فهرست کتاب


برهان قاطع، پیرامون قیامت (جلد دوم)

علی اکبر سیفی‏

تحقیق لغوی

واژه الحساب در لغت به سه معنی آمده است:
1- مصدر فعل حسب یحسب به معنای شمردن(134) هر چیز و یا شمردن به عدد(135) و شمارش دانه دانه و فرد فرد، به طور کامل(136) است و همین معنی در حدیث راجع به تسبیح فاطمه زهرا (س) مقصود است که آمده:
من سبقت أصابعه لسانه حسب له(137) یعنی هر کسی که زبانش یک تکبیر گفت ولی با انگشت دو دانه یا بیشتر تسبیح برداشت به تعداد دانه های تسبیح - که اضافه بر تکبیر لفظی است - برای او ثواب شمرده می شود.
2- مصدر دوم(138) باب مفاعله و به معنای محاسبه و بررسی و کنترل و یا زیر سوال بردن است.
در آیه 284 سوره بقره می خوانیم:
ان تبدوا ما فی انفسکم أو تخفوه یحاسبکم به الله(139) یعنی خداوند متعال به خاطر تصمیمات و نیات قلبی شما را زیر سوال می برد. چه اینکه اظهار کنید و یا در دل مخفی نگاه داشته باشید.
و نیز در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل شده که در وصیت به ابی ذر فرمود: حاسب نفسک قبل أن تحاسب فهو أهون لحسابک غداً و زن نفسک قبل أن توزن:(140) ای اباذر خود را کنترل و کارهایت را محاسبه کن قبل از آنکه مامورین الهی در قیامت تو را زیر سوال ببرند چرا که حساب اینجا آسانتر از حساب فردای قیامت است و قبل از آنکه در قیامت کارهایت در ترازوی عدل الهی سنجیده شود خود را مورد سنجش قرار بده.
3- کفایت کردن و از عهده بر آمدن. در صحاح و قاموس آمده: شی ء حساب ای کاف.
بعضی نوشته اند که برای ماده حساب چهار بلکه هفت معنی در لغت ذکر شده ولی خلاف مقتضای تحقیق است زیرا سایر معانی از مواد دیگر اخذ شده است مانند معانی اندازه و مقدار و مفاخر آباء و اجداد و جزم و یقین و عذاب، که از مواد حسْب(141) و حسَب(142) و حِسبان(143) و حُسبان(144) می باشد.
و آنچه از معانی که مربوط به ماده حساب است همین سه معنا می باشد که ذکر نموده ایم.
و می توان گفت که ماده حساب برای معنای جامع بین این سه معنا وضع شده است. یعنی شمارش کافی و نهائی با بررسی و کنترل دقیق برای تعیین مقدار عمل و ارزش آن.
و همین معنای جامع در آیه شریفه جزاء من ربک عطاء حسابا(145) مقصود است. یعنی نعمتهای فراوان و بی پایان بهشت جزافی و بدون حساب به مؤمنین داده نشده بلکه تحت کنترل و محاسبه دقیق بوده و بعد از شمارش دقیق و بررسی نهائی این نعمتها را به آنان داده ایم.
آنچه از خصوصیات که در بیان معنای لغوی واژه حساب بیان کرده ایم، وجه تسمیه قیامت به این نام را تشکیل می دهد.
چرا که در قیامت تمام کارهای انسان مورد حسابرسی و کنترل دقیق پروردگار توانا قرار می گیرد.
کوچکترین کارها که در نظر ما ناچیز است مورد بررسی و شمارش مأمورین الهی قرار می گیرد.
فرمود: و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبة من خردل أتینا بها و کفی بنا حاسبین:(146) وسائل و معیارهای سنجش اعمال را در قیامت جهت کنترل و بررسی کرده های بشر نصب می کنیم. و به کسی در حساب هیچ عملی ظلم نشده بلکه کوچکترین کارها - حتی اگر به اندازه دانه خردل هم ناچیز بوده باشد - آنرا احضار کرده و به حساب می آوریم. و ما در این حسابرسی دقیق از توانائی کامل برخوردار بوده و به کسی نیاز نداریم.
و فرمود: لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا أحصاها(147) گناه کوچک باشد یا بزرگ از جهت شمارش برای ذات قادر مطلق فرقی نکرده و هیچکدام آنها از قلم نمی افتد.
ریشه لغوی فعل أحصی کلمه الحصی به معنی سنگریزه است. یعنی مانند شمارش دانه های سنگریزه همه گناهان، ریز و درشت به شمارش آمده و حساب می شود.
حتی ممکن است خیلی از گناهان را انسان فراموش کرده و هیچ به یادش نمانده باشد. ولی همه آنها مورد شمارش کامل و حسابرسی دقیق پروردگار عادل قرار خواهد گرفت. که فرمود:
یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا، أحصاه الله و نسوه و الله علی کل شی ء شهید:(148)
روزی که خالق سبحان همه انسانها را بر می انگیزد - یعنی قیامت - آنها را از آنچه کرده اند خبر می دهد. خدای توانا آنچه از کارها که انسان در طول زندگی دنیا انجام داده است همه را شمرده، در حالی که انسان بسیاری از آنها را به دست فراموشی سپرده است.
با این بیان روشن گشت که چرا قیامت به یوم الحساب نامگذاری شده است.

در قیامت نیتها به حساب آورده می شود

از آیات و روایات بسیاری استفاده می شود که نیات و مقاصد انسان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد.
چنان که گذشت در آیه 284 سوره بقره آمده است:
ان تبدوا ما فی أنفسکم أو تخفوه یحاسبکم به الله: نیات و مقاصد قلبی خود را چه اظهار کنید یا مخفی نگاه داشته باشید خداوند آنها را در قیامت به حساب می آورد.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش(149) از امام رضا (ع) نقل کرده است که حضرت فرمود:
اذا کان یوم القیامة أوقف المؤمن بین یدیه فیکون هو الذی یتولی حسابه فیعرض علیه عمله فینظر فی صحیفته فاول ما یری سیئاته فیتغیر بذلک لونه و ترتعش فرائصه و تفزع نفسه ثم یری حسناته فتقر عینه و تسر نفسه و تفرح روحه ثم ینظر الی ما اعطاه الله من الثواب فیشتد فرحه. ثم یقول الله للملائکة هلموا الصحف التی فیها الاعمال التی لم یعملوها، فیقرؤنها.
ثم یقولون و عزتک انک لتعلم أنا لم نعمل منها شیئا فیقول صدقتم، نویتموها فکتبناها لهم ثم یثابون علیها:
هنگامیکه قیامت برپا گشت بنده مؤمن در مقابل خدای تعالی نگاه داشته شده و توقیف می گردد و نامه عمل را مامورین الهی به دستش می دهند. آن شخص در نامه نگاه می کند، اول گناهان و کارهای بد به چشم او می خورد، وحشت کرده و رنگ از رخسارش پریده و چون بید به خود می لرزد و ضجه می زند. سپس نگاهش به اعمال صالح و کارهای نیک و طاعت می افتد و چشمش روشن شده و خوشحال می گردد. و بعد ثوابهائی را که پروردگار مهربان به او ارزانی داشت می بیند و بر شادی او افزوده می شود، سپس خداوند متعال به ملائکة دستور می فرماید: نامه هائی که در آنها برای صاحبانشان - بدون عمل - ثواب نوشته ایم بیاورید. آنان نامه ها را آورده و صاحبانشان آنها را می خوانند. و با تعجب می گویند: خدایا به جلالت قسم شما آگاهید که ما هرگز هیچکدام از این کارهای نیک را انجام نداده ایم، پس چگونه آنها را در نامه عمل ما ثبت فرموده اید. خدای دانا و حکیم در پاسخ می فرماید: راست می گویید ولی شما این کارهای نیک را در دنیا نیت کرده اید. لذا ما برای شما نوشتیم.
سپس ثواب آن اعمال به آنها داده می شود.
از امام صادق روایت(150) شده است که فرمود:
ان العبد لینوی من نهاره ان یصلی باللیل فتغلبه عینه فینام فیثبت الله له صلاته و یکتب نفسه تسبیحا و یجعل نومه علیه صدقه: بنده مؤمن در روز نیت می کند نماز شب بخواند اما خواب بر او چیره گشته و موفق به نافله شب نمی شود ولی خداوند آن نماز را برایش نوشته و برای نفسهای او ثواب تسبیح می نویسد و خوابش را به پای او صدقه حساب می نماید.
و نیز در حدیث(151) دیگری از آن حضرت نقل شده که فرمود:
ان العبد المؤمن الفقیر لیقول یا رب ارزقنی حتی أفعل کذا و کذا من البر و وجوه الخیر فاذا علم الله عزوجل ذلک منه بصدق النیة کتب له من الاجر مثل ما یکتب له لو عمله ان الله واسع کریم: بنده مؤمن تنگدست با خود می گوید: خدایا به من نعمت روزی ارزانی دار تا دست فقرا و محرومین را بگیرم و کارهای خیر انجام دهم. و خدای تعالی چون به صدق نیت او آگاه است قصد او را به حساب آورده و برای او ثواب همان اعمال نیک را می نویسد و از خزانه او هیچ کم نمی شود.
در روایتی(152) زید شحام به امام صادق (ع) عرضه داشت: انی سمعتک تقول نیة المؤمن خیر من عمله، فکیف تکون النیة خیرا من العمل؟ قال (ع): لان العمل ربما کان ریاء للمخلوقین و النیة خالصة لرب العالمین فیعطی عزوجل علی النیة ما لا یأتی علی العمل: از شما شنیده ام که فرموده اید: نیت مؤمن بهتر از عمل او است، چگونه ممکن است؟ حضرت در پاسخ فرمود: زیرا ممکن است چه بسا در عمل ریا کند. ولی نیت، خالص برای پروردگار جهانیان است، لذا ممکن است خداوند ثوابی را که برای نیت خیر منظور می دارد آن را برای عمل خیر ثبت نفرماید.
و نیز در حدیث(153) دیگر امام باقر (ع) فرمود: نیة الکافر شر من عمله و ذلک لان الکافر ینوی الشر و یأمل من الشر ما لا یدرکه: نیت پلید کافر از عملش بیشتر مجازات دارد چرا که نیت کارهای زشت بسیار و آرزوی گناهان بی شماری در سر دارد که به انجام بعضی از آنها موفق می شود.
البته درباره ثواب و عقاب بر اساس نیت روایات زیاد و گوناگونی آمده که باید بحث مستقل و مفصل نمود و چون جای اصلی این بحث در اینجا نیست به همین مقدار اکتفا می کنیم و حاصل آنچه ما از اخبار استفاده کرده ایم این است که خدای تعالی کلیه منویات و مقاصد خیر مؤمن را به لطف و عنایت خود به حساب آورده ولی نیت گناه و معصیت مؤمن را به حساب نمی آورد مگر اینکه تجری کرده و به اعتقاد و نیت گناه کاری را که معتقد به حرمت آن است انجام دهد و سپس برایش معلوم شود که ذات آن عمل در واقع جایز و مباح بود که در این صورت بین علما اختلاف است عده ای مثل مرحوم شیخ انصاری قائل به عدم عذاب بر نیت در این گونه موارد بوده و عده ای مثل صاحب فصول قائل به عذاب هستند. بنظر می رسد حق با صاحب فصول باشد زیرا بالاخره شخص عمل خارجی را توسط اعضاء و جوارح بدنش به قصد عصیان انجام داد و تبعیت از خطوات شیطان و عصیان و طغیان از فرمان خداوند متعال بر این گونه عمل صدق می کند. و در صریح آیات قرآن مجید بر اینگونه عناوین وعده عذاب مترتب شده است. البته این بحث ما در اینجا ناقص بوده و مستوفی نیست. و اطاله کلام را بیش از این مناسب این کتاب نمی بینیم.

سرعت حسابرسی در قیامت

حسابرسی اعمال تمام انسانها در قیامت ظرف مدت کوتاه و فاصله کم انجام می شود. البته این یک امر غیر عادی بوده و با سرعت مجهزترین کامپیوترهای مدرن امروزه هرگز قابل قیاس نمی باشد.
این مطلب از آیات و روایات بسیاری به وضوح استفاده می شود که فرمود:
ألا له الحکم و هو اسرع الحاسبین:(154) آگاه باشید که حکم و اعلام نتیجه نهایی حساب اعمال بندگان به دست خداوند توانا و دانا بوده و او سریع ترین حساب کنندگان است.
در آیه 4 سوره معارج می خوانیم:
تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة:
ملائکه و روح - که اعظم ملائکة و یا موجودی قویتر است - جهت حسابرسی و عرض اعمال به محضر ربوبی عملیات عروج را ظرف یک روز انجام می دهند که شما با مدرن ترین وسائل اگر بخواهید انجام دهید معادل پنجاه هزار سال به طول می انجامد.
در تفسیر این آیه کریمه از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
لو ولی الحساب غیر الله لمکثوا فیه خمسین ألف سنة من قبل ان یفرغوا و الله سبحانه یفرغ من ذلک فی ساعة:(155) اگر حسابرسی اعمال بندگان را غیر خدا - انسان - انجام می داد زمانی معادل پنجاه هزار سال طول می کشید و هنوز به حساب تمام اعمال رسیده نمی شد ولی خدای تعالی در عرض یک ساعت آن را به پایان می رساند.
از این حدیث شریف بر می آید که مقصود از یوم در آیه روز عادی بین طلوع و غروب خورشید نیست بلکه زمان کوتاه مقصود است. شاهد بر این مطلب روایت دیگر است که حضرت فرمود:
لا ینتصف ذلک الیوم حتی یقبل اهل الجنة فی الجنة و اهل النار فی النار(156) روز حسابرسی نصف نمی شود که به حساب همه خلائق رسیدگی شده و هر یک از اهل بهشت و دوزخ به جایگاه ابدی خود رهسپار می شوند.
و این اندازه سرعت غیر عادی در حسابرسی گر چه از انسان عادة محال است ولی در حق پروردگار قادر مطلق امری معقول و ممکن است زیرا با وسائل و اسباب مادی انجام نمی گیرد. عینا همین مطلب در قبض روح مطرح است که در آن واحد خدای توانا همه خلایق را قبض روح می کند. بدون اینکه اشکالی در کارش ایجاد شود. زیرا آنچه مانع حرکت و موجب بطوء و کندی می شود جرم کثیف مادی است.
بهترین مثال حالت خواب است که انسان در عالم رؤیا مسافت زیادی را یک لحظه طی می کند چون سیر کننده جرم مادی و بدن جسمانی انسان نیست بلکه روح است. و از این جهت خواب مانند مرگ است یعنی در هر دو حالت انسان قبض روح می شود. فرمود:
الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت و یرسل الاخری الی أجل مسمی:(157)
خداوند متعال جانها را هنگام مرگ تحویل گرفته و نیز شخص زنده در حال خواب را قبض روح می کند سپس روح هر کسی را که اراده مرگش کرده باشد، گرفته و نگاه داشته و روح کسی را که مشیت الهی، به زندگیش تعلق گرفته باشد رها کرده و به کالبد او باز می گرداند.
و به طریق اهل سنت در کنز العمال از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: النوم أخو الموت:(158) خواب برادر مرگ است.
در برخی روایات مدت حسابرسی اعمال در قیامت به اندازه چشم بر هم زدن و یا زمان دوشیدن شیر بیان شده است و در بعضی روایات آمده که حسابرسی اعمال در روز قیامت به طور دفعی انجام می شود.
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان(159) می گوید:
و رد فی الخبر انه تعالی یحاسب الخلائق کلهم فی مقدار لمح البصر و روی بقدر حلب شاة... و روی عن امیرالمؤمنین انه قال انه یحاسب الخلق دفعة کما یرزقهم دفعة: در حدیث وارد شده است که خدای تعالی اعمال تمام خلائق را در قیامت به اندازه یک چشم برهم زدن حسابرسی می کند و نیز روایت شده است که حسابرسی اعمال را به مقدار زمان دوشیدن شیر به پایان می رساند و از امیر المؤمنین علی (ع) روایت شده(160) است که در معنای آیه شریفه (و الله سریع الحساب) فرمود: مقصود از سرعت حسابرسی خدای تعالی در قیامت این است که به طور دفعی انجام می دهد کما اینکه همه بندگان را در یک لحظه روزی می دهد.
در سوره نحل - آیه هفتاد و هفتم - می خوانیم:
و ما امر الساعة الا کلمح البصر او هو اقرب: رخداد قیامت و حوادث مربوط به آن در یک چشم برهم زدن بلکه کمتر از این فاصله تحقق می یابد.
و در سوره لقمان - آیه بیست و هشتم - آمده است:
ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحدة: آفرینش و برانگیختن همه شما انسانها نزد خدای تعالی از جهت زمان خلقت و آسانی مانند آفرینش و برانگیختن یک انسان است.
این دو آیه شریفه گرچه مربوط به اصل رخداد و برپائی قیامت و برانگیختن مردگان است، ولی از آنها می توان استفاده نمود که اساسا کثرت خلائق و طولانی بودن کار به حساب نظام مادی، هیچ مانعی در سرعت فعل خدای تعالی ایجاد نمی کند و تمام حوادث و امور قیامت نزد خدای تعالی یکسان است. البته در مقابل روایاتی وارد شده است که دلالت بر طول زمان مواقف قیامت دارد. و ما به طور مفصل در جلد اول این دو دسته آیات و روایات را مورد بحث و بررسی قرار داده ایم.