فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

یوم الحسرة

و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر:(225) ای پیامبر مردم را از فرا رسیدن روز تاسف و حسرت بیم ده، آنگاه که کار از کار گذشت و (سرنوشت قطعی انسان برای همیشه تعیین شده و به هیچ وجه امکان جبران گذشته ها نیست.)

وجه تسمیه

وجه نامگذاری قیامت به یوم الحسرة را می توان در سه جهت خلاصه کرد:
1- از دست دادن قدرت انجام طاعات و عبادات و فقدان توان تحصیل سعادت جاودانه و نیز از بین رفتن امکانات مال و مقام و هدایت پیامبران که انسان می توانست با استفاده از آنها به بالاترین درجات ایمان و معرفت نایل گردد و به بهترین مقام و ثواب اخروی برسد. لذا در قرآن و روایات کسانی که امکانات و سرمایه های مادی و معنوی را در دنیا از دست داده و در جهت تحصیل سعادت جاودانه آخرت بهره برداری ننموده اند، اهل حسرت معرفی شده اند.
در سوره زمر - آیه پنجاه و ششم - می خوانیم:
و اتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم من قبل ان یاتیکم العذاب و انتم لا تشعرون، أن تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله: از کاملترین و بهترین کتب آسمانی که پروردگارتان برای رشد و سعادت شما نازل کرده است - یعنی قرآن مجید - پیروی کنید قبل از آنکه عذاب ناگهانی بر شما وارد گردد و کسی از شدت تاسف و حسرت بر آنچه از حدود و احکام الهی که ضایع نموده است، خود را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
ان الحسرة و الندامة و الویل کله لمن لم ینتفع بما أبصر:(226)
فردای قیامت همانا تمام حسرت و پشیمانی و افسوس برای کسی خواهد بود که از مایه های عبرت و بصیرت در جهت زدودن غفلت و کنار زدن پرده جهل بهره برداری ننموده و از سرمایه های معنوی برای تحصیل سعادت جاودانه آخرت و رهائی از عذاب استفاده نکرده است.
و نیز در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
الرجل یدع المال لا ینفقه فی طاعة الله بخلا ثم یموت فیدعه لمن یعمل به فی طاعه الله. فان عمل به فی طاعة الله، راه فی میزان غیره فزاده حسرة و قد کان المال له او عمل به فی معصیة الله فهو قواه بذلک المال حتی عمل به فی معاصی الله:(227) انسان بخیل دست به مالش نزده. و در راه اطاعت پروردگار و قرب به حق انفاق نمی کند و بعد از مرگش به دست دیگران (فرزندان و خویشاوندان) می افتد و آنان چه اینکه اموالش را در راه خیر و طاعت، یا در جهت فساد و معصیت صرف کنند، در هر دو حال مایه حسرت صاحب مال خواهد بود. چرا که اگر در راه خیر و طاعت صرف کنند، فردای قیامت او حسرت می خورد که چرا من در دنیا از ثروت و دارائی خود برای تحصیل سعادت جاودانه آخرت و رهایی از عذاب دایم استفاده نکرده ام و اکنون شاهد سعادت دیگران هستم که با استفاده از مال و ثروت من تحصیل نموده اند ولی من برای همیشه دچار عذاب آتش دوزخ گردیده ام، و اگر دیگری اموال او را در راه فساد و ظلم و معصیت صرف کند باز هم اندوه حسرت و افسوس او را سخت می رنجاند، که ای وای بر من نه تنها خودم از دارایی و ثروتم برای تحصیل سعادت و نجات از عذاب بهره ای نبرده ام بلکه موجب معصیت و عذاب دیگران هم شده ام.
2- حتمیت خسران و ثابت شدن ضایعه به گونه ای که شخص نادم ترمیم و جبران را ممکن نمی بیند چون راه برگشتی نیست مانند زمان که هرگز به عقب برنمی گردد و انسان زمان پیری حسرت و افسوس عمر از دست رفته را می خورد که چرا بهره کافی از آن نبرده است زیرا بازگشت به زمان سابق و دوران جوانی را ممکن نمی بیند.
در آخرت هم هرگز امکان بازگشت به دنیا و جبران گذشته ها نمی باشد.
این معنی از آیه شریفه و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر به خوبی استفاده می شود. چرا که زمان حسرت را لحظه ای بیان فرموده است که کار از کار گذشته و شخص گناهکار هیچ راه چاره ای برای نجات از عذاب نمی بیند.
3- بیداری و توجهی که در اثر ندامت و سرخوردگی و احساس عجز و ناتوانی برای شخص نادم و متحسر حاصل می شود.
این خصوصیت را از معنای لغوی کلمه حسرت می توان استفاده نمود. زیرا واژه الحسرة در اصل مأخوذ از کلمه (الحسر) به معنای درآوردن لباس روئین و برهنه شدن از زره و کلاه خود در میدان نبرد است. شخص نادم هنگامی که سرش به سنگ خورد و گرفتار عذاب و معصیت گشت و راه نجاتی برای خود ندید و برای جبران و تدارک گذشته های خویش احساس عجز و ناتوانی نمود، پرده جهل از او برداشته شده و بیدار می شود و اینجاست که پی به خطا و اشتباه گذشته خود برده و غم افسوس و حسرت چون شراره ای به جانش آتش می افکند. و در حقیقت احساس عجز و ناتوانی از تدارک است که او را بیدار و متوجه می گرداند.
لذا در دنیا چون انسان توان تدارک اشتباهات گذشته را دارد و می تواند با سعی و تلاش ضایعات و ضررها را جبران و ترمیم کند، به همین جبران مغرور شده و از منشأ اصلی اشتباه و علت خسران غافل می گردد.
اما در آخرت که هیچ راهی برای جبران و تدارک وجود ندارد پرده غرورش پاره گشته و کاملا به منشأ و علت اصلی بدبختی خود پی خواهد برد.
ملاحظه کنید استاد لغت راغب اصفهانی چه زیبا واژه حسرت را ریشه یابی نموده و چگونه ماده اصلی آن را شکافته و معنای حقیقی آن را بیان می کند.
ایشان در مفردات می گوید:
الحسر کشف الملبس عمن علیه، یقال حسرت عن الذراع و الحاسر من لا ذرع علیه و لا مغفر... و ناقة حسیر انحسر علیه اللحم و القوة و... و الحاسر المعیا لا نکشاف قواه و یقال للمعیا حاسر و محسور... و الحسرة الغم علی مافاته و الندم علیه کانه انحسر عنه الجهل الذی حمله علی ما ارتکبه او انحسر قواه من فرط غم او ادراکه اعیاده عن تدارک ما فرط منه: ماده (الحسر) به معنای در آوردن لباس روئین است و لذا گفته می شود (حسرت عن الذراع) یعنی آستین را بالا زدم و کلمه (الحاسر) در مورد کسی اطلاق می گردد که زره را از تن و سر بیرون آورده است. و نیز کلمه (الحسیر) به معنای درمانده و عاجز آمده است. لذا به شتری که گوشت بدن و قوایش تحلیل رفته و عاجز و درمانده شده (ناقة حسیر و حاسر) اطلاق شده است. و حسرت عبارت از اندوه و پشیمانی بر از دست رفتن قدرت و نعمت است. که در چنین حالتی پرده جهل و غفلت کنار رفته و شخص نادم از شدت اندوه عاجز و درمانده شده و عجز و ناتوانی از تدارک گذشته او را بیدار کرده و درماندگی از جبران و ترمیم آنچه که از دست داد او را به خطا و اشتباه گذشته اش آگاه نموده است.
بنابراین سه خصوصیت در نامگذاری قیامت به (یوم الحسرة) ملاحظه گردیده است. (الف): از دست دادن قدرت و مال و مقام و فرصت دنیا (ب): عجز از ترمیم و جبران گذشته ها و نداشتن چاره ای برای نجات از عذاب (ج): پی بردن به اشتباهات گذشته در اثر این عجز و ناتوانی. پس از پیدایش این خصوصیات شخص غرق در غم و اندوه و پشیمانی می گردد.
با این بیان نتیجه می گیریم که حسرت مرادف ندامت نبوده بلکه به معنای اخص از آن است، یعنی: پشیمانی شدید در پی از دست دادن نعمت و احساس عجز از جبران گذشته ها.

موجبات حسرت

در آیات و روایات اموری به عنوان موجبات حسرت انسان در قیامت ذکر شده است که عبارتند از:
1- بی اعتنایی به نصایح و پندهای انبیاء و رهبران الهی و سر باز زدن از دستورات و احکام کتب آسمانی و عمل نکردن به مقررات و قوانین شریعت و در حقیقت ضایع نمودن نعمت انبیاء الهی.
لذا در سوره حاقه - آیه پنجاه - قرآن به عنوان مایه حسرت کفار ذکر گردیده است که فرمود:
و انه لحسرة علی الکافرین: و همانا قرآن مایه حسرت کفار می باشد.
در سوره فرقان آیه - بیست و هفت - می خوانیم:
و یوم یعض الظالم علی یدیه و یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا.
قیامت روزی است که شخص ظالم و گنهکار دستش را از شدت حسرت و تاسف به دندان گزیده و می گوید: ای کاش با راهنمایی پیامبر خدا راهی به سوی حقیقت و سعادت می گرفتم و مسیر ضلالت و گمراهی نمی رفتم که سرنوشت خود را اینگونه برای همیشه تباه کنم.
و در سوره انعام - آیه بیست و هفت - فرمود:
و لو تری اذ وقفوا علی النار فقالوا یا لیتنا نرد و لا نکذب بایات ربنا و نکون من المؤمنین: ای پیامبر اگر می دیدی آن لحظه ای را که مجرمین و کفار در مقابل آتش آورده شده و جهت انداختن در دوزخ متوقف می شوند، (حادثه عجیب و هولناکی در آن حال مشاهده می نمودی) آنجاست که با تاسف و حسرت می گویند: ای کاش به دنیا برگردانده می شدیم و انبیاء الهی و کتب آسمانی را تکذیب نمی کردیم و از مؤمنین می شدیم.
2- معاشرت با رفیق بد، که رفتار ناپسند و صفات زشت او به انسان سرایت کرده و تشکیکات و وساوس اعتقادی، که به صورت مرض در عمق جان و فکرش ریشه دوانده است به تدریج ضمن معاشرت به گونه ای او را تحت تاثیر قرار داده که قدرت توجه و تفکر را از انسان سلب نموده و کار او را به جایی می کشاند که دیگر هیچ توجهی به تذکر و ارشاد و نصایح دیگران نمی کند. و زمانی متوجه می شود که دیگر کار از کار گذشته و آن گاه به هیچ وجه عذرش مورد پذیرش نخواهد بود. و آن هنگام روز قیامت است، لحظه ای که نامه عمل به دست او داده شده و سرنوشت شوم خود را در پرونده اعمالش مشاهده می کند. و راهی عذاب ابدی و آتش سوزان دوزخ می شود.
اینجاست که انگشت حسرت به دندان گزیده و می گوید:
یا ویلتی لیتنی لم اتخد فلانا خلیلا - لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جاءنی و کان الشیطان للانسان خذولا:(228) ای وای بر من کاش فلانی را دوست نمی گرفتم. با اینکه انبیاء و اولیاء خدا مرا نصیحت و ارشاد کردند و به راه حق و سعادت راهنمایی نموده بودند ولی او مرا فریب داد و از حقیقت و یاد خدا غافل کرده و از سعادت همیشگی محروم نمود. و اکنون باید برای همیشه در آتش دوزخ بسوزم.
این مطلب در آیات و روایات با تعابیر مختلف بیان شده است که معاشرت با رفیق بد موجب سلب حیات معنوی انسان است. و قوه بصیرت و قدرت درک و تشخیص را از او سلب می کند. و قهرا با سلب حیات معنوی و فقدان قدرت تفکر و از دست دادن بصیرت انسان نمی تواند به انحراف و لغزش خود پی برده و بیدار شود. تا اینکه در قیامت با دیدن پرونده اعمال خود متوجه انحراف خویش شده و دچار حسرت و اندوه می گردد.
3- عدم آگاهی از نتیجه و اثر کاری که به آن می پردازد. مادامی که ارزش معنوی و نتیجه کاری برای انسان روشن نباشد و فقط نظر خود را به منافع مادی آن دوخته و برای نیل به مال و مقام و کسب قدرت وارد آن شغل شود، هیچ معلوم نیست عاقبت کارش به کجا می انجامد. و ای چه بسا که آثار سوء و بازتاب بد آن عمل در روح و روانش تاثیر منفی گذاشته و ناخودآگاه او را به طرف ضلالت و گمراهی کشانده و به صفات زشت و ناپسند آلوده می گرداند.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
ان الحسرة و الندامة و الویل کله لمن... لم یدر الامر الذی هو علیه مقیم أنفع هو له ام ضرر.(229) بیشترین حسرت و پشیمانی و تاسف برای کسی است که نمی داند آیا کاری که به آن مشغول است از جهات معنوی و اخروی به نفع او بوده یا اینکه به ضررش می باشد؟
لذا در روایات از انجام امور مشتبه که احتمال حرمت و فساد و گمراهی در آن است نهی شده است.
امام صادق (ع) فرمود:
انما الامور ثلاثة امر بین رشده فیتبع و امر بین غیه فیجتنب و امر مشکل یرد علمه الی الله و الی رسوله قال رسول الله (ص) حلال بین و حرام بین و شبهات بیْن ذلک فمن ترک الشبهات نجی من المحرمات و من اخذ بالشبهات ارتکب المحرمات و هلک من حیث لا یعلم:(230) اموری که فرا راه زندگی انسان است سه قسم می باشد اول: اموری که حقانیت و صلاحیت آنها روشن است (که باید انسان آنها را دستور کار و تلاش خود قرار دهد). دوم: اموری که فساد و بطلان آن روشن است که هرگز نباید به آن نزدیک شد. سوم: اموری که فساد و بطلان آن روشن نبوده و قابل تشخیص نیست. در این امور نباید انسان به تخمین و گمان خود عمل کند بلکه باید از خدا و رسول در مورد آن دستور گیرد. و رسول خدا در این گونه موارد فرمود هر کس از موارد مشتبه که احتمال حرمت و عذاب و فساد در آن است اجتناب کند از گناه و معصیت احتمالی خود را حفظ کرده و کسی که در این گونه موارد جسور و بی باک اقدام به انجام آن کند سرانجام دچار معصیت گردیده و به گونه ای گمراه گردیده و حیات معنوی خود را از دست می دهد که هیچ نمی فهمد چه بر سرش آمده است.
4- نگاه به نامحرم از روی لذت جنسی که تخم شهوت و فسق و فجور را در جان آدمی کاشته و در تار و پود وجود انسان ریشه دوانده و عاقبت انسان را در گرداب طغیان غریزه جنسی فرو برده و غرق در امواج معصیت و گناه می گرداند و آنگاه عنان کارش از اختیار و فرمان عقل بیرون رفته و این شهوت و هوای نفس است که او را به سمت هر گناهی می کشاند.
امام صادق (ع) فرمود:
کم من نظرة أورثت حسرة طویلة:(231) چه بسا یک نگاه حرام حسرت و تاسف طولانی به دنبال دارد. و از امیر المؤمنین علی (ع) روایت شده که فرمود:
عجبا للعاقل کیف ینظر الی شهوة یعقبه النظر الیها حسرة عجیب است که انسان عاقل چگونه از روی شهوت به چیزی (نامحرم) نگاه می کند که حسرت به دنبال دارد.
5- مال و دارایی که انسان آن را در راه خیر و صلاح جامعه و اطاعت پروردگار صرف نکرده و حقوق مستضعفین و محرومین را به وسیله آن ادا ننموده است و بعد از مرگش وراث او از آن اموال در جهت سعادت اخروی خود استفاده نموده و با انفاق در راه خدا برای خود ذخیره آخرت قرار دهند.
در تفسیر امام حسن عسگری (ع) آمده است:
سئل امیر المؤمنین علی (ع): من اعظم الناس حسرة؟ قال (ع) من رأی ماله فی میزان غیره و أدخله الله به النار و ادخل وارثه به الجنة:(232) از امیرالمؤمنین علی (ع) سؤال شده است که در قیامت چه کسی از همه بیشتر حسرت می خورد؟ حضرت فرمود: کسی که ثواب مال و دارائی خود را در دیوان عمل دیگری ببیند که او به خاطر اندوختن مال و نپرداختن حقوق واجب(233) آن راهی جهنم شده است ولی وارث او با انفاق آن مال در راه خدا و ادای واجبات داخل بهشت گردیده است.
6- نپذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) و عدم اعتقاد به امامت ائمه معصومین (علیهم السلام).
در تفسیر امام حسن عسگری (ع) به دنبال حدیث قبل از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
و أعظم من هذا حسرة رجل جمع مالا عظیما بکد شدید و مباشرة الاهوال و تعرض الاخطار ثم أفنی ماله صدقات و مبرات و أفنی شبابه و قوته فی عبادات و صلوات و هو مع ذلک لا یری لعلی بن ابی طالب حقا و لا یعرف له فی الاسلام محله و یری أن من لا یعشره و لا یعشر عشیر معشاره أفضل منه (ع) یوقف علی الحجج فلا یتأملها... فذالک اعظم من کل حسرة یأتی یوم القیامة و صدقاته ممثلة له فی مثال الافاعی تنهش و صلواته و عباداته ممثله له فی مثال الزبانیة یقول یا ویلتی ألم أک من المصلین، ألم أک من المزکین، ألم أک عن اموال الناس من المتعففین فلما ذادهیت بما دهیت؟ فیقال له شقی ما نفعک ما عملت و قد ضیعت اعظم الفروض بعد توحید الله و الایمان بنبوة محمد رسول الله، ضیعت ما لزمک من معرفة حق علی ولی الله و التزمت ما حرم الله علیک من الایتمام بعدو الله فلو کان بدل أعمالک هذا عبادة الدهر من اوله الی آخره و بذل صدقاتک الصدقة بکل أموال الدنیا بل بمل ء الارض ذهبا لما زادک ذلک من رحمة الله الا بعدا و من سخط الله الا قربا:(234) و بیشتر از آن تاجر بی بهره از مال، کسی در قیامت حسرت می خورد که با زحمت فراوان و تحمل سختی ها و قبول خطرات اموال زیادی جمع آوری کرده و همه را در راه صدقات و خیرات و مبرات انفاق کرده و جوانی خود را در نماز و روزه و حج و سایر عبادات گذراند ولی به ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی (ع) اعتقاد ندارد. و برای کسی که یک دهم بلکه یک صدم از فضایل آن حضرت را دارا نیست افضلیت و برتری قایل است. و در مقابل ادله و براهین بر امامتش هیچ خضوع و تأمل نکرده، بلکه با ملاحظه برهان و دلیل، بر سرکشی و طغیان او افزوده می گردد. چنین فردی در قیامت از همه خلایق بیشتر حسرت می خورد. روز قیامت او را می آورند در حالی که صدقات و خیرات و عبادات او به مار و اژدها و افعی و شعله های سوزان آتش تبدیل شده و او را به کام خود فرو می برد.
و او فریاد می زند: ای وای مگر من از عبادت کنندگان و نمازگزاران و زکات دهندگان نبودم؟ مگر خود را از مال مردم حفظ نکردم؟ پس چرا به این عذاب و بلا گرفتار شدم؟ در جواب به او گفته می شود: ای بدبخت اعمال تو نفعی به حالت نداشت چرا که بالاترین واجبات و فرائض - بعد از توحید و نبوت - را ضایع نموده ای. و به وظیفه ای که درباره حق ولایت و امامت علی (ع) داشتی، بی اعتنایی کردی. و با ترجیح دشمنان خدا بر آن حضرت مرتکب جرم شده ای. و اگر به جای این مقدار عبادات تمام روزهای دنیا را عبادت می نمودی و به جای این مقدار مال تمام اموال دنیا را انفاق می کردی، بلکه حتی اگر به اندازه کل کره زمین طلا انفاق می نمودی ثمری جز دوری بیشتر از رحمت حق و نزدیکی به خشم و غضب خدا نداشت.
در تفسیر آیه شریفه ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و ان کنت لمن الساخرین(235) روایات بسیاری وارد شده است که در آنها (جنب الله) به حضرت امیر علی (ع) و ائمه معصومین (ع) تفسیر شده است و ما در اینجا به ذکر برخی از آنها اکتفا می کنیم.
از امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است که فرمود:
أنا جنب الله و حسرة الناس یوم القیامة:(236) من مقرب درگاه خدا و در جوار حضرت حق هستم و نیز در قیامت مایه حسرت و افسوس مردم می باشم.
البته مقصود حضرت این است که مردم در قیامت دچار حسرت و افسوس می شوند که چرا از من پیروی و اطاعت نکردند و با من مخالفت و ستیزه نمودند و حق خلافت و امامت مرا انکار و غصب کردند و تحت فرمان و حکومت دیگری رفتند تا در قیامت از شفاعت من و از رحمت و لطف پروردگار محروم شوند.
مرحوم صدوق در کتاب خصال به سندش از آن حضرت روایات طولانی در این باره نقل کرده که بخشی از آن را ذکر می کنیم. فرمود:
نحن الخزان لدین الله و نحن مصابیح العلم... لا یضل من تبعنا و لا یهتدی من أنکرنا فلا تتخلفوا عنا لطمع الدنیا... فان من اثر الدنیا علی الاخرة و اختارها علینا عظمت حسرته غدا و ذلک قول الله تعالی أن تقول نفس یا حسرتی...(237) ما اهل بیت گنجینه معارف و احکام دین خدا و چراغهای روشنی بخش علم و دانش هستیم کسی که از ما پیروی کند گمراه نشده و هر کس که مقام ولایت ما را انکار کند هدایت نخواهد یافت. به دنبال طمع مال و مقام دنیا از ما جدا نشوید زیرا کسی که مطامع فریبنده و گذرای دنیا را بر حقایق آخرت مقدم داشته و لذایذ و زیباییهای آن را بر پیروی از برنامه و دستورات ما ترجیح دهد فردای قیامت اندوه و حسرتش بسیار زیاد خواهد بود. و همین معنی مقصود پروردگار متعال است که فرمود: قبل از فرا رسیدن عذاب ناگهانی غیر قابل دفع از بهترین دستورات آسمانی پیروی کنید تا اینکه در قیامت کسی از شدت تاسف و حسرت بر فرصت از دست رفته خود را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد، که چرا پیروی از دستورات کتب آسمانی و نصایح و هدایت انبیاء و رهبران الهی نکرده و با بی اعتنایی آنها را ضایع نموده است.
مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج در تفسیر این آیه شریفه از آن حضرت روایت طولانی نقل کرد که در بخشی از آن چنین آمده است:
الا تری انک تقول فلان الی جنب فلان اذا اردت ان تصف قربهم منه انما جعل الله تبارک و تعالی فی کتابه هذه الرموز التی لا یعلمها غیره و انبیاءه و حججه فی ارضه لعلمه ما یحدثه فی کتابه المبدلون من اسقاط أسماء حججه منه و تلبیسهم ذلک علی الامة لیعینوا علی باطلهم:(238) آیا مشاهده نکرده اید که می گوئید: فلان الی جنب فلان می خواهید با این تعبیر نزدیکی شخصی را به دیگران بیان کنید. پروردگار متعال هم با این تعبیر اشاره به ما اهل بیت نموده است که به او نزدیک هستیم و به اسامی ما تصریح نفرموده است زیرا می دانست که دشمنان ما برای پیشبرد مقاصد شوم خود آنها را حذف خواهند نمود.
ابن شهر آشوب در کتاب مناقب از پیامبر گرامی اسلام روایت کرده است که آن حضرت خطاب به ابوذر غفاری فرمود:
یا اباذر یؤتی بجاحد علی یوم القیامة أعمی أبکم یتکبکب فی ظلمات یوم القیامة ینادی یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله و فی عنقه طوق من النار:(239)
ای اباذر روز قیامت منکر امامت امیرالمؤمنین علی (ع) کر و کور به عرصه محشر آورده شده و در حالی که میان تاریکیهای قیامت غوطه می خورد و بر گردنش حلقه ای از آتش است با شدت حسرت و تاسف فریاد بر می آورد: وای بر من، افسوس که در حق نزدیکان و مقربان درگاه خدا - یعنی ائمه معصومین - کوتاهی کرده و به هدایتها و راهنماییهای آنان اعتنا نکرده ام.
و نیز در تفسیر آیه شریفه و قدمنا الی ما عملوا فجعلناه هباء منثورا(240) که مقصود مخالفین و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) و منکرین ولایت و امامت آنان هستند که تمام اعمال و عبادات و طاعات و خیرات و مبرات آنان در قیامت حبط و باطل گردیده و به جهنم واصل می شوند.