فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

برخاستن مردگان از قبور

در آیات شریفه قرآن تصریح شده است که با دمیدن صور مردگان زنده شده و به سرعت از قبرها بیرون آمده و به سوی منشأ صدا حرکت می کنند و با تعجب می پرسند: چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخته است.
آنگاه متوجه می شوند این رخداد همان قیامت موعود است که خدای تعالی توسط پیامبران خود از وقوع آن در دنیا خبر داده است. و این آیات در مباحث گذشته بیان شده است لذا اینجا به ذکر برخی از آیات سوره یس اکتفا می کنیم. فرمود:
و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا. هذا ما وعد الرحمان و صدق المرسلون:(263)
روز قیامت هنگامی که در صور دمیده شود مردگان به سرعت از قبرها بیرون آمده و به سمت پروردگارشان می روند. در آن حال می گویند ای وای چه کسی ما را از آرامگاه مان برانگیخت؟ این رخداد همان وعده خدا است که پیامبران الهی از آن خبر داده اند. و آنان راست فرموده اند.
در صحیحه صفوان جمال از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: قال رسول الله (ص) لجبرئیل (ع): یا جبرئیل أرنی کیف یبعث الله تبارک و تعالی العباد یوم القیامة قال نعم فخرج الی مقبرة بنی ساعدة فأتی قبرا فقال له أخرج باذن الله. فخرج رجل ینفض رأسه من التراب و هو یقول: والهفاه. ثم قال: أدخل فدخل ثم قصد به الی قبر آخر فقال أخرج باذن الله فخرج شاب ینفض رأسه من التراب و هو یقول أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و أشهد ان الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور ثم قال هکذا یبعثون یوم القیامة یا محمد:(264) رسول خدا (ص) از جبرئیل (ع) خواست که چگونگی بعث و حشر خلایق را به او نشان دهد. جبرئیل (ع) اجابت نمود سپس با حضرت به گورستان طائفة بنی ساعدة رفت و نزدیک قبری آمد و به صاحب قبر خطاب نمود و فرمود به اذن خدا از قبر بیرون بیا ناگاه قبر شکافت و مردی سرش را از خاک بیرون آورد و دریغ و افسوس می خورد، سپس به امر جبرئیل داخل قبر رفت. آنگاه جبرئیل به طرف قبر دیگر رفت و به صاحب آن دستور داد خارج شود، ناگاه جوانی سر از خاک بیرون آورد. و شهادت به وحدانیت خدای تعالی و رسالت پیامبر اسلام و برانگیخته شدن مردگان از قبور در قیامت داد. سپس جبرئیل خطاب به پیامبر نمود و فرمود:
در قیامت خلایق این گونه از قبرهایشان برانگیخته خواهند شد.

وضعیت غذا و مکان و پوشش اهل محشر

در صحیحه زرارة از امام باقر (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه یوم تبدل الارض غیر الارض فرمود:
تبدل خبزة نقیة یاکل الناس منها حتی یفرغوا من الحساب فقال له قائل: انهم لفی شغل یومئذ عن الاکل و الشرب قال (ع) ان الله خلق ابن آدم أجوف فلابد له من الطعام و الشراب، أهم أشد شغلا یومئذ ام من فی النار فقد استغاثوا و الله تعالی یقول، و ان یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل:(265) در قیامت زمین به صورت قرص نان پاکیزه در آمده و مردم در طول مدت حسابرسی اعمال از آن تناول می کنند. در این هنگام شخصی خطاب به حضرت عرض کرد: اهوال و سختی های قیامت آنان را مشغول کرده و از خوردن باز می دارد. حضرت فرمود: خداوند برای انسان معده آفرید و نیاز به غذا دارد. آیا اشتغال اهل محشر بیشتر است یا اهل دوزخ؟ که از خداوند درخواست آب می کنند و به آنان فلز گداخته خورانده می شود؟
روایات معتبره ای از طرق مختلف وارد شده است که دلالت بر همین مضمون دارد.
ولی اشکال در اینجا به ذهن می رسد، اینکه ماهیت زمین چگونه ممکن است در قیامت تبدیل به نان خوردنی شود و در این صورت آب اهل محشر از کجا تامین می شود؟ ولی در جواب می توان گفت که مقصود در این احادیث ظاهرا این معنی باشد که غلات و حبوبات روی زمین در اثر حرارت و اختلاط با آب به صورت غذای آماده در آمده و قابل خوردن شده، بدون اینکه نیازی به آشپز و نانوا بوده باشد نه اینکه ماهیت زمین تبدیل به نان شود.
اما از جهت مکان روشن است که با زنده شدن تمام انسانهای طول تاریخ جمعیت افراد بسیار متراکم خواهد بود. و از بعضی روایات استفاده می شود که در اثر کثرت و تراکم جمعیت اهل محشر در ضیق و فشار بوده به گونه ای که برای هر کس بیش از مقدار قدمگاه جایی نیست.
در خبر حفص بن غیاث از امام صادق (ع) وارد شده است که فرمود: مثل الناس یوم القیامة اذا قاموا لرب العالمین مثل السهم فی القرب لیس له من الارض الا موضع قدمه:(266) در قیامت هنگامی که مردگان از قبرها بر می خیزند تراکم جمعیت آنان به حدی است که مانند تیرهای درون غلاف هر کس بیش از قدمگاه خود جایی روی زمین نداشته و به هیچ وجه قدرت جابه جایی ندارد.
اما از جهت پوشش واضح است که طی سالهای طولانی کفن مثل بدن در زیر خاک پوسیده و از بین می رود ولی در عین حال منافات ندارد که خدای تعالی کفن را مانند بدن دوباره خلق کند و یا ساتری از جنس نور برای بدن ایجاد کند که در بعضی نصوص اشاره به این مطلب شده است.
مرحوم طبرسی در احتجاج از هشام بن حکم چنین روایت کرده است.
انه سأل الزندیق ابا عبدالله (ع) فقال أخبرنی عن الناس یحشرون یوم القیامة عراة قال (ع): بل یحشرون فی أکفانهم: قال: انی لهم بالاکفان و قد بلیت. قال (ع): ان الذی أحیا أبدانهم جدد أکفانهم قال من مات بلا کفن؟ قال (ع): یستر الله عورته بما شاء من عنده:(267) شخصی ملحد از امام صادق (ع) راجع به وضعیت پوشش اهل محشر در قیامت سؤال کرد که آیا برهنه هستند؟ حضرت فرمود: خیر برهنه نبوده بلکه با کفنهای خود محشور خواهند شد. آن شخص گفت: چگونه ممکن است کفن داشته باشند در حالی که یقینا پوسیده و از بین رفته است؟ حضرت فرمود: آن قدرتی که اجساد مردگان را زنده می کند می تواند کفنها را دوباره به آنان بازگرداند. آن مرد پرسید: پس کسی که بدون کفن مرده باشد چطور؟ حضرت فرمود: خدای تعالی به قدرت خود با هر وسیله ای که بخواهد عورت آنان را می پوشاند.
در روایات دیگری نقل شده است که:
ان فاطمة صلوات الله علیها قالت لابیها یا ابت اخبرنی کیف یکون الناس یوم القیامة قال (صلی الله علیه و آله): یا فاطمة یشغلون فلا ینظر احد الی احد و لا والد الی ولد و لا ولد الی امه قالت هل یکون علیهم اکفان اذا خرجوا من القبور قال یا فاطمة تبلی الاکفان و تبقی الابدان تستر عورة المؤمنین و تبدی عورة الکافرین قالت: یا أبت ما یستر المؤمنین؟ قال نور یتلالؤ لا یبصرون أجسادهم من النور:(268) فاطمه (سلام الله علیها) روزی از محضر پدر بزرگوارشان پیامبر گرامی اسلام سؤال نمود: پدر جان برای من بیان کن که مردم در قیامت چه وضعی دارند؟ حضرت فرمود: آن چنان مشغول هستند که کسی به داد دیگری نمی رسد و هیچ التفات و توجهی به همدیگر ندارند. حتی پدر نسبت به فرزندش بی توجه است. عرضه داشت: آیا هنگامی که از قبرها خارج شدند کفن بر تن دارند؟ حضرت فرمود: کفن ها پوسیده و فرسوده شده ولی بدن ها باقی خواهند ماند. عورت مؤمنین پوشیده ولی عورت کافران برهنه است. عرض کرد: پدرجان مؤمنین با چه چیزی مستور و پوشیده می شوند؟ حضرت فرمود: به وسیله نوری که در اطراف بدن آنان درخشش داشته و مانع دید می شود.
گرچه ابتدا به ذهن می رسد که این دو روایت در دلالت با هم اختلاف دارند زیرا در روایت اول تصریح به خلقت مجدد کفن و پوشش بدن با آن شده است. ولی در روایت دوم آمده است که کفنها از بین رفته و بدنهای مؤمنین اهل محشر با نور پوشانده می شود ولی با اندکی تأمل این اختلاف را می توان توجیه کرد. به اینکه در روایت اول: حضرت فرمود بعد از پوسیدن و از بین رفتن کفن های اولیه دوباره خدای تعالی کفن را ایجاد می کند. و هیچ بعدی ندارد که کفن مجدد از جنس پارچه نبوده باشد بلکه جسم شفاف و سفید و نورانی شبیه به کفن باشد که در روایت دوم از آن به نور متلألی ء تعبیر شده است. و نیز در روایت اول مقابل اشکال شخص کافر - که می خواست امکان پوشش اجساد را بعد از پوسیدن کفن نفی کند - حضرت در صدد بیان امکان پوشیدن بدنها با ایجاد دوباره کفن یا هر ساتر دیگر بوده است. و منافات ندارد که در عین حال به اراده و حکمت خالق سبحان این پوشش فقط برای مؤمنین بوده باشد. و عورتهای آنان با پرده ها و پوششهایی از نور (شبیه به کفن) مستور شود.
بنابراین هیچ گونه تنافی بین این دو روایت نیست.

وضعیت روشنایی محشر

در جلد اول در مبحث مکان قیامت بطور مفصل پیرامون آیه شریفه و أشرقت الارض بنور ربها بحث نموده ایم و در آنجا روایات معتبری نقل کرده ایم که امام صادق (ع) فرمود مقصود از رب الارض در این آیه امام معصوم (ع) است که با وجودش اهل محشر از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند.
و در اینجا به ذکر یک روایت در این باره و توضیح آن اکتفاء می نماییم. مرحوم صدوق در امالی به سندش از ابی بصیر روایت کرده است که امام صادق (ع) فرمود:
اذا کان یوم القیامة جمع الله الاولین و الاخرین فی صعید واحد فتغشاهم ظلمة شدیدة فیضجون الی ربهم و یقولون یا رب اکشف عنا هذه الظلمة قال: فیقبل قوم یمشی النور بین أیدیهم و قد أضاء ارض القیامة فیقول اهل الجمع: هؤلاء أنبیاء الله؟ فیجیئهم النداء من عند الله: ما هؤلاء بأنبیاء. و یقول اهل الجمع: فهولاء ملائکة فیجیئهم النداء من عند الله: ما هؤلاء بملائکة. فیقول اهل الجمع: هؤلاء شهداء فیجیئهم النداء من عندالله: بما هؤلاء بشهداء. فیقولون: من هم؟ فیجیئهم النداء: یا اهل الجمع سلوهم من أنتم فیقولون: من أنتم؟ فیقولون: نحن العلویون، نحن ذریة محمد رسول الله و نحن اولاد علی ولی الله نحن المخصوصون بکرامة الله نحن العاملون المطمئنون فیجیئهم النداء من عند الله عزوجل اشفعوا فی محبیکم و اهل مودتکم و شیعتکم فیشفعون فیُشَفعون:(269)
هنگامی که قیامت برپا شود خدای تعالی تمام خلایق را روی زمین در عرصه محشر جمع کرده و تاریکی و ظلمت شدید آنان را فرا می گیرد. صدای ناله و ضجه آنان بلند می شود و با تضرع به درگاه خداوند استغاثه کرده و می خواهند که این تاریکی از آنان برطرف شود. در این هنگام عده ای در عرصه محشر ظاهر می شوند که نور پیشاپیش آنان در حرکت بوده و تمام زمین قیامت با آن نور روشن می شود اهل محشر می پرسند: آیا آنان انبیاء هستند؟ از جانب خدای تعالی پاسخ می رسد: که آنان پیامبران نیستند. می پرسند آیا آنان ملائکه هستند؟ جواب می رسد: خیر، ملائکه نیستند. می پرسند: آیا از شهدا هستند؟ جواب می رسد: از شهدا نیستند. سپس اهل محشر می پرسند آنان چه کسانی هستند؟ از جانب پروردگار پاسخ می رسد: که خودتان از آنان پرسش کنید. اهل محشر از آنان می پرسند: شما چه کسانی هستید؟ آنان پاسخ می دهند: ما علویون و از ذریه محمد (ص) هستیم. ما از فرزندان امیر المؤمنین علی (ع) و مورد عنایت و کرامت خاص خدای تعالی بوده و از هر آسیب و گزند در امان می باشیم. سپس از جانب خدای عزوجل به آنان ندا می رسد که از علاقه مندان و دوستان خود شفاعت کنید و آنان شفاعت می کنند و شفاعت آنان مورد قبول پروردگار واقع می شود.
نکته ای راجع به وضع روشنایی اهل محشر مطرح است و آن اینکه آیا در قیامت تمام نقاط زمین به اشراق پروردگار و تابش نور الهی روشن است یا بعضی از نقاط آن؟
پاسخ این پرسش با تأمل در آیات شریفه قرآن مجید روشن می شود. آیات شریفه را در این زمینه می توان به دو دسته تقسیم نمود.
دسته اول: آیاتی که دلالت بر روشنایی تمام زمین در قیامت دارند. به عنوان نمونه در سوره زمر - آیه شصت و نهم - می خوانیم:
و اشرقت الارض بنور ربها: در قیامت کره خاکی زمین به نور پروردگارش روشن می شود.
گرچه روشن شدن زمین به روشنایی قسمتی از آن صدق می کند ولی ظاهر تعبیر اشرقت الارض روشنایی تمام نقاط زمین است.
دسته دوم: آیاتی که ظاهر در روشنایی بخشی از نقاط زمین و تاریکی مناطق دیگر است. در سوره حدید - آیه دوازدهم - می خوانیم:
یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین أیدیهم و بأیمانهم: ای پیامبر مؤمنین را در قیامت می بینی که روشنایی نور پیشاپیش و اطراف آنان در حرکت است.
نظیر همین تعبیر در سوره تحریم - آیه هشتم - آمده است. فرمود:
یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم و بأیمانهم: به خاطر داشته باش روزی را (قیامت) که پروردگار متعال راضی به خواری پیامبر نبوده و مؤمنین در آن روز همراه پیامبر هستند و آنان در عرصه محشر از روشنایی نور برخوردار بوده و نورشان پیشاپیش و اطراف آنان در حرکت است.
از ظاهر این آیات استفاده می شود که روشنایی قیامت مختص به پیامبران و امامان و مؤمنین است و همه اهل محشر مانند آنان از روشنایی برخوردار نیستند.
علاوه بر این در آیه سیزدهم از سوره حدید می خوانیم:
یوم یقوم المنافقون و المنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم به یاد آور روزی را (قیامت) که مردان و زنان منافق از مؤمنین التماس می کنند و می گویند توجهی به ما کنید تا از نور شما استفاده کنیم و پرتوی از آن برگیریم.
معلوم می شود که آنان در تاریکی و ظلمت هستند و توان تشخیص راه بهشت را ندارند و مؤمنین که با نور اطرافشان راه بهشت را پیدا کرده اند از آنان پیشی می گیرند و آنان تلاش می کنند که مانند مؤمنین راه نجات را پیدا کنند.
با تأمل در مجموع این آیات به این نتیجه می رسیم که تمام روی زمین در قیامت از روشنایی برخوردار نبوده بلکه فقط نقاطی که انبیاء و اوصیاء و مؤمنین در آن هستند روشن است زیرا اگر مناطقی که منافقین هستند روشن باشد، معنی ندارد که از مؤمنین روشنایی بخواهند. معلوم می شود که آنان در اثر تاریکی و ظلمت راه نجات از عذاب و طریق بهشت را نمی توانند تشخیص دهند.
البته این تاریکی اختصاص به منافقین ندارد و ذکر آنان در آیه شریفه از این جهت است که در دنیا مؤمنین را مورد تمسخر و استهزاء قرار داده و خود را پیشرفته و متمدن و هوشیار می دانستند و مؤمنین را افراد کودن و عقب افتاده می پنداشتند، علاوه بر این آیه یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم... کافی برای اثبات این معنا است که در قیامت فقط مؤمنین از روشنایی نور برخوردار هستند.
بر این اساس با تأمل در این آیات به این نکته پی خواهیم برد که مقصود آیه شریفه (و اشرقت الارض بنور ربها) روشنایی تمام نقاط زمین نبوده، بلکه اصل روشنایی آن به نور پروردگار منظور است و این در مقابل روشنایی زمین به وسیله تابش خورشید و ماه است.
به عنوان مثال اگر در تاریکی دل شب درختی را مشاهده کنید که از شاخ و برگ آن نور درخشش می کند و یا انسانی را ببیند که نور اطرافش را احاطه کرده و در قلب تاریکی شب روشنایی می دهد، در چنین حالتی می گویید این نور خدایی است و نور خورشید و ماه نیست.
خدای تعالی در قرآن هم چنین نوری را به خود نسبت می دهد گرچه در اصل همه انواع نور از خدای تعالی است، خورشید و ماه و هر جرم نورانی را او آفریده، ولی نور آنها به خدا نسبت داده نمی شود بلکه می گوید نور خورشید روز را روشن می کند و نور ماه تاریکی شب را برطرف می کند. لکن به روشنایی اجسامی که طبیعة از خود نوری ندارند و از جرم نورانی مثل خورشید یا ماه کسب نور نمی کنند، نور خدایی اطلاق می شود چون مستقیما از جانب پروردگار به آنها اشراق نور می شود.
دقیقا همین معنا در این آیه مقصود است. یعنی در قیامت زمین به نور پروردگار بدون واسطه و به طور مستقیم روشن می شود. لذا تعبیر به (نور ربها) فرموده است. این نور همان نور انبیاء و اوصیاء و مؤمنین است و نسبت این نور به آنان منافات با انتساب آن به پروردگار متعال ندارد. زیرا مقصود بیان اختصاص این نور خدایی به مؤمنین و برخوردار نبودن منافقین و گناهکاران از آن است. کما اینکه مدخلیت ایمان و عمل در برخورداری مؤمنین از این نور منافات با انتساب آن به پروردگار عالم ندارد چرا که ذات مقدس حق نورش را به انبیاء و اولیاء و مؤمنین بی دلیل و جزافی اشراق نفرموده بلکه به استناد ایمان و عمل و سعی و تلاش خود آنان است. و این مقتضای عدل و حکمت است که فرمود:
و ان لیس للانسان الا ما سعی و أن سعیه سوف یری:(270) (در کتب آسمانی اعلان نموده ایم) که برای انسان چیزی جز حاصل تلاش و کوشش خودش نخواهد ماند و اینکه نتیجه تلاش او مشاهده خواهد شد.
کل نفس بما کسبت رهینة:(271) هر کسی در گرو چیزی است که خود (با تلاش و عملش) تحصیل کرده است.
حاصل کلام اینکه در قیامت بعضی از نقاط زمین که محل استقرار کفار و اهل معصیت و منافقین است تاریک و ظلمانی بوده و مناطقی که انبیاء و اوصیاء و مؤمنین هستند به نور مستقیم ذات اقدس پروردگار روشن می باشد.
اما اینکه در بعضی روایات رب الارض به امام معصوم (ع) تفسیر شده است منافات با این بیان ما ندارد زیرا نور وجود امام همان نور خدایی است که شعاعی از نور مطلق پروردگار عالم است که به طور مستقیم بر آن بزرگواران اشراق شده و چهره مقدسشان را تابناک می گرداند.
اما در مقابل احتمال دیگری داده شده و آن اینکه مقصود از نور رب روشنایی نور حسی نبوده بلکه نورانی شدن زمین به نور حقایق وجود اشیاء و بواطن صفات و اعمال انسان است یعنی در قیامت با تجلی نور ذات مقدس پروردگار حقایق و بواطن اشیاء ظاهر و منکشف می شود و این نور وجود است که تجلی می کند و از سنخ نور حسی نیست. کما اینکه مقصود از نور در آیه شریفه الله نور السموات و الارض قطعا نور حسی نیست بلکه نور وجود است.
ولی آنچه از ظواهر آیات و روایات استفاده می شود این است که مقصود از نور رب و یا نور مؤمنین مجرد نور وجود حقایق اشیاء و بواطن صفات و اعمال نبوده بلکه ماهیت روشنایی و نورانیت - در مقابل تاریکی و ظلمت - مقصود است، گرچه روشنائی حسی نیست. البته اینکه در قیامت حقایق اشیاء ظاهر می شود جای شک نیست ولی این معنی از آیات و روایات دیگری استفاده می شود. ما در اینجا به همین مقدار بحث اکتفاء می کنیم و در مباحث آینده از این موضوع مفصلا بحث خواهیم نمود. انشاء الله.