فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

لوازم زندگی مورد سؤال واقع نمی شود

در برخی روایات آمده است که انسان از خوراک و پوشاک در قیامت سؤال نمی شود.
در صحیحه بختری از امام صادق (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه: لتسألن یومئذ عن النعیم - فرمود: ان الله أکرم أن یسأل مؤمنا عن أکله و شربه: همانا کرامت و رحمت پروردگار متعال بالاتر از آن است که بنده مؤمن را به خاطر آب و غذایش زیر سؤال ببرد.
و در صحیحه حلبی(206) فرمود: ثلثة أشیاء لا یحاسب العبد المؤمن علیها طعام یأکله و ثوب یلبسه و زوجة صالحة تعاونه و یحصن به فرجه: سه چیز است که برای آنها بنده مؤمن در قیامت محاسبه نمی شود و آن سه چیز عبارتند از: غذایی که آن را تناول می کند و لباسی که آن را می پوشد و همسر صالح و پاکدامنی که در زندگی به شوهرش یاری و کمک می کند و شوهر با استمتاع جنسی از او خود را از فحشا حفظ می کند.
و نیز از امام رضا (ع) روایت(207) شده است نسبت به کسانی که نعیم را در آیه مورد بحث به آب و غذا و خواب تفسیر نموده اند پرخاش نموده و با حالت خشم و غضب فرمود:
ان الله عزوجل لا یسأل عباده عما تفضل علیهم به و لا یمن بذلک علیهم، و الامتنان بالانعام مستقبح من المخلوقین فکیف یضاف الی الخالق عزوجل ما لا یرضی المخلوقین به: خدای تعالی بندگان خود را به خاطر تفضل و احسانی که به آنان ارزانی نموده است محاسبه نکرده و از خوردنی ها و آشامیدنی هائی که به آنان ارزانی داشت هرگز سؤال نمی کند، تا با این سؤال و حساب در مقابل لطف و فضلش بر آنان منت بگذارد چرا که ذات مقدسش منت نهادن بندگان بر یکدیگر را به خاطر اکرام و بخشش هرگز راضی نیست پس چگونه این عمل را می توان به او نسبت داد.
ولی در بعضی از روایات آمده است که انسان از غذا و لباس و سایر اموال حلال مورد سؤال و محاسبه واقع می شود.
امیر المؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه فرمود:
فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب:(208) مال حلال دنیا و بهره برداری مشروع از آن، سؤال و حساب قیامت را به دنبال داشته و دارائی حرام یا استفاده نامشروع - گرچه از مال حلال - عذاب آخرت را در پی خواهد داشت.
در اینجا دو اشکال به ذهن می رسد.
اشکال اول: اینکه در استفاده مشروع از مال حلال احتمال عذاب نیست و کسی زیر سؤال می رود که احتمال عصیان و استحقاق عقوبت و عذاب برایش بوده باشد. اما کسی که هیچ جرمی مرتکب نشده و به اذن پروردگار از راه مشروع با رعایت حدود شرعی مال و دارائی کسب نمود و به اجازه خدای تعالی از نعمت دنیا لذت مباح برده است هرگز مستحق عقوبت و عذاب نیست تا از او سؤال شود.
جواب این اشکال با اندکی تأمل روشن است زیرا افراد گنهکار هم که زیر سؤال می روند خدای تعالی از تمام کرده های آنان آگاه بوده و محاسبه اعمالشان هیچ تاثیری در علم ذات احدیتش ندارد. و سؤال از آنان به منظور این است که اولا: برای خود شخص گنهکار تمام گناهان و معاصی که در طول عمرش مرتکب شده واضح و مسلم گردد و ثانیا: بر همه اهل محشر اتمام حجت می شود که هیچکس بدون دلیل عذاب نشده و خدای تعالی به کسی ستم روا نمی دارد.
و این معنی در حساب اعمال نیک و استحقاق بهشت هم ثابت است. یعنی فایده سؤال از کارهای خوب شخص نیکوکار این است که برای خودش معلوم و واضح می شود که به استناد اطاعت و کارهای نیکش وارد بهشت شده و نیز بر سایر خلایق اقامه دلیل و حجت می شود که کسی بدون انجام عمل صالح به ثواب و نعمت نرسیده است.
علاوه بر این برای هر عمل صالح ثواب معینی بوده کما اینکه برای هر مرتبه از ایمان و معرفت و صفات نیک درجه خاصی در آخرت ثابت است. لذا درجات افراد در آخرت بر اساس مقدار عمل و به میزان صفات شایسته و ایمان و معرفت تعیین می گردد. که فرمود:
لکل درجات مما عملوا:(209) هر شخص بر اساس مقدار عمل صالحی که در دنیا انجام داده است در آخرت دارای مقام و منزلت است.
یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اتوا العلم درجات:(210) خدای تعالی مقام و منزلت اهل ایمان و معرفت را در آخرت بالا برده و بر درجات آنان می افزاید.
روشن است تعیین درجات افراد مؤمن بر اساس مقدار عمل صالح و مرتبه ایمان و معرفت آنان بوده که با سؤال و حساب سنجش می شود.
بنابراین یکی از فوائد سؤال از مال حلال و محاسبه کارهای مباح تعیین درجه و مقام افراد در آخرت است.
لذا در روایات بسیاری ترغیب و تشویق زیادی به نیت خالص و قصد قربت به خدا در تمام کارهای مباح و مشروع شده است حتی در عمل زناشوئی و خوردن و خوابیدن و آشامیدن. چرا که در هر کار انسان می تواند نیت الهی داشته و قصد تقرب به حق کند. و این قصد و نیت الهی از جهت مراتب خلوص و یا آلودگی به ریا دارای درجات بسیار است.
بنابراین درجات اخروی افراد مؤمن در استفاده و بهره برداری مشروع از مال و متاع دنیا بر اساس قصد و نیتی که دارند متفاوت می باشد و این درجات گوناگون در قیامت با سؤال از انگیزه و هدف شخص عامل و بررسی کیفیت عمل تعیین و مشخص خواهد گردید.
اشکال دوم: اینکه از روایات و احادیث در موضوع مورد بحث دو معنای متضاد استفاده می شود. زیرا بعضی روایات با صراحت سؤال و حساب را از خوراک و پوشاک و استفاده مشروع مال حلال نفی کرده است. ولی در مقابل بعضی احادیث دیگر صریحا دلالت بر حسابرسی مال حلال و سؤال از بهره برداری مشروع آن دارد. و بین این دو معنی تنافی بوده و هر یک از این دو دسته روایات نفی مدلول دیگری می کند.
و جواب این اشکال با تأمل در روایات دسته اول معلوم می شود. زیرا مقصود حضرت در این روایات خوراک و پوشاک و نیازهای زندگی است که ادامه حیات بدون آنها ممکن نیست. و روشن است که سؤال و حساب از این امور معنی ندارد. و اما مقصود از روایات دسته دوم مال و دارائی بیش از حد نیاز است زیرا گرچه بر حسب حکم ظاهری شرعی حلال است ولی ممکن است شخص در تحصیل آنها مرتکب ظلم و دروغ و بی انصافی و گناهان دیگر شده باشد و یا مال حلال خود را در جهت حرام یا امور لغو و بیهوده و ظلم و ستم و سایر موارد حرام صرف کند.
بنابراین مفاد روایات دسته اول این است که: از مال حلال و استفاده مشروع آن برای تامین لوازم زندگی و نیازهای روزمره سؤال و حساب نمی شود. و مدلول احادیث دسته دوم این است که از اموال و دارائی بیش از حد نیاز سؤال می شود که در چه راهی صرف شده و اینکه چگونه و برای چه کار و کدام مقصود و هدف مورد استفاده قرار گرفته است.
البته سؤال از منشأ اکتساب که در بعضی روایات آمده اختصاص به مال و دارائی بیش از حد نیاز ندارد. چرا که مایحتاج ضروری زندگی را می شود از دو راه گناه و معصیت و حرام و یا کار مباح و مشروع کسب نمود.
نتیجه بحث اینکه: مال و دارائی حلال در حد نیازهای ضروری در قیامت مورد محاسبه و سؤال قرار نمی گیرد. و اما مال و ثروت بیش از حد احتیاج ضروری از جهت کیفیت بهره برداری و چگونگی مصرف مورد سؤال و حساب قرار خواهد گرفت. و نیز از انگیزه کسب مال و مقصود از استفاده آن سؤال می شود، که چرا شخص آنرا تحصیل کرده و چه هدفی از انتفاع و بهره برداری آن داشته است، آیا برای لذت و خوشگذرانی یا در راه نجات محرومین و ارشاد و هدایت و نجات مستضعفین و یا در جهت ظلم و ستم و برتری طلبی و جنگ و خونریزی و فساد و فحشاء صرف نمود؟

گناهکار از گناهانش سؤال نمی شود

در سوره قصص - آیه هشتاد و هشتم - می خوانیم:
و لا یسأل عن ذنوبهم المجرمون: در قیامت گنهکاران از گناهانشان سؤال نمی شوند.
و نیز در سوره الرحمن - آیه سی و نهم - فرمود:
فیومئذ لا یسأل عن ذنبه انس و لا جان: در قیامت از کسی راجع به گناهش سؤال نمی شود.
در نگاه نخست به این گونه آیات اشکالی به ذهن می رسد که این معنی با صریح آیات دیگر تنافی دارد.
زیرا در سوره حجر - آیه نود و دوم - می خوانیم:
فوربک لنسألنهم اجمعین: سوگند به پروردگارت از همه افراد امت سؤال می کنیم.
و نیز در سوره اعراف - آیه ششم - فرمود:
و لنسألن الذین أرسل الیهم: یقینا از همه امتها در قیامت سؤال خواهیم نمود.
و در سوره صافات - آیه بیست و چهارم - آمده:
وقفوهم انهم مسؤولون: گنهکاران را متوقف کنید که باید از آنان سؤال شود.
مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار(211) بعد از طرح این اشکال از آن پاسخ داده است، به اینکه: سؤال از گنهکاران ممکن است به دو گونه بوده باشد. یکی اینکه به منظور کسب خبر و اطلاع سؤال شود کما اینکه در دادگاه از متهم درباره جرمش پرسش می کنند تا از طریق اعتراف، جرمش را اثبات کرده و مجازات کنند. و این گونه سؤال در قیامت از مجرمین و گناهکاران نمی شود. زیرا خدای تبارک و تعالی با احضار گناهان و اعمال شخص و با علم مطلق به تمام جزئیات کرده های شخص گناهکار، نیازی به سؤال از او ندارد. و این گونه سؤال مقصود از آیات دسته اول می باشد.
و دیگر اینکه: سؤال از گناهان افراد جهت اتمام حجت بر آنان و سایرین و نیز برای توبیخ و دفع انکار و قطع اعتذار آنان و به منظور پاسخ از مجادلة و بستن راه استدلال و توجیه کارهایشان است. و همچنین به جهت اثبات این حقیقت که عذاب گنهکاران از روی دلیل و برهان بوده و بر حق می باشد تا نگویند به ما ظلم شده است. و این معنی مقصود از آیات دسته دوم است.
اشکال دیگر اینکه: در سوره مؤمنون - آیه صد و یک - می خوانیم:
فاذا نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون: هنگامی که در صور دمیده شود خویشاوندی و فامیلیت فراموش شده و کسی از حال دیگری نمی پرسد.
ولی در سوره صافات - آیه پنجاهم - آمده:
فأقبل بعضهم علی بعض یتساءلون: مؤمنین به همدیگر رو نموده و از احوال همدیگر سؤال می کنند.
و در سوره مدثر - آیه چهل و چهارم - راجع به وصف اصحاب یمین چنین آمده است: یتسائلون عن المجرمین ما سلککم فی سقر: مؤمنین از مجرمین می پرسند چه چیز شما را دچار آتش دوزخ کرد؟
با ملاحظه این آیات اشکال به ذهن می رسد که چگونه در بعضی آیات سخن از پرسش مؤمنین از علت عذاب گنهکاران در آخرت است ولی برخی آیات دیگر هر گونه گفتگو و پرسشی را از اهل محشر نفی کرده است.
پاسخ این اشکال هم روشن است زیرا آیه اول نفی سؤال از حال همدیگر در قیامت می کند که از شدت سختی ها و حوادث هولناک آن هر کس به فکر نجات خود بوده و به دیگری توجه ندارد. کما اینکه در آیات بسیاری این مطلب بیان شده است. ولی مقصود دو آیه دیگر سؤال مؤمنین از وضع همدیگر در بهشت و یا از سبب عذاب اهل دوزخ است و ربطی به زمان برپائی قیامت ندارد.

آنچه که حساب را آسان می کند:

از روایات استفاده می شود که بعضی اعمال صالح حسابرسی قیامت را آسان می گرداند و آنها عبارتند از: 1- صله ارحام. 2- عفو و اغماض از اشتباه دیگران 3- قرائت بعضی سوره های قرآن 4- طول دادن قنوت در حال نماز 5- زیارت ائمه معصومین (علیهم السلام) خصوصا امام رضا (ع) 6- قناعت 7- حسن خلق. ما در اینجا به ذکر بعضی روایات و توضیح آنها اکتفا می نمائیم.