فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

توقیت خلود به دوام آسمانها و زمین

در برخی آیات خلود هر یک از اهل بهشت و دوزخ به دوام و بقاء آسمان و زمین مقید شده است.
در سوره هود می خوانیم:
فاما الذین شقوا ففی النار لهم زفیر و شهیق خالدین فیها ما دامت السموات و الارض الا ما شاء ربک ان ربک فعال لما یرید و أما الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها ما دامت السموات و الارض الا ما شاء ربک:(310)
جایگاه اهل کفر و طغیان در آتش دوزخ بوده و نفسهای آنان در اثر حرارت بالا می آید. و مادامی که آسمانها و زمین پابرجا است در آن ثابت و باقی می باشند، مگر اینکه به اراده پروردگارت از آنجا بیرون آورده شوند و به بهشت منتقل گردند. همانا پروردگار تو به آنچه بخواهد توانا است. و اما اهل سعادت و رستگاری مادامی که آسمانها و زمین پابرجاست در بهشت ثابت و باقی می باشند این فقط به مشیت پروردگار تحقق پذیر می باشد.
این مطلب منشأ اشکال شده است چرا که خلود به معنای دوام و جاودانگی بوده و آن منافات با توقیت دوام آسمان و زمین دارد. زیرا که آسمان و زمین به صریح آیات قرآن(311) برای همیشه باقی نبوده و از هم پاشیده خواهند گردید.
از این اشکال جوابهایی داده شده است که عمده آنها عبارتند از:
1- اینکه مقصود آسمان و زمین آخرت است که غیر آسمان و زمین دنیا می باشد. زیرا فساد و دگرگونی و تباهی در نظام آخرت راه ندارد.
بنابراین آسمان و زمین آخرت جاودانه بوده لذا توقیت به دوام آنها به معنای بقاء همیشگی می باشد.
2- این تعبیر کنایه از دوام و بقاء است و مدلول مطابقی جمله مقصود نیست و این گونه تعبیر در زبان عرب متداول است.
3- مقصود عالم برزخ است که ممحضین و برجسته گان در ایمان و کفر، آنجا یا در آتش معذب و یا در باغها متنعم می باشند.
و اما استثناء به مشیت پروردگار در مورد اهل دوزخ به معنای عذاب موقت است. چون برخی از گنهکاران اهل توحید پس از مدتی عذاب با شفاعت انبیاء و اوصیاء از دوزخ بیرون آورده می شوند. لکن این معنی در مورد اهل بهشت مصداق ندارد چون کسی بعد از دخول در بهشت از آن اخراج نمی شود. لذا استثناء به مشیت پروردگار در مورد اهل بهشت به معنای تاکید است یعنی خلود آنان در بهشت فقط به اراده لا یزال پروردگار تحقق می پذیرد.
شاهد بر این تفسیر روایات است.
به عنوان نمونه در تفسیر عیاشی از حمران بن اعین چنین روایت شده است.
سألت ابا جعفر (ع)... عن قول الله عزوجل خالدین فیها ما دامت السموات و الارض الا ما شاء ربک فقال (ع): هذه فی الذین یخرجون من النار:(312)
از امام باقر (ع) راجع به آیه شریفه خالدین فیها... پرسیدم فرمود: این آیه در مورد کسانی است که بعد از مدتی عذاب از دوزخ بیرون آورده می شوند.
و نیز در تفسیر مذکور ابوبصیر از آن حضرت روایت نموده است که فرمود: فی ذکر اهل النار أستثنی و لیس فی ذکر أهل الجنة استثناء:(313)
استثناء در آیه مربوط به اهل دوزخ است و در مورد اهل بهشت استثنایی وارد نشده است.
البته جای اصلی بحث خلود اینجا نمی باشد بلکه از مباحث مربوط به بهشت و جهنم است که در آینده انشاء الله مفصلا مورد بحث قرار خواهد گرفت.
ما هذه الدنیا بدار مخلد - طوبی لمدخر النعیم الی غد(314)
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش - که محال است در این مرحله امکان خلود
سرای آخرت آباد کن به حسن عمل - که اعتماد بقا را نشاید این بنیان
بس اعتماد مکن بر دوام دولت و عمر - که دولتی دگرت در پی است جاویدان

یوم الدین

یسألون أیان یوم الدین؟ یوم هم علی النار یفتنون:(315) کافران از روی انکار و استهزاء می پرسند روز جزاء (قیامت) کی خواهد آمد؟ بدانند روز جزا همان روزی است که آنان به آتش افکنده می شوند.
و ما ادراک ما یوم الدین؟ ثم ما ادراک ما یوم الدین؟ یوم لا تملک نفس لنفس شیئا و الامر یومئذ لله:(316) ای پیامبر چه می دانی که یوم الدین چیست؟ گویا به حقیقت آن پی نبرده ای پس چگونه می توانی ماهیت (یوم الدین) را درک کنی روزی است که هیچکس کمترین نفوذ و تاثیری در دیگری نداشته و از کسی کاری برای دیگری ساخته نیست (علل و اسباب مادی منقطع گردیده و هیچگونه کارآیی ندارد و تحقق همه امور در آن روز فقط به اراده خداوند متعال است.)
غیر از این دو مورد در ده مورد دیگر نیز قرآن مجید از قیامت به یوم الدین نام برده است.
یکی از آن موارد سوره فاتحه - آیه شریفه مالک یوم الدین - است. که در هر شبانه روز پنج بار می خوانیم.

معنای کلمه دین

کلمه دین در لغت به معانی مختلفی(317) آمده است لکن آنچه که مربوط به قیامت می تواند باشد دو معنا است.
اول: معنای مجازات و پاداش دادن است.(318) در حدیث قدسی وارد شده است:
یا ابن آدم کن ما شئت کما تدین تدان:(319) ای انسان هر گونه می خواهی بوده باش لیکن بدان همان گونه که دیگران را بر کرده های بدشان مجازات می کنی خودت نیز بر کرده هایت مجازات خواهی شد.
امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: و اذکر قبرک فان علیه ممرک و کما تدین تدان:(320) به یاد قبر خود باش که امروز گذرگاه تو است و بدان همانگونه که دیگران را بر کرده هایشان مجازات می کنی خود نیز مجازات خواهی شد.
کلمه دین در بعضی آیات قرآن مجید به این معنی آمده است. در سوره صافات - آیه پنجاه و سوم - آمده است که کافران مجازات اعمال در قیامت را انکار نموده و مؤمنین را به استهزاء گرفته و از آنان می پرسیدند:
أءذا متنا و کنا ترابا لمدینون: آیا بعد از آنکه مردیم و به استخوان و خاک تبدیل شدیم مورد سؤال و بازخواست قرار می گیریم؟
پروردگار متعال در سوره واقعه به آنان چنین پاسخ می دهد:
فلولا ان کنتم غیر مدینین ترجعونها ان کنتم صادقین: اگر راست می گوئید که پشت پرده نظام طبیعت قدرتی نبوده و حساب و کتاب و مجازاتی در کار نیست، پس چرا هنگام احتضار نمی توانید جان را به تن برگردانید. (معلوم می شود که حیات و مرگ از اختیار شما بیرون بوده و تحت قدرت و اراده غیر شما است.)
در این آیه شریفه کلمه مدینین به مجزیین تفسیر شده است، یعنی جزا داده شدگان.
دوم: معنای انقیاد و اطاعت.(321) ماده دین در برخی از آیات شریفه قرآن به این معنی استعمال شده است.
به عنوان نمونه در سوره توبه - آیه بیست و نهم - در توصیف بعضی از مشرکین اهل کتاب آمده است:
و لا یدینون دین الحق: به دین (اسلام) گردن ننهاده و از آن اطاعت نمی کنند. فعل (یدینون) در این آیه به معنای یطیعون است.
و در سوره نحل می خوانیم:
له ما فی السموات و الارض و له الدین واصبا:(322) موجودات آسمانها و زمین تحت سیطره و قدرت پروردگار هستند. و اطاعت بی چون و چرا برای همیشه ویژه فرامین او می باشد.
ملاحظه فرموده اید که در این دو آیه شریفه کلمه دین به معنای انقیاد و طاعت استعمال شده است.