فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

حشر به معنای رجعت

نکته ای در اینجا لازم به تذکر است و آن اینکه در قرآن واژه حشر در مورد برانگیختن عده ای از سران کفر و ایمان - و به تعبیر دیگر افراد ممحض در ایمان و کفر - قبل از برپائی قیامت در آخرالزمان اطلاق گردیده است. و از آن به رجعت تعبیر می شود. و این از عقاید امامیه بوده و شامل بازگشت ائمه معصومین (علیهم السلام) به دنیا می شود. و اخبار مستفیضه بلکه متواتره بر این معنی دلالت دارد.
در سوره نمل - آیه هشتاد و سوم - فرمود:
و یوم نحشر من کل امة فوجا ممن یکذب بآیاتنا: به یاد آور روزی را که بی دینان و ستمگران هر قوم را بر می انگیزیم.
مقصود از حشر در این آیه نمی تواند برانگیختن در قیامت بوده باشد، چرا که در قیامت تمام خلایق برانگیخته خواهند شد و کسی از آن مستثنی نمی باشد کما اینکه در سوره کهف - آیه چهل و هفتم - می خوانیم:
و حشرناهم فلم نغادر منهم احدا: در قیامت همه انسانها را برانگیخته و هیچ کس را باقی نخواهیم گذاشت.
و در سوره واقعه - آیه پنجاهم - فرمود:
قل ان الاولین و الاخرین لمجموعون الی میقات یوم معلوم: ای پیامبر به مردم بگو که همه انسانها (اولین تا آخرین آنها) در قیامت برانگیخته خواهند شد.
و نیز در روایات متعدد و معتبر مقصود از حشر در این آیه شریفه همین معنی بیان گردیده است.
به عنوان نمونه در صحیحه ابی بصیر از امام صادق (ع) نقل شده است:
قال رجل لابی عبدالله (ع) ان العامة تزعم ان قوله تعالی و یوم نحشر من کل أمة فوجا... عنی یوم القیامة فقال ابو عبدالله (ع) أفیحشر الله من کل امة فوجا و یدع الباقین؟... و لکنه فی الرجعة و أما آیة القیامة فهی: و حشرناهم فلم نغادر منهم احدا:(260)
مردی به امام صادق (ع) عرضه داشت اهل تسنن گمان می کنند که این آیه درباره قیامت است حضرت فرمود: نه این گونه که آنان گمان می کنند نیست این آیه درباره رجعت است مگر در قیامت خداوند گروهی از هر قوم را برمی انگیزد و سایرین را به حال خود می گذارد؟ نه این آیه درباره قیامت نبوده بلکه آیه مربوط به قیامت این آیه است که فرمود: و حشرناهم فلم نغادر منهم احدا: در قیامت همه خلایق را بر می انگیزیم و کسی را باقی نخواهیم گذاشت.
و نیز در صحیحه مفضل از امام صادق (ع) در تفسیر این آیه نقل شده است که فرمود:
لا یرجع الا من محض الایمان محضا و من محض الکفر محضا:(261) - در آخرالزمان فقط مؤمنین برجسته و خالص در ایمان و نیز سران کفر و الحاد و مشرکین سرسخت زنده شده و به دنیا برمی گردند.
البته مساله رجعت نیاز به تحقیق و بررسی گسترده ای دارد ولی خارج از موضوع بحث بود زیرا گرچه از اشراط الساعة و از علایم قیامت شمرده شده ولی از حوادث قیامت نبوده و داخل در وجه نامگذاری قیامت به یوم الحشر نیست. لذا به همین مقدار اکتفاء می نماییم.
درباره حشر مسائل جالب توجه و مهمی وجود دارد که نیاز به تحقیق و بررسی عمیق دارد مانند: احوال خلایق در طول مدت حشر و اصناف و دسته های محشورین و چگونگی تغذیه و پوشش و ارتباط آنان و تطایر(262) کتب و وضعیت مکانی آنان و سایر حوادث و رخدادها در طول مدت حشر. و ما در مباحث آینده این مسائل را جداگانه و مفصل تحت عنوان حوادث و خصوصیات قیامت مورد بررسی و تحقیق قرار خواهیم داد، انشاء الله. و در اینجا به طور فشرده به برخی از آیات و روایات در این باره اشاره می کنیم.

برخاستن مردگان از قبور

در آیات شریفه قرآن تصریح شده است که با دمیدن صور مردگان زنده شده و به سرعت از قبرها بیرون آمده و به سوی منشأ صدا حرکت می کنند و با تعجب می پرسند: چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخته است.
آنگاه متوجه می شوند این رخداد همان قیامت موعود است که خدای تعالی توسط پیامبران خود از وقوع آن در دنیا خبر داده است. و این آیات در مباحث گذشته بیان شده است لذا اینجا به ذکر برخی از آیات سوره یس اکتفا می کنیم. فرمود:
و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم ینسلون قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا. هذا ما وعد الرحمان و صدق المرسلون:(263)
روز قیامت هنگامی که در صور دمیده شود مردگان به سرعت از قبرها بیرون آمده و به سمت پروردگارشان می روند. در آن حال می گویند ای وای چه کسی ما را از آرامگاه مان برانگیخت؟ این رخداد همان وعده خدا است که پیامبران الهی از آن خبر داده اند. و آنان راست فرموده اند.
در صحیحه صفوان جمال از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: قال رسول الله (ص) لجبرئیل (ع): یا جبرئیل أرنی کیف یبعث الله تبارک و تعالی العباد یوم القیامة قال نعم فخرج الی مقبرة بنی ساعدة فأتی قبرا فقال له أخرج باذن الله. فخرج رجل ینفض رأسه من التراب و هو یقول: والهفاه. ثم قال: أدخل فدخل ثم قصد به الی قبر آخر فقال أخرج باذن الله فخرج شاب ینفض رأسه من التراب و هو یقول أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و أشهد ان الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور ثم قال هکذا یبعثون یوم القیامة یا محمد:(264) رسول خدا (ص) از جبرئیل (ع) خواست که چگونگی بعث و حشر خلایق را به او نشان دهد. جبرئیل (ع) اجابت نمود سپس با حضرت به گورستان طائفة بنی ساعدة رفت و نزدیک قبری آمد و به صاحب قبر خطاب نمود و فرمود به اذن خدا از قبر بیرون بیا ناگاه قبر شکافت و مردی سرش را از خاک بیرون آورد و دریغ و افسوس می خورد، سپس به امر جبرئیل داخل قبر رفت. آنگاه جبرئیل به طرف قبر دیگر رفت و به صاحب آن دستور داد خارج شود، ناگاه جوانی سر از خاک بیرون آورد. و شهادت به وحدانیت خدای تعالی و رسالت پیامبر اسلام و برانگیخته شدن مردگان از قبور در قیامت داد. سپس جبرئیل خطاب به پیامبر نمود و فرمود:
در قیامت خلایق این گونه از قبرهایشان برانگیخته خواهند شد.

وضعیت غذا و مکان و پوشش اهل محشر

در صحیحه زرارة از امام باقر (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه یوم تبدل الارض غیر الارض فرمود:
تبدل خبزة نقیة یاکل الناس منها حتی یفرغوا من الحساب فقال له قائل: انهم لفی شغل یومئذ عن الاکل و الشرب قال (ع) ان الله خلق ابن آدم أجوف فلابد له من الطعام و الشراب، أهم أشد شغلا یومئذ ام من فی النار فقد استغاثوا و الله تعالی یقول، و ان یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل:(265) در قیامت زمین به صورت قرص نان پاکیزه در آمده و مردم در طول مدت حسابرسی اعمال از آن تناول می کنند. در این هنگام شخصی خطاب به حضرت عرض کرد: اهوال و سختی های قیامت آنان را مشغول کرده و از خوردن باز می دارد. حضرت فرمود: خداوند برای انسان معده آفرید و نیاز به غذا دارد. آیا اشتغال اهل محشر بیشتر است یا اهل دوزخ؟ که از خداوند درخواست آب می کنند و به آنان فلز گداخته خورانده می شود؟
روایات معتبره ای از طرق مختلف وارد شده است که دلالت بر همین مضمون دارد.
ولی اشکال در اینجا به ذهن می رسد، اینکه ماهیت زمین چگونه ممکن است در قیامت تبدیل به نان خوردنی شود و در این صورت آب اهل محشر از کجا تامین می شود؟ ولی در جواب می توان گفت که مقصود در این احادیث ظاهرا این معنی باشد که غلات و حبوبات روی زمین در اثر حرارت و اختلاط با آب به صورت غذای آماده در آمده و قابل خوردن شده، بدون اینکه نیازی به آشپز و نانوا بوده باشد نه اینکه ماهیت زمین تبدیل به نان شود.
اما از جهت مکان روشن است که با زنده شدن تمام انسانهای طول تاریخ جمعیت افراد بسیار متراکم خواهد بود. و از بعضی روایات استفاده می شود که در اثر کثرت و تراکم جمعیت اهل محشر در ضیق و فشار بوده به گونه ای که برای هر کس بیش از مقدار قدمگاه جایی نیست.
در خبر حفص بن غیاث از امام صادق (ع) وارد شده است که فرمود: مثل الناس یوم القیامة اذا قاموا لرب العالمین مثل السهم فی القرب لیس له من الارض الا موضع قدمه:(266) در قیامت هنگامی که مردگان از قبرها بر می خیزند تراکم جمعیت آنان به حدی است که مانند تیرهای درون غلاف هر کس بیش از قدمگاه خود جایی روی زمین نداشته و به هیچ وجه قدرت جابه جایی ندارد.
اما از جهت پوشش واضح است که طی سالهای طولانی کفن مثل بدن در زیر خاک پوسیده و از بین می رود ولی در عین حال منافات ندارد که خدای تعالی کفن را مانند بدن دوباره خلق کند و یا ساتری از جنس نور برای بدن ایجاد کند که در بعضی نصوص اشاره به این مطلب شده است.
مرحوم طبرسی در احتجاج از هشام بن حکم چنین روایت کرده است.
انه سأل الزندیق ابا عبدالله (ع) فقال أخبرنی عن الناس یحشرون یوم القیامة عراة قال (ع): بل یحشرون فی أکفانهم: قال: انی لهم بالاکفان و قد بلیت. قال (ع): ان الذی أحیا أبدانهم جدد أکفانهم قال من مات بلا کفن؟ قال (ع): یستر الله عورته بما شاء من عنده:(267) شخصی ملحد از امام صادق (ع) راجع به وضعیت پوشش اهل محشر در قیامت سؤال کرد که آیا برهنه هستند؟ حضرت فرمود: خیر برهنه نبوده بلکه با کفنهای خود محشور خواهند شد. آن شخص گفت: چگونه ممکن است کفن داشته باشند در حالی که یقینا پوسیده و از بین رفته است؟ حضرت فرمود: آن قدرتی که اجساد مردگان را زنده می کند می تواند کفنها را دوباره به آنان بازگرداند. آن مرد پرسید: پس کسی که بدون کفن مرده باشد چطور؟ حضرت فرمود: خدای تعالی به قدرت خود با هر وسیله ای که بخواهد عورت آنان را می پوشاند.
در روایات دیگری نقل شده است که:
ان فاطمة صلوات الله علیها قالت لابیها یا ابت اخبرنی کیف یکون الناس یوم القیامة قال (صلی الله علیه و آله): یا فاطمة یشغلون فلا ینظر احد الی احد و لا والد الی ولد و لا ولد الی امه قالت هل یکون علیهم اکفان اذا خرجوا من القبور قال یا فاطمة تبلی الاکفان و تبقی الابدان تستر عورة المؤمنین و تبدی عورة الکافرین قالت: یا أبت ما یستر المؤمنین؟ قال نور یتلالؤ لا یبصرون أجسادهم من النور:(268) فاطمه (سلام الله علیها) روزی از محضر پدر بزرگوارشان پیامبر گرامی اسلام سؤال نمود: پدر جان برای من بیان کن که مردم در قیامت چه وضعی دارند؟ حضرت فرمود: آن چنان مشغول هستند که کسی به داد دیگری نمی رسد و هیچ التفات و توجهی به همدیگر ندارند. حتی پدر نسبت به فرزندش بی توجه است. عرضه داشت: آیا هنگامی که از قبرها خارج شدند کفن بر تن دارند؟ حضرت فرمود: کفن ها پوسیده و فرسوده شده ولی بدن ها باقی خواهند ماند. عورت مؤمنین پوشیده ولی عورت کافران برهنه است. عرض کرد: پدرجان مؤمنین با چه چیزی مستور و پوشیده می شوند؟ حضرت فرمود: به وسیله نوری که در اطراف بدن آنان درخشش داشته و مانع دید می شود.
گرچه ابتدا به ذهن می رسد که این دو روایت در دلالت با هم اختلاف دارند زیرا در روایت اول تصریح به خلقت مجدد کفن و پوشش بدن با آن شده است. ولی در روایت دوم آمده است که کفنها از بین رفته و بدنهای مؤمنین اهل محشر با نور پوشانده می شود ولی با اندکی تأمل این اختلاف را می توان توجیه کرد. به اینکه در روایت اول: حضرت فرمود بعد از پوسیدن و از بین رفتن کفن های اولیه دوباره خدای تعالی کفن را ایجاد می کند. و هیچ بعدی ندارد که کفن مجدد از جنس پارچه نبوده باشد بلکه جسم شفاف و سفید و نورانی شبیه به کفن باشد که در روایت دوم از آن به نور متلألی ء تعبیر شده است. و نیز در روایت اول مقابل اشکال شخص کافر - که می خواست امکان پوشش اجساد را بعد از پوسیدن کفن نفی کند - حضرت در صدد بیان امکان پوشیدن بدنها با ایجاد دوباره کفن یا هر ساتر دیگر بوده است. و منافات ندارد که در عین حال به اراده و حکمت خالق سبحان این پوشش فقط برای مؤمنین بوده باشد. و عورتهای آنان با پرده ها و پوششهایی از نور (شبیه به کفن) مستور شود.
بنابراین هیچ گونه تنافی بین این دو روایت نیست.