فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

وجه نامگذاری

با تحقیق در موارد کاربرد کلمه القارعة می توان گفت که در لغت به دو معنی آمده است.
اول: کوبیدن و برخورد شدید.(375) لذا در مورد کوبیدن حلقه درب گفته می شود قرع الباب و نیز در مورد زدن با تازیانه و یا عصا تعبیر قرع بالسوط او بالعصاء به کار برده می شود.
دوم: صاف بودن زمین و برهنگی آن از درخت و گیاه و هر گونه روئیدنی و ریزش موی سر. لذا در مورد سر بدون مو کلمه أقرع اطلاق گردیده است و نیز کلمه قرعاء به معنای زمین خالی از روئیدنی آمده است.(376)
در نامگذاری قیامت به القارعة هر دو معنی لحاظ شده است. زیرا در قیامت زمین دچار لغزش بسیار شدید می شود و در اثر آن کوهها از جا کنده می شود و به شدت با همدیگر برخورد کرده و درهم کوبیده می شوند. که فرمود:
و حملت الارض و الجبال فدکتا دکة واحدة:(377) زمین و کوهها (در قیامت) به حرکت درآمده و با یک ضربه شدید درهم کوبیده می شوند.
کلا اذا دکت الارض دکا دکا:(378) نه چنین است زمانی (انسان با رخداد عظیم قیامت مواجه می شود) که زمین با شدت تمام و پی در پی درهم کوبیده می شود.
و یسألونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفا:(379) (ای پیامبر) راجع به وضعیت کوهها (در قیامت) از تو می پرسند. بگو پروردگار من با رخداد حادثه قیامت کوهها را از جا برکنده و درهم فرو می ریزاند و نیز کرات آسمان و ستارگان درهم کوبیده شده و از هم متلاشی می شوند.
و اذا الکواکب انتثرت:(380) زمانی قیامت برپا می شود که ستارگان با هم برخورد کرده و به ذرات ریز تبدیل شده و در فضا پراکنده می شوند.
روشن است که صدای غرش این برخوردها آن چنان قوی و مهیب است که تحمل شنیدن آن از طاقت انسان بیرون است.
و نیز از خصوصیات قیامت این است که در اثر کوبیدن زمین و انفجار آتشفشانها و پاشیدن کوهها اثری از گیاه و درخت و جنگل و شهر و آبادی باقی نمانده و همه آنها محو و نابود می شوند. زمین صاف و برهنه از پوشش و خالی از تمام موجودات خواهد گشت.
یوم تسیر الجبال و تری الارض بارزة:(381) به یاد روزی باش که کوهها را به حرکت درآورده و از جا برکنده و هیچ اثری روی زمین باقی نمی گذاریم و آن را برهنه از هر پوشش می بینی.
همچنین وضع کوهها را در قیامت چنین توصیف فرموده است:
فیذرها قاعا صفصفا:(382) کوهها را صاف و برهنه از هر پوشش رها می سازد.
بنابراین نامگذاری قیامت به القارعة به خاطر درهم کوبیدن زمین و کوهها و ستارگان است که در اثر غرش مهیب آن خلایق چون ملخهایی انبوه متفرق و پراکنده گردیده و به هر سو فراری می شوند. و نیز از جهت این است که در اثر برخورد شدید اثری از خانه و کاشانه و هیچ نوع روئیدنی باقی نمانده و زمین صاف و برهنه می شود. کما اینکه آیه شریفه و تکون الجبال کالعهن المنفوش در تفسیر القارعة اشاره به همین معنا دارد و آیه یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ناظر به معنای اول است.

یوم محیط

انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط:(383) (حضرت شعیب (ع) به قومش فرمود) می ترسم بر شما از عذاب روزی فراگیر و غیر قابل دفع.
کلمه محیط به معنای فراگیرنده ای است که انسان را گریز و مفری از آن نیست.
در قرآن کریم پروردگار متعال به این نام توصیف شده است زیرا همه موجودات تحت قدرت ذات مقدسش بوده و هیچ موجودی از قلمرو اراده اش بیرون نمی باشد.
خصوصیتی در مفهوم این کلمه ماخوذ است و آن مسدود بودن راه گریز و بستن راه فرار است. در سوره بروج می خوانیم:
(و الله من وراءهم محیط)(384) خصوصیت مذکور را از تعبیر وراءهم می توان استفاده کرد زیرا انسان از پشت سر غافلگیر شده و راه فرار ندارد. همین تعبیر راجح به قیامت آمده است. فرمود:
ان هؤلاء یحبون العاجلة و یذرون وراءهم یوما ثقیلا:(385) دنیا طلبان دل به لذایذ گذرای مادی بسته و روز سختی را در کمین خود رها کرده و از آن غافل هستند.
انسان با رخداد ناگهانی قیامت غافلگیر شده و به دنبال راه فرار می گریزد. یقول الانسان یومئذ این المفر:(386) انسان با مشاهده حوادث هولناک قیامت فریاد بر می آورد: راه فرار کجاست؟
صاعقه مهیب قیامت چنان سریع و ناگهان بر سر خلایق می غرد که هر کس در هر حال و مشغول به هر کاری باشد با همان حالت هلاک می گردد و کمترین دفاع و چاره ای از کسی ساخته نیست.
ما ینظرون الا صیحة واحدة تأخذهم و هم یخصمون فلا یستطیعون توصیة و لا الی أهلهم یرجعون:(387) چیزی مشاهده نمی کنند مگر غرشی مهیب که برق آسا آنان را - در حال پرداختن به امور زندگی - به کام مرگ و نیستی فرو می برد.
در آن حال به هیچ وجه قدرت سفارش برای نزدیکان یا برگشت به خانه و کاشانه خود ندارند.

یوم مشهود

ذلک یوم مشهود و ما نؤخره الا لاجل معدود:(388) قیامت روز معلوم و مورد مشاهده بوده و تاخیر رخداد آن فقط برای مهلت معینی است (که بر اساس حکمت خالق حکیم می باشد.)