فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

وضعیت روشنایی محشر

در جلد اول در مبحث مکان قیامت بطور مفصل پیرامون آیه شریفه و أشرقت الارض بنور ربها بحث نموده ایم و در آنجا روایات معتبری نقل کرده ایم که امام صادق (ع) فرمود مقصود از رب الارض در این آیه امام معصوم (ع) است که با وجودش اهل محشر از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند.
و در اینجا به ذکر یک روایت در این باره و توضیح آن اکتفاء می نماییم. مرحوم صدوق در امالی به سندش از ابی بصیر روایت کرده است که امام صادق (ع) فرمود:
اذا کان یوم القیامة جمع الله الاولین و الاخرین فی صعید واحد فتغشاهم ظلمة شدیدة فیضجون الی ربهم و یقولون یا رب اکشف عنا هذه الظلمة قال: فیقبل قوم یمشی النور بین أیدیهم و قد أضاء ارض القیامة فیقول اهل الجمع: هؤلاء أنبیاء الله؟ فیجیئهم النداء من عند الله: ما هؤلاء بأنبیاء. و یقول اهل الجمع: فهولاء ملائکة فیجیئهم النداء من عند الله: ما هؤلاء بملائکة. فیقول اهل الجمع: هؤلاء شهداء فیجیئهم النداء من عندالله: بما هؤلاء بشهداء. فیقولون: من هم؟ فیجیئهم النداء: یا اهل الجمع سلوهم من أنتم فیقولون: من أنتم؟ فیقولون: نحن العلویون، نحن ذریة محمد رسول الله و نحن اولاد علی ولی الله نحن المخصوصون بکرامة الله نحن العاملون المطمئنون فیجیئهم النداء من عند الله عزوجل اشفعوا فی محبیکم و اهل مودتکم و شیعتکم فیشفعون فیُشَفعون:(269)
هنگامی که قیامت برپا شود خدای تعالی تمام خلایق را روی زمین در عرصه محشر جمع کرده و تاریکی و ظلمت شدید آنان را فرا می گیرد. صدای ناله و ضجه آنان بلند می شود و با تضرع به درگاه خداوند استغاثه کرده و می خواهند که این تاریکی از آنان برطرف شود. در این هنگام عده ای در عرصه محشر ظاهر می شوند که نور پیشاپیش آنان در حرکت بوده و تمام زمین قیامت با آن نور روشن می شود اهل محشر می پرسند: آیا آنان انبیاء هستند؟ از جانب خدای تعالی پاسخ می رسد: که آنان پیامبران نیستند. می پرسند آیا آنان ملائکه هستند؟ جواب می رسد: خیر، ملائکه نیستند. می پرسند: آیا از شهدا هستند؟ جواب می رسد: از شهدا نیستند. سپس اهل محشر می پرسند آنان چه کسانی هستند؟ از جانب پروردگار پاسخ می رسد: که خودتان از آنان پرسش کنید. اهل محشر از آنان می پرسند: شما چه کسانی هستید؟ آنان پاسخ می دهند: ما علویون و از ذریه محمد (ص) هستیم. ما از فرزندان امیر المؤمنین علی (ع) و مورد عنایت و کرامت خاص خدای تعالی بوده و از هر آسیب و گزند در امان می باشیم. سپس از جانب خدای عزوجل به آنان ندا می رسد که از علاقه مندان و دوستان خود شفاعت کنید و آنان شفاعت می کنند و شفاعت آنان مورد قبول پروردگار واقع می شود.
نکته ای راجع به وضع روشنایی اهل محشر مطرح است و آن اینکه آیا در قیامت تمام نقاط زمین به اشراق پروردگار و تابش نور الهی روشن است یا بعضی از نقاط آن؟
پاسخ این پرسش با تأمل در آیات شریفه قرآن مجید روشن می شود. آیات شریفه را در این زمینه می توان به دو دسته تقسیم نمود.
دسته اول: آیاتی که دلالت بر روشنایی تمام زمین در قیامت دارند. به عنوان نمونه در سوره زمر - آیه شصت و نهم - می خوانیم:
و اشرقت الارض بنور ربها: در قیامت کره خاکی زمین به نور پروردگارش روشن می شود.
گرچه روشن شدن زمین به روشنایی قسمتی از آن صدق می کند ولی ظاهر تعبیر اشرقت الارض روشنایی تمام نقاط زمین است.
دسته دوم: آیاتی که ظاهر در روشنایی بخشی از نقاط زمین و تاریکی مناطق دیگر است. در سوره حدید - آیه دوازدهم - می خوانیم:
یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین أیدیهم و بأیمانهم: ای پیامبر مؤمنین را در قیامت می بینی که روشنایی نور پیشاپیش و اطراف آنان در حرکت است.
نظیر همین تعبیر در سوره تحریم - آیه هشتم - آمده است. فرمود:
یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم و بأیمانهم: به خاطر داشته باش روزی را (قیامت) که پروردگار متعال راضی به خواری پیامبر نبوده و مؤمنین در آن روز همراه پیامبر هستند و آنان در عرصه محشر از روشنایی نور برخوردار بوده و نورشان پیشاپیش و اطراف آنان در حرکت است.
از ظاهر این آیات استفاده می شود که روشنایی قیامت مختص به پیامبران و امامان و مؤمنین است و همه اهل محشر مانند آنان از روشنایی برخوردار نیستند.
علاوه بر این در آیه سیزدهم از سوره حدید می خوانیم:
یوم یقوم المنافقون و المنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم به یاد آور روزی را (قیامت) که مردان و زنان منافق از مؤمنین التماس می کنند و می گویند توجهی به ما کنید تا از نور شما استفاده کنیم و پرتوی از آن برگیریم.
معلوم می شود که آنان در تاریکی و ظلمت هستند و توان تشخیص راه بهشت را ندارند و مؤمنین که با نور اطرافشان راه بهشت را پیدا کرده اند از آنان پیشی می گیرند و آنان تلاش می کنند که مانند مؤمنین راه نجات را پیدا کنند.
با تأمل در مجموع این آیات به این نتیجه می رسیم که تمام روی زمین در قیامت از روشنایی برخوردار نبوده بلکه فقط نقاطی که انبیاء و اوصیاء و مؤمنین در آن هستند روشن است زیرا اگر مناطقی که منافقین هستند روشن باشد، معنی ندارد که از مؤمنین روشنایی بخواهند. معلوم می شود که آنان در اثر تاریکی و ظلمت راه نجات از عذاب و طریق بهشت را نمی توانند تشخیص دهند.
البته این تاریکی اختصاص به منافقین ندارد و ذکر آنان در آیه شریفه از این جهت است که در دنیا مؤمنین را مورد تمسخر و استهزاء قرار داده و خود را پیشرفته و متمدن و هوشیار می دانستند و مؤمنین را افراد کودن و عقب افتاده می پنداشتند، علاوه بر این آیه یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم... کافی برای اثبات این معنا است که در قیامت فقط مؤمنین از روشنایی نور برخوردار هستند.
بر این اساس با تأمل در این آیات به این نکته پی خواهیم برد که مقصود آیه شریفه (و اشرقت الارض بنور ربها) روشنایی تمام نقاط زمین نبوده، بلکه اصل روشنایی آن به نور پروردگار منظور است و این در مقابل روشنایی زمین به وسیله تابش خورشید و ماه است.
به عنوان مثال اگر در تاریکی دل شب درختی را مشاهده کنید که از شاخ و برگ آن نور درخشش می کند و یا انسانی را ببیند که نور اطرافش را احاطه کرده و در قلب تاریکی شب روشنایی می دهد، در چنین حالتی می گویید این نور خدایی است و نور خورشید و ماه نیست.
خدای تعالی در قرآن هم چنین نوری را به خود نسبت می دهد گرچه در اصل همه انواع نور از خدای تعالی است، خورشید و ماه و هر جرم نورانی را او آفریده، ولی نور آنها به خدا نسبت داده نمی شود بلکه می گوید نور خورشید روز را روشن می کند و نور ماه تاریکی شب را برطرف می کند. لکن به روشنایی اجسامی که طبیعة از خود نوری ندارند و از جرم نورانی مثل خورشید یا ماه کسب نور نمی کنند، نور خدایی اطلاق می شود چون مستقیما از جانب پروردگار به آنها اشراق نور می شود.
دقیقا همین معنا در این آیه مقصود است. یعنی در قیامت زمین به نور پروردگار بدون واسطه و به طور مستقیم روشن می شود. لذا تعبیر به (نور ربها) فرموده است. این نور همان نور انبیاء و اوصیاء و مؤمنین است و نسبت این نور به آنان منافات با انتساب آن به پروردگار متعال ندارد. زیرا مقصود بیان اختصاص این نور خدایی به مؤمنین و برخوردار نبودن منافقین و گناهکاران از آن است. کما اینکه مدخلیت ایمان و عمل در برخورداری مؤمنین از این نور منافات با انتساب آن به پروردگار عالم ندارد چرا که ذات مقدس حق نورش را به انبیاء و اولیاء و مؤمنین بی دلیل و جزافی اشراق نفرموده بلکه به استناد ایمان و عمل و سعی و تلاش خود آنان است. و این مقتضای عدل و حکمت است که فرمود:
و ان لیس للانسان الا ما سعی و أن سعیه سوف یری:(270) (در کتب آسمانی اعلان نموده ایم) که برای انسان چیزی جز حاصل تلاش و کوشش خودش نخواهد ماند و اینکه نتیجه تلاش او مشاهده خواهد شد.
کل نفس بما کسبت رهینة:(271) هر کسی در گرو چیزی است که خود (با تلاش و عملش) تحصیل کرده است.
حاصل کلام اینکه در قیامت بعضی از نقاط زمین که محل استقرار کفار و اهل معصیت و منافقین است تاریک و ظلمانی بوده و مناطقی که انبیاء و اوصیاء و مؤمنین هستند به نور مستقیم ذات اقدس پروردگار روشن می باشد.
اما اینکه در بعضی روایات رب الارض به امام معصوم (ع) تفسیر شده است منافات با این بیان ما ندارد زیرا نور وجود امام همان نور خدایی است که شعاعی از نور مطلق پروردگار عالم است که به طور مستقیم بر آن بزرگواران اشراق شده و چهره مقدسشان را تابناک می گرداند.
اما در مقابل احتمال دیگری داده شده و آن اینکه مقصود از نور رب روشنایی نور حسی نبوده بلکه نورانی شدن زمین به نور حقایق وجود اشیاء و بواطن صفات و اعمال انسان است یعنی در قیامت با تجلی نور ذات مقدس پروردگار حقایق و بواطن اشیاء ظاهر و منکشف می شود و این نور وجود است که تجلی می کند و از سنخ نور حسی نیست. کما اینکه مقصود از نور در آیه شریفه الله نور السموات و الارض قطعا نور حسی نیست بلکه نور وجود است.
ولی آنچه از ظواهر آیات و روایات استفاده می شود این است که مقصود از نور رب و یا نور مؤمنین مجرد نور وجود حقایق اشیاء و بواطن صفات و اعمال نبوده بلکه ماهیت روشنایی و نورانیت - در مقابل تاریکی و ظلمت - مقصود است، گرچه روشنائی حسی نیست. البته اینکه در قیامت حقایق اشیاء ظاهر می شود جای شک نیست ولی این معنی از آیات و روایات دیگری استفاده می شود. ما در اینجا به همین مقدار بحث اکتفاء می کنیم و در مباحث آینده از این موضوع مفصلا بحث خواهیم نمود. انشاء الله.

اصناف محشورین

نگاهی به قرآن

آیات و روایات زیادی با صراحت بیانگر حشر انسانها به صورتهای گوناگون انواع حیوانات - بلکه زشت تر - می باشد. و این حقیقت را بیان می کند که انسان ها در قیامت مانند دنیا همه دارای شکلهای انسانی نبوده بلکه اهل تقوی و ایمان به صورت انسان و با زیباترین چهره ها محشور می شوند. و با پوششهای فاخر و حله هایی از نور و سوار بر مرکب، با بهترین تشریفات و احترام محشور خواهند شد.
و در مقابل کفار و مشرکین و منافقین و اهل معصیت به تناسب صفات زشت و ناپسندی که در دنیا کسب کرده اند و یا به اقتضای معاصی که انجام داده اند به صورتهای زشت انواع حیوانات و یا زشت تر از آنها و با انواع عذابها و شکنجه ها و با ذلت و نکبت محشور خواهند شد. و کمترین اعتنا و احترامی به آنان نخواهد شد.
آیات و روایات در این باره به اندازه ای فراوان است که جای هیچگونه تردید باقی نمی گذارد.
در مباحث بعدی از این موضوع به طور مستقل تحت عنوان تجسم اعمال و صفات بحث خواهیم نمود، انشاء الله. لذا در اینجا به بعضی آیات و روایات به طور فشرده اشاره می نماییم.
در قرآن کریم به کیفیت حشر هر یک از دو گروه مؤمن و فاسق و اهل تقوی و معصیت اشاره شده است.
در سوره مریم - آیه هشتاد و پنجم - می خوانیم:
و یوم نحشر المتقین الی الرحمن وفدا: بیاد قیامت باش روزی که اهل تقوی را با عزت و احترام خاص و با شکوه و جلال تمام محشور می کنیم.
کلمه وفد در لغت به معنای نمایندگان اعزامی سلاطین و پیک های پادشاهان که مورد احترام و تجلیل خاصی می باشند آمده است:
روایات وارده در تفسیر این آیه بیانگر همین معنی هستند.
علی بن ابراهیم در کتاب تفسیرش به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود:
سأل علی (ع) رسول الله (ص) عن تفسیر قوله: یوم نحشر المتقین، الایة. قال (ص): یا علی (ع): ان الوفد لا یکونون الا رکبانا اولئک رجال اتقوا الله فأحبهم الله و اختصهم و رضی اعمالهم فسماهم الله المتقین ثم قال: یا علی أما والذی خلق الجنة و برأ النسمة انهم لیخرجون من قبورهم و بیاض وجوههم کبیاض الثلج علیهم ثیاب بیاضها کبیاض اللبن علیهم نعال الذهب شرکها من لؤلؤء یتلالؤ:(272)
امیرالمؤمنین (ع) از پیامبر گرامی اسلام (ص) پیرامون تفسیر آیه شریفه یوم نحشر المتقین الی الرحمن وفدا پرسید. حضرت فرمود: یا علی گروهی که در قیامت با شکوه و جلال محشور می شوند یقینا سواره پا به عرصه محشر می گذارند. آنان مردان باتقوایی هستند که خدای تعالی آنان را دوست داشته و عنایت خاصی به آنان دارد از رفتار آنان راضی و خشنود بوده و از آنان به نام متقین یاد فرموده است.
سپس حضرت فرمود: یا علی آگاه باش سوگند به خدایی که دانه را در دل زمین شکافته و از آن گیاه رویانید و انسان را آفرید همانا در قیامت متقین از قبرها بیرون می آیند در حالی که دارای چهره هایی سفید چون برف و لباسهای سفید همانند سفیدی شیر هستند. کفشهای طلایی که بندهای آنها از لؤلؤیی درخشان است برپا دارند.
و نیز در خبری دیگر آمده است که امیرالمؤمنین علی (ع) از رسول خدا (ص) پرسید:
من هؤلاء یا رسول الله؟ فقال رسول الله (ص): هؤلاء شیعتک یا علی، و أنت امامهم، و هو قوله تعالی یوم نحشر المتقین الی الرحمن وفدا علی الرحائل:(273) یا رسول الله این گروه که از آنان توصیف فرموده ای چه کسانی هستند؟ رسول خدا (ص) فرمود: آنان شیعه تو هستند و تو نیز امام آنان هستی. و این مقصود پروردگار است که فرمود: یوم نحشر المتقین الی الرحمن وفدا. آن گروه بر مرکب هایی از شتر سواره وارد عرصه محشر می شوند.
و در صحیحه حماد(274) امام صادق (ع) در تفسیر این آیه فرمود:
یحشرون علی النجائب: یعنی متقین در قیامت سوار بر شترهای اصیل و نجیب محشور می شوند.
در مقابل آیاتی وارد شده است دلالت دارد که در قیامت بعضی از مجرمین نابینا محشور می شوند و عده ای از اهل معصیت با چشم های زاغ محشور می شوند که توان دیدن اطراف خود را ندارند و دسته ای دیگر از آنان به صورت محشور می شوند (یعنی به جای اینکه پای آنان روی زمین باشد صورتهای آنان به طرف زمین بوده و با دستهایشان راه می روند.)
در سوره طه می خوانیم:
و من أعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة أعمی قال رب لم حشرتنی أعمی و قد کنت بصیرا قال کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها الیوم تنسی و کذلک نجزی من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه و لعذاب الاخرة اشد و ابقی:(275) و کسی که از یاد ما اعراض کرده و از حقیقت روی بگرداند زندگانی سخت و پر مشقتی در دنیا برای او قرار خواهیم داد و در آخرت او را نابینا - فاقد بصیرت - محشور می کنیم. و او اعتراض می کند، خدایا چرا مرا در قیامت نابینا محشور کرده ای و حال اینکه در دنیا بینا بودم؟ خدای تعالی در پاسخ می فرماید: همانگونه که تو در دنیا به آیات ما و نصایح پیامبران بی اعتنا بودی و حقیقت و آخرت را به فراموشی سپردی امروز نیز ما کمترین اعتنایی به تو نخواهیم نمود. و این گونه کسانی را که از حدود الهی تجاوز نموده و راه طغیان و معصیت در پیش گرفته اند به سزای کارهایشان می رسانیم و بدانید که سختی عذاب آخرت از سختی ها و مشقتهای دنیا به مراتب بیشتر است.
کوری این جهان ز نابینی است - کوری آن جهان ز بی دینی است
کور ظاهر ز دید مهجور است - کور باطن ز یاد حق دور است
هر که روی از خدای برتابد - در قیامت به عرصه کور آید
یده نگشود است او بر نیک و بد - هم رسد او را که بر کوران سزد
مرحوم علامه طباطبائی نکته جالبی در این زمینه دارد. خلاصه اش این است که مقصود از اعمی نابینایی چشم سر نبوده چرا که در بعضی آیات تصریح شده است که اهل محشر از قدرت بینایی و شنوایی برخوردار هستند.
مثلا در سوره الم سجده - آیه دوازدهم - می خوانیم:
و لو تری اذ المجرمون ناکسوا رؤسهم عند ربهم ربنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا انا موقنون: ای پیامبر اگر می دیدی آن لحظه ای را که در قیامت مجرمین و گنهکاران سرهایشان را از شرمساری به زیر انداخته و به خالق سبحان عرض می کنند: امروز - قیامت - که پرده ها کنار رفت حقیقت را دیدیم و سخن حق را شنیدیم و یقین کردیم ما را به دنیا برگردان تا اینکه کارهای شایسته انجام دهیم.
و در سوره اسراء - آیه چهاردهم - فرمود:
اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا: ای مجرم گنهکار نامه عمل خود را بخوان که مشاهده خودت کافی برای اثبات استحقاق عذاب تو بوده و نیازی به دلیل و برهان دیگری نیست از این دو آیه ایشان استفاده نموده است که در قیامت حس بینایی و شنوایی از مجرمین سلب نمی شود والا قدرت دیدن و شنیدن حقایق و توان خواندن نامه عمل را نداشته و نمی توانند شاهد اهوال و سختیها و عذابهای قیامت بوده باشند. و نتیجه می گیرد که مقصود از اعمی کوری دل و ناتوانی از تشخیص راه بهشت است.
ولی از بعضی آیات استفاده می شود که در قیامت پرده جهل مطلقا کنار رفته و مجرمین اهل محشر از قدرت تشخیص و ادراک قوی برخوردار شده و تیزبین می شوند. چرا که در قیامت خدای تعالی به انسان خاطی و گنهکار خطاب کرده و می فرماید:
لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید.(276) همانا تو در دنیا غافل از این عذاب و حوادث هولناک بودی و ما با بر هم زدن نظام مادی دنیا پرده از هستی آخرت برداشتیم لذا امروز - قیامت - دید بصیرت و قوه تشخیص و ادراک تو تیزبین شده است.
و در ختام بحث ایشان احتمال می دهد که مجرمین در قیامت ممکن است نسبت به مشاهده راه سعادت و بهشت عاجز بوده و توان ادراک کرامت و نعمت اخروی را نداشته باشند و فقط عذابها و اهوال و شدائد قیامت را مشاهده کنند. ولی باید گفت که استفاده تبعیض در تشخیص و بصیرت مجرمین در قیامت از آیات شریفه قرآن مشکل است. و آنچه از ظواهر آیات شریفه می توان استفاده نمود این است که مجرمین و کفار محاط و محصور در عذاب و آتش و ظلمتی هستند که نتیجه اعمال و صفات خود آنان است. کما اینکه در سوره مطففین - آیه پانزدهم - می خوانیم:
انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون: مجرمین در قیامت در حجاب و دیواری از دود و آتش و ظلمت، ممنوع از رحمت و کرامت پروردگار خود می باشند.
و نیز در سوره حدید - آیه سیزدهم - آمده است که:
فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمة و ظاهره من قبله العذاب: بین مؤمنین و منافقین در قیامت دیواری ایجاد می شود که دارای درب است و درون آن نور بهشت و نعمت و بیرونش دود و آتش و ظلمت است.
و در سوره کهف - آیه بیست و نهم - فرمود:
انا اعتدنا للظالمین نارا احاط بهم سرادقها: ما در قیامت برای گنهکاران و ستمگران آتشی آماده کرده ایم که دیوارها و سقفهای آتشینش آنان را احاطه کرده است.
البته احاطه دود و آتش و تاریکی بر مجرمین و کفار در اثر گناهان و صفات پلیدی است که خودشان کسب نموده اند و تار و پود وجود آنان را فرا گرفته است. چرا که فرمود:
بلی من کسب سیئة فأحاطت به و خطیئته فأولئک أصحاب النار:(277)
آری هر کس که گناهی مرتکب شده و یا به صفت زشتی آلوده گشت و در صدد اصلاح خود برنیامد تا اینکه اثر آن تمام وجودش را فرا گرفت، چنین افرادی مستحق و ملازم آتش دوزخ می باشند.
و قهرا این دیوار دود و آتش و حجاب ظلمت مانع دید و تشخیص رحمت و ادراک نعمت آخرت خواهد بود. و همانند شخص کور دائما در ظلمت و تاریکی می باشند. و واضح است که در تاریکی قدرت بینایی و تشخیص برای پیدا کردن راه نجات نیست. لذا در سوره اسراء - آیه هفتاد و دوم - فرمود:
من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی و أضل سبیلا: کسی که در دنیا فاقد بصیرت و عاجز از درک حق و باطل باشد یقینا در آخرت هم فاقد بصیرت و تشخیص راه نجات بوده و توان تمییز راه رستگاری و بهشت را نخواهد داشت (زیرا در تاریکی مطلق بوده و بهره ای از نور ندارد).
البته تعبیر اعمی گرچه ظاهر در این معنی است که شخص نابینا به خاطر فقدان قوه دید نمی تواند از روشنایی موجود بهره ببرد ولی فقدان قدرت بینایی می تواند همان دود و تاریکی بوده باشد که چون دیواری ضخیم از هر طرف او را فرا گرفته است لذا هرگز قدرت پیدا کردن راه بهشت و توان بهره برداری از نور و نعمت آن را ندارد.
در سوره طه - آیه یکصد و دوم - فرمود: نحشر المجرمین یومئذ زرقا: در قیامت مجرمین را با چشمهای زاغ محشور می کنیم که توان دیدن اطراف خود را ندارند.
از این آیه معلوم می شود که مقصود از اعمی در آیه مورد بحث فاقد حس بینایی نبوده بلکه به معنای عجز از دیدن اطراف و عدم توان تشخیص و ادراک است.
و در سوره اسراء - آیه نود و هفتم - آمده است:
و من یضلل الله فلن تجد لهم أولیاء من دونه و نحشرهم یوم القیامة علی وجوههم عمیا و بکما و صما: کسی که در اثر طغیان و معصیت و انکار حقایق، خدای تعالی عنایتش را از او سلب کرده و گمراه شود، یاور و دادرسی - دیگر - برایش نخواهی یافت و ما این گونه افراد را در قیامت واژگون و کور و کر و لال محشور خواهیم نمود.