فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

نگاهی به روایات

روایات در زمینه اصناف و دسته های گوناگون اهل محشر بسیار است. و ما در اینجا به ذکر بعضی به عنوان نمونه اکتفا می کنیم.
مرحوم صدوق در کتاب ثواب الاعمال به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود:
من لقی المسلم بوجهین و لسانین جاء یوم القیامة و له لسانان من نار.(278)
کسی که با برادر مؤمن خود دو گونه برخورد کند (یعنی در حضورش به گونه ای سخن بگوید و در غیاب او به گونه ای دیگر) این چنین فرد در قیامت با دو زبان آتشین محشور خواهد شد.
و نیز در همین کتاب به سندش از امام صادق (ع) روایت نموده است که آن حضرت از طریق پدران بزرگوارش از امیر المؤمنین علی (ع) چنین نقل فرموده است:
من قرأ القرآن لیأکل به الناس جاء یوم القیامة و وجهه عظم لا لحم فیه:(279)
کسی که قرآن را فقط برای کسب مال و امرار معاش بخواند (بدون اینکه به آن عمل کند) روز قیامت با صورتی بدون گوشت و با استخوان خالی محشور خواهد شد.
و نیز از امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده است که فرمود:
من صنع شیئا للمفاخرة حشره الله یوم القیامة اسود:(280) کسی که چیزی درست کند و با آن به مردم فخر کند خدای تعالی او را در قیامت با چهره ای سیاه محشور خواهد نمود.
و نیز به سندش از امام صادق (ع) روایت نموده است که فرمود:
ان المتکبرین یجعلون فی صورة الذر یطؤهم الناس حتی یفرغ الله من الحساب:(281) افراد متکبر و خودخواه در قیامت به صورت محشور می شوند و اهل محشر آنان را زیر پاها لگدمال می کنند تا اینکه مامورین الهی از حسابرسی خلایق فارغ شوند.
و نیز مرحوم طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه شریفه: و یوم ینفخ فی الصور فتأتون أفواجا از رسول خدا (ص) روایت نموده است که فرمود:
یحشر عشرة اصناف من أمتی اشتاتا... فأما الذین بصورة القردة فالقتات من الناس و أما الذین علی صورة الخنازیر فاهل السحت و اما المنکسون علی رؤوسهم فاکلة الربا و العمی الجائرون فی الحکم و الصم المعجبون باعمالهم و الذین یمضغون بألسنتهم فالعلماء و القضاة الذین خالف أعمالهم أقوالهم و المقطع ایدیهم و ارجلهم الذین یؤذون الجیران و المصلبون علی جذوع من النار فالسعاة بالناس الی السلطان و الذین اشد نتناً من الجیف فالذین یتمتعون بالشهوات و اللذات و یمنعون حق الله تعالی فی امواله و الذین هم یلبسون الجلباب فاهل الفخر و الخیلاء:(282) ده گروه از امت من به صورتهای گوناگون حیوانی و زشت محشور می شوند. افراد سخن چین به صورت میمون و رشوه خواران به صورت خوک، و رباخواران واژگون محشور خواهند شد، (به گونه ای که پاهایشان در هوا و صورتهایشان روی زمین کشیده می شود) و تجاوزگران نابینا محشور شده و سرگردان به هر طرف می روند. افراد خودپسند کر و لال و مجنون محشور می گردند. علماء و قضاة بی عمل زبانهای خود را می جوند به گونه ای که در اثر آن مایع بدبو و گندیده ای از دهانشان بیرون می ریزد به طوری که اهل محشر از بوی تعفن آن متأذی هستند. و کسانی که همسایه را آزار کنند بدون دست و پا محشور شده و جاسوسان سلطان به شاخه هائی از آتش آویزان هستند. و مستکبران با لباسهائی از مس گداخته - چسبیده به پوست - محشور خواهند شد.
اند آنکس که اهل معرفت است - حشر انسان به صورت صفت است
خوی هر جانور که انسان یافت - صورت آخرت هم آن سان یافت
صیرتی کان در وجودت غالب است - هم بر آن تصویر حشرت واجب است
هر خیالی کو کند در دل و طن - روز محشر صورتی خواهد شدن
حاسدان را حشر در روز گزند - بی گمان بر صورت گرگان کنند
ای دریده پوستین یوسفان - گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو - می درانند از غضب اعضای تو
وای بر من ز انعکاس گناه - ساعت یختم علی افواه

الیوم الحق

یوم یقوم الروح و الملائکة صفا لا یتکلمون الا من أذن له الرحمن و قال صوابا ذلک الیوم الحق:(283) به یاد آور قیامت را، روزی که روح - موجودی برتر از ملائکه - و فرشتگان جهت حسابرسی اعمال بشر در صفوف منظم به پا خاسته و کسی از آنان سخن نمی گوید مگر اینکه پروردگار مهربان به او اجازه گفتار داده و نیز سخن حق بگوید. آن روز حق و ثابت بوده و در رخداد آن شک و تردیدی نیست.
و یوم یعرض الذین کفروا علی النار ألیس هذا بالحق قالوا بلی و ربنا:(284) روزی که کافران به سوی آتش دوزخ برده می شوند و در مقابل آن قرار می گیرند، به آنان خطاب می شود آیا این عذاب قیامت و آتش دوزخ حق نیست؟ و آیا هنوز هم واقعیت آن قابل شک و تردید است؟ (که در دنیا آن را به استهزاء گرفته بودید و هرگز باور نداشتید) آنان در پاسخ می گویند: آری قسم به پروردگارمان قیامت و آتش دوزخ حق است.

وجه تسمیه

علت نامگذاری قیامت به الیوم الحق با توجه به معنای کلمه حق روشن می گردد.
بنابراین باید نخست موارد استعمال این کلمه تحقیق و معنای آن معلوم شود.
کلمه حق در مقابل باطل بوده و در موارد مختلف به معانی گوناگون آمده است. که برخی از آنها وجه مناسب نامگذاری قیامت به این نام را تشکیل می دهد.
عمده این معانی عبارتند از:
1- هر چیز دارای واقعیت و اصالت، در مقابل باطل که امور پنداری و فاقد واقعیت بوده و در یک جمله کلمه حق به معنای هر چیز مطابق با واقع و امر ثابت و حتمی و غیر قابل تغییر می باشد.(285)
در بسیاری از آیات شریفه قرآن کلمه حق به این معنی استعمال شده است. زیرا افراد دنیا طلب و شهوتران و ستمکار که نمی توانستند خود را با برنامه انبیاء تطبیق دهند و نمی خواستند زیر بار قوانین ادیان الهی بروند وعده قیامت و بهشت و جهنم و نظائر آن را به عنوان افسانه های پنداری جلوه داده و مورد استهزاء و تمسخر می گرفتند.
قرآن مجید این روش باطل آنان را نقل کرده و امور غیبی پشت پرده طبیعت مادی و حوادث اخروی و سایر وعده های انبیاء را حقایق مسلم و واقعی بیان نموده است.
به عنوان نمونه در سوره مؤمنون می خوانیم:
قالوا أءذا متنا و کنا تراباً و عظاماً أءنا لمبعوثون؟ لقد وعدنا نحن و آباءنا من قبل ان هذا الا أساطیر الاولین. قل لمن الارض و من فیها ان کنتم تعلمون؟ سیقولون: لله، قل أفلا تذکرون؟ قل من رب السموات السبع و رب العرش العظیم؟ سیقولون: لله. قل أفلا تتقون؟ قل من بیده ملکوت کل شی ء و هو یجیر و لا یجار علیه ان کنتم تعلمون سیقولون لله قل فأنی تسحرون بل آتیناهم بالحق و انهم لکاذبون:(286) کافران کوردل از روی ناباوری و انکار می پرسند آیا هنگامی که مردیم و به خاک و استخوان مبدل گشتیم دوباره زنده می شویم؟ این حرفی است که از گذشته های دور تا به حال به ما و به نیاکان ما وعده داده شده است، این فقط افسانه ای بیش نیست (که در کتابها نوشته اند و دارای واقعیت نمی باشد). ولی ای پیامبر از آنان سؤال کن: کره زمین و موجودات آن به قدرت چه کسی به وجود آمده و ادامه حیات می دهند. آنان ناگزیر به حکم عقل پاسخ خواهند داد: به قدرت خدا. به آنها بگو پس چرا به سرانجام خود و طبیعت مادی توجه نداشته و متذکر نمی شوید؟ از آنان سؤال کن: سرپرست و مدیر عوالم هفتگانه جهان هستی و مدبر عرش بزرگ (که عالم تدبیر و محل ارزیابی و تقنین امور سایر عوالم است) چه کسی می تواند باشد؟ در پاسخ خواهند گفت: فقط به تدبیر و سرپرستی خالق حکیم است. بگو آیا علم به این واقعیت، کافی برای پرهیز شما از نافرمانی پروردگار متعال و عذاب آخرت نیست؟ از آنان سؤال کن: سیطره و قدرت بر ایجاد هر چیز به دست چه کسی است؟ و چه قدرتی است که هر گرفتار به عذاب را نجات می دهد ولی کسی نمی تواند گرفتار به عذاب او را نجات دهد؟ پاسخ خواهند داد: چنین قدرت و سلطنت فقط از آن خداست. بگو پس چرا تا این حد فریب شیطان را خورده و سحر او گشته اید و بیراهه می روید؟
بنابراین پرسش انکاری آنان در مورد قیامت و معاد و عذاب و ثواب آخرت بی اساس بوده و آنان در این پرسش خود دروغ می گویند. چرا که با یقین و علم به قدرت خالق آسمان و زمین پاسخ این پرسش برای آنان روشن است. لکن از روی هوی و هوس و جهت سرکوب وجدان و نیز به منظور هموار نمودن راه طغیان و شهوترانی و تجاوز در صدد انکار حقایق مسلم برآمده و بدون هیچ گونه تأمل، از امکان و واقعیت معاد و قیامت پرسش می نمایند.
از این آیات نتیجه می گیریم گنهکاران و اهل معصیت با اینکه به حکم مستقل عقل می دانستند که اداره امور پیچیده نظام جهان هستی و تدبیر حرکات افلاک و کهکشانها به دست خدا است و قدرت خلقت و ایجاد اشیاء و رسیدن به داد انسانهای مظلوم و مکافات ستمکاران تاریخ به دست کسی غیر خالق حکیم نمی تواند باشد، در عین حال آن چنان غرق در لذایذ شهوت و گناه بودند که کمترین اعتنا به حکم عقل ننموده و همیشه قوانین الهی و وعده های انبیاء را سد راهی در مقابل خواسته های نامشروع خود می دانستند. و به همین دلیل با تمام توان در صدد انکار حقایق دین بر آمده و پیوسته می کوشیدند که وعده های انبیاء و رهبران الهی را بی اساس و فاقد ارزش علمی جلوه دهند لذا آنها را از قبیل افسانه های وهمی و بی منطق معرفی می کردند.
لکن در مقابل این لجاجت و انکار و عناد، قرآن افکار عقلای منصف عالم را به حکم بدیهی عقل و فطرت معطوف داشته و آنان را دعوت به تفکر نموده است و با بیانی رسا حقایق عالم را بازگو کرده است. از جمله آن حقایق رخداد قیامت است که سرانجام نظام طبیعت مادی می باشد و قرآن مجید این واقعه بزرگ را به عنوان یک حرکت و تحول واقعی و حتمی اعلام نموده است. لذا فرمود:
ذلک الیوم الحق: آن روز - یعنی قیامت - روز واقعی و حقیقی بوده نه پنداری و افسانه ای که کافران جلوه می دهند.
2- به معنای آنچه که بر اساس حکمت ایجاد شده باشد(287) لذا افعال خدای تعالی خلقت آسمان و زمین و سایر مخلوقات پروردگار به عنوان حق توصیف شده است.
در سوره یونس - آیه پنجاه و سوم - می خوانیم:
و یستنبئونک احق هو قل ای و ربی انه لحق: گناهکاران و کافران از تو می پرسند آیا عذاب الهی (در دنیا یا آخرت) بر اساس عدل و حکمت است؟ و آیا ظلم نیست؟ ای پیامبر به آنان بگو آری سوگند به پروردگارم عذاب ستمکاران و گنهکاران و کافران بر اساس حکمت خالق سبحان است.
و نیز به همین لحاظ خالق حکیم به حق توصیف گردیده است(288) فرمود:
قل من یرزقکم من السماء و الارض أمن یملک السمع و الابصار و من یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و من یدبر الامر فسیقولون الله فقل افلا تتقون. فذلکم الله ربکم الحق:(289)
ای پیامبر به مشرکین و کفار بگو که چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی ارزانی داشته است و قوه بینایی و شنوایی - که مایه حیات شما است - تحت سلطه و قدرت چه کسی است؟ و چه کسی زمین مرده خشک را حیات بخشیده است (و انواع گیاهان و گلهای رنگارنگ و میوه های گوناگون از آن رویانیده است) و دوباره آن را به حالت اول بر می گرداند و چه کسی نظام هستی را تدبیر و اداره می کند؟ آنان در پاسخ خواهند گفت: خداوند همه امور را تدبیر می نماید. بگو به آنان پس چرا از نافرمانی و عذاب او پرهیز نمی کنید و همان خدایی که به حکم عقل اعتراف به حکمت و تدبیر او دارید او پروردگار شما است که تمام افعالش بر اساس تدبیر و به مقتضای حکمت است.
البته کافران گرچه در ظاهر وجود خدا و معاد را انکار می کردند ولی به مقتضای حکم عقل چاره ای جز اعتراف به وجود خالق مدبر و حکیم نداشتند ولکن علیرغم علم و یقین خود حقایق را مورد انکار قرار می دادند.
3- به معنای شایسته و مناسب شأن. کلمه حق در بعضی آیات شریفه قرآن به این معنی آمده است.
در سوره اعراف(290) می خوانیم که حضرت موسی در مقابل فرعون می فرماید:
حقیق علی أن لا أقول علی الله الا الحق: بر من شایسته است که درباره پروردگار سخنی جز حق نگویم.
و نیز در سوره روم آمده است:
و کان حقا علینا نصر المؤمنین: شایسته شأن ربوبیت ما بوده است که مؤمنین را یاری نمائیم.
و هر یک از این سه معنی در نامگذاری قیامت به الیوم الحق می تواند دخیل باشد، چرا که خبر قیامت مطابق با واقع و دارای حقیقت و اصالت بوده و تخلف ناپذیر است. کما اینکه فرمود:
و ان الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور:(291)
(مظاهر قدرت و عظمت خداوند را در قرآن برای شما بیان نموده ایم تا متذکر شوید) اینکه قیامت یقینا تحقق خواهد یافت و شکی در آن نیست و اینکه خدای تعالی مردگان را از قبور بر خواهد انگیخت.
و نیز بر اساس حکمت می باشد چرا که به حکم عقل باید روزی بوده باشد که حق مظلوم گرفته شود و ظالم به مجازات ظلمش برسد. و آن روز غیر قیامت نمی تواند باشد زیرا که فقط در آن روز اولین و آخرین انسانهای طول تاریخ یکجا جمع شده و با قدرت لایزال الهی به حساب همه رسیده می شود.
بنابراین فلسفه وجود قیامت بر اساس حکمت و عدالت است.
و نیز مهمترین خاصیت روز روشنایی آن است که در اثر آن همه اشیاء از پرده ظلمت و تاریکی شب بیرون آمده و ظاهر می گردند. در قیامت این خصوصیت به معنای واقعی کلمه و به طور کامل تحقق می یابد چرا که با رخداد قیامت بواطن و ضمایر انسانها به صورتهای گوناگون آشکار می گردد و مانند دنیا همه صورت آدمی نداشته بلکه هر شخصی به تناسب شکل مناسب صفاتش محشور خواهد گردید. قیامت از آن جهت که زمان ظهور صفات و اعتقادات باطنی بوده و نمایانگر حقیقت و ماهیت انسانها است لذا شایسته توصیف به یوم می باشد زیرا که به تمام معنی روز است. از این نظر به الیوم الحق نامگذاری شده است یعنی الحقیق بالیومیة شایسته برای توصیف به روز است.
نکته قابل ذکر این است که قیامت روز ظهور و آشکار شدن حق است کما اینکه در توصیف آن فرمود:
یوم تبلی السرائر:(292) روزی که ضمایر و بواطن اشیاء و هر چیز مخفی آشکار می شود.
و نیز در آن روز ملک و سلطنت حقیقی فقط از آن خدای تعالی است که فرمود: الملک یومئذ الحق للرحمن.(293)
و همچنین در قیامت قضاوت به حق می شود و هرگز به کسی ظلم نخواهد شد. فرمود: و قضی بینهم بالحق و هم لا یظلمون.(294)
و همه این امور حق گرچه در قیامت تحقق می یابند لکن از جهت ادبی وصف برای قیامت واقع نمی شوند. زیرا که مظروف وصف برای ظرف خود واقع نمی شود. لذا صحیح نیست که بجای وعاء الخبز گفته شود الوعاء الخبز و یا اینکه بجای یوم الخروج گفته شود الیوم الخروج.
بنابراین مقصود از آیه شریفه ذلک الیوم الحق(295) این است که روز قیامت حق و ثابت بوده و شک در تحقق آن نیست و به مقتضای حکمت برپا خواهد گشت و حقا شایسته توصیف به یوم است. به معنای روز ظهور حق نیست. کما اینکه از تعبیر بعضی محققین استفاده می شود.