فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

کسانی که بدون محاسبه وارد دوزخ می شوند

روایات وارده در این باره به دو بخش تقسیم می شوند:
بخش اول: روایاتی که از آنها استفاده می شود فقط مشرکین بدون محاسبه وارد دوزخ می شوند و سایر انسانها مورد محاسبه قرار می گیرند.
از امام زین العابدین (ع) روایت شده است که فرمود:
اعلموا عباد الله ان اهل الشرک لا تنصب لهم الموازین و لا تنشر لهم الدواوین و انما یحشرون الی جهنم زمرا و انما نصب الموازین و نشر الدواوین لاهل الاسلام(185): بندگان خدا: بدانید که در قیامت برای مشرکین مقدمات و وسایل محاسبه قرار داده نمی شود، بلکه گروه گروه بدون حساب وارد دوزخ می شوند و مقدمات محاسبه فقط برای اهل اسلام قرار داده می شود.
رسول خدا (ص) در روایتی فرمود:
ان الله عزوجل یحاسب کل خلق الا من اشرک بالله عزوجل فانه لا یحاسب و یؤمر به الی النار(186): خداوند عزوجل اعمال همه خلایق را محاسبه می کند مگر مشرکین که بدون حساب وارد دوزخ می شوند.
در قرآن کریم گرچه تصریح به این مطلب نشده است ولی از ظواهر آیات شریفه می توان آن را استفاده نمود.
به عنوان نمونه در بعضی آیات بهشت بر مشرکین تحریم گردیده است. و تنها جایگاه آنان دوزخ ذکر شده است.
در سوره مائده - آیه 72 - می خوانیم:
انه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأواه النار:: همانا خدای تعالی بهشت را بر کسی که به ذات احدیتش شرک ورزیده است حرام گردانیده و تنها جایگاه او در آخرت آتش دوزخ است.
روشن است که در قیامت محاسبه اعمال برای کسی می شود که امکان دخول بهشت برایش بوده باشد. و با تحریم آن برای کفار این امکان نیست بلکه به نص قرآن مجید و قول قطعی پروردگار متعال جایگاه آنان دوزخ تعیین شده است. پس برای چه منظور و کدام مقصود محاسبه شوند؟
در برخی آیات وعده عذاب همیشگی دوزخ و خبر از تهیه لباس های آتشین برای آنان داده شده است. فرمود:
و من یکفر به من الاحزاب فالنار موعده:(187) هر گروهی که وجود اقدس خالق سبحان را نکار کند وعده گاه او آتش دوزخ است.
البته در بعضی آیات به منافقین هم مانند کفار وعده صریح دوزخ داده شده است. فرمود:
وعد الله المنافقین و المنافقات و الکفار نار جهنم:(188) خدای تعالی به مردان و زنان منافق و نیز به کفار وعده دوزخ داده است.
و در سوره حج - آیه 19 - می خوانیم:
فالذین کفروا قطعت لهم ثیاب من النار: برای کسانی که به ذات خالق یکتا کفر ورزیده اند لباس هایی از آتش آماده گردیده است.
جای شک نیست که وعده پروردگار هرگز تخلف نپذیرفته و تحقق آنچه که خبر از وقوعش داده است قطعی می باشد. بنابراین نوبت به محاسبه اعمال کفار در قیامت نمی رسد، چرا که پروردگار متعال نتیجه کرده های آنان را در همین دنیا اعلام فرموده و سرنوشت ابدی آنان را تعیین نموده است.
البته آیات در این موضوع فراوان است و ما به عنوان نمونه بعضی از آنها را در این جا ذکر کرده ایم.
بخش دوم: روایاتی که بعضی گنهکاران غیر مشرک را داخل این گروه کرده و بیان می کند که آنها بدون محاسبه وارد آتش دوزخ می شوند.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
ثلاثة یدخلهم الله النار بغیر حساب... امام جائر و تاجر کذوب و شیخ زان(189) سه طایفه هستند که بدون محاسبه خداوند آنان را داخل دوزخ می کند... سلطان و رهبر ستمکار و تاجر دروغگو و خیانتکار و پیرمرد زناکار.
و نیز از پیامبر گرامی اسلام روایت شده است که فرمود:
ستة یدخلون النار بغیر حساب: ألامراء بالجور و العرب بالعصبیة و الدهاقین بالکبر و التجار بالکذب و العلماء بالحسد و الاغنیاء بالبخل:(190) شش طائفه بدون محاسبه وارد دوزخ می شوند. اول: فرمانروایان به خاطر ظلم و ستم. دوم: عربها به خاطر تعصب غیر منطقی. سوم: کشاورزان به خاطر کبر و خودپسندی. چهارم: بازرگانان به خاطر دروغگوئی و خیانت در معامله. پنجم: علما و دانشمندان به خاطر حسادت و بدخواهی. ششم: سرمایه داران و ثروتمندان به خاطر بخل و امساک.

از چه چیز در قیامت سؤال می شود؟

از آیات شریفه قرآن استفاده می شود که در قیامت از اموری سؤال می شود که می توان همه آنها را در سه چیز خلاصه نمود. اول: سؤال از نعمتها. دوم: سؤال از اعمال و کرده های بشر. سوم: سؤال از عهد و پیمان.

سؤال از نعمتها

در سوره تکاثر - آیه هشتم - می خوانیم:
ثم لتسألن یومئذ عن النعیم: پس از مرگ در قیامت از نعمتها سؤال و محاسبه می شوید.
مقصود از نعیم در عمده روایات وارده پیرامون این آیه، دین و رسالت پیامبر و ولایت اهلبیت (ع) بیان گردیده است. کما اینکه در برخی آیات شریفه قرآن تصریح به این مطلب شده است. فرمود:
و لنسألن الذین أرسل الیهم و لنسألن المرسلین:(191) بدون شک در قیامت راجع به اجابت دعوت پیامبران امتها را زیر سؤال می بریم و نیز یقینا از پیامبران در این باره پرسش خواهیم نمود.
یوم یجمع الله الرسل فیقول ماذا أجبتم:(192) قیامت روزی است که خدای تعالی پیامبران را گرد آورده و از آنان می پرسد امتهای شما چه پاسخی به دعوتهای شما داده اند.
و یوم ینادیهم فیقول ماذا اجبتم المرسلین:(193) قیامت روزی است که خداوند از مردم سؤال می فرماید، چه پاسخی در مقابل دعوت پیامبران داده اید؟
روایات در این باره فراوان شده است که به ذکر بعضی از آنها اکتفا می کنیم.
علی بن ابراهیم به سندش از جمیل و ایشان از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است:
قال قلت: قول الله عزوجل (لتسألن یومئذ عن النعیم) قال (ع) تسأل هذه الامة عما أنعم الله علیهم برسول الله ثم بأهل بیته:(194) جمیل می گوید راجع به آیه شریفه (لتسألن یومئذ عن النعیم) از حضرت امام صادق (ع) پرسیدم فرمود: این امت از نعمت بزرگی که خدای تعالی با رسالت پیامبر گرامی اسلام و امامت ائمه معصومین (ع) به آنان ارزانی داشت در قیامت مورد سؤال قرار می گیرند.
محمد بن یعقوب کلینی به سندش در اصول کافی از ابن خالد کابلی چنین نقل کرده است:
دخلت علی ابی جعفر (ع) فدعا بالغداء فأکلت معه طعاما ما أکلت طعاما قط اطیب منه و لا أنظف فلما فرغنا من الطعام قال (ع) یا ابا خالد کیف رأیت طعامک قلت جعلت فداک ما رأیت اطیب منه قط و لا انظف ولکنی ذکرت الایة فی کتاب الله عزوجل (و لتسألن یومئذ عن النعیم) قال ابو جعفر (ع): انما یسألکم عما أنتم علیه من الحق:(195) روزی خدمت امام باقر (ع) رسیدم دستور داد صبحانه حاضر کردند و من غذای لذیذی با حضرت تناول نمودم که تا آن روز غذایی گواراتر و پاکیزه تر از آن نخورده بودم. بعد از صرف غذا حضرت رو به من نموده و فرمود: این غذا چگونه بود؟ عرض کردم فدایت شوم تا به حال غذایی گواراتر و پاکیزه تر از این نخورده بودم. ولی به یاد آیه شریفه (و لتسألن یومئذ عن النعیم) افتادم که در مقابل سؤال از این همه نعمتها فردای قیامت چگونه پاسخ دهیم؟ حضرت فرمود: نه این طور نیست که از آب و غذا در قیامت سؤال شوید بلکه از ولایت و امامت بر حق اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و از مبنای اعتقاد و اساس ایمانتان سؤال می شوید.
و نیز شیخ طوسی در امالی به سندش از امام صادق (ع) نقل کرده است که حضرت در بیان مقصود از نعیم در آیه شریفه فرمود: (نحن من النعیم)(196) ما اهل بیت مقصود از نعیم مذکور در این آیه هستیم.
از بیان حضرت که فرمود: (نحن من النعیم) فهمیده می شود که نعمتهای مورد سؤال منحصر در ولایت و امامت اهل بیت نبوده بلکه یکی از مصادیق نعمت بوده لذا بین این روایات و سایر روایات که مصادیق دیگری را برای نعیم ذکر کرده اند تنافی و تعارض نیست.
در تفسیر مجمع البیان مقصود از نعیم را صحت و فراغ ذکر کرده است، و این معنی گرچه در روایات معتبری ذکر نشده است ولی از مصادیق نعیم می باشد کما اینکه در روایت نبوی آمده است:
نعمتان مغبون فیها کثیر من الناس الصحة و الفراغ: دو نعمت است که بسیاری از مردم ارزش آن را نداشته و از آن بهره نمی برند و دچار خسران می شوند و آن دو نعمت یکی: صحت و سلامتی و دیگری: آسایش خاطر است.
در تفسیر مجمع البیان امام صادق (ع) در روایتی فرمود:
کان فیما وعظ به لقمان ابنه: اعلم انک ستسأل غدا اذا وقفت بین یدی الله عزوجل عن أربع: شبابک فیما أبلیته و عمرک فیما أفنیته و مالک مما اکتسبته و فیما أنفقته فتأهب لذلک و أعد له جوابا(197) از اموری که لقمان حکیم به فرزندش سفارش کرد این بود که بدان فردای قیامت در محضر خدای عزوجل توسط مامورین الهی از چهار چیز بازخواست و سؤال خواهی شد. اول: از جوانی که در چه راهی و برای چه کاری صرف نمودی. دوم: از عمر گرانمایه که برای چه هدف و چه کاری گذراندی. سوم: از اموال و دارائی که از چه راهی تحصیل کردی. چهارم: از اینکه اموال خود را در چه راه و برای چه هدف و مقصودی خرج نمودی و چگونه از آن استفاده کردی. پس خود را برای پاسخ از محاسبه این امور در قیامت آماده کن.
و نیز از نعمت شنوائی و بینائی و عقل سؤال می شود چرا که رشد و کمال و آسایش انسان رهین این سه نعمت مهم است. که فرمود:
و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة لعلکم تشکرون:(198) خدای تعالی شما را از رحمهای مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستید. ولی سه قوه شنوائی و بینائی و ادارک را به شما ارزانی داشت تا به وسیله آنها عجایب قدرت خدا را با ملاحظه انواع مخلوقات فهمیده و آفریدگار هستی را شکر و سپاس کنید.
انسان با اندکی تأمل در اهمیت این سه قوه به این نتیجه می رسد که با فقدان آنها هیچ ارزش حیاتی برایش باقی نخواهد ماند. چرا که تا مسائل و مطالب علمی را نشنود چگونه می تواند فکر کند، و به رشد و کمال علمی نایل آید، و اگر گزارشات و اخبار عالم را نشنود چگونه می تواند از آنچه که در عالم بلکه حتی در محیط کار و خانه و شهرش می گذرد مطلع گردد؟ و تا اشیاء و حوادث و رخدادهای جهان را با چشم خود نبیند چه می داند که در این طبیعت پهناور چه می گذرد، و چه لذتی از زندگی می برد؟
بدتر از همه اینکه فاقد قوه درک و فهم هم بوده باشد. شما فردی را در نظر بیاورید که کر و کور و دیوانه باشد آیا او از زیبائی ها و لذتهای طبیعت چیزی احساس می کند؟ و آیا می تواند مطلبی را بفهمد؟ او حتی وجود و هستی خودش را نمی تواند ادراک کند. چنین فردی چه ارزش حیاتی دارد؟
و اینجا است که پی می بریم چرا خدای تعالی از انسان راجع به این سه قوه حیاتی و ارزشمند در قیامت سؤال می کند، که فرمود:
ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا:(199) از انسان در مقابل هر یک از سه قوه شنوایی و بینایی و ادراک - یعنی عقل - در قیامت سؤال خواهد شد.
مرحوم کلینی در اصول کافی به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده است که حضرت بعد از تلاوت این آیه شریفه فرمود:
یسأل السمع عما سمع و البصر عما نظر الیه و الفؤاد عما عقد علیه:(200) در قیامت قوه شنوائی از شنیده ها و قوه بینایی از دیده ها و قوه مدرکه - یعنی عقل - از اعتقادات مورد سؤال واقع خواهند شد.