فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

اولین چیزی که در قیامت از آن سؤال می شود

آنچه که در قیامت قبل از تمام اعمال مورد سؤال و حسابرسی واقع می شوند، چند چیز ذکر شده است. که عبارتند از: توحید و نبوت و امامت و دوستی و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) و نماز و روزه و حج و زکاة ولی در میان آنها نماز و حب اهل بیت بیش از سایر امور تاکید شده است. و در عین حالی که قبول شدن تمام اعمال به قبولی نماز منوط شده است، لکن شرط قبول شدن نماز حب اهل بیت و ولایت ائمه معصومین بیان گردیده است.
از امام رضا (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) به امیر المؤمنین علی (ع) فرمود:
یا علی ان اول ما یسأل عنه العبد بعد موته شهادة ان لا اله الا الله و أن محمدا رسول الله و أنک ولی المؤمنین بما جعله و جعلته لک:(222)
ای علی اولین چیزی که از مؤمن بعد از مرگش سؤال می شود وحدانیت خدای تعالی و نبوت من و امامت و ولایت تو بر مؤمنین است که خدای تعالی برایت مقرر فرمود. و من نیز آن را - در غدیر خم - اعلام و بر امت اتمام حجت نموده ام.
و نیز از آن حضرت روایت شده که از اجداد طاهرینش و آن بزرگواران از رسول خدا (ص) روایت کرده اند که فرمود:
اول ما یسأل عنه العبد حبنا اهل البیت:(223) اولین چیزی که بنده مؤمن در قیامت از آن سؤال می شود دوستی و محبت به ما اهل بیت است.
در موثقه عقار ساباطی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: ان اول ما یسأل عنه العبد اذا وقف بین یدی الله جل جلاله عن الصلوات المفروضات و عن الزکاة المفروضة و عن الصیام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولایتنا اهل البیت فان أقر بولایتنا ثم مات علیها قبلت منه صلواته و صومه و زکاته و حجه و ان لم یقر بولایتنا بین یدی الله جل جلاله لم یقبل الله عزوجل منه شیئا من أعماله:(224) هنگامی که در قیامت بنده مؤمن در محضر ربوبی متوقف شد اولین اموری که از او سوال می شود نماز و زکاة و روزه و حج واجب و ولایت ما اهل بیت است و اگر با اعتقاد و حب اهل بیت از دنیا رفت سایر واجبات از او قبول می شود والا هیچ عملی از او پذیرفته نخواهد شد.
مرحوم صدوق در کتاب ثواب الاعمال به سندش از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود:
قال رسول الله (ص): اول ما یسأل العبد اذا وقف بین یدی الله عزوجل عن الصلوة فان زکت صلوته زکی سائر عمله و ان لم تزک صلوته لم یزک عمله: هنگامی که در قیامت بنده مؤمن در محضر خدای عزوجل متوقف شود اولین چیزی که از او سؤال می شود نماز است اگر نمازش پاکیزه بود سایر اعمالش پاک و خالص شده و مورد قبول خدای تعالی واقع خواهد گردید والا ناخالص بوده و قبول نخواهد شد.
و این مضمون در احادیث مختلف نقل شده است. محققین می توانند به بحارالانوار، ج 80، ص 19، و 20، و 25 و ج 79، ص 236 رجوع کنند.

یوم الحسرة

و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر:(225) ای پیامبر مردم را از فرا رسیدن روز تاسف و حسرت بیم ده، آنگاه که کار از کار گذشت و (سرنوشت قطعی انسان برای همیشه تعیین شده و به هیچ وجه امکان جبران گذشته ها نیست.)

وجه تسمیه

وجه نامگذاری قیامت به یوم الحسرة را می توان در سه جهت خلاصه کرد:
1- از دست دادن قدرت انجام طاعات و عبادات و فقدان توان تحصیل سعادت جاودانه و نیز از بین رفتن امکانات مال و مقام و هدایت پیامبران که انسان می توانست با استفاده از آنها به بالاترین درجات ایمان و معرفت نایل گردد و به بهترین مقام و ثواب اخروی برسد. لذا در قرآن و روایات کسانی که امکانات و سرمایه های مادی و معنوی را در دنیا از دست داده و در جهت تحصیل سعادت جاودانه آخرت بهره برداری ننموده اند، اهل حسرت معرفی شده اند.
در سوره زمر - آیه پنجاه و ششم - می خوانیم:
و اتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم من قبل ان یاتیکم العذاب و انتم لا تشعرون، أن تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله: از کاملترین و بهترین کتب آسمانی که پروردگارتان برای رشد و سعادت شما نازل کرده است - یعنی قرآن مجید - پیروی کنید قبل از آنکه عذاب ناگهانی بر شما وارد گردد و کسی از شدت تاسف و حسرت بر آنچه از حدود و احکام الهی که ضایع نموده است، خود را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
ان الحسرة و الندامة و الویل کله لمن لم ینتفع بما أبصر:(226)
فردای قیامت همانا تمام حسرت و پشیمانی و افسوس برای کسی خواهد بود که از مایه های عبرت و بصیرت در جهت زدودن غفلت و کنار زدن پرده جهل بهره برداری ننموده و از سرمایه های معنوی برای تحصیل سعادت جاودانه آخرت و رهائی از عذاب استفاده نکرده است.
و نیز در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
الرجل یدع المال لا ینفقه فی طاعة الله بخلا ثم یموت فیدعه لمن یعمل به فی طاعه الله. فان عمل به فی طاعة الله، راه فی میزان غیره فزاده حسرة و قد کان المال له او عمل به فی معصیة الله فهو قواه بذلک المال حتی عمل به فی معاصی الله:(227) انسان بخیل دست به مالش نزده. و در راه اطاعت پروردگار و قرب به حق انفاق نمی کند و بعد از مرگش به دست دیگران (فرزندان و خویشاوندان) می افتد و آنان چه اینکه اموالش را در راه خیر و طاعت، یا در جهت فساد و معصیت صرف کنند، در هر دو حال مایه حسرت صاحب مال خواهد بود. چرا که اگر در راه خیر و طاعت صرف کنند، فردای قیامت او حسرت می خورد که چرا من در دنیا از ثروت و دارائی خود برای تحصیل سعادت جاودانه آخرت و رهایی از عذاب دایم استفاده نکرده ام و اکنون شاهد سعادت دیگران هستم که با استفاده از مال و ثروت من تحصیل نموده اند ولی من برای همیشه دچار عذاب آتش دوزخ گردیده ام، و اگر دیگری اموال او را در راه فساد و ظلم و معصیت صرف کند باز هم اندوه حسرت و افسوس او را سخت می رنجاند، که ای وای بر من نه تنها خودم از دارایی و ثروتم برای تحصیل سعادت و نجات از عذاب بهره ای نبرده ام بلکه موجب معصیت و عذاب دیگران هم شده ام.
2- حتمیت خسران و ثابت شدن ضایعه به گونه ای که شخص نادم ترمیم و جبران را ممکن نمی بیند چون راه برگشتی نیست مانند زمان که هرگز به عقب برنمی گردد و انسان زمان پیری حسرت و افسوس عمر از دست رفته را می خورد که چرا بهره کافی از آن نبرده است زیرا بازگشت به زمان سابق و دوران جوانی را ممکن نمی بیند.
در آخرت هم هرگز امکان بازگشت به دنیا و جبران گذشته ها نمی باشد.
این معنی از آیه شریفه و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الامر به خوبی استفاده می شود. چرا که زمان حسرت را لحظه ای بیان فرموده است که کار از کار گذشته و شخص گناهکار هیچ راه چاره ای برای نجات از عذاب نمی بیند.
3- بیداری و توجهی که در اثر ندامت و سرخوردگی و احساس عجز و ناتوانی برای شخص نادم و متحسر حاصل می شود.
این خصوصیت را از معنای لغوی کلمه حسرت می توان استفاده نمود. زیرا واژه الحسرة در اصل مأخوذ از کلمه (الحسر) به معنای درآوردن لباس روئین و برهنه شدن از زره و کلاه خود در میدان نبرد است. شخص نادم هنگامی که سرش به سنگ خورد و گرفتار عذاب و معصیت گشت و راه نجاتی برای خود ندید و برای جبران و تدارک گذشته های خویش احساس عجز و ناتوانی نمود، پرده جهل از او برداشته شده و بیدار می شود و اینجاست که پی به خطا و اشتباه گذشته خود برده و غم افسوس و حسرت چون شراره ای به جانش آتش می افکند. و در حقیقت احساس عجز و ناتوانی از تدارک است که او را بیدار و متوجه می گرداند.
لذا در دنیا چون انسان توان تدارک اشتباهات گذشته را دارد و می تواند با سعی و تلاش ضایعات و ضررها را جبران و ترمیم کند، به همین جبران مغرور شده و از منشأ اصلی اشتباه و علت خسران غافل می گردد.
اما در آخرت که هیچ راهی برای جبران و تدارک وجود ندارد پرده غرورش پاره گشته و کاملا به منشأ و علت اصلی بدبختی خود پی خواهد برد.
ملاحظه کنید استاد لغت راغب اصفهانی چه زیبا واژه حسرت را ریشه یابی نموده و چگونه ماده اصلی آن را شکافته و معنای حقیقی آن را بیان می کند.
ایشان در مفردات می گوید:
الحسر کشف الملبس عمن علیه، یقال حسرت عن الذراع و الحاسر من لا ذرع علیه و لا مغفر... و ناقة حسیر انحسر علیه اللحم و القوة و... و الحاسر المعیا لا نکشاف قواه و یقال للمعیا حاسر و محسور... و الحسرة الغم علی مافاته و الندم علیه کانه انحسر عنه الجهل الذی حمله علی ما ارتکبه او انحسر قواه من فرط غم او ادراکه اعیاده عن تدارک ما فرط منه: ماده (الحسر) به معنای در آوردن لباس روئین است و لذا گفته می شود (حسرت عن الذراع) یعنی آستین را بالا زدم و کلمه (الحاسر) در مورد کسی اطلاق می گردد که زره را از تن و سر بیرون آورده است. و نیز کلمه (الحسیر) به معنای درمانده و عاجز آمده است. لذا به شتری که گوشت بدن و قوایش تحلیل رفته و عاجز و درمانده شده (ناقة حسیر و حاسر) اطلاق شده است. و حسرت عبارت از اندوه و پشیمانی بر از دست رفتن قدرت و نعمت است. که در چنین حالتی پرده جهل و غفلت کنار رفته و شخص نادم از شدت اندوه عاجز و درمانده شده و عجز و ناتوانی از تدارک گذشته او را بیدار کرده و درماندگی از جبران و ترمیم آنچه که از دست داد او را به خطا و اشتباه گذشته اش آگاه نموده است.
بنابراین سه خصوصیت در نامگذاری قیامت به (یوم الحسرة) ملاحظه گردیده است. (الف): از دست دادن قدرت و مال و مقام و فرصت دنیا (ب): عجز از ترمیم و جبران گذشته ها و نداشتن چاره ای برای نجات از عذاب (ج): پی بردن به اشتباهات گذشته در اثر این عجز و ناتوانی. پس از پیدایش این خصوصیات شخص غرق در غم و اندوه و پشیمانی می گردد.
با این بیان نتیجه می گیریم که حسرت مرادف ندامت نبوده بلکه به معنای اخص از آن است، یعنی: پشیمانی شدید در پی از دست دادن نعمت و احساس عجز از جبران گذشته ها.