فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند

در روایات چهار گروه معرفی شده اند:
اول: کسانی که در مقابل وساوس شیطان مقاومت نموده و بر انجام واجبات و ترک گناهان استقامت ورزیده اند. و در راه اطاعت خالق سبحان قدمی راسخ داشته و هرگز دچار لغزش و انحراف نشده اند.
امام سجاد زین العابدین (ع) فرمود:
اذا جمع الله الاولین و الاخرین ینادی مناد این الصابرون لیدخلوا الجنة بغیر حساب قال فیقوم عنق من الناس فتتلقاهم الملائکة، فیقولون: الی این یا بنی آدم؟ فیقولون الی الجنة، فیقولون و قبل الحساب؟ فقالوا نعم و قالوا: و من انتم؟ قالوا الصابرون قالوا: و ما کان صبرکم؟ قالوا: صبرنا علی طاعة الله و صبرنا عن معصیة الله حتی توفانا الله عزوجل(167)
هنگامی که در قیامت خداوند متعال اولین و آخرین انسانهای طول تاریخ را گردهم آورد، منادی بانگ بر می آورد: کجایند اهل استقامت و صبر تا اینکه همگی بدون محاسبه داخل بهشت شوند؟ در این هنگام عده ای از میان خلائق برخاسته و با اراده ای مستحکم و اطمینان خاطر سر بر افراشته و به سوی بهشت می روند. و ملائکه با آنان روبرو گردیده و می پرسند کجا می روید؟ آنان قاطعانه پاسخ می دهند به سوی بهشت. ملائکه می گویند: آیا قبل از محاسبه اعمال می خواهید به بهشت بروید؟ آنان می گویند: آری قبل از محاسبه به بهشت می رویم. ملائکه می پرسند: مگر شما چه کسانی هستید؟ آنان پاسخ می دهند ما از صابران هستیم. ملائکه می پرسند: بر چه کاری استقامت داشته اید؟ آنان جواب می دهند: ما بر انجام طاعت پروردگار و پرهیز و دوری از پلیدی ها و گناهان در دنیا صبر و پایداری کرده ایم. و در این قدمگاه هرگز نلغزیده و از ادامه مسیر سستی و خستگی به خود راه نداده ایم و همچنان مقاومت نموده ایم تا اینکه جان به جان آفرین تسلیم کرده ایم.
دوم: کسانی که دوستی و علاقه شان به همدیگر برای خدا و بر اساس اخلاص بوده، و هرگز به کسی برای رسیدن به مال و مقام و مطامع پست و بی ارزش دنیا روی نیاورده. و در مقابل کسی برای مقاصد دنیوی کرنش نمی کنند.
بلکه برادران ایمانی خود را از این جهت دوست دارند که آنان را بندگان صالح خدای عزوجل می بینند نه بنده خود. و به خاطر اینکه ستایش آفریدگار جهانیان می کنند نه مدح و ثنای آنان.
کسی را دوست می دارند که دستشان را گرفته و به مقام بلند ایمان و درجه رفیع علم و معرفت نائل گرداند، نه کسی که آنان را به پست و ریاست و مقام دنیا می رساند.
آری این چنین انسان های والا بعنوان المتحابون فی الله در روایات معرفی شده اند. که بدون هیچ حساب و کتابی قبل از دیگران وارد بهشت می شوند. زینت عبادت کنندگان امام سجاد (ع) فرمود:
اذا جمع الله عزوجل الاولین و الاخرین قام مناد فنادی یسمع الناس. فیقول: این المتحابون فی الله؟ قال فیقوم عنق من الناس فیقال لهم اذهبوا الی الجنة بغیر حساب قال فتلقاهم الملائکة فیقولون الی این فیقولون الی الجنة بغیر حساب قال فیقولون فای ضرب انتم من الناس؟ فیقولون نحن المتحابون فی الله، قال فیقولون فأی شی ء کانت اعمالکم قالوا کنا نحب فی الله و نبغض فی الله:(168) هنگامی که خدای عزوجل همه انسانها را در محشر گردهم آورد، عده ای از مردم برخاسته و از جانب پروردگار متعال به آنان گفته می شود: بدون محاسبه وارد بهشت شوید. سپس آنان عزم بهشت می کنند و فرشتگان با آنان روبرو گشته و می گویند: کجا می روید؟ آنان پاسخ می دهند ما بدون محاسبه به بهشت می رویم. ملائکه می پرسند: شما از چه گروهی هستید؟ آنان پاسخ می دهند ما متحابون فی الله هستیم. ملائکه می پرسند کار شما در دنیا چه بود؟ آنان می گویند: دوستی و دشمنی ما با افراد برای خدای تعالی و بر اساس فرمان او بود.
سوم: کسانی که با نثار جان و مال خویش جهاد در راه خدا کرده اند و برای حفظ دین و دفاع از حق محرومین، از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. و با ستمگران و زورگویان مبارزه نموده اند و در این مبارزه تا سرحد شهادت پیش رفته اند. هرگز زندگی آرام نداشته و پیوسته مورد سرزنش و آزار و شکنجه بوده اند. و برای جلب رضای پروردگار متعال همه سختی ها را به جان خریده اند و هرگز سستی و خستگی به خود راه نداده اند.
آری این ربایندگان گوی سبقت میدان ایمان و توحید و پیشی گیرندگان مسابقه بزرگ کمال و رشد، مال و منافع دنیا بلکه جان شیرین خود را در طبق اخلاص نهاده و به خالق سبحان عرضه داشتند تا به عالم ملکوت راه یابند و خدای عزوجل در همین عالم قبل از برپائی قیامت این معامله را امضا کرده و بهای کالای آنان را بهشت جاوید تعیین نموده است، پس دلیلی بر محاسبه آنان در قیامت نیست. سند امضای این معامله آیه شریفه قرآن است که فرمود:
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة:(169)
همانا خداوند متعال جان و مال مؤمنین را به بهای بهشت جاوید از آنان خریده است.
در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که خدای تعالی در قیامت خطاب به این گروه از مردم می فرماید:
ای عبادی الذین قاتلوا فی سبیلی و قتلوا و أذوا فی سبیلی و جاهدوا فی سبیلی أدخلوا الجنة فیدخلونها بغیر عذاب و لا حساب:(170) ای بندگان فداکاری که در راه اطاعت از فرمان و جلب رضایت من مبارزه و قتال نموده و جان باخته اید و در این راه آزار و شکنجه تحمل کرده اید، اکنون وارد بهشت شوید سپس آنان بدون محاسبه به آسانی وارد بهشت می شوند.
چهارم: کسانی که از نعمت دنیا هرگز بیش از آنچه که پروردگار متعال برایشان مقدر فرمود توقع نداشته و به مقدار کم راضی و قانع هستند و لحظه ای از قدرت خدای عزوجل غافل نبوده و به خود جرات گناه در خلوت و پنهانی نمی دهند، چرا که دل به خدا بسته اند، نه به مال و مقام دنیا. دل به دلداری بسته اند که در خلوت برایشان جلوه می کند. پس چگونه به خود جرات جسارت و طغیان دهند؟
از رسول مکرم اسلام نقل شده است که فرمود:
اذا کان یوم القیامة انبت الله لطائفة من امتی اجنحة فیطیرون من قبورهم الی الجنان یسرحون فیها و یتنعمون کیف شاؤوا. فیقول لهم الملائکة: هل رایتم حسابا؟ فیقولون ما راینا حسابا فیقولون هل جزتم علی الصراط؟ فیقولون: ما راینا صراطا فیقولون لهم هل رایتم جهنم؟ فیقولون ما راینا شیئا، فتقول الملائکة: من امة من انتم؟ فیقولون من امة محمد (ص). فیقولون ننشدکم الله ما کانت اعمالکم فی الدنیا؟ فیقولون خصلتان کانتا فینا فبلغنا الله هذه المنزلة بفضل رحمته فیقولون: و ما هما؟ فیقولون: کنا اذا خلونا نستحیی ان نعصیه و نرضی بالیسیر مما قسم لنا. فتقول الملائکه یحق لکم هذا:(171)
هنگامی که قیامت برپا گشت خدای توانا برای گروهی از امت من بالهایی در آورده و آنان از آرامگاه خود به سوی بهشت پر می کشند، و در آن به آسایش پرداخته و از نعمتهای آن هر گونه بخواهند استفاده می کنند. ملائکه به آنان می گویند: آیا شما در محشر محاسبه نشده اید؟ آنان پاسخ می دهند: خیر، ما حسابی ندیده ایم. ملائکه می پرسند: آیا از صراط عبور کرده اید؟ آنان جواب می دهند ما صراطی ندیده ایم، ملائکه می گویند: آیا آتش دوزخ را دیده اید؟ می گویند: آتشی به چشم ما نخورده است. ملائکه می پرسند: شما امت کدام پیامبر هستید؟ آنان می گویند: از امت محمد (ص). سپس ملائکه گویند: شما را به خدا سوگند به ما بگوئید اعمال شما در دنیا چه بود؟ آنان می گویند: دو خصلت در ما بوده است که خدای توانا به فضل و رحمت خود ما را به این درجه و منزلت رسانده است. ملائکه می پرسند: آن دو صفت چه بود؟ می گویند: اول: این که ما در خلوت و پنهان از خدا شرم می کردیم که معصیت کنیم. دوم: اینکه به اندازه کم از مال و متاع دنیا که خداوند برای ما مقدر فرمود قانع و راضی بودیم.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
اذا کان یوم القیامة قام عنق من الناس حتی یأتوا باب الجنة فیضربوا باب الجنة فیقال لهم: من انتم؟ فیقولون: نحن الفقراء. فیقال لهم: أقبل الحساب؟ فیقولون: ما أعطیتمونا شیئا تحاسبونا علیه. فیقول الله عزوجل صدقوا، ادخلوا الجنة(172) هنگامی که قیامت برپا شد عده ای از مردم برخاسته به سوی بهشت می روند تا اینکه به بهشت رسیده و درب را می کوبند که داخل شوند. به آنان خطاب می شود: شما چه کسانی هستید؟ می گویند: ما فقرا هستیم، به آنان گفته می شود: آیا می خواهید قبل از حساب اعمال وارد بهشت شوید؟ می گویند: به ما چیزی از مال و متاع دنیا نداده اید تا مورد حساب قرار دهید. در این هنگام از جانب پروردگار متعال به ملائکه خطاب می شود: آنان راست گفته اند، وارد بهشت شوید.

کسانی که محاسبه آسان با آنان می شود

و اما من اوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حسابا یسیرا:(173) و اما کسی که نامه عمل به دست راستش داده شود به آسانی با او حسابرسی خواهد شد.
در این آیه به چگونگی آسانی حساب اشاره نشده است بلکه فقط اشاره کلی به کسانی که حساب یسیر با آنان می شود، گردیده است. با ذکر این نشانه که نامه اعمالشان به دست راست آنان داده شود.
رسول خدا (ص) در روایتی خصوصیات و صفات کسانی را که محاسبه آسان با آنان می شود چنین بیان فرموده است:
ثلاث من کن فیه حاسبه الله حسابا یسیرا و ادخله الجنة برحمته قالوا و ما هی یا رسول الله قال تعطی من حرمک و تصل من قطعک و تعفو عمن ظلمک:(174) سه خصلت است که هر کس آنها را دارا باشد خداوند در قیامت حساب آسان با او می کند. اصحاب عرضه داشتند، یا رسول الله: آن خصوصیات چیست؟ فرمود: این است که به کسی که تو را از حقت محروم ساخت اکرام نمایی و با کسی که از تو بریده و قطع رحم کرده صله رحم کنی. و کسی را که به تو ستم کرده عفو کنی.
مقصود از حساب یسیر و چگونگی آن در روایات دو گونه بیان شده است.
اول: اینکه از سیئات اغماض شده و مورد عفو قرار گرفته و به حساب نیاید. کما اینکه از امام باقر (ع) روایت شده است که رسول خدا (ص) فرمود:
کل محاسب معذب فقال له قائل: یا رسول الله، فاین قول الله عزوجل: فسوف یحاسب حسابا یسیرا؟ قال (ص): ذلک العرض. یعنی: التصفح:(175)
هر کس که در قیامت به حساب اعمالش رسیده شود عذاب می شود. شخصی عرض کرد: ای پیامبر خدا پس سخن پروردگار - که حسابرسی را آسان می کنیم - در مورد چه کسی است؟ حضرت در پاسخ فرمود: مقصود از حساب یسیر این است که از اعمال بد او صرف نظر و اغماض کرده و در حسابرسی اعمالش بررسی دقیق نمی کنیم. و آنها را در مقابل دیدگان خلایق به نمایش نمی گذاریم و با او به مشاجره نمی پردازیم.
و در روایت دیگری آمده:
ان الحساب الیسیر هو الاثابة علی الحسنات و التجاوز عن السیئات و من نوقش فی الحساب عذب:(176) حساب آسان عبارت از دادن پاداش به کارهای نیک و اغماض از بدی ها می باشد و کسی که در محاسبه اعمالش مناقشه شده و عذر او پذیرفته نشود عذاب خواهد شد.
دوم: اینکه هنگام حسابرسی با او رفق و مدارا شده و با خشونت برخورد نمی شود.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
اذا بعث الله عزوجل المؤمن من قبره خرج معه مثال یقدمه أمامه کل ما رأی المؤمن هولا من اهوال یوم القیامة، قال المثال: لا تفزع و لا تحزن و أبشر بالسرور والکرامة من الله جل و عز حتی یقف بین یدی الله جل و عز فیحاسبه حسابا یسیرا:(177)
هنگامی که خداوند شخص مؤمن را زنده کرده و از قبر بیرون آورد، صورت مثالی با او خارج شده و پیشاپیش او حرکت می کند و هرگاه با حادثه وحشتناک و صحنه هولناکی مواجه گشت، آن صورت مثالی او را دلداری می دهد که هیچ نترس، مژده باد تو را به سرور و کرامت پروردگار متعال. تا اینکه مؤمن در مقابل مامورین الهی جهت حسابرسی متوقف گردیده و حساب آسان با او می شود.

کسانی که حساب بد با آنان می شود

دو نشانه کلی در قرآن مجید برای این گروه ذکر شده است:
اول: اینکه در دنیا دعوت انبیاء الهی را اجابت ننموده و اعتنایی به نصایح و ارشادات رهبران الهی نداشتند که در حقیقت به دعوت خدایشان توجه نکرده اند. فرمود:
والذین لم یستجیبوا له لو ان لهم ما فی الارض جمیعا و مثله معه لافتدوا به اولئک لهم سوء الحساب و مأویهم جهنم و بئس المهاد:(178)
آنانی که دعوت حق پروردگار را اجابت ننموده اند اگر در قیامت تمام نعمتها و ثروتهای روی زمین را مالک بودند، حاضر می شدند برای جلوگیری از عذاب همه را یکجا بدهند، تا مقداری از عذاب و سختی قیامت را کاهش دهند. حساب بد و سختی در انتظار آنان بوده و جایگاه آنان دوزخ است و آن بد قرارگاهی می باشد.
دوم: آنکه نامه عمل به دست چپ آنان داده می شود که فرمود:
فاما من أوتی کتابه بشماله فیقول یا لیتنی لم أوت کتابیه و لم أدر ما حسابیه:(179) اما کسی که در قیامت نامه عمل به دست چپ او داده می شود می گوید ای کاش نامه عمل به دست من داده نمی شد. و ای کاش از حساب اعمال خود باخبر نمی شدم.
و در روایات اهلبیت (ع) واژه سوء الحساب دو گونه تفسیر شده است:
اول: اینکه کارهای نیک از شخص مورد قبول و پذیرش واقع نشده و هیچ ثوابی در مقابل اعمال صالح به او داده نشود. ولی کارهای ناشایست مو به مو حساب شده و از هیچ گناهی اغماض نشده و بر تمامی آنها شخص را مؤاخذه و عذاب کنند. و این در صورتی است که خداوند نظر لطف و کرم و رحمتش را در قیامت از کسی سلب نماید.
لذا گفته شد، که توصیف خداوند به صفت رحیم بیانگر همین معنا است. که رحمتش در آخرت فقط به مؤمنین اختصاص دارد به خلاف وصف رحمن که بر شمول رحمت واسعه پروردگار نسبت به همه مخلوقات در دنیا دلالت دارد.
در تفسیر عیاشی از امام معصوم (ع) روایت شده که تفسیر سوء الحساب فرمود:
لا یقبل حسناتهم و یؤاخذون بسیئاتهم:(180) هیچ کار نیک و عمل صالحی از آنان قبول نشده و در مقابل تمام گناهان و کارهای بد زیر سؤال رفته و بر جمیع معاصی مؤاخذه و عذاب می شوند.
دوم: اینکه تمام گناهان و طاعات انسان به حساب آمده و در مقابل تمام کارهای نیک و بد پاداش و جزاء داده شود و هر کدام بیشتر بود، همانگونه سرنوشت او تعیین گردد. اگر کفه کارهای نیک سنگین بود راهی بهشت شده والا به دوزخ برده می شود.
و در این صورت (سوء الحساب) به این معنی است که همه اعمال مو به مو بررسی شده و از هیچ گناهی اغماض نشود.
و حتی اگر این گونه هم حساب اعمال شود کمتر کسی از دادگاه دقیق عدل الهی جان سالم به در خواهد برد، چرا که کسی خالی از لغزش و گناه نمی باشد. خدیا تو را به حق آبرومندان درگاهت در قیامت به دیده اغماض از گناهان ما بگذر و به رسوائی ما راضی مباش.
هشام بن سالم از امام صادق (ع) روایت کرده است:
فی قوله تعالی: و یخافون سوء الحساب قال: یحسب علیهم السیئات و یحسب لهم الحسنات و هو الاستقصاء:(181) راجع به تفسیر سوء الحساب حضرت فرمود: همه بدیها و خوبی ها مورد محاسبه قرار می گیرد و مقصود از (سوء الحساب) استقصاء و بررسی دقیق تمام اعمال با استقراء تام و فحض کامل است، به گونه ای که مثقال و ذره عمل خیر و شر به قلم می آید.
و نیز حماد بن عثمان از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است:
قال لرجل شکاه بعض اخوانه: ما لأخیک فلان یشکوک. فقال أیشکونی ان استقصیت حقی؟ قال فجلس مغضبا ثم قال: کأنک اذا استقصیت لم تسی ء أرأیت ما حکی الله تبارک و تعالی (و یخافون سوء الحساب) أخافوا الله أن یجور علیهم؟ لا والله ما خافوا الا الاستقصاء الله سوء الحساب، فمن استقصی فقد أساء:(182)
حضرت خطاب به مردی که بعضی از برادران ایمانی وی از او شکوه کردند، فرمود: چرا فلانی از تو شکایت دارد؟ آن مرد عرض کرد: چه شکایتی؟ آیا از من شکایت کرده که چرا مثلا تمام حق خود را از او مو به مو گرفته ام؟ حضرت خشمناک گردید و نشست، و سپس فرمود: مثل اینکه گمان می کنی کار بدی نکردی! آیا دیدی آن آیه شریفه را که خدای عزوجل راجع به اهل محشر در قیامت فرمود: از بدی حساب می ترسند. آیا مقصود این است که آنان از ظلم خدا می ترسند؟ حاشا و کلا، خدا که به کسی ستم روا نمی دارد. نه، به خدا سوگند آنان فقط از دقت در حساب و بررسی دقیق اعمالشان می ترسند. خوف این دارند که خداوند تمام گناهانشان را به حساب آورد. و هر کس که در حق برادران ایمانی خود تا دینار آخر حسابرسی کند کار بدی کرده است.
و ظاهرا (سوء الحساب) دارای معنای کلی است که دو مصداق دارد. و هر دو معنای اول و دوم مصداق حساب بد هستند که نسبت به گروه های اهل محشر فرق می کند. ممکن است سوء الحساب در مورد عده ای به معنای اول باشد و برای عده ای دیگر به معنای دوم بوده باشد.
و به تعبیر دیگر بدی حساب شدت و ضعف دارد و معنای اول نوع شدید آن بوده و معنای دوم نوع خفیف آن است. و این بستگی به اندازه خباثت و مقدار گناهان افراد دارد.
شاهد بر صدق مدعای ما بعضی روایات است که هر دو معنی در آنها جمع شده است.
به عنوان نمونه هشام بن سالم از امام صادق (ع) چنین نقل کرده است:
فی قوله تعالی: و یخافون سوء الحساب قال: الاستقصاء و المداقة و قال یحسب علیهم السیئات و لا یحسب لهم الحسنات:(183) فرمود: مقصود از حساب بد، بررسی و کاوش دقیق و حسابرسی از جمیع جهات است، به این که کارهای بد به حساب آمده ولی کارهای خوب هیچ به حساب نیاید.
و کسانی مورد محاسبه قرار می گیرند که از نعمت مال و مقام و علم برخوردار باشند کما اینکه امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: انما الحسنات علی من تلبس بها ههنا:(184) همانا کسی مورد محاسبه قرار می گیرد که از نعمت دنیا برخوردار باشد.