فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

یوم محیط

انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط:(383) (حضرت شعیب (ع) به قومش فرمود) می ترسم بر شما از عذاب روزی فراگیر و غیر قابل دفع.
کلمه محیط به معنای فراگیرنده ای است که انسان را گریز و مفری از آن نیست.
در قرآن کریم پروردگار متعال به این نام توصیف شده است زیرا همه موجودات تحت قدرت ذات مقدسش بوده و هیچ موجودی از قلمرو اراده اش بیرون نمی باشد.
خصوصیتی در مفهوم این کلمه ماخوذ است و آن مسدود بودن راه گریز و بستن راه فرار است. در سوره بروج می خوانیم:
(و الله من وراءهم محیط)(384) خصوصیت مذکور را از تعبیر وراءهم می توان استفاده کرد زیرا انسان از پشت سر غافلگیر شده و راه فرار ندارد. همین تعبیر راجح به قیامت آمده است. فرمود:
ان هؤلاء یحبون العاجلة و یذرون وراءهم یوما ثقیلا:(385) دنیا طلبان دل به لذایذ گذرای مادی بسته و روز سختی را در کمین خود رها کرده و از آن غافل هستند.
انسان با رخداد ناگهانی قیامت غافلگیر شده و به دنبال راه فرار می گریزد. یقول الانسان یومئذ این المفر:(386) انسان با مشاهده حوادث هولناک قیامت فریاد بر می آورد: راه فرار کجاست؟
صاعقه مهیب قیامت چنان سریع و ناگهان بر سر خلایق می غرد که هر کس در هر حال و مشغول به هر کاری باشد با همان حالت هلاک می گردد و کمترین دفاع و چاره ای از کسی ساخته نیست.
ما ینظرون الا صیحة واحدة تأخذهم و هم یخصمون فلا یستطیعون توصیة و لا الی أهلهم یرجعون:(387) چیزی مشاهده نمی کنند مگر غرشی مهیب که برق آسا آنان را - در حال پرداختن به امور زندگی - به کام مرگ و نیستی فرو می برد.
در آن حال به هیچ وجه قدرت سفارش برای نزدیکان یا برگشت به خانه و کاشانه خود ندارند.

یوم مشهود

ذلک یوم مشهود و ما نؤخره الا لاجل معدود:(388) قیامت روز معلوم و مورد مشاهده بوده و تاخیر رخداد آن فقط برای مهلت معینی است (که بر اساس حکمت خالق حکیم می باشد.)

وجه نامگذاری

کلمه مشهود به معنای هر چیز معلوم از طریق دیدن و مشاهده است.
هر موجودی که دارای قوه بینایی بوده و قدرت تشخیص داشته باشد حوادث هولناک قیامت را مشاهده خواهد نمود. بنابراین روز رستاخیز مورد مشاهده همگان بوده و شهود آن روز اختصاص به گروه خاصی ندارد.
و نیز در آن روز ملائکه و پیامبران الهی و برگزیدگان هر امت بر اعمال بندگان شهادت می دهند.
و جی ء بالنبیین و الشهداء:(389) پیامبران و شاهدان اعمال در قیامت احضار می شوند.
شهداء در این آیه به ملائکه و امامان و کشته شدگان در راه خدا و مقربین درگاه پروردگار و نیز علما تفسیر شده است. بلکه شاهد اعمال هر انسان در عرصه محشر با او حاضر می گردد.
و جاءت کل نفس معها سائق و شهید: هر انسان همراه با دو مامور به عرصه محشر می آید یکی او را به طرف جلو می برد و دیگری بر کرده هایش گواهی می دهد.
و یوم نبعث فی کل امة شهیدا و جئنا بک شهیدا علی هؤلاء:(390) (ای پیامبر) به یاد روزی باش که ما از میان هر امت گواهی بر کرده هایشان بر می انگیزیم و ترا بر آن گواهان شاهد می گیریم.
حتی اعضاء و جوارح انسان شهادت بر اعمال انسان می دهند:
یوم تشهد ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم بما کانوا یعملون: روزی که زبان و دست و پای گنهکاران علیه آنان گواهی می دهند.
روز محشر هر نهان پیدا شود - هم ز خود هر مجرمی رسوا شود
ست و پا بدهد گواهی با بیان - بر فساد او به پیش مستعان
ست گوید من چنین دزدیده ام - پای گوید من شدستم تا منی(391)
چشم گوید غمزه کردستم حرام - گوش گوید چیده ام سوء کلام
پس دروغ آمد ز سر تا پای خویش - چون گواهی می دهد اعضا ز پیش
نتیجه اینکه قیامت زمان شهادت شهود و گواهی گواهان بر کرده های انسان است. نکته جالب اینکه ظاهر آیه شریفه ذلک یوم مشهود این است که قیامت در همین دنیا و فعلا مورد مشاهده انسان بوده و برای او معلوم است کما اینکه یکی از نامهای قیامت یوم معلوم(392) است. زیرا ظاهر توصیف هر چیز به لفظ مشتق (مثل فاعل یا مفعول) این است که موصوف فعلا متصف به آن وصف است. مگر اینکه قرینه ای بر تعیین ظرف شهود در آیه بوده باشد. و لفظ ذلک چنین صلاحیتی ندارد زیرا برای اشاره به خود آن روز است نه ظرف شهود آن.
علاوه بر این در آیه بعد فرمود:
و ما نؤخره الا لاجل معدود: یعنی ما آن روز مشهود را تا زمان معینی به تاخیر می اندازیم نه برای همیشه. بنابراین اصل تحقق قیامت با علایمی که رخ داده است معلوم می باشد.
ولی باید گفت واژه شهود معنای اخص از علم را افاده می کند زیرا در آن مشاهده حضوری اخذ شده است. به خاطر همین معنی اکثر فقها حضور و رؤیت حسی را در نفوذ شهادت شرعی معتبر دانسته اند. بر این اساس معنای لغوی لفظ شهود قرینه است که دو معنای اول در نامگذاری به یوم مشهود لحاظ شده است.