فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

سرعت حسابرسی در قیامت

حسابرسی اعمال تمام انسانها در قیامت ظرف مدت کوتاه و فاصله کم انجام می شود. البته این یک امر غیر عادی بوده و با سرعت مجهزترین کامپیوترهای مدرن امروزه هرگز قابل قیاس نمی باشد.
این مطلب از آیات و روایات بسیاری به وضوح استفاده می شود که فرمود:
ألا له الحکم و هو اسرع الحاسبین:(154) آگاه باشید که حکم و اعلام نتیجه نهایی حساب اعمال بندگان به دست خداوند توانا و دانا بوده و او سریع ترین حساب کنندگان است.
در آیه 4 سوره معارج می خوانیم:
تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة:
ملائکه و روح - که اعظم ملائکة و یا موجودی قویتر است - جهت حسابرسی و عرض اعمال به محضر ربوبی عملیات عروج را ظرف یک روز انجام می دهند که شما با مدرن ترین وسائل اگر بخواهید انجام دهید معادل پنجاه هزار سال به طول می انجامد.
در تفسیر این آیه کریمه از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
لو ولی الحساب غیر الله لمکثوا فیه خمسین ألف سنة من قبل ان یفرغوا و الله سبحانه یفرغ من ذلک فی ساعة:(155) اگر حسابرسی اعمال بندگان را غیر خدا - انسان - انجام می داد زمانی معادل پنجاه هزار سال طول می کشید و هنوز به حساب تمام اعمال رسیده نمی شد ولی خدای تعالی در عرض یک ساعت آن را به پایان می رساند.
از این حدیث شریف بر می آید که مقصود از یوم در آیه روز عادی بین طلوع و غروب خورشید نیست بلکه زمان کوتاه مقصود است. شاهد بر این مطلب روایت دیگر است که حضرت فرمود:
لا ینتصف ذلک الیوم حتی یقبل اهل الجنة فی الجنة و اهل النار فی النار(156) روز حسابرسی نصف نمی شود که به حساب همه خلائق رسیدگی شده و هر یک از اهل بهشت و دوزخ به جایگاه ابدی خود رهسپار می شوند.
و این اندازه سرعت غیر عادی در حسابرسی گر چه از انسان عادة محال است ولی در حق پروردگار قادر مطلق امری معقول و ممکن است زیرا با وسائل و اسباب مادی انجام نمی گیرد. عینا همین مطلب در قبض روح مطرح است که در آن واحد خدای توانا همه خلایق را قبض روح می کند. بدون اینکه اشکالی در کارش ایجاد شود. زیرا آنچه مانع حرکت و موجب بطوء و کندی می شود جرم کثیف مادی است.
بهترین مثال حالت خواب است که انسان در عالم رؤیا مسافت زیادی را یک لحظه طی می کند چون سیر کننده جرم مادی و بدن جسمانی انسان نیست بلکه روح است. و از این جهت خواب مانند مرگ است یعنی در هر دو حالت انسان قبض روح می شود. فرمود:
الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی أجل مسمی:(157)
خداوند متعال جانها را هنگام مرگ تحویل گرفته و نیز شخص زنده در حال خواب را قبض روح می کند سپس روح هر کسی را که اراده مرگش کرده باشد، گرفته و نگاه داشته و روح کسی را که مشیت الهی، به زندگیش تعلق گرفته باشد رها کرده و به کالبد او باز می گرداند.
و به طریق اهل سنت در کنز العمال از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: النوم أخو الموت:(158) خواب برادر مرگ است.
در برخی روایات مدت حسابرسی اعمال در قیامت به اندازه چشم بر هم زدن و یا زمان دوشیدن شیر بیان شده است و در بعضی روایات آمده که حسابرسی اعمال در روز قیامت به طور دفعی انجام می شود.
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان(159) می گوید:
و رد فی الخبر انه تعالی یحاسب الخلائق کلهم فی مقدار لمح البصر و روی بقدر حلب شاة... و روی عن امیرالمؤمنین انه قال انه یحاسب الخلق دفعة کما یرزقهم دفعة: در حدیث وارد شده است که خدای تعالی اعمال تمام خلائق را در قیامت به اندازه یک چشم برهم زدن حسابرسی می کند و نیز روایت شده است که حسابرسی اعمال را به مقدار زمان دوشیدن شیر به پایان می رساند و از امیر المؤمنین علی (ع) روایت شده(160) است که در معنای آیه شریفه (و الله سریع الحساب) فرمود: مقصود از سرعت حسابرسی خدای تعالی در قیامت این است که به طور دفعی انجام می دهد کما اینکه همه بندگان را در یک لحظه روزی می دهد.
در سوره نحل - آیه هفتاد و هفتم - می خوانیم:
و ما امر الساعة الا کلمح البصر او هو اقرب: رخداد قیامت و حوادث مربوط به آن در یک چشم برهم زدن بلکه کمتر از این فاصله تحقق می یابد.
و در سوره لقمان - آیه بیست و هشتم - آمده است:
ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحدة: آفرینش و برانگیختن همه شما انسانها نزد خدای تعالی از جهت زمان خلقت و آسانی مانند آفرینش و برانگیختن یک انسان است.
این دو آیه شریفه گرچه مربوط به اصل رخداد و برپائی قیامت و برانگیختن مردگان است، ولی از آنها می توان استفاده نمود که اساسا کثرت خلائق و طولانی بودن کار به حساب نظام مادی، هیچ مانعی در سرعت فعل خدای تعالی ایجاد نمی کند و تمام حوادث و امور قیامت نزد خدای تعالی یکسان است. البته در مقابل روایاتی وارد شده است که دلالت بر طول زمان مواقف قیامت دارد. و ما به طور مفصل در جلد اول این دو دسته آیات و روایات را مورد بحث و بررسی قرار داده ایم.

اقسام حسابرسی در قیامت

از آیات و روایات استفاده می شود که در قیامت خلایق از جهت حسابرسی اعمال به چهار دسته تقسیم می شوند.
اول: کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند.
دوم: کسانی که محاسبه آنان آسان است.
سوم: کسانی که حساب آنان سخت و شدید است و به عبارت دیگر با آنان دقیق حساب می شود.
چهارم: کسانی که بدون محاسبه وارد دوزخ می شوند.
از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شده(161) است که فرمود:
و معنی قوله: فمن ثقلت موازینه... و من خفت موازینه - فهو قلة الحساب و کثرته و الناس یومئذ علی طبقات و منازل، فمنهم من یحاسب حسابا یسیرا و ینقلب الی اهله مسرورا و منهم الذین یدخلون الجنة بغیر حساب لانهم لم یتلبسوا من امر الدنیا و انما الحساب هناک علی من تلبس بها ههنا و منهم من یحاسب علی النقیر(162) و القطمیر(163) و یصیر الی عذاب السعیر و منهم ائمة الکفر و قادة الضلالة فاولئک لا یقیم لهم یوم القیامة وزنا و لا یعبؤ بهم بامره... و تلفح وجوههم النار: مقصود خدای عزوجل از ثقل و خفت میزان، در آیه شریفه (فمن ثقلت موازینه... و من خفت موازینه، کوتاه بودن و یا به درازا کشیدن حساب قیامت است و مردم از این جهت در آن روز به اصناف و طبقاتی تقسیم می شوند. عده ای از آنان کسانی هستند که در مدت کوتاه و آسان با آنان حساب می شود و با سرور و خوشحالی به بهشت - نزد ملائکه خدمتکار و حوریان و سایر بهشتیان - رهسپار می گردند و عده ای بدون محاسبه وارد بهشت می شوند چون از مطامع و منافع دینا - گر چه مباح و مشروع - بهره ای نبرده اند. و در قیامت کسی مورد محاسبه قرار می گیرد که از دنیا بهره گرفته باشد. و عده ای روی جایگاهی بسیار تنگ و باریک حساب شدید و سخت و برخورد خشن با آنان شده و داخل دوزخ می شوند و عده ای که سران کفر و سردمداران انحراف و گمراهی هستند اعتنائی به آنان نشده و بدون هیچ حساب و سنجش برای همیشه داخل دوزخ گردیده و آتش صورتهایشان را می سوزاند.
و نیز از رسول خدا (ص) در حدیثی نقل شده که فرمود: فاما الذین سبقوا فاولئک یدخلون الجنة بغیر حساب و اما الذین اقتصدوا فاولئک یحاسبون حسابا یسیرا و اما الذین ظلموا انفسهم فاولئک الذین یحبسون فی طول المحشر:(164)
آنانی که در ایمان و عبادات و طاعات و کارهای نیک بر دیگران پیشی گرفته اند بدون محاسبه وارد بهشت می شوند و افراد میانه که محرمات را ترک کرده و واجبات را انجام داده اند و احیانا مبتلا به گناهان صغیره لمم(165) شده اند، حساب یسیر و آسان با آنان می شود. و اما آنانی که با گناهان و معاصی و با بی تفاوتی نسبت به دستورات پروردگار به خود ستم روا داشته اند، محاسبه آنان در طول مدت محشر به درازا می کشد. البته این حدیث در ذیل آیه ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله(166) آمده است.
و در روایات متعدد و معتبر مقصود از سابق فی الخیرات ائمه معصومین و انبیا الهی (ع) و افراد مهمی که تمام زندگی خود را وقف طاعت و دفاع از دین نموده و در راه خدا به شهادت رسیده اند، بیان شده است.
و مراد از (مقتصد) شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) - که عارف به حق و مقام ولایت آنان بوده و احیانا به معاصی مبتلا شده اند - بیان گردیده است. و نیز ظالم به نفس کسانی معرفی شده اند که امام زمان و ولی امر خود را نشناخته و گوش به فرمان خدای عز و جل نداده و راه طغیان و گناه پیش گرفته اند. روایات متعدد در بیان این مطلب وارد شده است که در تفسیر نورالثقلین ذیل آیه 32 سوره فاطر نقل گردیده است.

کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند

در روایات چهار گروه معرفی شده اند:
اول: کسانی که در مقابل وساوس شیطان مقاومت نموده و بر انجام واجبات و ترک گناهان استقامت ورزیده اند. و در راه اطاعت خالق سبحان قدمی راسخ داشته و هرگز دچار لغزش و انحراف نشده اند.
امام سجاد زین العابدین (ع) فرمود:
اذا جمع الله الاولین و الاخرین ینادی مناد این الصابرون لیدخلوا الجنة بغیر حساب قال فیقوم عنق من الناس فتتلقاهم الملائکة، فیقولون: الی این یا بنی آدم؟ فیقولون الی الجنة، فیقولون و قبل الحساب؟ فقالوا نعم و قالوا: و من انتم؟ قالوا الصابرون قالوا: و ما کان صبرکم؟ قالوا: صبرنا علی طاعة الله و صبرنا عن معصیة الله حتی توفانا الله عزوجل(167)
هنگامی که در قیامت خداوند متعال اولین و آخرین انسانهای طول تاریخ را گردهم آورد، منادی بانگ بر می آورد: کجایند اهل استقامت و صبر تا اینکه همگی بدون محاسبه داخل بهشت شوند؟ در این هنگام عده ای از میان خلائق برخاسته و با اراده ای مستحکم و اطمینان خاطر سر بر افراشته و به سوی بهشت می روند. و ملائکه با آنان روبرو گردیده و می پرسند کجا می روید؟ آنان قاطعانه پاسخ می دهند به سوی بهشت. ملائکه می گویند: آیا قبل از محاسبه اعمال می خواهید به بهشت بروید؟ آنان می گویند: آری قبل از محاسبه به بهشت می رویم. ملائکه می پرسند: مگر شما چه کسانی هستید؟ آنان پاسخ می دهند ما از صابران هستیم. ملائکه می پرسند: بر چه کاری استقامت داشته اید؟ آنان جواب می دهند: ما بر انجام طاعت پروردگار و پرهیز و دوری از پلیدی ها و گناهان در دنیا صبر و پایداری کرده ایم. و در این قدمگاه هرگز نلغزیده و از ادامه مسیر سستی و خستگی به خود راه نداده ایم و همچنان مقاومت نموده ایم تا اینکه جان به جان آفرین تسلیم کرده ایم.
دوم: کسانی که دوستی و علاقه شان به همدیگر برای خدا و بر اساس اخلاص بوده، و هرگز به کسی برای رسیدن به مال و مقام و مطامع پست و بی ارزش دنیا روی نیاورده. و در مقابل کسی برای مقاصد دنیوی کرنش نمی کنند.
بلکه برادران ایمانی خود را از این جهت دوست دارند که آنان را بندگان صالح خدای عزوجل می بینند نه بنده خود. و به خاطر اینکه ستایش آفریدگار جهانیان می کنند نه مدح و ثنای آنان.
کسی را دوست می دارند که دستشان را گرفته و به مقام بلند ایمان و درجه رفیع علم و معرفت نائل گرداند، نه کسی که آنان را به پست و ریاست و مقام دنیا می رساند.
آری این چنین انسان های والا بعنوان المتحابون فی الله در روایات معرفی شده اند. که بدون هیچ حساب و کتابی قبل از دیگران وارد بهشت می شوند. زینت عبادت کنندگان امام سجاد (ع) فرمود:
اذا جمع الله عزوجل الاولین و الاخرین قام مناد فنادی یسمع الناس. فیقول: این المتحابون فی الله؟ قال فیقوم عنق من الناس فیقال لهم اذهبوا الی الجنة بغیر حساب قال فتلقاهم الملائکة فیقولون الی این فیقولون الی الجنة بغیر حساب قال فیقولون فای ضرب انتم من الناس؟ فیقولون نحن المتحابون فی الله، قال فیقولون فأی شی ء کانت اعمالکم قالوا کنا نحب فی الله و نبغض فی الله:(168) هنگامی که خدای عزوجل همه انسانها را در محشر گردهم آورد، عده ای از مردم برخاسته و از جانب پروردگار متعال به آنان گفته می شود: بدون محاسبه وارد بهشت شوید. سپس آنان عزم بهشت می کنند و فرشتگان با آنان روبرو گشته و می گویند: کجا می روید؟ آنان پاسخ می دهند ما بدون محاسبه به بهشت می رویم. ملائکه می پرسند: شما از چه گروهی هستید؟ آنان پاسخ می دهند ما متحابون فی الله هستیم. ملائکه می پرسند کار شما در دنیا چه بود؟ آنان می گویند: دوستی و دشمنی ما با افراد برای خدای تعالی و بر اساس فرمان او بود.
سوم: کسانی که با نثار جان و مال خویش جهاد در راه خدا کرده اند و برای حفظ دین و دفاع از حق محرومین، از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. و با ستمگران و زورگویان مبارزه نموده اند و در این مبارزه تا سرحد شهادت پیش رفته اند. هرگز زندگی آرام نداشته و پیوسته مورد سرزنش و آزار و شکنجه بوده اند. و برای جلب رضای پروردگار متعال همه سختی ها را به جان خریده اند و هرگز سستی و خستگی به خود راه نداده اند.
آری این ربایندگان گوی سبقت میدان ایمان و توحید و پیشی گیرندگان مسابقه بزرگ کمال و رشد، مال و منافع دنیا بلکه جان شیرین خود را در طبق اخلاص نهاده و به خالق سبحان عرضه داشتند تا به عالم ملکوت راه یابند و خدای عزوجل در همین عالم قبل از برپائی قیامت این معامله را امضا کرده و بهای کالای آنان را بهشت جاوید تعیین نموده است، پس دلیلی بر محاسبه آنان در قیامت نیست. سند امضای این معامله آیه شریفه قرآن است که فرمود:
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة:(169)
همانا خداوند متعال جان و مال مؤمنین را به بهای بهشت جاوید از آنان خریده است.
در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که خدای تعالی در قیامت خطاب به این گروه از مردم می فرماید:
ای عبادی الذین قاتلوا فی سبیلی و قتلوا و أذوا فی سبیلی و جاهدوا فی سبیلی أدخلوا الجنة فیدخلونها بغیر عذاب و لا حساب:(170) ای بندگان فداکاری که در راه اطاعت از فرمان و جلب رضایت من مبارزه و قتال نموده و جان باخته اید و در این راه آزار و شکنجه تحمل کرده اید، اکنون وارد بهشت شوید سپس آنان بدون محاسبه به آسانی وارد بهشت می شوند.
چهارم: کسانی که از نعمت دنیا هرگز بیش از آنچه که پروردگار متعال برایشان مقدر فرمود توقع نداشته و به مقدار کم راضی و قانع هستند و لحظه ای از قدرت خدای عزوجل غافل نبوده و به خود جرات گناه در خلوت و پنهانی نمی دهند، چرا که دل به خدا بسته اند، نه به مال و مقام دنیا. دل به دلداری بسته اند که در خلوت برایشان جلوه می کند. پس چگونه به خود جرات جسارت و طغیان دهند؟
از رسول مکرم اسلام نقل شده است که فرمود:
اذا کان یوم القیامة انبت الله لطائفة من امتی اجنحة فیطیرون من قبورهم الی الجنان یسرحون فیها و یتنعمون کیف شاؤوا. فیقول لهم الملائکة: هل رایتم حسابا؟ فیقولون ما راینا حسابا فیقولون هل جزتم علی الصراط؟ فیقولون: ما راینا صراطا فیقولون لهم هل رایتم جهنم؟ فیقولون ما راینا شیئا، فتقول الملائکة: من امة من انتم؟ فیقولون من امة محمد (ص). فیقولون ننشدکم الله ما کانت اعمالکم فی الدنیا؟ فیقولون خصلتان کانتا فینا فبلغنا الله هذه المنزلة بفضل رحمته فیقولون: و ما هما؟ فیقولون: کنا اذا خلونا نستحیی ان نعصیه و نرضی بالیسیر مما قسم لنا. فتقول الملائکه یحق لکم هذا:(171)
هنگامی که قیامت برپا گشت خدای توانا برای گروهی از امت من بالهایی در آورده و آنان از آرامگاه خود به سوی بهشت پر می کشند، و در آن به آسایش پرداخته و از نعمتهای آن هر گونه بخواهند استفاده می کنند. ملائکه به آنان می گویند: آیا شما در محشر محاسبه نشده اید؟ آنان پاسخ می دهند: خیر، ما حسابی ندیده ایم. ملائکه می پرسند: آیا از صراط عبور کرده اید؟ آنان جواب می دهند ما صراطی ندیده ایم، ملائکه می گویند: آیا آتش دوزخ را دیده اید؟ می گویند: آتشی به چشم ما نخورده است. ملائکه می پرسند: شما امت کدام پیامبر هستید؟ آنان می گویند: از امت محمد (ص). سپس ملائکه گویند: شما را به خدا سوگند به ما بگوئید اعمال شما در دنیا چه بود؟ آنان می گویند: دو خصلت در ما بوده است که خدای توانا به فضل و رحمت خود ما را به این درجه و منزلت رسانده است. ملائکه می پرسند: آن دو صفت چه بود؟ می گویند: اول: این که ما در خلوت و پنهان از خدا شرم می کردیم که معصیت کنیم. دوم: اینکه به اندازه کم از مال و متاع دنیا که خداوند برای ما مقدر فرمود قانع و راضی بودیم.
از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود:
اذا کان یوم القیامة قام عنق من الناس حتی یأتوا باب الجنة فیضربوا باب الجنة فیقال لهم: من انتم؟ فیقولون: نحن الفقراء. فیقال لهم: أقبل الحساب؟ فیقولون: ما أعطیتمونا شیئا تحاسبونا علیه. فیقول الله عزوجل صدقوا، ادخلوا الجنة(172) هنگامی که قیامت برپا شد عده ای از مردم برخاسته به سوی بهشت می روند تا اینکه به بهشت رسیده و درب را می کوبند که داخل شوند. به آنان خطاب می شود: شما چه کسانی هستید؟ می گویند: ما فقرا هستیم، به آنان گفته می شود: آیا می خواهید قبل از حساب اعمال وارد بهشت شوید؟ می گویند: به ما چیزی از مال و متاع دنیا نداده اید تا مورد حساب قرار دهید. در این هنگام از جانب پروردگار متعال به ملائکه خطاب می شود: آنان راست گفته اند، وارد بهشت شوید.