فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

سوال از اعمال

در قیامت انسان در مقابل تمام کارها و کرده های خود محاسبه شده و زیر سؤال می رود. این حقیقت در سوره نحل - آیه نود و سوم - با صراحت بیان شده است. فرمود:
و لتسألن عما کنتم تعملون: یقینا در قیامت از تمام اعمال و کرده هایتان سوال خواهد شد.
بلکه کلیه اعمال بشر جهت حسابرسی توسط دو ملک رقیب و عتید در دنیا نوشته شده و سپس در قیامت احضار گردیده و به انسان نشان داده می شود تا نتواند انکار کند. که فرمود:
ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید:(201) سخنی نیست که انسان به زبان بیاورد مگر اینکه دو ملک رقیب و عتید برای ثبت آن ناظر و آماده می باشند.
هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون:(202)
و این نوشته ما است که اکنون در قیامت اعمال و کرده های شما را به حق بازگو می کند و ما از آنچه که شما در طول زندگی انجام می دادید نسخه برداری کرده و نوشته ایم.
و روشن است که مراقب گذاشتن بر اعمال و ثبت و نوشتن آنها به منظور این است که انسانها در مقابل کرده هایشان مورد محاسبه قرار گیرند.
و امیر المؤمنین علی (ع) فرمود:
طوبی لمن ذکر المعاد و عمل للحساب:(203) خوشا به حال کسی که به یاد آخرت بوده باشد و در کارهای خود محاسبه و سؤال را در نظر داشته باشد و به گونه ای عمل کند که برای محاسبه آماده باشد.
و نیز فرمود: کونوا من ابناء الاخرة و لا تکونوا من ابناء الدنیا فان کل ولد سیلحق بابیه یوم القیامة و ان الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل:(204) فرزند آخرت باشید نه دنیا. چرا که در قیامت هر فرزندی به پدرش و هر عاشقی به معشوق خود ملحق خواهد شد و بدانید که دنیا محل کار و تلاش است و اینجا انسان در مقابل کرده هایش هیچ سؤال و حساب نمی شود ولی آخرت زمان محاسبه اعمال است و کمترین فرصت برای عمل و جبران گناهان در آنجا نیست.

سؤال از عهد و پیمان

در سوره اسراء - آیه 34 - می خوانیم:
و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسؤولا: به عهد و پیمان خود وفا کنید که همانا خدای تعالی شما را در مقابل عهد و پیمان زیر سؤال برده و مورد بازخواست قرار خواهد داد.
عهد مذکور در آیه شریفه شامل عهد و پیمان ابتدائی شده و اختصاصی به عهد و شرط ضمن عقد ندارد.
لذا علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه می گوید: و قوله (و اوفوا بالعهد) یعنی اذا عاهدت انسانا.
با اینکه (أل) در کلمه (بالعهد) دلالت بر استغراق مدخول خود داشته و ظاهر در عموم بوده و شامل عهد ابتدائی می شود. لذا بعید نیست که از جهت فقهی وجوب وفای به عهد ابتدائی از اطلاق امر به وفاء در این آیه شریفه استفاده شود.
مؤید این استنباط ما آیه یکصد و دوم در سوره اعراف است که فرمود:
و ما وجدنا لاکثرهم من عهد و ان وجدنا اکثرهم لفاسقین: بیشتر افراد امتهای گذشته را پای بند به عهد و پیمان خود نیافتیم بلکه همانا اغلب آنها را فاسق و گنهکار یافتیم. زیرا تعبیر (من عهد) نکره در سیاق نفی بوده و افاده عموم کرده و شامل عهد ابتدائی می شود و اطلاق عنوان فاسق بر ناقض عهد ظاهر در حرمت نقض عهد می باشد. والا اگر نقض عهد جایز بود اطلاق عنوان فاسق بر ناقض پیمان مناسب نبود.
گرچه می توان اشکال کرد به اینکه بر فرض قبول این عموم نقض عهود واجبة کافی برای صحت اطلاق عنوان فاسق است. یعنی اطلاق عنوان فاسق ممکن است به اعتبار نقض عهد الله - به معنای قوانین دین و احکام شریعت - بوده باشد. کما اینکه به همین لحاظ بنی اسرائیل به دلیل نقض پیمانشان با موسی مورد لعن واقع شده اند، که فرمود:
فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیة:(205) بنی اسرائیل را به خاطر نقض پیمان مورد لعن و غضب قرار دادیم و دلهایشان را سخت و خشن گردانیده ایم که سخنان حق پیامبران برای آنان قابل پذیرش نبوده باشد.
در هر حال از این دو آیه شریفه خصوصا آیه اول به وضوح استفاده می شود که از عهد و پیمان در قیامت سؤال شده و شخص پیمان شکن روز محشر مورد بازخواست مامورین الهی قرار خواهد گرفت.

لوازم زندگی مورد سؤال واقع نمی شود

در برخی روایات آمده است که انسان از خوراک و پوشاک در قیامت سؤال نمی شود.
در صحیحه بختری از امام صادق (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه شریفه: لتسألن یومئذ عن النعیم - فرمود: ان الله أکرم أن یسأل مؤمنا عن أکله و شربه: همانا کرامت و رحمت پروردگار متعال بالاتر از آن است که بنده مؤمن را به خاطر آب و غذایش زیر سؤال ببرد.
و در صحیحه حلبی(206) فرمود: ثلثة أشیاء لا یحاسب العبد المؤمن علیها طعام یأکله و ثوب یلبسه و زوجة صالحة تعاونه و یحصن به فرجه: سه چیز است که برای آنها بنده مؤمن در قیامت محاسبه نمی شود و آن سه چیز عبارتند از: غذایی که آن را تناول می کند و لباسی که آن را می پوشد و همسر صالح و پاکدامنی که در زندگی به شوهرش یاری و کمک می کند و شوهر با استمتاع جنسی از او خود را از فحشا حفظ می کند.
و نیز از امام رضا (ع) روایت(207) شده است نسبت به کسانی که نعیم را در آیه مورد بحث به آب و غذا و خواب تفسیر نموده اند پرخاش نموده و با حالت خشم و غضب فرمود:
ان الله عزوجل لا یسأل عباده عما تفضل علیهم به و لا یمن بذلک علیهم، و الامتنان بالانعام مستقبح من المخلوقین فکیف یضاف الی الخالق عزوجل ما لا یرضی المخلوقین به: خدای تعالی بندگان خود را به خاطر تفضل و احسانی که به آنان ارزانی نموده است محاسبه نکرده و از خوردنی ها و آشامیدنی هائی که به آنان ارزانی داشت هرگز سؤال نمی کند، تا با این سؤال و حساب در مقابل لطف و فضلش بر آنان منت بگذارد چرا که ذات مقدسش منت نهادن بندگان بر یکدیگر را به خاطر اکرام و بخشش هرگز راضی نیست پس چگونه این عمل را می توان به او نسبت داد.
ولی در بعضی از روایات آمده است که انسان از غذا و لباس و سایر اموال حلال مورد سؤال و محاسبه واقع می شود.
امیر المؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه فرمود:
فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب:(208) مال حلال دنیا و بهره برداری مشروع از آن، سؤال و حساب قیامت را به دنبال داشته و دارائی حرام یا استفاده نامشروع - گرچه از مال حلال - عذاب آخرت را در پی خواهد داشت.
در اینجا دو اشکال به ذهن می رسد.
اشکال اول: اینکه در استفاده مشروع از مال حلال احتمال عذاب نیست و کسی زیر سؤال می رود که احتمال عصیان و استحقاق عقوبت و عذاب برایش بوده باشد. اما کسی که هیچ جرمی مرتکب نشده و به اذن پروردگار از راه مشروع با رعایت حدود شرعی مال و دارائی کسب نمود و به اجازه خدای تعالی از نعمت دنیا لذت مباح برده است هرگز مستحق عقوبت و عذاب نیست تا از او سؤال شود.
جواب این اشکال با اندکی تأمل روشن است زیرا افراد گنهکار هم که زیر سؤال می روند خدای تعالی از تمام کرده های آنان آگاه بوده و محاسبه اعمالشان هیچ تاثیری در علم ذات احدیتش ندارد. و سؤال از آنان به منظور این است که اولا: برای خود شخص گنهکار تمام گناهان و معاصی که در طول عمرش مرتکب شده واضح و مسلم گردد و ثانیا: بر همه اهل محشر اتمام حجت می شود که هیچکس بدون دلیل عذاب نشده و خدای تعالی به کسی ستم روا نمی دارد.
و این معنی در حساب اعمال نیک و استحقاق بهشت هم ثابت است. یعنی فایده سؤال از کارهای خوب شخص نیکوکار این است که برای خودش معلوم و واضح می شود که به استناد اطاعت و کارهای نیکش وارد بهشت شده و نیز بر سایر خلایق اقامه دلیل و حجت می شود که کسی بدون انجام عمل صالح به ثواب و نعمت نرسیده است.
علاوه بر این برای هر عمل صالح ثواب معینی بوده کما اینکه برای هر مرتبه از ایمان و معرفت و صفات نیک درجه خاصی در آخرت ثابت است. لذا درجات افراد در آخرت بر اساس مقدار عمل و به میزان صفات شایسته و ایمان و معرفت تعیین می گردد. که فرمود:
لکل درجات مما عملوا:(209) هر شخص بر اساس مقدار عمل صالحی که در دنیا انجام داده است در آخرت دارای مقام و منزلت است.
یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اتوا العلم درجات:(210) خدای تعالی مقام و منزلت اهل ایمان و معرفت را در آخرت بالا برده و بر درجات آنان می افزاید.
روشن است تعیین درجات افراد مؤمن بر اساس مقدار عمل صالح و مرتبه ایمان و معرفت آنان بوده که با سؤال و حساب سنجش می شود.
بنابراین یکی از فوائد سؤال از مال حلال و محاسبه کارهای مباح تعیین درجه و مقام افراد در آخرت است.
لذا در روایات بسیاری ترغیب و تشویق زیادی به نیت خالص و قصد قربت به خدا در تمام کارهای مباح و مشروع شده است حتی در عمل زناشوئی و خوردن و خوابیدن و آشامیدن. چرا که در هر کار انسان می تواند نیت الهی داشته و قصد تقرب به حق کند. و این قصد و نیت الهی از جهت مراتب خلوص و یا آلودگی به ریا دارای درجات بسیار است.
بنابراین درجات اخروی افراد مؤمن در استفاده و بهره برداری مشروع از مال و متاع دنیا بر اساس قصد و نیتی که دارند متفاوت می باشد و این درجات گوناگون در قیامت با سؤال از انگیزه و هدف شخص عامل و بررسی کیفیت عمل تعیین و مشخص خواهد گردید.
اشکال دوم: اینکه از روایات و احادیث در موضوع مورد بحث دو معنای متضاد استفاده می شود. زیرا بعضی روایات با صراحت سؤال و حساب را از خوراک و پوشاک و استفاده مشروع مال حلال نفی کرده است. ولی در مقابل بعضی احادیث دیگر صریحا دلالت بر حسابرسی مال حلال و سؤال از بهره برداری مشروع آن دارد. و بین این دو معنی تنافی بوده و هر یک از این دو دسته روایات نفی مدلول دیگری می کند.
و جواب این اشکال با تأمل در روایات دسته اول معلوم می شود. زیرا مقصود حضرت در این روایات خوراک و پوشاک و نیازهای زندگی است که ادامه حیات بدون آنها ممکن نیست. و روشن است که سؤال و حساب از این امور معنی ندارد. و اما مقصود از روایات دسته دوم مال و دارائی بیش از حد نیاز است زیرا گرچه بر حسب حکم ظاهری شرعی حلال است ولی ممکن است شخص در تحصیل آنها مرتکب ظلم و دروغ و بی انصافی و گناهان دیگر شده باشد و یا مال حلال خود را در جهت حرام یا امور لغو و بیهوده و ظلم و ستم و سایر موارد حرام صرف کند.
بنابراین مفاد روایات دسته اول این است که: از مال حلال و استفاده مشروع آن برای تامین لوازم زندگی و نیازهای روزمره سؤال و حساب نمی شود. و مدلول احادیث دسته دوم این است که از اموال و دارائی بیش از حد نیاز سؤال می شود که در چه راهی صرف شده و اینکه چگونه و برای چه کار و کدام مقصود و هدف مورد استفاده قرار گرفته است.
البته سؤال از منشأ اکتساب که در بعضی روایات آمده اختصاص به مال و دارائی بیش از حد نیاز ندارد. چرا که مایحتاج ضروری زندگی را می شود از دو راه گناه و معصیت و حرام و یا کار مباح و مشروع کسب نمود.
نتیجه بحث اینکه: مال و دارائی حلال در حد نیازهای ضروری در قیامت مورد محاسبه و سؤال قرار نمی گیرد. و اما مال و ثروت بیش از حد احتیاج ضروری از جهت کیفیت بهره برداری و چگونگی مصرف مورد سؤال و حساب قرار خواهد گرفت. و نیز از انگیزه کسب مال و مقصود از استفاده آن سؤال می شود، که چرا شخص آنرا تحصیل کرده و چه هدفی از انتفاع و بهره برداری آن داشته است، آیا برای لذت و خوشگذرانی یا در راه نجات محرومین و ارشاد و هدایت و نجات مستضعفین و یا در جهت ظلم و ستم و برتری طلبی و جنگ و خونریزی و فساد و فحشاء صرف نمود؟