10) اللیل /13
11) الاسراء /21 - البته اختصاص درجات به مؤمنین با الهام از روایات و استفاده از آیات دیگر می باشد. و در مقابل برای مراتب عذاب اهل دوزخ درکات اطلاق می شود کما اینکه فرمود: ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار نساء /145 و صدق اسفل مستلزم وجود سافل و عالی و اعلی می باشد. و این مطلب در روایات بیان شده و محل بحثش اینجا نیست.
12) انعام /132
13) طه /75
14) میزان الحکمة ج 1 ص 300
15) نهج البلاغه صبحی الصالح ص 320 خ 203
16) نهج السعاده ج 3 ص 150

17) الاسراء / 20 - 18
18) بحارالانوار ج 74 ص 151 ح 104
19) مستدرک الوسائل ج 1 ص 18 ب 25
20) الانفال / 60
21) وسائل الشیعه ج 17 ص 376 ح 11
22) الانوار البهیه ص 66.
23) به معنی: تابستان، فصل گرما
24) بحارالانوار ج 74 ص 75.
25) بحارالانوار ج 75 ص 164
26) بحارالانوار ج 95 ص 88.
27) مستدرک الوسائل ج 1 ص 18 ب 25
28) غافر / 18
29) نجم / 57.
30) زخرف / 66
31) یس / 50.
32) زخرف / 65
33) مریم / 37
34) زخرف / 66 و 67.
35) آل عمران / 194
36) روم / 57 - 55
37) مجادله / 6.
38) یس / 52.
39) تغابن / 9
40) بحارالانوار ج 7 ص 39 ح 8.
41) بحارالانوار ج 7 ص 33 ح 1.
42) قال فی الصحاح: غبنه فی البیع خدعه و بابه ضرب و غبن رأیه من یاب طرب اذا نقصه فهو غبین ای ضعیف الرأی.
43) قال الراغب: الغبن أن تبخس صاحبک فی معامله بینک و بینه بضرب من الاخفاء فان کان ذلک فی مال یقال غبن فلان و ان کان فی رأی یقال غبن اذا اغفل عنه.
44) قال فی مجمع البحرین المغبون هو الذی یبیع الکثیر بالقلیل
45) مجمع البحرین ج 6 ص 289
46) مجمع البحرین ج 6 ص 289
47) صف / 11
48) بقره / 16
49) توبه / 11
50) نحل / 95
51) قال فی مجمع البیان: یوم التغابن هو تفاعل من الغبن و هوا اخذ شر و ترک خیر او اخذ خیر و ترک شر فالمومن ترک حظه من الدنیا و اخذ حظه من الاخره فتوک ما هو شرله و اخذ ما و هو خیر له و کان غالبا و الکافر ترک حظ من الاخره واخذ حظه من الدنیا فترک الخیر و اخذ الشر فکان مغبونا فیظهر فی ذلک الیوم الغابن و المغبون. - مجمع البیان ج 9 ص 299.

52) قال السید الرضی: قوله تعالی یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن فذکر التغابن ههنا مجاز و المراد به - والله اعلم - تشبیه المومنین و الکافرین بالمتعاقدین و المتبایعین فکان المومنین ابتاعوا دارالثواب و کان الکافرین اعتاضوا منها دار العقاب فتفاوتوا فی الصفقه و تغابنوا فی البیعه فکان الربح مع المومنین و الخسران مع الکافرین.
53) قال فی المفردات: و سئل بعضهم عن یوم التغابن فقال تبدو الاشیاء لهم بخلاف مقادیرهم فی الدنیا.
54) سجده / 17
55) ق / 35
56) زمر / 47
57) سباء / 32
58) زمر / 74
59) مجمع البحرین ج 6 ص 288
60) تفسیر البرهان ج 4 ص 342
61) غافر / 16
62) انشقاق / 6
63) البقره / 223
64) نبأ / 38
65) هود / 105
66) غافر / 47 و 48
67) آل عمران / 30
68) زلزله / 7
69) قصص / 61
70) تفسیر نور الثقلین ج 4 ص 514 ح 24
71) مؤمن / 32
72) قال فی مجمع البحرین: ند البعیر - من باب ضرب - نداً و نداداً بالکسر و ندیدا: نفر و ذهب علی وجهه شارداً.
73) قال فی المفردات: و قرء یوم التناد ای یند بعضهم من بعض نحو: یوم یفر المرء من اخیه.
74) عبس / 37- 34
75) قیامت / 10 - 4
76) حج / 2 - 1
77) ق / 41
78) قصص / 65
79) قصص / 63
80) تفسیر البرهان ج 4 ص 96
81) انسان / 27
82) مجازات القرآن / 357
83) دعای کمیل در کتاب دعای مفاتیح الجنان موجود است.
84) عنکبوت / 13
85) قال فی مجمع البحرین و کل ماله قدر و وزن یتنافس فیه فهو ثقیل - و همین معنی در آیه سنفرغ لکم ایها الثقلان مقصود است، چون جن و انس مهمترین و با ارزش ترین موجودات هستند.
86) مریم / 37
87) قال فی القاموس: و الثقله بالفتح نعسه تغلبک.
88) غافر / 16
89) انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط هود / 84
90) هل اتاک حدیث الغاشیهالغاشیه / 1
91) الواقعه / 50
92) قیامت / 3
93) روم / 27
94) بحارالانوار ج 7 ص 20
95) بحارالانوار ج 7 ص 39 ح 8
96) بقره/ 148
97) انفطار / 2
98) زمر / 67
99) زمر / 69 - بحث راجع به این آیه در جلد اول راجع به مکان قیامت گذشت.
100) کهف / 99
101) الحاقه/ 1 - 3
102) قال فی القاموس: الحق هو الموجود الثابت الصدق و الحاقه هو النازله الثابته کالحقه قال فی مجمع البحرین: حققت الامر احقه اذا تیقتنه.
103) قال فی المفردات: و الحقیقه تستعمل تاره فی الشی ء الذی له ثبات و وجود کقوله (ص) لحارثه: لکل حق حقیقه فما حقیقه ایمانک؟.
104) راغب در مفردات گفته و در پاورقی نقل کردیم.
105) معانی الاخبار / 180
106) ولی با تأمل در نظائر این روایات معلوم می شود مقصود ریشه و اصل ایمان است. مثل روایت منقول از امام صادق (ع): لا یبلغ احدکم حقیقه الایمان حتی یحب أبعد الخلق منه فی الله و یبغض أقرب الخلق منه فی الله: یعنی کسی از شما به کنه ایمان نمی رسد مگر اینکه منفورترین فرد را برای خدا دوست داشته باشد و به نزدیکترین افراد خود برای خدا غضب کند. بحارالانوار ج 75 ص 252 ح 106.
107) قال فی مجمع البحرین: و حقیقه الشی ء کنهه
108) بحارالانوار ج 75 ص 252 ح 106
109) مجمع البحرین ج 5 ص 148

110) قال فی مجمع البحرین: حق الشی ء یحق ای وجب
111) یس / 70
112) روم / 47
113) قال فی المفردات: احققت کذا، ای أثبته حقا و قد یکون ذلک باظهار الادلة و الایات.
114) یونس / 82
115) قال فی مجمع البحرین: و الحق ما کان من الابل ابن ثلاث سنین و دخل فی الرابعه و الانثی حقه و سمی الحق حقا لاستحقاقه ان یحمل علیه و ان ینتفع به.
116) قال فی المفردات: حاققته فحققته: ای خاصمته فغلبته و قال فی مجمع البحرین: و حاقه: خاصمه و ادعی کل واحد منها الحق فاذا غلبه، قیل حقه. و التحاق التخاصم.
117) مجمع البحرین ج 5 ص 149
118) قال فی مجمع البحرین: و یقال حقت القیامه: ای احاطت بالخلائق فهی خاقه
119) سباء / 29
120) ق / 22
121) ابراهیم / 48
122) قال فی المفردات: الحاقه سمیت بذلک لان فیها حواق الامور و قال فی مجمع البحرین: الحاقه هی الساعه و القیامه و سمیت بذلک لان فیها حواق الامور الثابته الوقوع کالحساب و الثواب و العقاب. و کذا فی الصحاح و سایر معاجم اللغه.
123) حج / 7.
124) بقره / 286
125) مدثر / 38
126) مائده / 139
127) قصص / 65
128) زخرف / 67
129) فصلت / 21
130) نحل / 111
131) سباء / 31

132) بحث از هر کدام این نامها به طور مستقل خواهد آمد انشاء الله
133) غافر / 27
134) قال فی القاموس: حسبه حسبا و حُسبانا و حِسبانا و حسبه و حسابه: عده. و المعدود محسوب.
135) قال فی المفردات: الحساب استعمال العدد.
136) قال فی مجمع البحرین: حسبت المال حسبا من باب قتل: أحصیته عدا
137) مجمع البحرین ج 2 ص 42
138) مثل: قاتل یقاتل مقاتله و قتالا، فیقال ایضا: حاسب یحاسب محاسبه و حسابا.
139) بقره / 284
140) بحارالانوار ج 74 ص 83

141) قال فی مجمع البحرین: المؤمن یبتلی علی حسب دینه ای قدر دینه.
142) قال فی الصحاح: عملک بحسب ذلک ای علی قدره و عدده. و الحسب ایضا یعده الانسان من مفاخر آباءه.
143) قال فی القاموس: حسبه کذا محسَبة و محسِبة وحسبانا بالکسر، ظنه و ما کان فی حسبانی کذا و لا تقل فی حسابی.
144) قال فی القاموس: و الحسبان بالضم، العذاب و البلاء و الشر.
145) نبا/ 36.
146) انبیاء / 47.

147) کهف / 49.
148) مجادله / 6.
149) تفسیر قمی ج 2 ص 26.
150) بحار الانوار ج 67 ص 206 و علل الشرایع ج 2 - 1 ص 524 ح 1.
151) اصول کافی ج 2 ص 85.
152) بحار الانوار ج 67 ص 206 ح 18.
153) بحارالانوار ج 76 ص 206 ح 19.
154) انعام / 62.

155) نور الثقلین ج 5 ص 415 ح 16.
156) تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 415 ح 17.
157) زمر / 42.
158) میزان الحکمة ج 10 ص 259.
159) تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 298.
160) بقره، آیه 202.
161) احتجاج طبرسی، ج 1 ص 363.
162) جای تنگ و شکاف پشت دانه خرما.
163) پوست نازک روی هسته خرما.
164) میزان الحکمة، ج 2، ص 414.
165) در آیه 32 سوره نجم آمده، الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش الا المم ان ربک واسع المغفرة: آنانی که از گناهان کبیره و کارهای بسیار شنیع و زشت اجتناب کنند مگر لمم خداوند آنان را می آمرزد: کلمه (اللمم) مأخوذ از (الم یلم) است یعنی یک بار ارتکاب گناه کما اینکه در شعر منسوب به رسول خدا چنین آمده: ان تعفر اللهم تغفر جما - و ای عبد لک لا الما: خدایا اگر می خواهی بیامرزی گناه بسیاری را بر ما ببخش و اگر نه کدام بنده است که برای یک بار گناه نکرده باشد. و در روایات به گناهان صغیره مثل نظر به نامحرم تفسیر شده است.
166) فاطر / 32 - یعنی: پس از امتهای گذشته کتاب آسمانی قرآن را به بندگان برگزیده خود سپرده و بر آنان نازل کرده ایم. که از آنان گروهی با طغیان و گناه به خود ستم روا داشته و عده ای گناه و طاعت را با هم انجام داده و برخی از آنان باذن پروردگار گوی سبقت را در رشد و کمال و خوبی ها از یاران ربوده اند.
167) بحار الانوار - ج 79، ص 138.
168) بحار الانوار - ج 66، ص 245 - ح 19.
169) سوره توبه: آیه 111.
170) میزان الحکمة، ج 2 - ص 418.
171) میزان الحکمه، ج 2، ص 418.
172) بحار الانوار، ج 69 - ص 25 - ح 21.
173) انشقاق - 8.
174) میزان الحکمة - ج 2، ص 416.
175) میزان الحکمة - ج 2، ص 416.
176) میزان الحکمة - ج 2، ص 416.
177) نور الثقلین - ج 5، ص 537، 15.
178) سوره رعد - آیه 18.
179) سوره حاقة - آیه 25.
180) بحار الانوار - ج 7، ص 266، ح 25.

181) بحارالانوار - ج 7، ص 266، ح 26.
182) بحار الانوار - ج 7، ص 266، ح 29.
183) بحار الانوار - ج 7، ص 266، ح 27.
184) احتجاج - ج 1، ص 364.
185) تفسیر نورالثقلین - ج 4، ص 507، ح 138.
186) بحار الانوار - ج 7، ص 260، ح 7.
187) سوره هود، آیه 17.
188) سوره توبه، آیه 68.
189) بحارالانوار - ج 72، ص 36، ح 5.
190) میزان الحکمة - ج 2، ص 419.
191) سوره اعراف، آیه 6.
192) سوره مائده، آیه 109.
193) سوره قصص، آیه 65.
194) تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 663، ح 17.
195) تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 663، ح 13.
196) تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 665، ح 28.
197) بحار الانوار، ج 70، ص 69.
198) سوره نحل، آیه 78.
199) سوره اسراء، آیه 36.
200) تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 165، ح 211.
201) سوره ق، آیه 18.
202) سوره جاثیه، آیه 29.
203) نهج البلاغه صبحی الصالح ص 477 حکمت / 44.
204) نهج البلاغه صبحی الصالح ص 84 خطبه / 42.
205) مائده / 13 - مقصود از میثاق در این آیه پیمانی است که خدای تعالی در مورد پذیرش انجام دستورات دین از آنان گرفته. و در آیه 12 از همین سوره بیان شده است. که فرمود: و لقد أخذ الله میثاق بنی اسرائیل... و قال الله انی معکم لئن أقمتم الصلوة و آتیتم الزکاة و آمنتم برسلی...
206) نور الثقلین ج 5، ص 664، ح 20.
207) نور الثقلین ج 5، ص 665، ح 21.
208) نهج البلاغه صبحی الصالح ص 106، خطبه 82.
209) احقاف / 19 و انعام 132.
210) مجادلة/ 11.
211) ج 7، ص 279.
212) بحارالانوار ج 71، ص 132، ح 99.
213) در کتاب حسین بن سعید به سند معتبر از آن حضرت نقل شده که فرمود: ان صلة الرحم یهون الحساب یوم القیامة ثم قرأ یصلون ما امر الله به ان یوصل... بحار الانوار، ج 7، ص 273، ج 43.
214) بحارالانوار، ج 75، ص 100.
215) میزان الحکمه، ج 2، ص 416.
216) بحارالانوار، ج 7، ص 303، ح 64.
217) بحارالانوار، ج 7، ص 291، ح 3 - کینه ابوجعفر بدون قرینه ظاهر در امام باقر (ع) است ولی در این حدیث به قرینه جمله (قبر ابی بطوس) امام محمد جواد مقصود است.
218) بحارالانوار، ج 7، ص 292، ح 4.
219) بحارالانوار ج 68، ص 383، ح 20.
220) بحار الانوار، ج 74، ص 187، ح 37.
221) بحارالانوار، ج 69، ص 39، ح 33.
222) بحار الانوار ج 24، ص 50.
223) بحارالانوار، ج 7، ص 260، ح 8.
224) بحارالانوار، ج 80، ص 10، ح 7 و بحارالانوار، ج 27، ص 167، ح 2.
225) مریم / 39.
226) بحار الانوار ج 66، ص 218 ح 2.
227) بحارالانوار، ج 70، ص 142، ح 20.
228) فرقان / 28 و 29.
229) بحار الانوار، ج 66، ص 218، ح 2.
230) وسائل الشیعه، ج 18، ص 114، ح 9.
231) وسائل، ج 14، ص 138.
232) بحارالانوار ج 1 ص 161 ح 52.
233) مانند خمس و زکات و سایر مالیات شرعی و حقوق محرومین و مستمندان.
234) بحارالانوار، ج 89، ص 252.
235) زمر / 56 ترجمه آن قبلا گذشت.
236) بحارالانوار ج 36، ص 150، ح 128.
237) تفسیر نور الثقلین، ص 494، ح 81.
238) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 495، ح 87.
239) تفسیر نور الثقلین ج 4، ص 459 ح 89.
240) فرقان / 23، یعنی در قیامت اعمال آنان را حاضر گردانیده و آنها را مانند ذرات معلق در هوا محو می نمائیم.
241) بحارالانوار، ج 2، ص 3، ح 15 و ایضا روی الصدوق فی الخصال باسناده عن البرقی عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن هشام بن سالم عن ابن ابی یعفور عن ابی عبدالله (ع) قال ان اعظم الناس حسرة یوم القیامة من وصف عدلا ثم خالفه الی غیره - بحارالانوار ج 2، ص 55، ح 29.
242) بحارالانوار ج 2، ص 106، ح 2.
243) زلزال / 7.
244) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج 2، ص 433.
245) بحارالانوار، ج 42، ص 207.
246) بحارالانوار ج 65، ص 283.
247) بحارالانوار ج 72، ص 468، ح 20.
248) بحارالانوار ج 69، ص 320، ح 33.
249) بحارالانوار ج 70، ص 257، ح 30.
250) بحارالانوار ج 70، ص 255، ح 23.
251) بحارالانوار، ج 70، ص 262.
252) ق / 44.
253) یونس / 45.
254) قال فی مجمع البحرین: الحشر الجمع بکسرة مع سوق... و حشر الاجساد عبارة عن جمع اجزاء بدن المیت و تالیفها مثل ما کانت و اعاده روحه علیه کما کان: حشر عبارت از گردآوری همراه با درهم شکستن و سوق دادن و... حشر اجساد عبارت است از جمع کردن اجزاء بدن میت و پیوند آنها و برگرداندن روح به گونه ای که در دنیا بود.
255) قال فی المفردات: الحشر اخراج الجماعة من مقرهم و ازعاجهم الی الحرب... و سمی یوم القیامة یوم الحشر کما سمی یوم البعث: حشر به معنای بیرون راندن جمعیت از جایگاه شان و کندن آنها از خانه ها به سوی جنگ و روزقیامت به (یوم الحشر) نامیده شده کما اینکه به (یوم البعث) نامیده شده است.
256) سنفرغ لکم ایها الثقلان: به زودی قیامت را برپا کرده و مامورین خود را در آن روز برای حسابرسی اعمال شما ای جن و انس آماده خواهیم نمود. - الرحمن / 31.
257) انعام / 22 و یونس / 28 و سبا / 40.
258) قیامت / 10.
259) عبس / 34.
260) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج 2، ص 130.
261) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج 2، ص 131.
262) مقصود پراکنده شدن نامه های عمل است که به دست چپ گنهکاران و دست راست نیکوکاران داده می شود.
263) یس / 52 - 50.
264) بحارالانوار ج 1، ص 40، ح 10.
265) بحارالانوار ج 7، ص 109، ح 36.
266) بحارالانوار ج 7، ص 111، ح 43.
267) بحارالانوار ج 7، ص 109، ح 35.
268) بحارالانوار ج 7، ص 110، ح 41.
269) بحارالانوار ج 7، ص 100، ح 4.
270) نجم / 40 - 39.
271) مدثر / 38.
272) بحارالانوار ج 7، ص 172، ح 3.
273) بحارالانوار ج 7، ص 173.
274) بحارالانوار ج 7، ص 184، ح 34 و ص 194، ح 61،
275) طه / 124 - 127.
276) ق / 22.
277) بقره / 81.
278) بحارالانوار ج 7، ص 218، ح 129.
279) بحارالانوار ج 7، ص 222، ح 135.
280) بحارالانوار ج 7، ص 216، ح 118.
281) بحارالانوار ج 7، ص 216، ح 117.
282) تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 423.
283) نبأ / 38 و 39.
284) احقاف / 34.
285) قال فی المفردات: اصل الحق المطابقة و الموافقة... و یستعمل فی الاعتقاد للشی المطابق لما علیه ذلک الشی فی نفسه... و الحقیقة تستعمل فی الشی الذی له ثبات و وجود.
و قال فی مجمع البحرین و الحق اصله المطابقة و الموافقة و یستعمل استعمال الواجب و اللازم.
286) مؤمنون / 82 - 90.
287) قال فی المفردات - الحق یقال للموجد بحسب مقتضی الحکمة و لهذا یقال. فعل الله تعالی کله حق.
288) قال فی المفردات: الحق یقال لموجد الشی بسبب ما تقتضیه الحکمة و لذا قیل فی الله تعالی هو الحق.
289) یونس / 31
290) اعراف / 105.
291) الحج / 7.
292) طارق / 9.
293) فرقان / 26
294) زمر / 69.
295) از جهت ادبی ذلک مبتدا بوده و هو الیوم الحق خبر است و در اصل هو مقدر است یا اینکه ذلک الیوم مبتداء بوده و هو الحق خبر است.
296) ق / 41 و 42
297) روم / 25.
298) اسراء / 13
299) نحل / 77.
300) معارج / 43.
301) قمر / 7 و 8.
302) و تصیر الجبال کالعهن المنفوش القارعة / 5.
303) زلزال / 1 و 2.
304) انشقاق / 3 و 4.
305) نهج البلاغه صبحی الصالح / خطبه 190 / ص 251
306) چه شد زمین را؟
307) پروردگارت به آن الهام فرمود.
308) ق / 34.
309) قال فی المفردات: الخلود هو تبری الشی ء من اعتراض الفساد و بقاءه علی الحالة التی هو علیها و کل ما یتباطأ عنه التغیر و الفساد تصف عنه العرب بالخلود و اصل المخلد الذی یبقی مدة طویلة و منه قیل رجل مخلد لمن أبطأ عنه الشیب و الخلود فی الجنة بقاء الاشیاء علی الحالة التی علیها من غیر اعتراض الفساد.
310) هود / 107 و 108.
311) ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی احقاف / 3
312) بحارالانوار ج 8، ص 348، ح 9.
313) بحارالانوار ج 8، ص 349، ح 10.
314) این دنیا جایگاه ماندن دائمی نیست.
315) ذاریات / 12.
316) انفطار / 16.
317) مانند: الف عادت و روش ب شریعت ج حکم و قانون. به مجمع البحرین رجوع شود.
318) قال فی مجمع البحرین: الدین، الجزاء و منه قوله تعالی مالک یوم الدین و قوله تعالی لمدینون ای لمجزیون، من الدین الذی هو الجزاء و فی الصحاح: الدین، الجزاء و المکافات. یقال و انه یدینه دیناً ای جزاه.
319) مجمع البحرین ج 6 ص 252.
320) نهج البلاغه صبحی الصالح خطبه 153 ص 214.
321) قال فی مجمع البحرین: الدین، الطاعة و منه قوله تعالی و له الدین واصبا و قوله و لا یدینون دین الحق ای لا یطیعون طاعة حق. و کذا فی الصحاح و المفردات.
322) نحل / 52.
323) انفطار / 16 - 19، ترجمه و توضیح این آیات در آغاز این بحث گذشت.
324) حجر / 56.
325) یس / 65.
326) فصلت / 21.
327) غافر / 17.
328) نجم / 31.
329) غافر / 59.
330) قال فی المفردات: الساعة جزء من اجزاء الزمان. و أضاف فی مجمع البحرین: ان الساعة، الوقت من لیل او نهار و العرب تطلقها و ترید بها الحین و الوقت و ان قل.
331) قال فی المفردات: یعبر بها عن القیامة تشبیها بذلک لسرعة حسابه کما قال (و هو اسرع الحاسبین) و فی مجمع البحرین: یعبر بها عن القیامه لوقوعها بغته او لانها علی طولها عند الله کساعة من ساعات الخلق.
332) نحل / 77.
333) زخرف / 66.
334) احقاف 35.
335) مفصلا در مبحث طول مدت قیامت گذشت.
336) تفسیر التبیان ج 4 ص 134 به نقل از زجاج قال الزجاج: الساعة اسم للوقت الذی یصعق فیه العباد.
337) روم / 14.
338) اسرار الآیات ص 169 قال صاحب الکشف انما سمیت الساعة لانها تسعی علیها النفوس لا بقطع المسافة المکانیة بل بقطع الانفاس الزمانیة محرکة جوهریة ذاتیة و توجه غریزی الی الله تعالی کما بینا فی لمیة ضرورة الموت الطبیعی. فمن مات وصلت الیه الساعة و قامت قیامته و هی ساعة القیامة الصغری. و علی هذا القیاس حصول یوم القیامة العظمی و الطامة الکبری التی لساعات الانفاس کالیوم للساعات او کالسنة للایام.
339) ذاریات / 35 - 34.
340) فی الصحاح: کل شی ء کثر حتی علا و غلب فقد طم من باب رد.
341) فی مجمع البحرین: طم البئر طما - من باب قتل - ملاها حتی استوت مع الارض... و الطامة... الداهیة لانها تطم علی کل شی ء ای تعلوه، من طم الامر: علاه.
342) یعنی هر زن یا حیوان باردار.
343) جمع حمل به معنای جنین.
344) یعنی شیردهنده.
345) شیر دادن.
346) جمع هول به معنای ترس و بیم.
347) یعنی: زمان گریز نیست.
348) انسان / 10.
349) مدثر / 8 - 10.
350) قمر / 8 و فرقان / 26.
351) قیامت / 23 - 25.
352) قیامت / 7 - 10.
353) فخر رازی در تفسیر کبیر، ج 30، ص 197.
354) در مبحث یوم الحساب کسانی که بدون حساب وارد جهنم می شوند این روایات بیان شده است.
355) مریم / 37
356) مطففین / 6 - 5.
357) غاشیة / 1.
358) دخان / 11.
359) عنکبوت / 55.
360) ابراهیم / 50.
361) یونس / 27.
362) کهف / 47.
363) اللیل / 1.
364) مرسلات / 14 - 8.
365) مرسلات / 38 - 35.
366) قال فی المفردات ابانة الشیئین من الآخر حتی یکون بینهما ما فرجة و منه المفصل. و فی القاموس: الفصل... القضاء بین الحق و الباطل و الحق من القول.
367) طارق / 13.
368) فرقان / 1.
369) عبس / 34.
370) حج / 2.
371) ممتحنة / 3.
372) یس / 59.
373) انعام / 94.
374) سجده / 25.
375) قال فی المفردات، القرع: ضرب شی ء علی شی ء.
376) قال فی الصحاح و مجمع البحرین، الاقرع: الذی ذهب شعر راسه من آفة و اضاف فی المجمع، ارض قرعاء: لا نبات لها.
377) الحاقة/ 14.
378) الفجر / 21.
379) طه / 105.
380) انفطار / 2.
381) کهف / 47.
382) طه / 106.
383) هود / 84.
384) بروج / 20.
385) انسان / 27.
386) قیامت / 10.
387) یس / 49 - 50.
388) هود / 103.
389) زمر / 69.
390) نحل / 89.
391) جمع منیه یعنی آرزو، مقصود این است که پای شخص مجرم گواهی می دهد که به دنبال هر خواسته و شهوتی می رفتم.
392) واقعه / 50.
393) واقعه / 50 - 49.
394) احزاب / 63.
395) و السماء ذات البروج و الیوم الموعود بروج / 2 - 1.
396) انعام / 134.
397) انبیاء / 38 و نیز در چند مورد دیگر قرآن این سؤال را از کافران نقل می کند.
398) جاثیه / 32.
399) یس / 50 - 49.
400) انبیاء / 40 - 39.
401) واقعه / 2 - 1.
402) قال فی الصحاح، وقع الشی ء وقوعا: سقط و کذا فی المفردات و مجمع البحرین.
403) نمل / 85.
404) حاقه / 16 - 13.
405) ق / 20.
406) قال فی المفردات: الوعد یکون فی الخیر و الشر... و الوعید فی الشر خاصة. و کذا فی الصحاح و مجمع البحرین.