فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

وجه نامگذاری

کلمه فصل در لغت به معنای جدا کردن دو چیز از هم و تمییز بین امور است و نیز به سخن حق از آن جهت که باطل را جدا می کند قول فصل اطلاق گردیده است.(366) و به معنای قضاوت و حکم نیز آمده است. و این معنی هم در واقع از مصادیق معنای اول است زیرا با قضاوت حق از باطل جدا شده و بین آنها تمییز داده می شود لذا قرآن مجید به قول فصل توصیف گردیده است. که فرمود: (انه لقول فصل)(367) چرا که با بیان روشن حق را از باطل جدا می نماید.
کما اینکه به همین خاطر (فرقان) نامیده شده است.
تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا(368)
زیرا با آیات محکم بین حق و باطل فرق می گذارد.
و به همین دلیل به جایی از بدن انسان که دو استخوان از هم جدا می شوند کلمه مفصل اطلاق گردیده است.
در نامگذاری قیامت به یوم الفصل هر یک از دو معنای جدا کردن و حکم و قضاوت لحاظ شده است. زیرا که قیامت انسان را از برادر و پدر و مادر و از خویشاوندان و دوست صمیمی بلکه مادر را از طفل شیرخوارش جدا می گرداند. که فرمود:
یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه(369) و فرمود:
یوم ترونها تذهل کل مرضعة عما أرضعت و تضع کل ذات حمل حملها:(370) در هنگامه قیامت هر مادر شیرده را می بینی که فرزند شیر خوارش را رها نموده و هر بارداری سقط جنین می کند.
لن تنفعکم اولادکم و لا ارحامکم یوم القیامة یفصل بینکم:(371) در قیامت فرزندان و خویشاوندان شما نفعی به حالتان ندارند. زیرا که به امر پروردگار از همدیگر جدا می شوید.
روز رستاخیز مجرمین و گنهکاران از مؤمنین و نیکوکاران جدا می شوند گروه اول به صورتهای زشت حیوانات محشور شده و راهی جهنم می شوند و گروه دوم با زیباترین صورتهای انسانی محشور گردیده به سوی بهشت هدایت می شوند. و این به دستور پروردگار متعال است که خطاب به گنهکاران می فرماید: (و امتازوا الیوم ایها المجرمون)(372) ای گنهکاران امروز (یعنی قیامت) از صف نیکوکاران جدا شوید.
در آنجا تمام اسباب و وسایل مادی که انسان با آنها در دنیا خود را از مرگ و عذاب و هر سختی نجات می داد از او جدا شده و هیچ به کار او نمی آیند.
و لقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مرة و ترکتم ما خولناکم وراء ظهورکم و ما نری معکم شفعاءکم الذین زعمتم أنهم فیکم شرکاء لقد تقطع بینکم و ضل عنکم ما کنتم تزعمون:(373) (امروز یعنی قیامت) تنها و برهنه به گونه ای که از شکم مادر متولد شده بودید بر ما وارد شده اید و آنچه از قدرت و مال که به شما ارزانی داشته بودیم از دست داده و هیچیک از قدرتمندان و یاورانی که آنان را تکیه گاه خود می پنداشتند امروز به دادتان نمی رسند. همه از شما جدا گردیده و میان شما و ایشان جدایی افتاده است.
سلیمان را برفت از دست خاتم - فریدون را سرآمد پادشاهی
نه فرعون ماند و نه گنج نه قارون - نه در دست موسی عصای شبانی
اختلافات سیاسی و مذهبی و اجتماعی همه در آنجا با حکم قاطع پروردگار جهانیان حل شده و برای همیشه حق از باطل جدا خواهد گشت.
ان ربک هو یفصل بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون:(374)
همانا پروردگار تو در قیامت بین اختلافات آنان قضاوت می فرماید.
چون قیامت همی بپا گردد - حق و باطل ز هم جدا گردد
رشوه ها، حیله ها، سیاستها - رخت بربندد از قضاوتها

القارعة

القارعة ما القارعة و ما أدراک ما القارعة یوم یکون الناس کالفراش المبثوث و تکون الجبال کالعهن المنفوش: آن کوبنده درهم شکننده. کدام کوبنده؟ و چه می دانی که چه ضربه مهیب و وحشتناکی است. روزی که فرا رسد مردم (از غرش هولناک آن وحشت زده و مضطرب) همانند ملخهایی انبوه پراکنده می شوند (و به هر سو فرار می کنند) و کوهها درهم کوبیده می شوند و چون پشم حلاجی شده از هم باز خواهند شد (یعنی تبدیل به خاک نرم می شوند).

وجه نامگذاری

با تحقیق در موارد کاربرد کلمه القارعة می توان گفت که در لغت به دو معنی آمده است.
اول: کوبیدن و برخورد شدید.(375) لذا در مورد کوبیدن حلقه درب گفته می شود قرع الباب و نیز در مورد زدن با تازیانه و یا عصا تعبیر قرع بالسوط او بالعصاء به کار برده می شود.
دوم: صاف بودن زمین و برهنگی آن از درخت و گیاه و هر گونه روئیدنی و ریزش موی سر. لذا در مورد سر بدون مو کلمه أقرع اطلاق گردیده است و نیز کلمه قرعاء به معنای زمین خالی از روئیدنی آمده است.(376)
در نامگذاری قیامت به القارعة هر دو معنی لحاظ شده است. زیرا در قیامت زمین دچار لغزش بسیار شدید می شود و در اثر آن کوهها از جا کنده می شود و به شدت با همدیگر برخورد کرده و درهم کوبیده می شوند. که فرمود:
و حملت الارض و الجبال فدکتا دکة واحدة:(377) زمین و کوهها (در قیامت) به حرکت درآمده و با یک ضربه شدید درهم کوبیده می شوند.
کلا اذا دکت الارض دکا دکا:(378) نه چنین است زمانی (انسان با رخداد عظیم قیامت مواجه می شود) که زمین با شدت تمام و پی در پی درهم کوبیده می شود.
و یسألونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفا:(379) (ای پیامبر) راجع به وضعیت کوهها (در قیامت) از تو می پرسند. بگو پروردگار من با رخداد حادثه قیامت کوهها را از جا برکنده و درهم فرو می ریزاند و نیز کرات آسمان و ستارگان درهم کوبیده شده و از هم متلاشی می شوند.
و اذا الکواکب انتثرت:(380) زمانی قیامت برپا می شود که ستارگان با هم برخورد کرده و به ذرات ریز تبدیل شده و در فضا پراکنده می شوند.
روشن است که صدای غرش این برخوردها آن چنان قوی و مهیب است که تحمل شنیدن آن از طاقت انسان بیرون است.
و نیز از خصوصیات قیامت این است که در اثر کوبیدن زمین و انفجار آتشفشانها و پاشیدن کوهها اثری از گیاه و درخت و جنگل و شهر و آبادی باقی نمانده و همه آنها محو و نابود می شوند. زمین صاف و برهنه از پوشش و خالی از تمام موجودات خواهد گشت.
یوم تسیر الجبال و تری الارض بارزة:(381) به یاد روزی باش که کوهها را به حرکت درآورده و از جا برکنده و هیچ اثری روی زمین باقی نمی گذاریم و آن را برهنه از هر پوشش می بینی.
همچنین وضع کوهها را در قیامت چنین توصیف فرموده است:
فیذرها قاعا صفصفا:(382) کوهها را صاف و برهنه از هر پوشش رها می سازد.
بنابراین نامگذاری قیامت به القارعة به خاطر درهم کوبیدن زمین و کوهها و ستارگان است که در اثر غرش مهیب آن خلایق چون ملخهایی انبوه متفرق و پراکنده گردیده و به هر سو فراری می شوند. و نیز از جهت این است که در اثر برخورد شدید اثری از خانه و کاشانه و هیچ نوع روئیدنی باقی نمانده و زمین صاف و برهنه می شود. کما اینکه آیه شریفه و تکون الجبال کالعهن المنفوش در تفسیر القارعة اشاره به همین معنا دارد و آیه یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ناظر به معنای اول است.