فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

یوم مشهود

ذلک یوم مشهود و ما نؤخره الا لاجل معدود:(388) قیامت روز معلوم و مورد مشاهده بوده و تاخیر رخداد آن فقط برای مهلت معینی است (که بر اساس حکمت خالق حکیم می باشد.)

وجه نامگذاری

کلمه مشهود به معنای هر چیز معلوم از طریق دیدن و مشاهده است.
هر موجودی که دارای قوه بینایی بوده و قدرت تشخیص داشته باشد حوادث هولناک قیامت را مشاهده خواهد نمود. بنابراین روز رستاخیز مورد مشاهده همگان بوده و شهود آن روز اختصاص به گروه خاصی ندارد.
و نیز در آن روز ملائکه و پیامبران الهی و برگزیدگان هر امت بر اعمال بندگان شهادت می دهند.
و جی ء بالنبیین و الشهداء:(389) پیامبران و شاهدان اعمال در قیامت احضار می شوند.
شهداء در این آیه به ملائکه و امامان و کشته شدگان در راه خدا و مقربین درگاه پروردگار و نیز علما تفسیر شده است. بلکه شاهد اعمال هر انسان در عرصه محشر با او حاضر می گردد.
و جاءت کل نفس معها سائق و شهید: هر انسان همراه با دو مامور به عرصه محشر می آید یکی او را به طرف جلو می برد و دیگری بر کرده هایش گواهی می دهد.
و یوم نبعث فی کل امة شهیدا و جئنا بک شهیدا علی هؤلاء:(390) (ای پیامبر) به یاد روزی باش که ما از میان هر امت گواهی بر کرده هایشان بر می انگیزیم و ترا بر آن گواهان شاهد می گیریم.
حتی اعضاء و جوارح انسان شهادت بر اعمال انسان می دهند:
یوم تشهد ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم بما کانوا یعملون: روزی که زبان و دست و پای گنهکاران علیه آنان گواهی می دهند.
روز محشر هر نهان پیدا شود - هم ز خود هر مجرمی رسوا شود
ست و پا بدهد گواهی با بیان - بر فساد او به پیش مستعان
ست گوید من چنین دزدیده ام - پای گوید من شدستم تا منی(391)
چشم گوید غمزه کردستم حرام - گوش گوید چیده ام سوء کلام
پس دروغ آمد ز سر تا پای خویش - چون گواهی می دهد اعضا ز پیش
نتیجه اینکه قیامت زمان شهادت شهود و گواهی گواهان بر کرده های انسان است. نکته جالب اینکه ظاهر آیه شریفه ذلک یوم مشهود این است که قیامت در همین دنیا و فعلا مورد مشاهده انسان بوده و برای او معلوم است کما اینکه یکی از نامهای قیامت یوم معلوم(392) است. زیرا ظاهر توصیف هر چیز به لفظ مشتق (مثل فاعل یا مفعول) این است که موصوف فعلا متصف به آن وصف است. مگر اینکه قرینه ای بر تعیین ظرف شهود در آیه بوده باشد. و لفظ ذلک چنین صلاحیتی ندارد زیرا برای اشاره به خود آن روز است نه ظرف شهود آن.
علاوه بر این در آیه بعد فرمود:
و ما نؤخره الا لاجل معدود: یعنی ما آن روز مشهود را تا زمان معینی به تاخیر می اندازیم نه برای همیشه. بنابراین اصل تحقق قیامت با علایمی که رخ داده است معلوم می باشد.
ولی باید گفت واژه شهود معنای اخص از علم را افاده می کند زیرا در آن مشاهده حضوری اخذ شده است. به خاطر همین معنی اکثر فقها حضور و رؤیت حسی را در نفوذ شهادت شرعی معتبر دانسته اند. بر این اساس معنای لغوی لفظ شهود قرینه است که دو معنای اول در نامگذاری به یوم مشهود لحاظ شده است.

یوم معلوم

قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم:(393)
(ای پیامبر به آنان) بگو همه انسانها در وقت روز معلوم (یعنی قیامت) گرد آورده خواهند شد.
در جلد اول مبحث علائم قیامت بیان کرده ایم که علایم عمومی قیامت رخ داده است و به آیه هجدهم از سوره محمد (ص) استناد نموده ایم که فرمود:
فقد جاء أشراطها: علائم و نشانه های قیامت تحقق یافت.
علائم مذکور در این آیه به انبیاء و خلقت انسان و انزال کتب آسمانی تفسیر شده است. و قول اول ارجح است زیرا در سوره زخرف - آیه شصت و یکم - می خوانیم:
و انه لعلم للساعة فلا تمترن بها: عیسی بن مریم نشانه یقینی تحقق قیامت است. بنابراین در تحقق قیامت شک و تردید به خود راه ندهید.
زیرا کسی که به اذن پروردگار مرده را زنده کرد از جانب خالق حکیم خبر از وقوع قیامت و زنده شدن همه مردگان داده است.
بنابراین قیامت با تحقق علامات و نشانه هایش معلوم و یقینی می باشد.
یکی از نشانه ها و دلایل آن وجود ظالم و مظلوم در دنیا است چرا که عقل حکم به اخذ حق مظلوم از ظالم می کند و چون در این دنیا ممکن نیست که حقوق جمیع مظلومین و محرومین عالم احقاق شود و ستمکاران و جنایتکاران به سزای ظلم و بیداد خود برسند، لذا از نظر عقل باید زمانی بوده باشد که خالق حکیم قسط و عدل کامل را اجرا گرداند. و آن روز قیامت است. لذا وجود معاد از نظر عقل ضروری می باشد. البته این دلیل بر لزوم تحقق اصل معاد است.
در اینجا اشکالی ممکن است طرح شود به اینکه در قرآن می خوانیم:
یسألک الناس عن الساعة قل انما علمها عند الله:(394) (ای پیامبر) مردم از تو راجع به قیامت می پرسند به آنان بگو که فقط خداوند از قیامت آگاه است.
در جواب این اشکال باید گفت که مقصود این آیه علم به زمان دقیق برپایی قیامت است نه علم به اصل رخداد آن.