فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

10 - عجب و خود محوری

خودبینی و خود محوری یکی از موجبات حسرت در قیامت است. از خود راضی بودن و بالیدن به عبادات و کارهای خیر و نعمتهای دنیا - مال و مقام و فرزندان و علم - از موجبات حسرت در قیامت است.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
و ان کنت راضیا بما أنت فیه فما احد أشقی بعمله منک و أضیع عمرا فأورثت حسرة یوم القیامة:(248) اگر از وضعیت فعلی خود راضی بودی بدان که با این حالت کسی بدبخت تر از تو با عملی که داری نبوده و بیشتر از تو کسی عمرش را ضایع نکرده است. گمان نکن که از عمر خود بهره برده ای، نه این گونه نیست، بلکه آن را ضایع نموده ای و با تحمل زحمت عبادات و مشقت طاعات فقط حسرت و افسوس قیامت را برای خود باقی گذاشته ای.
11 - حسادت یکی از موجبات حسرت در قیامت است. زیرا موجب حبط و باطل شدن اعمال صالح است. ممکن است بعضی در دنیا کارهای نیک بسیاری انجام دهند و اموال زیادی در امور خیر صرف کنند و شبهای بسیار برای انجام نوافل و تهجد خواب شیرین را از چشمان خود گرفته و خیلی از روزها دست از غذا کشیده و روزه بگیرند و نزد خود گمان کنند که در قیامت مستحق پاداش و ثواب هستند. ولی غافل از اینکه صفت حسادت - که در اعماق جان و تار و پود وجودشان ریشه دوانده است - مانند آتشی خرمن محصول زحمات چندین ساله آنان را سوزانده و اثری از آن باقی نخواهد گذاشت.
آری اینان در قیامت با چه توقع و انتظاری پا به عرصه محشر می گذارند اما همین که نامه عمل به دستشان رسید انگشت حیرت به دندان می گزند.
ورنه موش دزد در انبان ماست - گندم اعمال چهل ساله کجاست
اول ای جان دفع شر موش کن - بعد از آن در جمع گندم جوش کن
مرحوم صدوق در کتاب المجازات النبویه به سندش از رسول خدا (ص) روایت کرده است که فرمود:
الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب:(249) حسادت کارهای نیک و حسنات انسان را باطل و محو می گرداند همانگونه که آتش هیزم را سوزانده و از بین می برد.
در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
بالحسد وقع ابن آدم فی حسرة الابد و هلک مهلکا لا ینجو منه ابدا:(250) به سبب حسادت انسان برای همیشه دچار حسرت و افسوس گردیده و به گونه ای هلاک می شود که هیچ گاه نجات نخواهد یافت.
به قول بعضی بزرگان(251) هیچ ظالمی یافت نمی شود که در عین حال ظلم مظلوم هم بوده باشد مگر حسود یعنی شخص حسود با اینکه به فرد مورد حسادتش ظلم می کند به خودش هم ظلم می نماید زیرا غم و اندوه نعمت و ترقی و کمال دیگران دائما او را رنج می دهد حتی لحظه ای روان و اعصاب آرام ندارد و زندگی را به کام خود تلخ می گرداند.
قل للحسود اذا تنفس حسرة - یا ظالما و کانه مظلوم
به شخص حسود در حالی که آه سرد حسرت می کشد، بگو ای ظالم (که قربانی ستم خویش گردیده ای) در حالی که او ظاهری مظلوم دارد.

یوم الحشر

یوم تشقق الارض عنهم سراعا ذلک حشر علینا یسسیر:(252)
به خاطر داشته باش روزی را که زمین پاره شده و قبرها شکافته گردیده و اموات به سرعت بیرون می آیند. آن رخداد حشر است و انجامش بر ما آسان می باشد.
و یوم یحشرهم کأن لم یلبثوا الا ساعة من النهار(253) به یاد آور روزی که پروردگار توانا همه انسانها را بر می انگیزد، آنان در آن حالت گمان می کنند که بیش از یک ساعت در دنیا نبودند.

وجه تسمیه

کلمه حشر در اصل به معنای گردآوری توأم با درهم شکستن و راندن و سوق دادن(254) آمده است و نیز معنای از جا بر کندن(255) در آن اخذ شده است.
و در اصطلاح قرآن و روایات به دو معنی آمده است. اول: برانگیختن مردگان از قبور. دوم: فراخوانی و گردآوری آنان در عرصه محشر می باشد.
اما معنای اول: از آیه چهل و چهارم سوره ق به وضوح استفاده می شود. و در ابتدای این بحث بیان نموده ایم.
در این آیه شریفه از جهت ادبی اگر کلمه سراعا حال برای تشقق الارض عنهم باشد، بیانگر سرعت شکافتن قبر و پرتاب کردن اموات به طرف بیرون می باشد. کما اینکه در سوره انشقاق - آیه چهارم - می خوانیم:
و اذا الارض مدت و ألقت ما فیها و تخلت: و قیامت زمانی است که زمین حالت انبساط پیدا کرده و تار و پودش از هم باز و گسسته شده و آنچه را که در درونش دارد به بیرون انداخته و خالی می شود.
و نیز در آغاز سوره زلزال می خوانیم:
اذا زلزلت الارض زلزالها و أخرجت الارض اثقالها: قیامت هنگامی برپا می شود که زمین دچار لغزش شدید و پی در پی شده و اشیاء ارزشمند و سنگین را از درونش بیرون می کند.
یکی از مصادیق بارز این اشیاء ارزشمند انسانها می باشند که در قیامت پس از بازگرداندن روح از قبور خارج می گرداند و چرا که در قرآن کریم از انسان به ثقل تعبیر شده است.(256)
معنای دوم: عبارت از گردآوری انسانها و فراخوانی انسانها به سوی عرصه قیامت است و این معنی از آیات بسیار استفاده می شود.
در سوره کهف - آیه نود و نهم - می خوانیم:
و نفخ فی الصور فجمعناهم جمعا: هنگام برپائی قیامت در صور دمیده می شود و آنگاه همه خلایق را گردهم می آوریم.
در سوره معراج آیه - چهل و سوم - فرمود:
یوم یخرجون من الاجداث سراعا کأنهم الی نصب یوفضون: قیامت روزی است که انسانها به سرعت از قبرها بیرون آمده و به طرف صدای صور می روند. گویا همگی به سوی علائم نصب شده روانه شده اند.
مقصود از واژه حشر در بسیاری از آیات قرآن مجید به همین معنی آمده است. فرمود:
و یوم یحشرهم جمیعا(257) و به یاد روزی باش که همه خلایق را گردهم می آوریم.
به عبارت دیگر می توان گفت: حشر خلایق در قیامت دو مرحله دارد مرحله اول: بیرون آمدن از قبرها با آن خصوصیتی که ذکر کرده ایم. مرحله دوم: سرازیر شدن به سوی عرصه قیامت و گردهم آیی بزرگ و اجتماع همگانی. البته این گردهم آیی به صورت راهپیمایی معمولی نبوده بلکه توأم با فرار و وحشت و گریز از همدیگر است. که فرمود:
یقول الانسان یومئذ این المفر:(258) انسان در قیامت به سوی راه رهایی دویده و فریاد بر می آورد راه فرار کجاست؟
یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه و لکل منهم یومئذ شأن یغنیه:(259) قیامت روزی است که انسان از شدت سختی و عذاب آن روز از برادر و پدر و مادر و دوست صمیمی و فرزندانش می گریزد چرا که در آن روز هر کس به گرفتاری خودش مبتلی بوده و اعتنائی به دیگران ندارد.
با این بیان وجه نامگذاری قیامت به یوم الحشر روشن گردید.